صفحه اصلی / مقالات / دائرة المعارف بزرگ اسلامی / زبان شناسی / جاماسپ‌نامه /

فهرست مطالب

جاماسپ‌نامه


نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی : یکشنبه 3 آذر 1398 تاریخچه مقاله

جاماسْپْ‌نامه، عنوان رساله یا رساله‌هایی به نام جاماسپ حکیم، وزیر و دانشمند ایرانیِ یادشده در روایتهای تاریخی و دینی. در نوشته‌های اوستایی و پهلوی، جاماسپ که بِدَخشِ (= وزیر اعظمِ) گشتاسپ، پادشاه کیانی و از نخستین گروندگان به زردشت، و پس از او موبدان موبد است، شخصیتی خردمند تصویر شده است که به ویژه به سبب پیشگوییهایش جایگاه خاصی دارد و هم بدین‌سبب، نامش به همراه صفتهایی چون دانا و حکیم، به نوشته‌های تاریخی و ادبی فارسی و عربی راه یافته، و آثار متعددی به او منتسب شده است.

آثار جاماسپ

براساس نوشته‌های زردشتی، جاماسپ اوستا و زند (برگردان و شرح اوستا به خط و زبان پهلوی) را از زردشت آموخت (جکسن، 76) و به خط زر بر پوست گاو نوشت و در «گنج خدایان» نگاه داشت ( کتاب...، 36؛ نیز نک‍ : بیلی، «مسائل...»، 154). این باور تا سدۀ 13ق/ 19م هم بدین‌صورت رواج داشته که این مجموعه جاماسپ‌نامه نام داشته است (از جمله، نک‍ : موریه، 1/ 266). اما گذشته از باورهای زردشتیان در انتساب آثاری به جاماسپ، دیگر منابع ادبی و تاریخی از آثار او، با یا بدون ذکر نام، یاد کرده‌اند: در متنهای ادبی و تاریخی فارسی و عربی، جاماسپ (یا جاماسب، جاماس و جاماسف، و صورتهای تصحیف شدۀ جاماسب، جاماسات و جامات)، حکیم و وزیر گشتاسپ، مصنف جاماسپ‌نامه است (فاروقی، 1/ 321؛ برهان...، 2/ 555؛ ابن ندیم، 419). ابن ندیم از پیشگوییهای زردشت و جاماسپ (ص 300) و «کتاب جاماسب فی الصنعة» یاد می‌کند (ص 420) و صاعد اندلسی در قرن 5 ق/ 11م، «کتاب جاماسب» را در زمرۀ کتابهای ایرانیان و اثری گران‌قدر می‌شمارد (ص 161)؛ کتابی که پیش از این زمان، و حتێ در اوایل دورۀ اسلامی، هم شهرت داشته، و بر برخی جریانهای دینی تأثیر گذاشته است (نک‍ : صفا، 1/ 253).
تأکید منابع بر مقام منجمی جاماسپ در دربار گشتاسپ و کتاب احکام او (قزوینی، 313-314؛ نیز نک‍ : عقیلی، 12)، سبب شهرت وی در ادب فارسی (از جمله، نک‍ : سنایی، 433؛ خاقانی، 1/ 572) و نیز موجب انتساب آثار متعددی به او شده است. مشهورترین آنها همان متن پیشگویانه یا احکامی است که روایتهایی از آن با عنوانهایی چون یادگار جاماسپ، جاماسپی، احکام/ حکم جاماسب، جاماسپ‌نامه، یا فرهنگ الملوک و اسرار العجم (منزوی، 4/ 3002)، به پهلوی، فارسی، و عربی باقی مانده است (نک‍ : وست، «جاماسپ‌نامه...»، 97-116؛ تاوادیا، 172 بب‍ ؛ تفضلی، 172 بب‍ ‌). محمدباقر مجلسی، در سده‌های 11-12ق/ 17-19م، از کتاب جاماسپ با عنوان فرهنگ الملوک یا اسرار العجم یاد می‌کند و می‌گوید: «از کتب مخفیۀ مجوس است، بلکه او را به منزلۀ ایلیا که صحف باشد، می‌دانند» و می‌افزاید که آن را به اصطلاح گبران، جاماس‌نامه می‌گویند و احکام زیج و حوادث و وقایع گذشته و آینده در آنجا ثبت است که جاماسپ از زبان زردشت نقل می‌کند (ص 153-154). هم از این‌رو، می‌توان گفت که اغلب رساله‌های یاد شده در فهرستهای نسخه‌های خطی که با نامهای مختلف ضبط شده‌اند، روایتهای متفاوت ــ گاه تغییر یافته و گاه کوتاه شده و به زبانهای مختلف ــ که از یک اثر هستند (از جمله، نک‍ : منزوی، همانجا، نیز 2897-2898، 2932، 3089-3090؛ غروی، 48؛ ملی، 3/ 169، 170).
با این همه، بلعمی جاماسپ را صاحب کتابهایی در طب و هندسه و کتب حکمی می‌داند (ص 569) و دیگران نیز چند رسالۀ موجودِ فارسی و عربی در پزشکی، کیمیا و علوم غریبه، و بیان مطالبی در این زمینه‌ها در گفت و گو با اردشیر ساسانی، و سرانجام شماری سخنان فلسفی و تأویلی را به او نسبت می‌دهند (از جمله، نک‍ : منزوی، 5/ 3389، 3968؛ سزگین، 4/ 62، 81، 83؛ ملک، 5/ 333؛ دبستان...، 113-114) که به ویژه در باب درستی انتساب رساله‌های نجومی به جاماسپ تردیدهایی مطرح شده است (نک‍ : تقی‌زاده، 10/ 287، حاشیۀ 418، نیز ص 315؛ نالینو، 213؛ سزگین، 4/ 83). ادوارد وست، حتێ دربارۀ کهن‌ترینِ این رساله‌ها، یعنی جاماسپ‌نامۀ پهلوی نیز (که چه بسا روایت اصلی اغلب آثار بعدی هم بوده باشد)، چنین تردیدی را پیش کشیده و گفته است که این رساله را احتمالاً موبدی جاماسپ‌نام نوشته و بعداً به نام جاماسپ وزیر خوانده شده است («ادبیات...»، 110).
مهم‌ترینِ نوشته‌های منسوب به جاماسپ، متنی پهلوی است که روایتها و برگردانهایی از آن، از جمله به فارسی و عربی وجود دارد. رسالۀ پهلوی و برخی روایتهای فارسی و عربی را جاماسپ‌نامه یا جاماسب‌نامه می‌نامند. از این متن پهلوی ــ یا متن پهلوی دیگری ــ برگردانی به پازند و نیز فارسی وجود دارد که به نامهای دیگری چون یادگار جاماسپی یا جاماسپی شهرت دارد (تفضلی، 173، 174؛ نک‍ : ایرانیکا، III/ 126؛ نیز نک‍ : دنبالۀ مقاله).

جاماسپ‌نامۀ پهلوی

از این اثر تنها بخشهایی ــ 4 فصل و 3 قطعۀ افزوده ــ باقی مانده است که مجموع آنها به حدود 5 هزار کلمه می‌رسد (وست، همانجا). این کتاب دربر دارندۀ پرسشهای گشتاسپ‌شاه و پاسخهای وزیر او، جاماسپ، به این پرسشها ست. در فصل یکم گشتاسپ‌ شاه می‌پرسد که دین زردشتی تا چند سال رواج خواهد داشت و از پی این دوره ــ که هـزارۀ زردشـت اسـت ــ چـه دوره و زمـانـه‌ای فـرا می‌رسـد؟ جاماسپ در پاسخ، رویدادهای پایان این هزاره را شرح می‌دهد و از انحطاط اخلاقی مردم و کج‌روی آنان از دین می‌گوید و اینکه به همین سبب، سختیهای گوناگون چون گرما، سرما، خشکسالی، زمین‌لرزه، جنگ و سلطۀ فرومایگان و بیگانگان بر ایشان می‌رسد. جاماسپ آن‌گاه این آفتها، به‌ویژه سلطۀ بیگانگان را با شرح بیشتر باز می‌گوید؛ و اینکه سرانجام شاه پدشخوارگر (طبرستان) با پیام مهرْایزد، به ستیز با دشمنان برمی‌خیزد و بر آنان چیره می‌شود. آن‌گاه پشوتن، پسر گشتاسپ، که از جاودانان زردشتی است، برای یاری دین از کَنْگْدِژ بیرون می‌آید و در پی آن، با پیدایی اوشیدَر، نخستین نجات‌بخش زردشتی، هزارۀ او آغاز می‌شود (تفضلی، 173؛ مدی، 1-8).
در فصل دوم ــ که فصل کوتاهی است ــ جاماسپ، در پاسخ گشتاسپ، بلایای طبیعی و آشوبها و جنگهای این دوره را باز می‌گوید و در فصل سوم ــ که نسبتاً بلند است ــ شرحی در باب رستاخیز و تنِ پَسین، می‌دهد. در فصل کوتاه چهارم هم پرسش زردشت دربارۀ پاداش روانِ درگذشته و سپس پاسخ اورمزد به این پرسش می‌آید (تفضلی، همانجا؛ تاوادیا، 173).
به این متن، 3 قطعۀ کوتاه افزوده شده است: قطعۀ نخست دربارۀ نشانه‌های زمانِ ظهور اوشیدر است، قطعۀ دوم که از آغاز افتادگی دارد، در باب چگونگی پیشگویی جاماسپ است، سومین قطعه هم پاسخی است به پرسش گشتاسپ دربارۀ مدت پادشاهی او و نیکیها و کارهایی که باید انجام دهد (تفضلی، 174).
این متنِ از هم گسیخته و بسیار آسیب دیده، به گمان برخی، از جمله امیل بنونیست، ایران‌شناس فرانسوی، به نظم است (نک‍ : تاوادیا، 174؛ بویس، «ادبیات...»، 50). بنونیست با توجه به کوتاه بودن جمله‌ها و فقدان پیوند معمول میان آنها، فصل یکم را در اصل شعر 8 هجایی و مانند اوستا می‌داند و برای بازسازی بیتها تغییراتی در متن داده است (نک‍ : تاوادیا، تفضلی، همانجاها). اما به باور تفضلی، مقایسۀ آن با دیگر شعرهای پهلوی، نظر او را تأیید نمی‌کند (همانجا) و در باب زبان شعری آن می‌توان احتمال داد که متن کنونی نثری است که اصل آن به شعر بوده است.
در باب تاریخ تألیف جاماسپ‌نامه اطلاعی در دست نیست. کسانی آن را به روزگار اشکانیان (سده‌های 3ق‌م ـ 3م) نسبت داده‌اند (نک‍ : آلتهایم، 260)، اما مری بویس سنت پیشگویی و ادبیات مکاشفه‌ای زردشتی را برگرفته از ملاحم و پیشگوییهای خود زردشت می‌داند که صورت کهن آن در یشت گم شدۀ بهمن وجود داشته، و زند آن (زند بهمن یسن) به دست ما رسیده است (بویس و گرونه، III/ 384). بدین‌سان، بویس جاماسپ‌نامه را متعلق به یک سنت دیرین پیشگویی ایرانی می‌داند («ادبیات»، همانجا، برای این سنت، نک‍ : «دربارۀ...»، 57-75). به اعتقاد وی این سنت گونه‌های مختلف و آثار متعددی داشته است که از میان آنها زند بهمن یسن و جاماسپ‌نامه بخت ماندن را یافته‌اند. او می‌افزاید که این ادبیات مکاشفه‌ای در دهه‌های پس از کشورگشاییهای اسکندر رشد و بالندگی بیشتری یافته است (بویس و گرونه، همانجا) و در اوایل دورۀ اسلامی هم برای توجیه رویدادهای پیش آمده، در تمام این متون دستکاریهایی صورت داده‌اند (همانجا).
ظاهراً نخستین‌بار امیل بنونیست به شباهتهای متن جاماسپ‌نامه با پیشگوییهای هیستاسپِس اثر لاکتانتیوس و دیگران اشاره کرده است (نک‍ : تاوادیا، همانجا). ژوستین شهید، از اهالی سامره، در حوالی سال 100م، و پس از او لاکتانتیوس افریقایی در حدود سال 250م، از پیشگوییهای هیستاسپس در آثار خود نقل کرده‌اند. روایت کامل‌تر، داستان رؤیای هیستاسپس (گشتاسپ‌)، شاه حامی زردشت است، که نویسنده او را «شاه باستانی مادها» می‌خواند. هیستاسپس رؤیایی می‌بیند و خواب‌گزارش (ظاهراً زردشت) آن را تعبیری می‌کند که شامل پیشگویی برافتادن حکومتهای نیرومند غربی (مقدونی؛ در روایتهای بعدی: رومی) است (بویس و گرونه، III/ 377-378). در آثار منسوب به جاماسپ، بخشهایی وجود دارد که مشابه آنها را ــ گذشتـه از زند بهمـن یسن ــ در دیگر آثار فارسی میانه هم می‌توان دید (نک‍ : تسگلدی، 32 ff.).

یادگار جاماسپی یا جاماسپی

در کنار جاماسپ‌نامه اثر منثور بلندتری به نام یادگار جاماسپی یا جاماسپی وجود دارد که متشکل از 17 فصل است (تفضلی، 174-175؛ مسینا، 31, 74؛ قس: بویس، «ادبیات»، همانجا). این اثر با توصیف دانایی جاماسپ آغاز می‌شود (قس: یادگار...، 53-69). در ادامه پرسش و پاسخی می‌آید در این باب که چه چیزی همیشه بوده و هست و خواهد بود. فصل سوم در معرفی نخستین آفریدگان مینوی و گیتیگی اورمزد است. سپس فهرستی از فرمانروایان، از کیومرث تا کی لهراسپ، می‌آید. 4 فصل بعدی، به ترتیب دربارۀ مردمان 6 کشور (اقلیم)، ساکنان البرز، کنگدژ، و مردم هندوستان، چین، ترکستان و تازیان و بربرستان است. در فصل نهم از مردمان عجیب‌الخلقه و دوالپایان، و در فصل دهم دربارۀ مردمان سیلان و دریانشینان سخن به میان می‌آید. در فصل یازدهم، جاماسپ به این پرسش پاسخ می‌گوید که چرا اورمزد مردمان پیرو شر را که به دوزخ خواهند رفت، آفریده است. در ادامه پرسش و پاسخی در باب مازندران و ترکان می‌آید. فصل سیزدهم دربر دارندۀ پیشگویی جاماسپ و فصل بعد هم شرحی دربارۀ مدت سلطنت گشتاسپ و نیکیها و وظایف او ست. در فصل پانزدهم جاماسپ نام پادشاهان ایران را، پس از گشتاسپ تا آمدن تازیان، برمی‌شمارد. در دو فصل پایانی شرحی در باب مدت رواج دین زردشتی و دورۀ پس از آن، و سرانجام هم گزارشی از رویدادهای پایان جهان می‌آید (تفضلی، 175؛ وست، «ادبیات»، 110).
جاماسپی هم، به نظر، روایتی اصلی به پهلوی (متن کامل جاماسپ‌نامۀ پهلوی، یا متنی دیگر) داشته که از میان رفته است و تنها تحریر پارسی و بخشهایی از تحریر پازند (برای این اصطلاحها، نک‍ : بخش نسخه‌ها در همین مقاله) و فارسی آن در دست است (تفضلی، 174-175، نیز حاشیه‌ها؛ تاوادیا، 175).
متن فارسی جاماسپی، آن‌گونه که مُدی چاپ کرده، دارای 6 فصل با این موضوعات است: مقدمه‌ای در باب دانایی جاماسپ، شاهانی که پس از گشتاسپ می‌آیند، بلایا و آفتهایی که در آینده می‌رسند، خشکسالی و طاعون، شاهان پیش از گشتاسپ، و سرانجام هم پیشگوییهایی چند از جمله در باب آمدن نجات‌بخشان زردشتی (مدی، 82-90).

نسخه‌ها

به نظر مارتین هاوگ، متن کامل جاماسپ‌نامۀ پهلوی در دو کتـاب نخسـت دینکـرد ــ کـه اینک در دسـت نیسـت ــ وجود داشته است (ص 114). کهن‌ترین نسخۀ پهلوی شناخته شده، دو قطعۀ موجود در یک دست‌نوشته (موسوم به DP) بدون تاریخ کتابت (نک‍ : تفضلی، 329)، متعلق به دستور پشوتن در بمبئی است که احتمالاً متعلق به اوایل سدۀ 9ق/ 15م است. در این دست‌نوشته جاماسپ‌نامه 32 برگ نخست را شامل می‌شود، ولی فقط برگهای 17 تا 19 و 27 تا 31 موجود است. از این‌رو، می‌توان گفت که بخش موجود، حدود یک چهارم متن است (وست، همانجا؛ هاوگ، 108-109).
نسخۀ مهم دیگر، با نشانۀ MU، باز هم فاقد تاریخ کتابت، متعلق به مانکجی رستم‌جی اونوالا، به کتابت دستور داراب پالن‌ اهل نوساری است که میان سالهای 1036 تا 1104 یزدگردی (برابر با 1079-1148ق/ 1668-1735م) می‌زیسته است. سرانجام از نسخۀ DE (نسخۀ دستور ادالجی) باید یاد کرد که در حدود سالهای 1278-1279ق/ 1861-1862م از روی نسخۀ DP کتابت شده است. چند نسخۀ دیگر هم در مجموعۀ اونوالا وجود دارد که همگی نسبتاً متأخرند و از میان آنها نسخۀ موسوم به MU4 به سبب دربر داشتن 3 قطعۀ پراکنده که در دیگر نسخه‌ها نیست، اهمیت بسیار دارد (مدی، مقدمه، 25، برای دیگر نسخه‌ها، نک‍ : همانجا؛ نیز تفضلی، 176).
فصل نخست، آوانویسی یا برگردان پارسی زردشتی (برگردان صورت ملفوظ پهلوی به خط فارسـی ـ عربـی) دارد و از این فصل و فصل بعد، برگردان فارسی، از قطعۀ دوم، برگردان پارسی و از قطعۀ سوم، تحریر پازند (نگارش پهلوی به خط اوستایی) و پارسی و برگردان فارسی وجود دارد (تفضلی، 173، حاشیه‌های 1-2، نیز ص 174، حاشیه‌های 1-2). از نسخه‌های پازند، یکی هم نسخه‌ای است به کتابت رانا جِشَنگ، موبد بزرگ نوساری که در دورۀ اکبرشاه مغول می‌زیسته است. این نسخه که مورد استفادۀ مدی (نک‍ : دنبالۀ مقاله) بوده، به کتابخانۀ مهرجی رانا (پسر رانا جشنگ) تعلق داشته است (مدی، همان، 27). نسخۀ فارسی جاماسپی در دست‌نوشتۀ MH7، برگهای 133 تا 151 موجود است، ولی از انتها افتادگی دارد (وست، همانجا؛ برای شماری از نسخه‌های پهلوی و پازند و فارسی جاماسپی، نک‍ : دابار، 6, 11, 23, 30, 100, 101, 113, 120, 137؛ اونوالا،17, 26؛ بارتولمه، 46, 84, 139 ff.؛ بلوشه، 82-83, 97, 98, 101, 106؛ منزوی، 4/ 2897-2898، 3089-3090؛ غروی، 47-48).

نسخه‌های چاپی

یکی از نخستین کسانی که به معرفی جاماسپ‌نامه پرداخت، فریدریش اشپیگل آلمانی بود. او در کتابش که در 1860م انتشار یافت، بخشهایی از این اثر را نقل کرد و به همراه برگردان آلمانی آن به چاپ رساند (نک‍ : هاوگ، 42).
اشپیگل پیش‌تر هم در کتاب «دستور زبان پارسی» (192 ff.)، قطعه‌ای از جاماسپی فارسی، نسخۀ موجود در کتابخانۀ بادلیان، را که به باور او در زمرۀ مهم‌ترین منابع تاریخ اساطیری ایران است، نقل و واژه‌های آن را شرح کرده بود. بعدها دیگران هم بخشهایی از این اثر را در نوشته‌های خود نقل کردند.
جیوانجی جمشیدجی مدی در 1903م اثری منتشر کرد که متن پهلوی جاماسپ‌نامه، آوانویسی متن با حروف گجراتی و ترجمۀ آن به زبان گجراتی و انگلیسی با یادداشتها، متن پازند جاماسپی، متن فارسی جاماسپی، ترجمۀ گجراتی جاماسپی فارسی، و سرانجام، برگردان انگلیسی پازند جاماسپی را در بر داشت. این پژوهشگر پارسی، 4 فصل جاماسپ‌نامۀ پهلوی را با افزودن 3 قطعه از نسخۀ MU تکمیل کرد و به چاپ رساند. او در دیباچه نیز شرحی جامع در معرفی جاماسپ، جاماسپ‌نامه و جاماسپی و نسخه‌های آنها آورد (نک‍ : مدی، 25 ff.). این اثر همچنان جامع‌ترین کار در این باره است.
در 1904م ادوارد وست با استفاده از دست‌نوشتۀ موسوم به DP متعلق به شمس‌العلما دستور پشوتن‌جی بهرام‌جی سنجانا، بخشی از جاماسپ‌نامه را به همراه آوانوشت آن با پاره‌ای یادداشتها به چاپ رساند (وست، «جاماسب‌نامه»، 97 ff.). هرولد بیلی («جاماسپ‌نامه»، شم‍ 1، ص 55-85، شم‍ 3، ص 581-600) آوانوشت و برگردان انگلیسی جاماسپ‌نامۀ پهلوی را با یادداشتهایی چاپ کرد. جوزِپّه مِسّینا (ص 31 ff.) هم متن پازند را به همراه متن کاملی به پهلوی که بخشهای گم شدۀ آن را از روی روایتهای پازند و پارسی بازسازی کرده بود، به همراه برگردانی به ایتالیایی و یادداشتهایی به چاپ رسانده است ( ایرانیکا، III/ 127).
گذشته از چاپهای انتقادی یاد شده، در چند متن زردشتی فارسی ــ متعلق به سده‌های اخیر ــ هم برخی متنهای یاد شده یا دیگر آثار منسوب به جاماسپ درج شده است. در روایات داراب هرمزدیار (2/ 101-109) ــ تألیف 1049 یزدگردی/ 1680م (نک‍ : هدیوالا، 94) ــ روایتی زیر عنوان «چند چیز و نشانه‌ای که جاماسپ حکیم فرموده است» آمده است. راوی (یا مؤلف) مدعی است که این احکامِ جاماسپ را از زبان پهلوی نقل کرده است. رساله چنین آغاز می‌شود که گشتاسپ روزی از جاماسپ دربارۀ سرچشمۀ دانایی او می‌پرسد و جاماسپ، در پاسخ، آن را از اقبال و فره و سعادت شهریاران می‌داند و نیز از دریای دانش زردشت که چندین سال شاگردی وی را کرده است. روایت منظومی از آن نیز در همین اثر (نک‍ : ص 2/ 482 بب‍ ‌) نقل شده است.

متن دیگر، که پس از روایت منثور آمده، نوشته‌ای است با عنوان «سخن چند دیگر از احکام جاماسپ...» (همان، 2/ 109-111)، که در پایان، از آن با عنوان «حکایت جاماسپی» هم یاد شده است. از پی این متن، نوشته‌ای با عنوان «احکام جاماسپ حکیم» می‌آید که جنبۀ نجومی بیشتری دارد (همان، 2/ 111-131). از این اثر اخیر، روایتی هم با عنوان «حکم جاماسب» در یک جُنگ خطی کهن (گ 104پ ـ 120ر) یافت شده است که (براساس انجامۀ چندین رسالۀ موجود در این مجموعه) تاریخ کتابت آن 754ق است و شواهد متنی هم این قدمت را تأیید می‌کنند. بدین‌ترتیب، این متن را کهن‌ترین نسخۀ موجود از آثار منسوب به جاماسپ می‌توان دانست. متن دو بخش دارد: عنوان بخش نخست ناخوانا ست، ولی بخش دوم (که از برگ 108 ر آغاز می‌شود و ادامۀ بخش پیشین است) عنوان «آغاز حکم جاماسپ» را دارد (نک‍ : کوپریلی، 6/ 256 بب‍ ‌).
روایت منثور و منظوم «چند چیز و...» به همراه چند اثر فارسی زردشتی دیگر، از جمله ارداویراف‌نامۀ منظوم، در کتابی با عنوان دینکردنامه، به صورت سنگی چاپ شده است (زردشت بهرام پژدو، 160 بب‍ ‌). از آنجا که زردشت بهرام پژدو در سدۀ 7ق/ 13م می‌زیسته است (نک‍ : آموزگار، 177)، اگر انتساب اثر به او درست باشد، این کهن‌ترین روایت موجود از جاماسپی فارسی خواهد بود. جاماسپی نزد پارسیان هند از محبوب‌ترین آثار بوده، و از این‌رو، به گجراتی هم ترجمه شده است (دالا، 326).
افزون بر اینها در روایات داراب هرمزدیار (1/ 297) روایتی منظوم (در 30 بیت) دربارۀ سؤال کردن جاماسپ از زردشت نقل شده که سراینده مدعی است آن را از متنی پهلوی نقل کرده است. جاماسپ می‌پرسد که در چه کارهایی باید شتاب و جهد بسیار کرد و زردشت در پاسخ 5 کار بازپرداخت وام، نیایش، پیوند دادن دختر و پسر، خشنود کردن مهمان، و به دخمه بردن جنازه را برمی‌شمارد. در متن فارسی متأخری هم سروده‌ای در 62 بیـت با عنوان صدریه آمده که دربر دارندۀ پیشگوییهایی عمدتاً مربوط به تاریخ اسلام است و گردآورنده مدعی است سروده‌هـا منسوب به جاماسپ‌ است (نک‍ : مآخذ، صدرالاسلام‌).

مآخذ

آلتهایم، فرانتس، و روت استیل، تاریخ اقتصاد دولت ساسانی، ترجمۀ هوشنگ صادقی، تهران، 1382ش؛ آموزگار، ژاله، «ادبیات زردشتی به زبان فارسی»، مجلۀ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانـی، تهران، 1348ش، س 17، شم‍ 2؛ ابن ندیم، الفهرست؛ برهان قاطع، محمدحسین بن خلف تبریزی، به کوشش محمد معین، تهران، 1342ش؛ بلعمی، محمد، تاریخ، به کوشش محمدتقی بهار و محمدپروین گنابادی، تهران، 1341ش؛ تاوادیا، ج.، زبان و ادبیات پهلوی، ترجمۀ س. نجم‌آبادی، تهران، 1348ش؛ تفضلی، احمد، تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، به کوشش ژاله آموزگار، تهران، 1376ش؛ نقی‌زاده، حسن، مقالات، به کوشش ایرج افشار، تهران، 1357ش؛ «حکم جاماسب»، مجموعۀ فاضل احمد ترکیه، نسخۀ خطی؛ خاقانی شروانی، دیوان، به کوشش جلال‌الدین کزازی، تهران، 1375ش؛ دبستان مذاهب، به کوشش رحیم‌ رضازاده ملک، تهران، 1362ش؛ روایات داراب هزمزدیار، به کوشش رستم اونوالا، بمبئی، 1922م؛ زردشت بهرام پژدو، دینکردنامه، چ سنگی، بمبئی، 1267ش؛ سزگین، فؤاد، تاریخ التراث العربی، ترجمۀ عبدالله حجازی، ریاض، 1986م؛ سنایی، حدیقة الحقیقة، به کوشش مدرس رضوی، تهران، 1359ش؛ صاعد اندلسی، التعریف بطبقات الامم، به کوشش غلامرضا جمشیدنژاد اول، تهران، 1386ش؛ صدرالاسلام همدانی، صدریه، چ سنگی، 1342ق؛ صفا، ذبیح‌الله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، 1378ش؛ عقیلی، حاجی بن نظام، آثار الوزراء، به کوشش جلال‌الدین ‌محدث ارموی، تهران، 1337ش؛ غروی، مهدی، فهرست نسخه‌های خطی فارسی (بمبئی، کتابخانۀ مؤسسۀ کاما، گنجینۀ مانکجی)، اسلام‌آباد، 1365ش/ 1986م؛ فاروقی، ابراهیم، شرف‌نامۀ منیری، به کوشش حکیمه دبیران، تهران، 1385ش؛ قزوینی، زکریا، عجائب المخلوقات، به کوشش نصرالله سبوحی، تهران، 1361ش؛ کتاب پنجم دینکرد، ترجمۀ ژاله آموزگار و احمد تفضلی، تهران، 1386ش؛ کوپریلی، خطی؛ مجلسی، محمدباقر، تذکرة‌الائمه، چ سنگی، 1260ق؛ ملک، خطی؛ ملی، خطی؛ منزوی، احمد، فهرستوارۀ کتابهای فارسی، تهران، 1382ش؛ موریه، جیمز، سفرنامه، ترجمۀ ابوالقاسم سری، توس، 1386ش؛ نالینو، ک. آ.، علم الفلک، رم، 1330ق/ 1911م؛ یادگار زریران، ترجمه و به کوشش یحیێ ماهیار نوابی، تهران، 1374ش؛ نیز:

Bailey, H. W., «To the Zamasp-Namak», Bulletin of the School of Oriental Studies, vol. VI, no. 1, 1930, no. 3, 1931; id, Zoroastrian Problems in the Ninth-Century Books, Oxford, 1943; Bartholomae, Ch., Die Zendhandschriften der K. Hof- und Staatsbibliothek in München, München, 1915; Blochet, E., Catalogue des manuscrits mazdéens de la bibliothèque nationale, Besançon, 1900; Boyce, M., «Middle Persian Literature», Iranistik, Leiden/ Koln, 1968, vol. IV(2); id, «On the Antiquity of Zoroastrian Apocalyptic», Bulletin of the School of Oriental and African Studies, 1984, vol. XLVII(1); id and F. Grenet, A History of Zoroastrianism, Leiden etc., 1991, vol. III; Czeglédy, K., «Bahrām Čōbīn and the Persian Apocalyptic Literature», Acta Orientalia, 1958, vol. VIII; Dhabhar, B. N., Descriptive Catalogue of All Manuscripts in the First Dastur Meherji Rana Library, Navsari, Bombay, 1925; Dhalla, M. N., Zoroastrian Theology, New York, 1914; Haug, M., Essays on the Sacred Language, Writings, and Religion of Parsis, ed, E. W. West, London, 1891; Hodivala, Sh. H., Studies in Parsi History, Bombay, 1920; Iranica ; Jackson, A. V. W., Zoroaster : The Prophet of Ancient Iran, New York, 1965; Modi, J. J., Jâmâspi, Pahlavi, Pâzend and Persian Texts, Bombay, 1903; Messina, G., Libro Apocalittico Persiano: Ayātkār i Žāmāspīk, Rome, 1939; Spiegel, F., Grammatik der Pārsisprache, Leipzig, 1953; Unvala, J. M., Collection of Colophons of Manuscripts Bearing on Zoroastrianism in Some Libraries of Europe, Bombay, 1940; West, E. W., «The Pahlavi Jāmāsp-Nāmak», Avesta, Pahlavi, and Ancient Persian Studies, Strassburg/ Leipzig, 1904; id, «Pahlavi Literature», Grundriss der iranischen Philologie, eds. W. Geiger and E. Kuhn, Strassburg, 1896-1904,vol. II.
عسکر بهرامی
 

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: