صفحه اصلی / مقالات / دائرة المعارف بزرگ اسلامی / مردم شناسی / جلیلوند /

فهرست مطالب

جلیلوند


آخرین بروز رسانی : دوشنبه 6 آبان 1398 تاریخچه مقاله

جَلیلْوَنْد، یکی از طایفه‌های لر ایل سنجابی و از عناصر شکل دهندۀ حکومت زندیه. این طایفه را در زبان محلی «جلیله‌‌وَن» (پورمکری، 17) و «جیله‌وَن» (سلطانی، 2 / 832؛ سنجابی، 36) می‌نامند.
جلیلوندها از عشایر لر بودند (مردوخ، 1 / 86) که به شرق کرمانشاه مهاجرت کردند و به ایل سنجابی پیوستند (سنجابی، 25-26). طایفۀ جلیلوند در دورۀ زندیه (1162-1209ق / 1749-1794م) یکی از ایلات برجستۀ غرب ایران به شمار می‌رفته، و در سرزمین اصلی زهاب و حوالی کرمانشاهان ییلاق و قشلاق می‌کرده‌اند (سلطانی، 2 / 759). امروزه منطقۀ دینور در شرق کرمانشاه زیستگاه اصلی این طایفه است (رزم‌آرا، 23). این منطقه از شمال به کُلیایی، از شرق به خدابنده لو، از جنوب به چمچمال و بیستون، از جنوب غربی به دامنه‌های شرقی کوه پراو، و از غرب به کندوله و کوه چاله زرد منتهی می‌شود. این طایفه به 6 تیرۀ دَه وَیشان، دَه روسه‌مان، دَه جریلان، دَه قَله نَه ران، دَه مَه ران و دَه زینان تقسیم می‌شود. این تیره‌ها بهار را در کوههای پراو و چاله‌زرد می‌گذراندند، تابستان به دینور باز می‌گشتند و پاییز و زمستان را در منطقۀ زهاب به سر می‌بردند (سلطانی، 2 / 758-759).
بسیاری از تیره‌های جلیلوند در سالهای اخیر یکجانشین شده‌اند. از مهم‌ترین زیستگاههای آنان در دینور می‌توان به بالاجوب بزرگ و کوچک، کرگسار، شیرخان، یَنگجه، و دیگر جایها اشاره کرد (همانجا). بخشی از جلیلوندها نیز به تهران مهاجرت کردند و در آنجا اقامت گزیدند و امروزه به مشاغل پزشکی، وکالت، سیاست و تجارت مشغول‌اند. گروهی از مهاجران باکو به تهران دارای لقب جلیلوند هستند که ارتباطی با طایفۀ جلیلوند ندارند (یادداشت ... ).
چند گروه از جلیلوندها در دورۀ صفویان و افشاریان به قـزوین منتقل شدنـد (نک‍ : میرنیـا، 27) و بـه مرور در دهاتی از دهستان قاقزان سکنا گزیدند (توحدی، 2 / 69). مسعود کیهان مهم‌ترین تیره‌های جلیلوند ساکن در قزوین را 4 تیره به نامهای خسروخانی، علی همت‌خانی، هاشم‌خانی و حسن‌خانی آورده است (2 / 368). خسروخان رئیس تیرۀ خسروخانی رهبری جلیلوندهای قزوین را در هنگام جنبش مشروطه برعهده داشت (توحدی، همانجا).
گروهی از این طایفه در زمان حکمرانی کریم‌خان زند نیز به شیراز کوچیدند و در برپایی حکومت زند نقش مهمی ایفا کردند. با به قدرت رسیدن قاجارها، آقا محمدخان این طایفه را از شیراز کوچ داد و شماری از آنها را در قزوین مستقر کرد و گروهی را هم در مزارع دینور و چمچمال سکنا داد. جلیلوندها در وقایع تاریخی دورۀ قاجار جسته گریخته نقش داشتند. مثلاً در 1248ق به فرماندهی بدرخان جلیلوند، نایب‌السلطنه را در فتح خبوشان یاری کردند (سپهر، 117؛ سلطانی، 2 / 759-760). همچنین حاج قنبر علی‌خان سعدالدوله که ریاست طایفۀ جلیلوند را در دورۀ قاجار برعهده داشت، در فرو نشاندن شورش عشایر کرد اورامان پس از مرگ امیرکبیر، و عزل عزیزخان سردار مکری حکومت را یاری کرد (همو، 2 / 760) و در واقعۀ هرات نیز حضور داشت. برخی از سران این طایفه نیز در دورۀ قاجار مناصب دولتی یافتند، از جمله جعفر قلی‌خان جلیلوند که در 1321ق به سهام‌الدوله ملقب شد و در دورۀ مشروطیت استاندار فارس بود (بامداد، 1 / 247).
جلیلوندها پیرو مذهب تشیع هستند و امروزه به زبان فارسی و گویشهای کردیِ کَلْ‍هُری و لَکی سخن می‌گویند (سلطانی، 2 / 759؛ مردوخ، 1 / 86). از آمار جمعیت و شمار خانوار طایفۀ جلیلوند به سبب پراکندگی آنان اطلاعات دقیقی در دست نیست. کرزن و فیلد جمعیت جلیلوندهای کرمانشاه را 300 خانوار ذکر کرده‌اند (کرزن، I / 557؛ فیلد، 170). در آمار سال 1365ش جمعیت جلیلوندهای شهرستان باختران 29 خانوار، و جلیلوندهای شهرستان اسلام‌آباد 20 خانوار آمده است ( فرهنگ، شهرستان باختران، 20؛ همان، شهرستان اسلام‌آباد، 36).

مآخذ

بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران، تهران، 1353ش؛ پورمکری، محمدکیوان، «عشایر ایران»، یادگار، تهران، 1327ش، س 4، شم‍ 7؛ توحدی، کلیم‌الله، حرکت تاریخی کرد به خراسان در دفاع از استقلال ایران، تهران، 1364ش؛ رزم‌آرا، علی، جغرافیای نظامی ایران ( کرمانشاهان)، تهران، 1320ش؛ سپهر، محمدتقی، ناسخ التواریخ، تهران، 1353ش؛ سلطانی، محمدعلی، ایلات و طوایف کرمانشاهان، تهران، 1381ش؛ سنجابی، علی‌اکبر، ایل سنجابی و مجاهدات ملی ایران، به کوشش کریم سنجابی، شیرازه، 1380ش؛ فرهنگ آبادیهای کشور (1365ش)، شهرستان اسلام‌آباد، مرکز آمار ایران، تهران، 1368ش؛ همان، شهرستان باختران؛ کیهان، مسعود، جغرافیای مفصل ایران، تهران، 1311ش؛ مردوخ کردستانی، محمد، تاریخ، سنندج، 1351ش؛ میرنیا، علی، ایلها و طایفه‌های عشایری کرد ایران، تهران، 1368ش؛ یادداشت مؤلف؛ نیز:

Curzon, G.H., Persia and the Persian Question, London, 1892; Field, H., Contributions to the Anthropology of Iran, Chicago, 1939.

کیانوش کیانی هفت‌لنگ

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: