صفحه اصلی / مقالات / دائرة المعارف بزرگ اسلامی / کلام و فرق / اجل /

فهرست مطالب

اجل


نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی : یکشنبه 4 خرداد 1399 تاریخچه مقاله

اَجَل، در لغت به معنای مدت هر چیزی و زمان فرا رسیدن مرگ و موعد پرداخت وام است (نک‍ : ابن‌منظور) و در قرآن مجید در معانی و موارد متعدد به كار رفته است: آفرینش ‌آسمان و زمین اجل معین (مسمی) دارد و عمر آنها پس از زمان معینی به سر خواهد رسید (روم / 30 / 8). گردش خورشید و ماه تا اجل معینی است (رعد / 13 / 2، لقمان / 31 / 29، فاطر / 35 / 13). خداوند كیفر گناهان را تا اجل معینی كه همان هنگام مرگ یا قیامت باشد، به تأخیر می‌اندازد (طه / 20 / 129، فاطر / 35 / 45). درنگ جنین در رحم مادر اجل معین دارد (حج / 22 / 5). امتها اجل دارند و هنگامی كه آن اجل فرا رسد، نه كوتاه و نه دراز می‌شود (اعراف / 7 / 34، ‌یونس / 10 / 49). خداوند برای هر انسان عمر مشخص و اجل معینی قرار داده است (انعام / 6 / 2، زمر / 39 / 42).
كلمۀ ‌اجل در آیات مربوط به سرگذشت موسی (ع) به معنای زمان قرارداد و معاده میان شعیب و موسی و در آیۀ دین به معنای سررسید مهلت وام به كار رفته است (قصص / 28 / 9، بقره / 2 / 282). منظور از اجل معنی (مسمی) در آیات مذكور این است كه عمر انسانها، امتها، آسمان و زمین و همۀ مخلوقات دیگر و نیز سیر همۀ امور در این عالم تابع قرار و قاعدۀ ‌معین و دارای ابتدا و انتهای مشخصی است و خداوند این عالم را براساس حكمت آفریده، اداره می‌كند و آن را به حال خود رها نكرده است. این مطلب با سایر مضامین قرآن از ربوبیت عام و شامل خداوند در عالم مخلوقات، كاملاً هماهنگ است. مسلمانان معاصر پیامبر (ص) در فهم این آیات مشكلی نداشتند؛ تا اینكه پس از پدید آمدن مباحث كلامی در میان مسلمانان كه فهم بعضی از آیات قرآن دشوار گردید، فهم آیات مربوط به اجل معین هر انسان نیز دچار صعویت شد و مباحث مختلفی دربارۀ‌ مسأله اجل به وجود آمد و اجل یكی از مباحث علم كلام گردید.
متكلمان اسلام سه موضوع آجال، ارزاق و اسعار را در كتابهای خود در كنار هم مورد بحث قرار داده‌اند و همۀ این مباحث را از فروع یك مسألۀ اصلی دیگر به شمار آورده‌اند و آن این است كه آیا افعال انسان به خود او منسوب است، یا به خداوند. در كلام اسلامی، این مسأله محور همۀ مباحث مفصلی واقع شده كه دربارۀ ‌جبر و اختیار، قضا و قدر، ‌هدایت و ضلالت، ایمان و كفر، استطاعت و مانند اینها به وجود آمده است. ارتباط این مباحث با این سؤال كه مبدأ افعال انسان خداوند است، یا خود انسان، روشن است؛ ولی آنچه مبهم است، این مطلب است كه مسألۀ آجال و ارزاق و اسعار چگونه در مباحث متكلمان به مسألۀ مبدأ افعال انسان ربط داده شده و از فروع آن به شمار آمده است. با بررسی كیفیت طرح این مسائل در كتابهای كلامی معلوم می‌شود كه این ارتباط از این طریق پیدا شده كه متكلمان اشعری آیات اجل و رزق را آیات مناسبی برای خرده‌گیری بر معتزله یافته‌اند كه انسان را مبدأ افعال خود می‌دانستند. یكی از دلیلهای معتزله برای نظریۀ عدم انتساب افعال انسان به خداوند، این بود كه بسیاری از افعال انسان قبیح است و چون افعال قبیح را نمی‌توان به خداوند نسبت داد، پس مبدأ افعال انسان باید خود وی باشد.
اشاعره می‌گفتند آیات اجل و رزق این نظریه را نقض می‌كند، زیرا در آیات هرگونه مرگ ــ كه شامل مرگ مقتول از طریق كشتن ستمكارانۀ قبیح نیز می‌شود ــ تعیین شده از طرف خدا (دارای اجل مسمی) معرفی شده است؛ چنانكه هرگونه رزق كه به دست انسان می‌رسد، گرچه با فعل حرام و قبیح تحصیل شده باشد، رزق خدا نامیده شده است. پس قبیح بودن فعل انسان مانع انتساب آن به خداوند نمی‌شود و از این رو استدلال معتزله باطل است (اشعری، 53، 54؛ جرجانی، 8 / 170-173؛ نیز نک‍ : قاضی عبدالجبار، 11 / 4-26).
معتزله این اشكال را بدون پاسخ نگذاشتند و متناسب با مبانی خود به آن جواب دادند و آیات مربوط را نیز تأویل كردند. نتیجۀ این ایرادها و پاسخها پیدا شدن عناوین و مباحث آجال و ارزاق و اسعار در كتب كلامی بود.
علاوه بر مباحثی كه بدان اشاره شد، مفسران آیۀ‌ «هُوَ الَّذی خَلَقَكُمْ مِنْ طینٍ ثُمَّ قضى اَجَلاً وَ اَجَلٌ مُسَمّیً عِنْدَهُ» (انعام / 6 / 2) را كه در آن ظاهراً از دو اجل برای هر انسان نام برده شده، گوناگون تفسیركرده‌اند. در میان این نظریات مقبول‌ترین آنها این است كه بر حسب این آیه برای هر انسان دو اجل متصور است: اجل طبیعی و اجل اخترامی (به اصطلاح حكما). اجل طبیعی آن است كه انسان در پایان یك عمر طبیعی بدان می‌رسد و اجل اخترامی آن است كه بر اثر یك حادثۀ مرگ‌زا، قبل از تمام شدن عمر طبیعی پیش می‌آید. هر انسان ممكن است با اجل طبیعی از دنیا برود و ممكن است با اجل اخترامی بمیرد. هر كدام از اینها واقع شود، سرانجام انسان با اجلی كه در قضا و قدر الهی معین شده، از دنیا می‌رود و هر انسان در واقع بیش از یك اجل ندارد و منظور از اجل معلوم شده در علم خداوند همان است كه (فخرالدین رازی، 11، 153-154؛ طباطبایی، 7 / 9-10؛ نیز علامۀ حلی، 368- 369). در احادیث منقول از پیشوایان دینی نیز به «آجال معین» و «ارزاق مقسوم» تصریح شده است (مثلاً نک‍ : احمد بن حنبل، 1 / 382، 432، 3 / 50، جم‍ ؛ كلینی، 1 / 147).

مآخذ

 ابن‌منظور، لسان؛ احمد بن حنبل، مسند، قاهره، 1313 ق؛ اشعری، ‌ابوالحسن، الابانة عن اصول الدیانة، مدینه، 1975 م؛ جرجانی، علی، شرح المواقف، قاهره، 1325 ق / 1907 م؛ طباطبایی، محمد حسین، المیزان، بیروت، 1971 م؛ علامۀ حلی، حسن، كشف المراد، به كوشش ابراهیم موسوی زنجانی، بیروت، 1399 ق / 1979 م؛ فخرالدین رازی، التفسیر الكبیر، بیروت، دار احیاء التراث العربی؛ قاضی عبدالجبار، المغنی، قاهره، 1385 ق / 1965 م؛ قرآن مجید؛ كلینی، محمد، الكافی، تهران، 1388 ق.

محمد مجتهد شبستری

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: