صفحه اصلی / مقالات / دائرة المعارف بزرگ اسلامی / ادیان و عرفان / جمال‌الدین گیلی /

فهرست مطالب

جمال‌الدین گیلی


نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی : جمعه 3 آبان 1398 تاریخچه مقاله

جَمالُ ‌الدّینِ گیلی (د 651ق / 1253م)، از صوفیان سدۀ 7ق و از خلفای شیخ نجم ‌الدین کبرى. از جزئیات زندگی وی اطلاع چندانی در دست نیست. وی ظاهراً پس از کنار گذاشتن منتخباتی که از علوم عقلی و نقلی گرد آورده بود، و با ترک گفتن مباحثات علمی، دست ارادت به نجم ‌الدین کبرى داد. پس از آن از دست او خرقه گرفت و به چلّه نشست و بعد از سپری کردن اربعین مخصوص، از جانب نجم ‌الدین عین ‌الزمان لقب یافت و در خوارزم ماند و از آن پس در زمرۀ 12 مرید برجستۀ او درآمد (علیشیر، 319؛ جامی، 432؛ صفا، 3(1) / 171، 174؛ سرتیپ‌پور، 108).
در پی حملۀ چنگیز خان مغول به خوارزم، شیخ نجم ‌الدین تصمیم به ماندن در خوارزم و دفاع از زاد بوم خود داشت، اما به مریدانش رخصت داد تا شهر را ترک کنند. ظاهراً در پی این واقعه، جمال ‌الدین گیلی به قزوین رفت و در آنجا مقیم شد. بنابر آنچه در منابع آمده است، علاءالدین محمد، فرزند جلال ـ ‌الدین حسن، هشتمین حکمران اسماعیلیۀ الموت، به او ارادت بسیار می‌ورزید و همه ساله مبلغ 500 دینار زر سرخ به عنوان نذر برای شیخ می‌فرستاد. جمال‌ الدین نیز آن را صرف مایحتاج خود می‌کرد، و در پاسخ به اعتراض مردم مبنی بر اینکه چرا شیخ، هدایا و بخششهای امیران و اتابکان فارس را به مردم می‌دهد، اما هدایای اسماعیلیان را صرف خود می‌کند، با ملحد شمردن اسماعیلیان، پذیرش اموال و هدایای آنان را مباح می‌شمرد (میرخواند، 4 / 228؛ خواندمیر، 2 / 476؛ ابوالقاسم، 222؛ سرتیپ‌پور، همانجا).
ارادت علاء الدین محمد به جمال‌ الدین چندان بود که وقتی مکتوب وی را در حال مستی به او دادند، خشمگین شد و دستور داد قاصد را 100 چوب بزنند که چرا تأمل نکرده است تا هشیار و طاهر شود و بعد نامه را به دستش برساند (خواندمیر، ابوالقاسم، سرتیپ‌پور، همانجاها). سید عزیز الدین احمد نیز که یکی از سادات فاضل قزوین بود و در آن دوران نقابت سادات آنجا را برعهده داشت، نیز با شیخ جمال ‌الدین مصاحبت و مجالست بسیار داشت (حمدالله، 798). در منابع همچنین آمده است که در هنگام حملۀ یکی از امیران مغول به شهر قزوین در 642ق / 1244م، مردم که از غارت اموال، کشتار و ستم او گریزگاهی نداشتند، به خانقاه جمال ‌الدین گیلی پناه آوردند و از او خواستند که امیر ستمگر را پندی دهد، اما جمال ‌الدین که پند و اندرز را در چنین اوضاعی بی‌نتیجه می‌دانست، آنچه از مال نزد خود داشت، به سپاهیان مغول داد و در همان هنگام، مرگ امیر مغول را پیشگویی کرد (جوینی، 2 / 276-277).
شیخ جمال‌ الدین در شب دوشنبه 4 شوال 651ق / 27 نوامبر 1253م در قزوین درگذشت (فصیح‌، 321؛ خواندمیر، همانجا). وی در نظم عربی و فارسی دستی قوی داشت و ظاهراً منشآتی از نظم و نثر نیز تألیف کرده بود، اما در منابع تنها 2 بیت عربی از او نقل شده است (حمدالله، 670؛ علیشیر، 320).

مآخذ

ابوالقاسم کاشانی، عبدالله، زبدة التواریخ، به کوشش محمدتقی دانش‌پژوه، تهران، 1366ش؛ جامی، عبدالرحمان، نفحات الانس، به کوشش مهدی توحید‌ی‌پور، تهران، 1337ش؛ جوینی، عطاملک، تاریخ جهانگشای، به کوشش محمد قزوینی، لیدن، 1916م؛ حمدالله مستوفی، تاریخ گزیده، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، 1339ش؛ خواندمیر، غیاث ‌الدین، حبیب السیر، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، 1353ش؛ سرتیپ‌پور، جهانگیر، نامها و نامـدارهای گیـلان، رشت، 1370ش؛ صفا، ذبیح‌الله، تاریخ ادبیـات در ایران، تهران، 1366ش؛ علیشیرنوایی، مجالس النفائس، به کوشش علی‌اصغر حکمت، تهران، 1363ش؛ فصیح خوافی، احمد، مجمل فصیحی، به کوشش محمود فرخ، مشهد، 1340ش؛ میرخواند، محمد، روضة الصفا، تهران، 1339ش.

محدثه امینی

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: