صفحه اصلی / مقالات / دائرة المعارف بزرگ اسلامی / تاریخ / جناده /

فهرست مطالب

جناده


نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 6 آبان 1398 تاریخچه مقاله

جُناده، نام دست‌کم دو تن از شخصیتهای مشهور سدۀ 1ق / 7م. در کهن‌ترین مآخذ موجود، شرح احوال دو تن به نام جناده که با یکدیگر هم‌عصر بودند، چنان به هم آمیخته شده که جدا کردن آنها بسی دشوار به نظر می‌رسد.
در مآخذ تاریخی از شخصیتی به نام جنادة بن ابی امیه، با نسبت ازدی، در روزگار معاویه نام برده می‌شود. او در فتوحات کرانه‌ها و جزایر دریای مدیترانه، مانند فتح جزیرۀ رودس در 52 ق / 672 م و اَرواد (کزیکوس) در 54 ق و جزیرۀ اقریطش (کرت) فرماندهی یا دست‌کم شرکت مؤثر داشته است (بلاذری، فتوح ... ، 235-236؛ نیز نک‍ ‍: خلیفه، 1 / 268، 274؛ طبری، 5 / 288، 293، 301، 309، 322؛ ابن عساکر، 11 / 298؛ نیز نک‍ : سالم، 1 / 23-24؛ برای انتساب فتـح طرسوس بـه او، نک‍ : یعقوبی، 2 / 285)، اما پس از مرگ معاویه (60 ق / 679 م)، یزید به جناده دستور بازگشت داد (بلاذری، همانجا؛ برای روایت حضور او در رودس، نک‍ : احمد بن حنبل، 4 / 181؛ بخاری، التاریخ ... ، 1(2) / 232؛ مغلطای، 3 / 243).
کلبی که جناده را از اشراف اهل شام خوانده، از نسبت او به قبیلۀ یمانی ازد، تیرۀ دوس، شاخۀ بنو عُبرة بن زهران یاد کرده است (2 / 506)، و اطلاق نسبتهای دوسی و زهرانی به جنادۀ مذکـور در مآخذ بعدی، بـه همین سبب است (مثلاً نک‍ ‍: بخاری، همانجا؛ ابن ابی حاتم، 1(1) / 515؛ ابن عبدالبر، 1 / 249؛ ابن ماکولا، 2 / 151). اما باید به این نکته توجه کرد که سلسله نسب جناده تا نیای بزرگش ــ چنان‌که در آثار نسب‌شناسی معمول است ــ روشن نیست. البته گفته‌اند که پدرش کبیر یا کثیر نام داشته (نک‍ : دنبالۀ مقاله) و حتى پیامبر(ص) را درک کرده بوده است (بخاری، همانجا؛ دارقطنی، 4 / 1952؛ ابن ابی حاتم، همانجا؛ ابن حبان، 4 / 103؛ ابن حجر، تهذیب ... ، 2 / 115-116). با این همه، بعید نیست که این اطلاعات به احتمال بسیار، عمداً یا سهواً، حاصل خَلط این جناده با شخصیتی دیگر باشد. چه، بنابر روایتی مهم، معاویه قصد داشت جناده را مانند جریان استلحاق زیاد بن ابیه، برادر خویش بخواند، ولی جناده ضمن اعلام سرسپردگی به خلیفه، این پیشنهاد را نپذیرفت (نک‍ : بلاذری، انساب ... ، 4(1) / 49؛ ابن حزم، 386؛ ابن عساکر، 11 / 297؛ نیز نک‍ ‍: احمد بن حنبل، 2 / 171، که به نام معاویه در این روایت تصریح نشده است!)؛ حال آنکه اگر جناده نَسَب روشنی داشت و پدرش شناخته بود، معاویه درصدد انتساب او به ابوسفیان برنمی‌آمد. به گمان ما، نام «کثیـر» ــ نه کبیر ــ و کنیۀ‍ غریبِ ابوامیه نیز، برای پدرش، تا حدی ابهام در اصل و منشأ او را نشان می‌دهد.
در واقع، شخص دیگری با نام و نسب جنادة بن مالک ازدی وجود داشت که از اصحاب رسول خدا(ص) شمرده می‌شد و از او روایاتی به‌نقل از پیامبر(ص) در دست است (مثلاً نک‍ : بخاری، همان، 1(2) / 232-233؛ طبرانی، 2 / 281-282؛ برای نامۀ منسوب به پیامبر(ص) برای جنادۀ ازدی، نک‍ : ابن سعد، 1 / 270). از نسبت کوفیِ این صحابی پیدا ست که نخست در کوفه ساکن بوده (ابن ابی حاتم، نیز ابن عبدالبر، همانجاها)، و از سکونت او در مصر هم یاد شده است (نک‍ ‍: مغلطای، 3 / 242، به‌نقل از ابواحمد عسکری).
مجموعه روایتهایی در مآخذ حدیثـی ـ رجالی در دست است که سردرگمی و ابهام در باب این دو شخصیت را دامن می‌زند و حصول نتیجه اگر ناممکن نباشد، بسی دشوار به نظر می‌رسد؛ زیرا به هر دو جناده روایتهایی، به طور مستقیم از حضرت رسول (ص) یا از طریق یکی دیگر از اصحاب، نسبت داده شده، و تشخیص صحابی یا تابعی بودن هر یک، با توجه به متن روایات، موضوع بحثهـای فـراوان بوده است. در پاره‌ای از مآخذ حدیثـی ـ رجالیِ متقدم، مانند بخاری، روایات منقول از جنادة بن مالک صحابی، ذیل عنوان جنادة بن ابی امیه ثبت شده، و این معنی، علاوه بر عوامل دیگر، زمینۀ خَلطِ دو شخصیت را پدید آورده است؛ تا آنجا که برخی از مؤلفان آثار رجالی در باب جدا بودن آنها از یکدیگر (مثلاً نک‍ : ابن عبدالبر، 1 / 249-250؛ ابن ماکولا، 2 / 151-152؛ مزی، 2 / 438؛ ابن اثیر، 1 / 356)، و اینکه کدامیک از این دو، با توجه به متن روایات، از اصحاب بود و دیگری از تابعین، بحث‌ کرده‌اند (مثلاً نک‍ ‍: احمد بن حنبل، 4 / 62، 5 / 375؛ ابن عبدالبر، 1 / 249-250؛ برای بحث در این زمینه، نک‍ : ذهبی، 4 / 62-63؛ ابن حجر، الاصابة،1 / 245، تهذیب، 2 / 116؛ نیز نک‍ ‍: ابن ناصرالدین، 7 / 296).
نکتـۀ دیگری نیز موجب سردرگمی در تشخیص و تمییز جناده‌ها، و اینکه آنها دو تن یا بیشترند، بوده است: ابن یونس از یکی از اصحاب با نام جنادة بن ابی امیه نام می‌برد که در فتح مصر همراه عبادة بن صامت شرکت داشت و می‌گوید: معاویه فرماندهی نیروی‌ دریایی را بدو سپرده بود و کسانی از او روایت می‌کرده‌اند (1 / 94-95؛ نیز نک‍ : ابن عبدالحکم، 80؛ ابن‌عبدالبر، 1 / 250).
در مـآخذ حدیثـی ـ رجالی دو طریق مشهور، یکی از مجاهد و دیگری از عمیر بن هانی به جنادة بن ابی امیه وجود دارد که او از طریق عبادة بـن صامت احادیثی را نقـل می‌کند (مثـلاً نک‍ ‍:‌ بخاری، صحیح، 3 / 1267، 6 / 2588؛ نسایی، 4 / 221، 6 / 215، 278؛ احمد بن حنبل، 5 / 364، 434؛ ابن عبدالحکم، 271). این جناده نواده‌ای هم به نام عبدالله داشته است که از طریق پدرش سلیمان، از جنادة بن ابی امیه، از عبادة بن صامت حدیث روایت کرده است (ابن‌ماجه، 1 / 493؛ ترمذی، 3 / 340؛ عقیلـی، 2 / 122، 123؛ ابن‌عـدی، ‌4 / 227). یحیـی بـن معیـن، جنـادة بـن ابـی امیه ــ راوی عبادة بن صامت ــ را از اصحاب می‌دانسته است (ذهبی، 4 / 63)، اما دیگر رجال‌شناسان، جنادة بن ابی امیه را در شمار تابعین آورده‌اند (عجلی، 99). البته بخشی از نوشتۀ ابن یونس در باب ولایت جناده از سوی معاویه، با جنادة بن ابی امیۀ مذکور در آغاز این مقاله تطبیق می‌کند، اما در مآخذ تاریخی از حضور او در مصر یادی نشده است. با توجه به این نکات، برخی، جنادۀ مذکور در روایت ابن یونس را جنادۀ سوم دانسته‌اند (ابن اثیر، 1 / 353-356؛ نیز نک‍ : معروف، 5 / 135، حاشیۀ 1؛ برای مجموعه‌هایی از احادیث منسوب به این جناده، نک‍ ‍: ابن عبدالحکم، 306-307).
اقوال گوناگونی در تاریخ مرگ جناده ارائه شده است: غالباً از 75 تا 80 ق و یکی دو قول هم مربوط به چند سالی قبل از 5 سال مذکور است (ابن سعد، 7 / 439؛ بلاذری، فتوح، 236؛ ذهبی، همانجا؛ نیز نک‍ ‍: خلیفه، 1 / 360؛ بخاری، التاریخ، 1(2) / 232؛ ابن حبان، 4 / 104؛ ابن عساکر، 11 / 299)، اما با توجه بدانچه در باب خلط جناده‌ها آوردیم، معلوم نیست این تاریخها به کدامیک از ایشان مربوط است.
گفتنی است که شخص دیگری با نام و نسب جنادة بن ابی خالد با کنیۀ ابوالخطاب ساکن در شهر رُها وجود داشته که از سوی هشام بن عبدالملک متصدی دیوان طراز بوده است (همو، 11 / 289، 290؛ ابن حجر، لسان ... ، 150-151، 250-251). وی از مکحول شامی روایت می‌کرد و در پاره‌ای روایات با جنادة بن ابی امیه اشتباه شده است (ابن حبان، 6 / 150؛ نیز نک‍ : ابن بلبان، 5 / 394).

مآخذ

ابن ابی حاتم، عبدالرحمان، الجرح و التعدیل، حیدرآباد دکن، 1371ق / 1952م؛ ابن اثیر، علی، اسدالغابة، به کوشش محمد ابراهیم بنا و دیگران، قاهره، 1970م؛ ابن بلبان، علی، الاحسان فی تقریب صحیح ابن حبان، به کوشش شعیب ارنؤوط، بیروت، 1408ق / 1988م؛ ابن حبان، محمد، الثقات، حیدرآباد دکن، 1398-1400ق / 1978-1980م؛ ابن حجر عسقلانی، احمد، الاصابة، قاهره، 1328ق؛ همو، تهذیب التهذیب، حیدرآباد دکن، 1325ق؛ همو، لسان‌المیزان، به کوشش محمد عبدالرحمان مرعشلی، بیروت، 1416ق / 1995م؛ ابن حزم، علی، جمهرة انساب العرب، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، 1382ق / 1962م؛ ابن سعد، محمد، الطبقات الکبرى، بیروت، دارصادر؛ ابن عبدالبر، یوسف، الاستیعاب، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، 1380ق / 1960م؛ ابن عبدالحکم، عبدالرحمان، فتوح مصر و اخبارها، به کوشش توری، لیدن، 1922م؛ ابن عدی، عبدالله، الکامل فی ضعفاء الرجال، به کوشش سهیل زکار و دیگران، بیروت، 1405ق / 1985م؛ ابن عساکر، علی، تاریخ مدینة دمشق، به کوشش علی شیری، بیروت، 1415ق / 1995م؛ ابن ماجه، محمد، سنن، به کوشش محمد فؤاد عبدالباقی، بیروت، 1395ق / 1975م؛ ابن ماکولا، علی، الاکمال، به‌ کوشش عبدالرحمان معلمی یمانی، حیدرآباد دکن، 1382ق / 1963م؛ ابـن ناصرالدین، محمد، توضیح المشتبه، بـه کـوشش محمد نعیم عرقسوسی، بیروت، 1414ق / 1993م؛ ابن یونس، عبدالرحمان، تاریخ، به کوشش عبدالفتاح فتحی عبد الفتاح، بیروت، 1421ق / 2000م؛ احمد بن حنبل، مسند، قاهره، 1313ق؛ بخاری، محمد، التاریخ الکبیر، حیدرآباد دکن، 1382ق / 1962م؛ همو، صحیح، بیروت، 1407ق / 1987م؛ بلاذری، احمد، انساب الاشراف، به کوشش ماکس شلوسینگر، بیت‌المقدس، 1971م؛ همو، فتوح‌البلدان، به کوشش دخویه، لیدن، 1865م؛ ترمذی، محمد، الجامع الصحیح، بیروت، دار احیاءالتراث العربی؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، به کوشش سهیل زکار، دمشق، 1968م؛ دارقطنی، علی، المؤتلف و المختلف، به کوشش موفق بن عبدالله، بیروت، 1406ق / 1986م؛ ذهبی، محمد، سیر اعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، 1405ق / 1985م؛ سالم، عبدالعزیز و احمد مختار عبادی، تاریخ البحریة الاسلامیة، اسکندریه، 1993م؛ طبرانی، سلیمان، المعجم الکبیر، به کوشش احمدی عبدالمجید سلفی، موصل، 1984م؛ طبری، تاریخ؛ عجلی، احمد، تاریخ الثقات، به کوشش عبدالمعطی قلعجی، بیروت، 1405ق / 1984م؛ عقیلی، محمد، کتاب الضعفاء الکبیر، به کوشش عبدالمعطی امین قلعجی، بیروت، 1404ق / 1984م؛ کلبی، هشام، نسب معد و الیمن الکبیر، به کوشش ناجی حسن، بیروت، 1408ق / 1988م؛ مزی، یوسف، تحفة الاشراف، به کوشش عبدالصمد شرف‌الدین، بمبئی، 1386ق / 1966م؛ معروف، بشار عواد، تعلیقات بر تهذیب الکمال مزی، بیروت، 1409ق / 1988م؛ مغلطای بن قلیج، اکمال تهذیب الکمال، به کوشش عادل بن محمد و اسامة بن ابراهیم، قاهره، 1422ق / 2001م؛ نسایی، احمد، السنن الکبرى، به کوشش عبدالغفار سلیمان بنداری و سیدکسروی حسن، بیروت، 1411ق / 1991م؛ یعقوبی، احمد، تاریخ، به کوشش هوتسما، لیدن، 1969م.

علی بهرامیان

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: