صفحه اصلی / مقالات / دائرة المعارف بزرگ اسلامی / تاریخ / تیمورتاش، عبدالحسین /

فهرست مطالب

تیمورتاش، عبدالحسین


نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 22 شهریور 1400 تاریخچه مقاله

تِیْمورْتاش، عبدالحسین (ح 1260- مهر 1312ش/ 1881 – اکتبر 1933م)، ملقب به مُعزّزالملک و سردار معظم، دولتمرد مشهور ایرانی.
پدر وی کریم دادخان نَردینی، ملقب به معززالملک و امیرمنظم، حاکم سبزوار و جوین بود (بامداد، 2/ 339؛ مرسلوند، 2/ 319) و تیمورتاش به احتمال بسیار در بجنورد به دنیا آمد. وی در نوجوانی همراه پدرش، نخست به عشق‌آباد و سپس برای ادامۀ تحصیل به سن پترزبورگ رفت و با نظر و سفارش پرنس ارفع، وزیر مختار وقت ایران در روسیه، در یکی از مدارس سواره‌نظام کادِت، موسوم به نیکلای ــ که به فرزندان افسران روس اختصاص داشت (برای تفصیل دربارۀ این مدارس، نک‍ : «فرهنگ...»،XXVI/ 874-875 ؛ BSE2, XIX/ 287)، به تحصیل پرداخت. او با موفقیت فارغ‌التحصیل شد و زبانهای روسی و فرانسه را نیز به خوبی فراگرفت (ارفع، 140-141؛ شیخ‌الاسلامی، 25؛ مستوفی، 2/ 86، 158؛ نیز نک‍ : خان‌شقاقی، 280). تیمورتاش در بحبوحۀ جنبش مشروطیت، به ایران بازگشت و در وزارت امور خارجه استخدام شد ( اسناد و مکاتبات...، 22)؛ سپس به صف مشروطه‌خواهان پیوست و مسئولیت دسته‌ای از مجاهدان را برعهده داشت (ملک‌زاده، 1/ 564). وی در دورۀ استبداد صغیر، به سبزوار رفت و از سوی پدرش نایب‌الحکومۀ بلوک جوین شد (غنی، 1/ 159).
زندگی سیاسی تیمورتاش با انتخاب وی به نمایندگی مجلس شورای ملی (دورۀ دوم) در 1288ش، وارد مرحلۀ نوینی شد. او در مجلس به عضویت فراکسیون میانه‌روها، یعنی اعتدالیون درآمد (شیخ‌الاسلامی، 31). حضور فعال وی در مجلس و ارائۀ طرحهای گوناگون در حوزه‌های نظامی، اقتصادی و حقوقی، نشانه‌هایی از توانمندیهای او بود. تأکید بر لزوم وجود ارتشی نیرومند حتى در روزگار صلح برای برقراری امنیت داخلی و خارجی ایران و کوشش برای جلب موافقت مجلس در این زمینه‌ها، تدوین قانونی برای پایه‌گذاری قشون جدید و خرید سلاحهای نو برای وزارت جنگ (مشروح مذاکرات...، دورۀ دوم، 248، 249، 295، 299، 300)، ارائۀ طرحی برای تعیین درجات نظامی (همان، دورۀ دوم، 260)، ضرورت تأسیس مدرسه‌ای نظامی، پیشنهاد اعزام سالیانۀ محصل نظامی به اروپا برای شکل‌گیری فرماندهی نظامی در قشون، کوشش در تصویب قوانینی برای ایجاد و حفظ انتظام قشون (همان، دورۀ دوم، 403، 826، 827، 1346، 1348)، طرحی برای سازمان‌دهی نظام وظیفه و شیوۀ سربازگیری (همان، دورۀ دوم، 888). پیشنهاد او به نمایندگان برای حل مسائل اساسی کشور به ترتیب اهمیت (همان، دورۀ دوم، 825) و طرحهای او مبنی بر اینکه وزارتخانه‌ها می‌باید برنامه‌های کوتاه و بلندمدت و هدفمند داشته باشند، از جمله نکته‌های جالب در مدت نمایندگی او ست (همان، دورۀ دوم، 402، 403). 
برای جلوگیری از بی‌نظمی و ناامنی، به‌ویژه پس از تشکیل مجلس دوم، تیمورتاش از طراحان اصلی خلع سلاح عمومی و حکومت نظامی برای حفظ امنیت جامعه بود (همان، دورۀ دوم، 1514-1520). او همچنین، دیدگاههای نوینی برای نظم امور مالی دولت و تدوین بودجۀ کلی کشور داشت (همان، دورۀ دوم، 1383، 1384، 1388، 1389).
پس از پایان دورۀ دوم مجلس، تیمورتاش به خراسان بازگشت و از سوی نیّرالدوله، والی خراسان، به ریاست قشون خراسان منصوب شد و لقب سردار معظّم یافت (غنی، 1/ 163). با آغاز مجلس سوم (فروردین 1294/ محرم 1333) سردار معظم که از قوچان به نمایندگی رسیده بود، بار دیگر نگرانیهای خود را از بی‌توجهی به قشون ابراز داشت و موضوع بازسازی قشون و اصلاحات در مالیه را پی گرفت (مشروح مذاکرات، دورۀ سوم، 49، 75، 90، 91، 407). از جمله اقدامات او در این دوره از نمایندگی که برای تقویت روحیۀ ملی مطرح شد، پیشنهاد تجدید بنای آرامگاه نادرشاه افشار بود (همان، دورۀ سوم، 393-394، 395). به طور کلی، تیمورتاش در مجلس سوم، توانمندی و مهارت سیاسی ویژه‌ای برای پیشبرد اهداف خویش نشان می‌داد (مستوفی، 2/ 464)؛ اما در پی هجوم قوای روسیه به ایران و مهاجرت نمایندگان مجلس، دورۀ نمایندگی تیمورتاش نیز ناتمام ماند و او تا فروردین 1298 شغل دولتی نداشت ( اسناد و مکاتبات، 23)؛ با این‌همه، به فعالیتها و ملاقاتهای سیاسی خود می‌پرداخت (مثلاً برای ملاقات با کفیل سفارت آلمان، نک‍‍ : کحال‌زاده، 289-290؛ برای عضویت در کمیسیون مختلط مالی، نک‍ : همو، 204-206). هم در این ایام، به فعالیت فرهنگی نیز می‌پرداخت و در کنار کسانی چون ملک‌الشعرا بهار و اعتصام‌الملک، به عضویت شورای معارف درآمد ( ایران، 3) و ضمن عضویت در انجمن ادبی دانشکده، در نشریۀ این انجمن، مقالاتی با امضای س.م. خراسانی منتشر کرد (تیمورتاش، 79-85، 140-148، جم‍ ؛ نیز نک‍ : نفیسی، 120، 121). تیمورتاش بعدها نیز به امور فرهنگی توجه داشت (قزوینی، 11، 12) و شماری از اهل فرهنگ، از توجه و گشاده‌دستیهای او برخوردار می‌شدند (نفیسی، 121، 215).
تیمورتاش چند ماهی حاکم گیلان شد ( اسناد و مکاتبات، همانجا)، اما به سبب ناخشنودی عمومی و به ویژه موضوع اعدام شماری از جنگلیها که به او نسبت داده می‌شد، سرانجام کناره‌گیری کرد (صدر، 236-241).
تیمورتاش پس از کودتای سوم اسفند 1299 به سبب انتقاد از دولت سید ضیاءالدین طباطبایی بازداشت، و سپس به قم تبعید شد، و با نخست‌وزیری قوام‌السلطنه از تبعید بازگشت (اعزازنیک‌پی، 29-33؛ بهار، 1/ 96).
وی در دورۀ چهارم مجلس، به نمایندگی بیرجند رسید (تیرماه 1300) و با کوشش او، اعتبارنامۀ چند تن، از همه مشهورتر، سیدضیاءالدین طباطبایی رد شد (مشروح مذاکرات، دورۀ چهارم، 18، 19، 305، 306). به هنگام طرح برنامه‌های دولت قوام، تیمورتاش فرصت یافت تا نظریات خود را در باب مسائل کلـی ایران بیان کند. اگرچـه او بر نیاز سراسر ایران ــ و نه فقط تهران ــ به اصلاحات بنیادی تأکید می‌کرد، اما اوضاع کشور را با دورۀ اصلاحات در اروپا متفاوت می‌دانست. وی 4 مسئلۀ امنیت عمومی، عدالت، نان و کار را بر همۀ موارد دیگر مقدم می‌شمرد و بر این باور بود که عوامل دست راستی، ارتجاع و نیز عناصر افراطی آزادی‌خواه، مخل امنیت عمومی هستند و می‌باید با آنها برخورد کرد. هم از این‌رو، بار دیگر اهمیت وجود قشون نیرومند را حتى با صرف هرگونه هزینۀ مالی، برای حفظ و تأمین امنیت خاطرنشان ساخت (همان، دورۀ چهارم، 141، 143). بنابراین، جای چندان شگفتی نیست که او، اقدامات رضاخان سردار سپه را برای تشکیل قشون نیرومند، قابل ستایش بداند (همان، دورۀ چهارم، 153).
تیمورتاش بر افزایش درآمدهای دولت، با تکیه بر منابع داخلی تأکید می‌کرد، و صرفه‌جویی را یکی از وظایف مهم دولتها می‌دانست و با استقراض تحت هر شرایطی سخت مخالفت می‌ورزید (همان، دورۀ چهارم، 155). از جمله پیشنهادهای سردار معظم در مجلس چهارم، تشکیل کمیسیونی برای بررسی عملکرد دولتها در دورۀ 6 سالۀ فترت بود. از جمله خطاهای دولت را در این دوره، اعطای غیرقانونی امتیاز نفت شمال می‌دانست و خواهان لغو آن بود (همان، دورۀ چهارم، 230، 231، 251).
تیمورتاش برای پیگیری این اهداف، همراه نصرت‌الدولۀ فیروز و سیدحسن مدرس و اکثریت مجلس چهارم، حزب اصلاح‌طلبان را تأسیس کردند (بهار، 1/ 57)، اما وی در بهمن 1300 در دولت مشیرالدوله، به وزارت عدلیه منصوب شد ( اسناد و مکاتبات، همانجا). در مدت نزدیک به یک سال، نظام قضایی را در کشور توسعه داد و ادارۀ ثبت اسناد را تأسیس کرد، قضات متخلف را به محاکمه کشید و برای استخدام قضات جدید، شرط آزمون گذاشت (مشروح مذاکرات، دورۀ چهارم، 446، 447، 486-487؛ مرسلوند، 2/ 321).
تیمورتاش پس از سقوط دولت مشیرالدوله (خرداد 1302) والی کرمان شد ( اسناد و مکاتبات، همانجا؛ شیخ‌الاسلامی، 36). وی در انتخابات مجلس پنجم، از نیشابور به نمایندگی رسید (بهمن 1303ش). اگرچه نمایندۀ رشت به اعتبارنامۀ سردار معظم، به سبب بدرفتاری و اعدام چند جنگلی هنگام تصدی حکومت گیلان اعتراض کرد، اما تیمورتاش با بیان جدایی مسئولیت اداری گیلان از مسئولیت نظامی آن، و با ارائۀ اسناد لازم، بر بی‌گناهی خود در آن ماجرا تأکید کرد و نمایندگان سرانجام به‌اعتبارنامۀ او رأی مثبت دادند (مشروح مذاکرات، دورۀ پنجم، 45).
با این همه، دورۀ نمایندگی او چندان به درازا نکشید و در کابینۀ سردار سپه، از شهریور 1303 تا آذر 1304، وزارت فواید عامه را برعهده گرفت ( اسناد و مکاتبات، 24). توانایی سردار معظم در دورۀ تصدی این وزارت، و لوایح اصلاحی او در امور اقتصادی بسیار چشمگیر بود (میلسپو، 194، 212، 213). البته تیمورتاش به مرور به یکی از هواداران اصلی سردار سپه تبدیل شده بود و در انقراض سلسلۀ قاجاریه و پادشاهی رضاخان در 1304ش نقش اساسی داشت (بهبودی، 246؛ دشتی، 135، 136). وی در 1304ش نام خانوادگی تیمورتاش را برای خود برگزید (شیخ‌الاسلامی، 36).
پس از استقرار رضاخان بر تخت سلطنت، تیمورتاش به منصب وزارت دربار رسید ( اسناد و مکاتبات، همانجا) و اندک‌اندک به جامۀ مرد قدرتمند ایران در سیاست داخلی و خارجی درآمد (دشتی، 139؛ هدایت، 371). در این زمان نیز او در اصلاحاتی مانند تأسیس بانک ملی، ساخت راه‌آهن، نقش عمده و حتى هدایتگر داشت (بلوشر، 198)، اما تمایل او به تأسیس و وجود مجلسی تحت فرمان و هماهنگ با دولت، موجب شد تا انتخابات مجلس را به انتصاب افراد مورد نظر رضاشاه تبدیل کند ( اسنادی از انتخابات، 65، 67، 72، 73، 81-87؛ نیز نک‍ : دشتی، 138-139). همچنین از آنجا که وی پیشبرد اهداف خود را نیازمند وجود تشکیلات حزبی می‌دانست، حزب ایران نو را تأسیس کرد (مجموعه...، 1/ «ح»، «ط» ؛ شفق سرخ، 1، 3).
در سیاست خارجی، حل و فصل اختلافات مرزی و گمرکی با همسایگان و پروندۀ نفت، عمده‌ترین مسائلی بود که در دست تیمورتاش قرار داشت؛ مانند مسائل مرزی و گمرکی میان ایران و شوروی و مسائل مرزی با ترکیه و افغانستان. تیمورتاش به همین منظور، نخست به مسکو سفر کرد (رزون، 124). این مذاکرات، توأم با زمینه‌سازی برای عقد قرارداد جدیدی با ترکیه و افغانستان، نگرانی انگلیس را برانگیخت، اما تیمورتاش تأکید می‌کرد که تسویۀ مسائل معوق میان ایران و کشورهای همسایه موجب می‌شود تا دولت ایران، نیروی خود را صرف تولید ثروت و زدودن فقر کند و اتحادی برضد انگلستان نخواهد بود (زرگر، 160، 161). زمانی که خواستِ تیمورتاش از انگلستان برای کمک به حل و فصل مسائل مرزی ایران و ترکیه، با پاسخ مثبت ایشان روبه‌رو نشد، وی به انگلستان هشدار داد که به روسها روی خواهد آورد (بیات، شورش...، 74-76).
به هر حال، تیمورتاش پس از عقد قرارداد با شوروی، به سرعت مسائل مرزی ایران با ترکیه و افغانستان را حل و فصل کرد؛ سپس به جنوب، یعنی منطقۀ تحت نفوذ انگلستان روی آورد. مذاکرات او با انگلستان، دربارۀ تعرفه‌های گمرکی، لغو کاپیتولاسیون، شناسایی عراق و روابط با آن، و امتیاز دارسی از جمله اقدامات او در این زمینه است (همو، «رضاشاه...»، 132-140).
تیمورتاش بر آن بود تا در امتیاز دارسی، متناسب با منافع ایران تجدیدنظر شود ( نفت...، 55-58). اگرچه مذاکرات او با سر‌جان کدمن، رئیس هیئت‌مدیرۀ شرکت نفت ایران و انگلیس 5 سال به طور انجامید، اما حاصلی نداشت و تیمورتاش سرانجام به این نتیجه رسید که بهترین راه برای ایران سیاست صبر و تأمل است تا زمان این امتیازنامه به سر رسد. آن‌گاه برای استیفای حداقل حقوق ایران، مندرج در امتیازنامه که شرکت مذکور آن را نادیده می‌گرفت، از طریق ارجاع مسئله به دادگاه بین‌المللی، اقدام کرد (شیخ‌الاسلامی، 156-179). طولانی شدن مذاکرات نفت، بدگمانی رضاشاه را به تیمورتاش تشدید کرد و شاه سرانجام تصمیم به لغو امتیاز دارسی گرفت (فاتح، 285). اگرچه تیمورتاش قصد داشت به شیوه‌های گوناگون و اتلاف وقت، تصمیم رضاشاه را به تعویق افکند، اما سودی نداشت (تقی‌زاده، 231-232). از سوی دیگر، سرسختی تیمورتاش در مذاکره با شرکت نفت و انتقاد از سیاستهای انگلیس در قبال ایران (نک‍ : اسناد و مکاتبات، 123-137)، موجب شد تا انگلیسیها وجود تیمورتاش را مانع حل مسئله بدانند. چنین به نظر می‌رسد که با الغای امتیاز دارسی در 6 آذرماه 1311، زندگی سیاسی تیمورتاش نیز به پایان رسید و سرانجام وی در 3 دی ماه 1311 از کار برکنار شد (شیخ‌الاسلامی، 208-209؛ نیز نک‍ : هدایت، 395). البته در سقوط تیمورتاش، گذشته از این موضوع، عواملی دیگر نیز نقش داشت؛ از جمله سوءظن شدید رضاشاه به او (دشتی، 150-151) و اینکه اساساً وجود رجال توانمند را برای خود و به‌ویژه ولیعهد نوجوان، خطرناک می‌دانست (زرگر، 311-312؛ نیز نک‍ : تقی‌زاده، 234؛ هدایت، 397). ناخشنودی و دسیسۀ رجال سیاسی (بلوشر، 199؛ نیز نک‍ : فرخ، 331-332) و آنچه به عنوان نزدیکی به روسها برای مقابله با انگلیس عنوان شده، نیز در مجموعۀ عوامل، قابل تأمل و بررسی است (زرگر، 312-313؛ ابتهاج، 1/ 36).
تیمورتاش پس از تحمل مدتی حبس خانگی (بامداد، 2/ 240؛ دشتی، 149)، در 29 بهمن 1311 به زندان افتاد و دوبار محاکمه شد؛ بار نخست در 25 اسفندماه 1311، به جرم ارتشا به 3 سال حبس و محرومیت از حقوق اجتماعی و پرداخت مبالغی ارزی و ریالی، و بار دوم در 3 تیرماه 1312، به 5 سال حبس مجرد و پرداخت مبالغی به خزانۀ دولت محکوم گردید. وی سرانجام در زندان قصر به قتل رسید (مرسلوند، 324-325؛ نیز نک‍ : گلشاییان، 4/ 487-488).
 در میان فرزندان تیمورتاش (نک‍ : عاقلی، 1/ 527- 528)، دو تن مشهورترند: نخست ایراندخت (1288-1370ش) که به فعالیتهای مطبوعاتی و سیاسی می‌پرداخت (همو، 1/ 528)؛ دیگر، منوچهر (1290-1369ش) که در برخی از ادوار مجلس شورای ملی سمت نمایندگی داشت (همو، 1/ 529).

مآخذ

ابتهاج، ابوالحسن، خاطرات، تهران، 1371ش؛ ارفع، رضا، خاطرات، به کوشش علی دهباشی، تهران، 1378ش؛ اسناد و مکاتبات تیمورتاش وزیر دربار رضاشاه، تهران، 1383ش؛ اسنادی از انتخابات مجلس شورای ملی در دورۀ پهلوی اول، تهران، 1378ش؛ اعزازنیک‌پی، عزیزالله، تقدیر یا تدبیر، تهران، 1347ش؛ ایران، تهران، 1337ق، شم‍ 314؛ بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران، تهران، 1347ش؛ بلوشر، ویپرت، سفرنامه، ترجمۀ کیکاووس جهانداری، تهران، 1363ش؛ بهار، محمدتقی، تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران، تهران، 1363ش؛ بهبودی، سلیمان، خاطرات، به کوشش غلامحسین میرزا صالح، تهران، 1372ش؛ بیات، کاوه، «رضاشاه، تیمورتاش و سیاست شرقی ایران»، گفت و گو، تهران، 1373ش، شم‍ 6؛ همو، شورش کردهای ترکیه و تأثیر آن بر روابط خارجی ایران، تهران، 1374ش؛ تقی‌زاده، حسن، زندگی طوفانی، به کوشش ایرج افشار، تهران، 1372ش؛ تیمورتاش، عبدالحسین، «پارسیان»، دانشکده، تهران، 1336ق، س 1، شم‍ 1-12؛ خان‌شقاقی، حسینقلی، «پیوست»، خاطرات ممتحن‌الدوله، تهران، 1353ش؛ دشتی، علی، پنجاه و پنج، تهران، 1354ش؛ زرگر، علی‌اصغر، تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس در دورۀ رضاشاه، ترجمۀ کاوه بیات، تهران، 1354ش؛ شفق سرخ، تهران، 1306ش، س 8، شم‍ 809؛ شیخ‌الاسلامی، جواد، صعود و سقوط تیمورتاش، تهران، 1379ش؛ صدر، محسن، خاطرات، تهران، 1364ش؛ عاقلی، باقر، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، تهران، 1380ش؛ غنی، قاسم، یادداشتها، به کوشش سیروس غنی، تهران، 1369ش؛ فاتح، مصطفى، پنجاه سال نفت، تهران، 1358ش؛ فرخ، مهدی، خاطرات سیاسی، به‌کوشش پرویز لوشانی، تهران، 1347ش؛ قزوینی، محمد، «وفیات معاصرین»، یادگار، تهران، 1325ش، س 3، شم‍ 4؛ کحال‌زاده، ابوالقاسم، دیده‌ها و شنیده‌ها، به کوشش مرتضى کامران، تهران، 1363ش؛ گلشاییان، عباسقلی، «خاطرات»، ضمیمۀ یادداشتها (نک‍ : هم‍ ، غنی)؛ مجموعۀ سخنرانیهای کانون فرهنگی ایران جوان، تهران، 1347ش؛ مرسلوند، حسن، زندگی‌نامۀ رجال و مشاهیر ایران، تهران، 1369ش؛ مستوفی، عبدالله، شرح زندگی من، تهران، 1360ش؛ مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی؛ ملک‌زاده، مهدی، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، تهران، 1363ش؛ میلسپو، آرتور، مأموریت آمریکاییها در ایران، ترجمۀ حسین ابوترابیان، تهران، 1356ش؛ نفت در دورۀ رضاشاه، تهران، 1378ش؛ نفیسی، سعید، به روایت سعید نفیسی، به کوشش علیرضا اعتصام، تهران، 1383ش؛ هدایت، مهدیقلی، خاطرات و خطرات، تهران، 1363ش؛ نیز:

BSE2; Entsiclopedicheskiĭ slovar ’, Saint Petersburg, 1894; Rzun, M., The Soviet Union and Iran, 1988.
رضا آذری‌شهرضایی

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: