صفحه اصلی / مقالات / دائرة المعارف بزرگ اسلامی / فقه، علوم قرآنی و حدیث / ابن جنید اسکافی /

فهرست مطالب

ابن جنید اسکافی


نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 19 خرداد 1399 تاریخچه مقاله

اِبْنِ جُنَيْدِ اِسْكافی‌، ابوعلی‌ محمد بن‌ احمد كاتب‌ اسكافی‌، فقيه‌ و متكلم‌ امامی‌ سدۀ 4 ق‌/ 10 م. او از خاندان‌ بنی‌ جنيد بود، كه‌ در اسكاف‌ از نواحی‌ نهروان‌، بين‌ بغداد و واسط، رياست‌ داشتند (ابن‌ادريس‌، 99؛ قس‌: ياقوت‌، 1/ 252). دربارۀ تاريخ‌ ولادت‌ او در منابع‌ گزارشی‌ ديده‌ نمی‌شود، اما از آنجا كه‌ قديم‌ترين‌ استاد شناخته‌ شدۀ او حُميد بن‌ زياد در 310 ق‌/ 922 م‌ وفات‌ يافته‌ (نک‍ : نجاشی‌، 132)، وی‌ می‌بايست‌ مدتی‌ پيش‌ از 300 ق‌ متولد شده‌ باشد. دربارۀ وفات‌ وی‌ در منابع‌ به‌ نقل‌ از مأخذی‌ نامعلوم‌ گفته‌ شده‌ كه‌ او در 381 ق‌/ 991 م‌ در ری‌ درگذشته‌ است‌ (نک‍ : بحرالعلوم‌، 3/ 222؛ اردبيلی‌، 2/ 59)، ولی‌ با توجه‌ به‌ اينكه‌ ابن‌ نديم‌ در الفهرست‌ (ص‌ 246) كه‌ آن‌ را در 377 ق‌/ 987 م‌ به‌ پايان‌ رسانده‌، از ابن‌جنيد با عبارت‌ «قريب‌ العهد» ياد كرده‌ است‌، وی‌ بايد مدتی‌ پيش‌ از 377 ق‌ وفات‌ يافته‌ باشد. اطلاعات‌ موجود در مورد زندگی‌ ابن‌ جنيد بسيار ناچيز است‌. گفته‌اند كه‌ او در 340 ق‌/ 951 م‌ به‌ نيشابور رفته‌ (مفيد، «المسائل‌ الصاغانية»، 249) و در همان‌ سال‌ در محلی‌ نامعلوم‌ با محمد بن‌ حسين‌ علوی‌ ديدار كرده‌ است‌ (طوسی‌، «تحريم‌ الفقاع‌»، 259-260). از قراين‌ مختلف‌ چون‌ بررسی‌ مشايخ‌ و راويان‌ وی‌، و نيز گفته‌های‌ مفيد («المسائل‌ الصاغانية»، 249-250) می‌توان‌ نتيجه‌ گرفت‌ كه‌ ابن‌ جنيد پيش‌ از سفر به‌ نيشابور و پس‌ از آن‌ بيشتر در عراق‌، به‌ خصوص‌ بغداد، اقامت‌ داشته‌ است‌. 
نجاشی‌ (ص‌ 385) بدون‌ ذكر منبع‌، خبر داده‌ كه‌ مقداری‌ مال‌ و يك‌ شمشير متعلق‌ به‌ امام‌ غايب‌ (ع‌) نزد ابن‌ جنيد بوده‌ است‌. برخی‌ از اين‌ گزارش‌ چنين‌ نتيجه‌ گرفته‌اند كه‌ او وكيل‌ امام‌ (ع‌) بوده‌ است‌ (نک‍ : بحرالعلوم‌، 3/ 221). مفيد («المسائل‌ الصاغانية»، همانجا) ضمن‌ اينكه‌ از يك‌ حنفی‌ مخالف‌ ابن‌ جنيد نقل‌ كرده‌ كه‌ وی‌ مدعی‌ مكاتبه‌ با امام‌ بوده‌، به‌ شدت‌ ادعای‌ هرگونه‌ رابطۀ مستقيم‌ وی‌ با امام‌(ع‌) را رد كرده‌ است‌. 
ابن‌ جنيد گرچه‌ به‌ كلام‌ و حديث‌ نيز اهتمام‌ داشت‌، ولی‌ جنبۀ بارز شخصيت‌ علمی‌ وی‌ در فقه‌ استدلالی‌ اوست‌. 

مبانی‌ فقه‌ ابن‌ جنيد

ابن‌ جنيد به‌ عنوان‌ يك‌ باور كلامی‌ اقوال‌ فقهی‌ امامان‌ را نه‌ بر اساس‌ نقل‌، بلكه‌ بر اساس‌ رأی‌ می‌پنداشته‌ و به‌ همين‌ جهت‌ اختلاف‌ در روايات‌ فقهی‌ را نيز ناشی‌ از اختلاف‌ امامان‌ در رأی‌ دانسته‌ است‌ (مفيد، «اجوبة المسائل‌ السروية»، 224)، ازاين‌رو طبيعی‌ است‌ كه‌ برای‌ ترجيح‌ يك‌ روايت‌ بر ديگری، روشی‌ كاملاً متفاوت‌ با روش‌ معمول‌ بين‌ فقيهان‌ امامی‌ زمان‌ خود داشته‌ باشد. اگر چه‌ موارد زيادی‌ در دست‌ است‌ كه‌ ابن‌ جنيد روايتی‌ را بر ديگری‌ ترجيح‌ داده‌، ليكن‌ مشكل‌ می‌توان‌ قاطعانه‌ دربارۀ ملاكهای‌ ترجيح‌ او سخن‌ گفت‌، با اينهمه‌ در مسائل‌ مربوط به‌ عبادات‌ بارها ديده‌ شده‌ كه‌ وی‌ روايت‌ احوط را برگزيده‌ است‌، بدين‌ معنی‌ كه‌ گاه‌ بر اساس‌ روايت‌ احوط فتوا داده‌ (به‌ عنوان‌ نمونه‌ نک‍ : علامه‌، مختلف‌، 15، سطر 29؛ قس‌: حر عاملی‌، وسائل‌، 1/ 144-146؛ هر چند حديث‌ مورد استناد احتمالی‌ كه‌ طوسی‌ در تهذيب‌، 1/ 410، آورده‌، از نظر سند به‌ شدت‌ ضعيف‌ است‌) و گاه‌ آن‌ را به‌ همان‌ صورت‌ احتياط مطرح‌ كرده‌ است‌ (به‌ عنوان‌ نمونه‌، نک‍ : علامه‌، همان‌، 202، سطر 18)، اما در مقابل‌ در بحث‌ احكام‌ و سياسات‌ مثلاً ميان‌ روايات‌ مربوط به‌ نصاب‌ در قطع‌ دست‌ سارق‌، بين‌ يك‌ چهارم‌ و يك‌ پنجم‌ دينار، نصاب‌ دوم‌ را ترجيح‌ داده‌ و برخلاف‌ تمام‌ فتاوی‌ مشهور بين‌ شيعه‌ و اهل‌ سنت‌ حكم‌ كرده‌ كه‌ شايد نشان‌دهندۀ تمايل‌ او به‌ سختگيری‌ باشد (نک‍ : همان‌، 4/ 220، سطر 12، 13؛ قس‌: حر عاملی‌، همان‌، 18/ 482-487؛ ابن‌ هبيره‌، 2/ 414؛ ترمذی‌، 4/ 50 -51). از ديگر ترجيحات‌ وی‌ اينكه‌ گاه‌ معدودی‌ روايات‌ را بر انبوهی‌ ترجيح‌ داده‌ و از حكم‌ فقهای‌ اماميه‌ كه‌ وجه‌ تمايز آنان‌ با اهل‌ سنت‌ شمرده‌ شده‌ (نک‍ : حرعاملی‌، همان‌، 6/ 74)، به‌ حكم‌ گروه‌ اخير گرويده‌ است‌ (علامه‌، همان‌، 175، سطر 18؛ ابن‌ براج‌، 251؛ قس‌: حر عاملی‌، همان‌، 6/ 72-75؛ ابن‌هبيره‌، 1/ 132). گاه‌ نيز چنين‌ می‌نمايد كه‌ وی‌ به‌ جهت‌ موافقت‌ روايتی‌ با قياس‌ و استحسان‌، آن‌ را بر روايت‌ مشهورتر ترجيح‌ داده‌ است‌ (به‌ عنوان‌ نمونه‌ نک‍ : علامه‌، همان‌، 57، سطرهای‌ 15-24). از آنجا كه‌ ابن‌ جنيد اقوال‌ امامان‌ را رأی‌ می‌داند كاملاً طبيعی‌ است‌ كه‌ به‌ دلايل‌ ظنی‌ (نک‍ : مفيد، «اجوبة المسائل‌ السروية»، 222-223؛ همو، «المسائل‌ الصاغانيۀ»، 250-251) نظير ظاهر كتاب‌، خبر واحد، قياس‌ و استحسان‌ عمل‌ كند. به‌ عنوان‌ نمونه‌ در عمل‌ به‌ ظاهر كتاب‌، در موارد مصرف‌ خمس‌ در آيۀ شريفه‌ (انفال‌/ 8/ 41) بر پايۀ ظاهر آيه‌ فتوا داده‌ و با نپذيرفتن‌ تخصيصات‌ موجود در حديث‌، در مقابل‌ اتفاق‌ فقهای‌ امامی‌ قرار گرفته‌ است‌ (علامه‌، همان‌، 2/ 34). در مورد تمسك‌ به‌ خبر واحد، برخلاف‌ روش‌ فقيهان‌ متكلم‌ اماميه‌ و بر وفق‌ نظر فقيهان‌ اهل‌ سنت‌ و البته‌ اخباريان‌ امامی‌ (نک‍ : مفيد، اوائل‌ المقالات‌، 139؛ سيد مرتضی‌، الذريعة، 2/ 517؛ همو، «جوابات‌ المسائل‌ التبانيات‌»، 1/ 21) به‌ حجيت‌ خبر واحد قائل‌ بوده‌ و عمل‌ به‌ آن‌ در بسياری‌ از استدلالات‌ او به‌ چشم‌ می‌خورد (علامه‌، همان‌، جم‍‌ ) و شيخ‌ مفيد از اين‌ بابت‌ بر او خرده‌ گرفته‌ است‌ (مفيد، «اجوبة المسائل‌ السروية»، 223). در مورد قياس‌ در منابع‌ تصريح‌ شده‌ است‌ كه‌ او قائل‌ به‌ حجيت‌ قياس‌ به‌ شيوۀ ابوحنيفه‌ و ديگر فقهای‌ اهل‌ سنت‌ بوده‌ (مفيد، «المسائل‌ الصاغانية»، 251؛ نجاشی‌، 388؛ طوسی‌، الفهرست‌، 134؛ همو، عدة الاصول‌، 1/ 339) و ظاهراً كتابهای‌ كشف‌ التمويه‌ و الالباس‌ علی‌ اغمار الشيعة من‌ امر القياس‌ و اظهار ما ستره‌ اهل‌ العناد من‌ الرواية عن‌ ائمة العترة من‌ امر الاجتهاد را در دفاع‌ از اين‌ موضوع‌ تأليف‌ كرده‌ است‌ (نک‍ : نجاشی‌، 387). اگر چه‌ قول‌ به‌ حجيت‌ قياس‌ نزد اماميه‌ در طول‌ تاريخ‌ كم‌ نظير بوده‌، ولی‌ از جمعی‌ از فقها پيش‌ از ابن‌ جنيد چون‌ يونس‌ بن‌ عبدالرحمن‌ و فضل‌ بن‌ شاذان‌ نقل‌ شده‌ است‌ (بحرالعلوم‌، 3/ 215، به‌ نقل‌ از رساله‌ای‌ از سيد مرتضی‌؛ قس‌: ابن‌ بابويه‌، من‌ لايحضره‌ الفقيه‌، 4/ 197). عمل‌ به‌ قياس‌ در جای‌ جای‌ فقه‌ ابن‌جنيد از جمله‌ در مسألۀ تعميم‌ زكات‌ به‌ اجناس‌ غيرمنصوص‌ به‌ ويژه‌ زيتون‌ و عسل‌ (همان‌، 180؛ ابن‌براج‌، 244) ديده‌ می‌شود. استدلالات‌ استحسانی‌ را نيز می‌توان‌ به‌ كثرت‌ در مباحث‌ ابن‌جنيد ملاحظه‌ كرد (به‌ عنوان‌ نمونه‌ در مسألۀ اجل‌ در بيع‌ سلف‌، نک‍ : علامه‌، همان‌، 2/ 186، سطر 13)، اما در مواردی‌ كه‌ مبنای‌ امر علت‌ تشريع‌ حكم‌ باشد، استدلالش‌ كمتر سليقه‌ای‌ است‌ (به‌ عنوان‌ نمونه‌ قول‌ او به‌ عدم‌ اشتراط ضيق‌ وقت‌ در تيمم‌ نک‍ : علامه‌، همان‌، 1/ 47، سطر 33). 
بجز آنچه‌ ذكر شد، يكی‌ از خصوصيات‌ فقه‌ ابن‌ جنيد گرايش‌ او به‌ احتياط حتی‌ در غير موارد اختلاف‌ روايت‌ است‌. تمايل‌ غالب‌ او به‌ حمل‌ امر بر وجوب‌ و نهی‌ بر حرمت‌ در عبادات‌ در موارد مردد (به‌ عنوان‌ نمونه‌ نک‍ : علامه‌، همان‌، 56، سطر 36، در وجوب‌ تطهير شيی‌ء آلوده‌ به‌ شير دختر نابالغ‌، نيز 96، سطر 4، در وجوب‌ سجدۀ عزائم‌ بر سامع‌ علاوه‌ بر مستمع‌، 100، سطر 30، در تحريم‌ «تطبيق‌» در ركوع‌) و احتياط او در مسائل‌ معاملات‌ از جمله‌ مسائل‌ ربا (علامه‌، همان‌، 2/ 174، سطر 37) اين‌ گرايش‌ را نشان‌ می‌دهد. از ديگر مشخصات‌ بارز فقه‌ ابن‌جنيد اين‌ است‌ كه‌ او گاه‌ برخی‌ قضايا را ثابت‌ شده‌ پذيرفته‌ و آنها را به‌ عنوان‌ مقدمه‌ای‌ در استنتاجات‌ خود به‌ كار بسته‌ است‌. مثلاً حديث‌ نبوی‌ «المؤذن‌ مؤتمن‌» را (برای‌ مصادر حديث‌ از شيعه‌ و اهل‌ سنت‌ نک‍ : حرعاملی‌، وسائل‌، 4/ 618- 619؛ ونسينك‌، 32) به‌ عنوان‌ اصلی‌ پذيرفته‌ و نتيجه‌ گرفته‌ كه‌ چون‌ شخص‌ فاسق‌ نمی‌تواند مورد امانت‌ باشد، بنابر اين‌ به‌ اذان‌ مؤذن‌ فاسق‌ اثر فقهی‌ مترتب‌ نيست‌ (علامه‌، همان‌، 90)، يا اينكه‌ با تكيه‌ بر اين‌ قضيه‌ كه‌ بنده‌ با آزاد از نظر احكام‌ مالی‌ و حدود برابر نيست‌، شهادت‌ بنده‌ عليه‌ آزاد را حتی‌ اگر عادل‌ باشد، نافذ ندانسته‌ و آيات‌ شهادت‌ در قرآن‌ را با اين‌ استدلال‌ خود مخصص‌ شمرده‌ است‌ (علامه‌، همان‌، 721، سطر 7؛ سيد مرتضی‌، الانتصار، 247). 
ديگر از گرايشهای‌ ابن‌ جنيد، اصالت‌ بخشيدن‌ او به‌ عنوان‌ در تحقق‌ موضوع‌ است‌. قول‌ به‌ تحقق‌ موضوع‌ به‌ مجرد تحقق‌ مسمی‌ را می‌توان‌ در مباحث‌ عبادات‌ و معاملات‌ از فقه‌ ابن‌جنيد مشاهده‌ كرد (به‌ عنوان‌ نمونه‌ نک‍ : علامه‌، همان‌، 178، سطر 30، نيز 357، سطر 24). وجود اين‌ گونه‌ خصوصيات‌ در فقه‌ ابن‌ جنيد آن‌ را از فقه‌ رايج‌ اماميه‌ دور و به‌ فقه‌ اهل‌ سنت‌ نزديك‌ ساخته‌ است‌. اگر چه‌، همان‌ گونه‌ كه‌ در برخی‌ منابع‌ گفته‌ شده‌ است‌، نظرات‌ او در بين‌ فقهای‌ اهل‌ سنت‌ به‌ ابوحنيفه‌ نزديك‌تر بوده‌ (مفيد، «المسائل‌ الصاغانية»، 249)، ولی‌ در برخی‌ مسائل‌ نيز از او دور و به‌ مالك‌ نزديك‌ شده‌ است‌ (به‌ عنوان‌ نمونه‌ در مسألۀ استدبار و استقبال‌ قبله‌ و مسألۀ «من‌ تيقن‌ الطهارة و شك‌ فی‌ الحدث‌»، نک‍ : علامه‌، همان‌، 18، 19؛ قس‌: ابن‌ هبيره‌، 1/ 60، 64) و گاه‌ از جميع‌ اقوال‌ شيعه‌ و اهل‌ سنت‌ دور شده‌ است‌ (به‌ عنوان‌ نمونه‌ نک‍ : علامه‌، همان‌، 17، سطر 25، 38). اينكه‌ ابن‌ جنيد قهقهه‌ را ناقض‌ وضو دانسته‌ و در اين‌ مسأله‌ در كنار ابوحنيفه‌، اباضيه‌ و برخی‌ از اصحاب‌ حديث‌ اهل‌ سنت‌ قرار گرفته‌، با در نظر گرفتن‌ اينكه‌ اين‌ مسأله‌ در نيمه‌ دوم‌ سدۀ 4ق‌/ 10م‌ متروك‌ بوده‌، جای‌ تعجب‌ دارد (علامه‌، همان‌، 18، سطر 3؛ قس‌: ابن‌هبيره‌، 1/ 64؛ ابن‌بركه‌، 1/ 403، 595؛ طوسی‌، الخلاف‌، 1/ 25؛ مقدسی‌، 40). دربارۀ مسألۀ متعه‌ عدم‌ نقل‌ چيزی‌ از ابن‌ جنيد در باب‌ متعه‌ در مختلف‌ علامه‌ و نبودن‌ بخشی‌ تحت‌ عنوان‌ متعه‌ در عناوين‌ فصول‌ تهذيب‌ ابن‌جنيد (نک‍ : نجاشی‌، 386)، از طرف‌ ديگر آرای‌ خاصی‌ كه‌ عالمی‌ حنفی‌ از ابن‌ جنيد در اين‌ باب‌ نقل‌ كرده‌ (نک‍ : مفيد، «المسائل‌ الصاغانية»، 252-253)، اين‌ سؤال‌ را در ذهن‌ مطرح‌ می‌كند كه‌ او در كتاب‌ الحاسم‌ للشنعة فی‌ نكاح‌ المتعة (نجاشی‌، 388) چه‌ نظراتی‌ ارائه‌ داده‌ و چگونه‌ از موضع‌ اماميه‌ دفاع‌ كرده‌ است‌. نيز در ضمن‌ عناوين‌ آثار ابن‌جنيد اثری‌ تحت‌ عنوان‌ الفسخ‌ علی‌ من‌ اجاز النسخ‌ لماتم‌ شرعه‌ و حل‌ نفعه‌ (ابن‌نديم‌، 246؛ قس‌: طوسی‌، الفهرست‌، 134؛ نجاشی‌، همانجا) ديده‌ می‌شود كه‌ روشن‌ كنندۀ موضع‌ مؤلف‌ در مسألۀ مربوط در مبحث‌ نسخ‌ است‌. 

جايگاه‌ فقه‌ ابن‌ جنيد

ابن‌جنيد يكی‌ از برجسته‌ترين‌ عالمان‌ امامی‌ زمان‌ خود به‌ شمار می‌رفته‌ است‌ (ابن‌نديم‌، همانجا؛ نجاشی‌، 385). اينكه‌ او فقه‌ را از چه‌ كسانی‌ آموخته‌، دانسته‌ نيست‌، تنها سبك‌ او در كتاب‌ الافهام‌ لاصول‌ الاحكام‌ نشان‌ می‌دهد كه‌ با آثار محمد بن‌ جرير طبری‌ (د 310 ق‌) پايه‌گذار مكتب‌ جريری‌ مأنوس‌ بوده‌ است‌ (نک‍ : ابن‌ نديم‌، طوسی‌، همانجاها). شايد عدم‌ استقبال‌ از فقه‌ ابن‌ جنيد در بغداد موجب‌ شد تا او آهنگ‌ مشرق‌ كند. وی‌ در مسير خود از بغداد به‌ نيشابور، طبعاً از ری‌، مقر حكومت‌ ركن‌ الدولۀ ديلمی‌ گذر كرد، ولی‌ شايد سبب‌ عدم‌ اقامت‌ او در آنجا نفوذ شديد فقيهان‌ اخباری‌ قم‌ بوده‌ باشد. طبق‌ آنچه‌ مقدسی‌ (ص‌ 323) معاصر ابن‌جنيد از مذهب‌ مردم‌ نيشابور گزارش‌ كرده‌، در آنجا اكثريت‌ با حنفيان‌ بوده‌، ولی‌ مذهب‌ شيعه‌ نيز رواج‌ داشته‌ است‌. ابن‌ جنيد در آنجا مذاكراتی‌ با حنفيان‌ داشته‌ است‌ (به‌ عنوان‌ نمونه‌ نک‍ : مفيد، «المسائل‌ الصاغانية»، 249-254). نفوذ تعاليم‌ او در خراسان‌ به‌ حدی‌ بود كه‌ حتی‌ پس‌ از بازگشت‌ به‌ بغداد مردم‌ آنجا ارتباط خود را با او حفظ كرده‌ و به‌ طور مستمر به‌ او كمك‌ مالی‌ می‌كردند (همان‌، 250). وی‌ در بغداد از جانب‌ معزالدولة ديلمی‌ (حك‍ 334- 356 ق‌) و امير او سبكتكين‌ حاجب‌ مورد توجه‌ قرار گرفت‌ و در بسياری‌ مسائل‌ فقهی‌ مورد رجوع‌ آنان‌ بود (قس‌: نجاشی‌، 388). آوازۀ ابن‌ جنيد از بغداد و نيشابور فراتر رفت‌، چنانكه‌ از نقاط مختلف‌ از جمله‌ مصر با او مكاتبه‌ می‌كردند (مفيد، «اجوبة المسائل‌ السروية»، 224) و نجاشی‌ (ص‌ 387) حجم‌ پرسش‌ و پاسخهای‌ او را 500‘ 2 برگ‌ دانسته‌ است‌. از برخی‌ منابع‌ برمی‌آيد كه‌ اصطلاح‌ جنيديه‌ برای‌ پيروان‌ ابن‌جنيد در زمان‌ حيات‌ وی‌ نيز به‌ كار می‌رفته‌ است‌ (نک‍ : سيد مرتضی‌، «الرد علی‌ اصحاب‌ العدد»، 29). مهم‌ترين‌ جناحهای‌ مخالف‌ ابن‌ جنيد را بايد فقيهان‌ اخباری‌ قم‌، و فقيهان‌ متكلم‌ بغداد دانست‌. ابن‌ بابويه‌ قمی‌ فقيه‌ اخباری‌ از مخالفان‌ معاصر ابن‌ جنيد بوده‌ و رساله‌ای‌ در رد بر جنيديه‌ نوشته‌ است‌ (سيد مرتضی‌، همانجا؛ قس‌: نجاشی‌، 392). همو در الخصال‌ (ص‌ 531) ابن‌ جنيد را، بدون‌ ذكر نام‌، در شمار ضعفای‌ شيعه‌ قرار داده‌ است‌. احتمالاً چندين‌ سفر ابن‌بابويه‌ به‌ نيشابور و كلاً خراسان‌ از 352 ق‌ به‌ بعد اثر بسزايی‌ در تضعيف‌ نفوذ ابن‌جنيد در آنجا داشته‌ است‌. از مخالفان‌ هم‌ طبقۀ ابن‌ جنيد، از متكلمان‌ بغداد كسی‌ به‌ نام‌ شناخته‌ نيست‌، ولی‌ شيخ‌ مفيد، از فقيهان‌ متكلم‌ طبقۀ بعد از او از مهم‌ترين‌ مخالفان‌ او به‌ شمار می‌رفته‌ كه‌ دو رديه‌ نيز عليه‌ وی‌ نوشته‌ است‌ (نجاشی‌، 400، 402؛ مفيد، «اجوبة المسائل‌ السروية»، 224). مفيد در «اجوبة المسائل‌ السروية» (ص‌ 222-225) و «المسائل‌ الصاغانية» (صص‌ 249-254) به‌ رد تعاليم‌ ابن‌جنيد پرداخته‌ و در «الاعلام‌» (صص‌ 326، 329، جم‍‌ ) بدون‌ اعتنا به‌ نظر او در مسائل‌ بسياری‌ ادعای‌ اجماع‌ اماميه‌ را كرده‌ است‌. سيد مرتضی‌ ديگر فقيه‌ متكلم‌ بغداد گرچه‌ در مواردی‌ به‌ نقل‌ همراه‌ با نقد از ابن‌ جنيد پرداخته‌، ولی‌ گاه‌ همچون‌ مفيد به‌ اختلاف‌ او با ديگر اماميه‌ اعتنا نكرده‌ است‌ (الانتصار، 75، 87، جم‍‌ ) و در مواردی‌ تصريح‌ كرده‌ كه‌ مخالفت‌ وی‌ اجماع‌ را بر هم‌ نمی‌زند (همان‌، 217- 218؛ 237- 238). شيخ‌ طوسی‌ نيز در سراسر الخلاف‌ بدون‌ اعتنا به‌ خلاف‌ او اجماع‌ را ثابت‌ دانسته‌ (به‌ عنوان‌ نمونه‌ نک‍ : 1/ 19-20، 25) و تنها گاهی‌ با عناوين‌ مبهم‌ چون‌ «قوم‌ من‌ اصحابنا» از آرای‌ او ياد كرده‌ است‌ (همان‌، 1/ 687). ابن‌ براج‌ از فقهای‌ همان‌ مكتب‌ نيز در دو مورد به‌ نقل‌ و نقد آرای‌ وی‌ پرداخته‌ است‌ (صص‌ 244، 251). با صراحت‌ نمی‌توان‌ ابراز كرد كه‌ چه‌ كسانی‌ از فقه‌ ابن‌ جنيد تأثير پذيرفته‌اند، ولی‌ شريف‌ رضی‌ از فقيهان‌ متكلم‌ بغداد از نظر مسلك‌ فقهی‌ قرابت‌ زيادی‌ با ابن‌ جنيد دارد و در بسياری‌ موارد از جمله‌ حجيت‌ خبر واحد و قياس‌ مستنبط با وی‌ همراه‌ است‌ (نک‍ : پاكتچی‌، الآراء الفقهية، 6 - 9). از اواخر سدۀ 6 ق‌/ 12 م‌ فقه‌ ابن‌ جنيد در مكتب‌ حله‌ مورد توجه‌ قرار گرفت‌. ابن‌ ادريس‌ با ديدی‌ مثبت‌ در سطحی‌ وسيع‌ آرای‌ او را در السرائر مطرح‌ كرده‌ است‌. به‌ دنبال‌ وی‌ در سده‌های‌ 7 و 8 ق‌ محقق‌ حلی‌ در المعتبر، يحيی‌ بن‌ سعيد حلی‌ در نزهة الناظر و علامۀ حلی‌ در المختلف‌، محمد بن‌ حسن‌ حلی‌ در ايضاح‌ و شهيد اول‌ در الذكری‌، الدروس‌ و البيان‌ به‌ نظرات‌ فقهی‌ او پرداختند. ابن‌ادريس‌ (ص‌ 215)، محقق‌ حلی‌ (ص‌ 7)، صفی‌الدين‌ محمد بن‌ معد موسوی‌ و علامۀ حلی‌ ( ايضاح‌، 88 - 89) به‌ اشكال‌ مختلف‌ او را ستوده‌اند. اصطلاح‌ «قديمين‌» برای‌ ابن‌ جنيد و همتايش‌ ابن‌ ابی‌ عقيل‌ (ه‍ م‌) اول‌ بار توسط ابن‌ فهد حلی‌ (1/ 69) از همين‌ مكتب‌ به‌ كار رفته‌ است‌. از سدۀ 9 ق‌/ 15 م‌ تا امروز همواره‌ فتاوی‌ ابن‌جنيد در كتب‌ استدلالی‌ فقه‌ مطرح‌ بوده‌ است‌. اگرچه‌ علامۀ حلی‌ (مختلف‌، 57) و افراد ديگری‌ از متأخرين‌ (به‌ عنوان‌ نمونه‌ نک‍ : صاحب‌ جواهر، 39/ 210) همچون‌ بغداديان‌ خلاف‌ ابن‌ جنيد را مخل‌ به‌ اجماع‌ نمی‌دانسته‌اند، ولی‌ بسياری‌ از متأخرين‌ به‌ آراء وی‌ استناد كرده‌اند (بحرالعلوم‌، 3/ 212). 

كلام‌ ابن‌ جنيد

اينكه‌ ابن‌ جنيد كلام‌ را از چه‌ كسانی‌ فرا گرفته‌ و اينكه‌ رابطۀ او با متكلمان‌ امامی‌ آن‌ دورۀ بغداد چون‌ بنو نوبخت‌ و محمد ابن‌ بحر رُهنی‌ (د پيش‌ از 330 ق‌) و نيز متكلمان‌ ديگر مذاهب‌ همچون‌ معتزله‌ چگونه‌ بوده‌، به‌ درستی‌ روشن‌ نيست‌. تنها می‌دانيم‌ كه‌ وی‌ به‌ عنوان‌ يك‌ متكلم‌ شناخته‌ می‌شده‌ و تأليفاتی‌ نيز در كلام‌ داشته‌ است‌ (نجاشی‌، 388). از جمله‌ نظرات‌ كلامی‌ او، چنانكه‌ گذشت‌، يكی‌ اين‌ است‌ كه‌ اقوال‌ فقهی‌ امامان‌ را حاصل‌ اجتهاد و رأی‌ ايشان‌ می‌دانست‌ (مفيد، «اجوبة المسائل‌ السروية»، 224). وی‌ همچنين‌ از آن‌ دسته‌ متكلمان‌ است‌ كه‌ معتقدند، حكم‌ امامان‌ همواره‌ بر اساس‌ ظواهر است‌، نه‌ بر اساس‌ علم‌ ايشان‌ بر بواطن‌ امور (سيد مرتضی‌، الانتصار، 237- 243؛ قس‌: مفيد، اوائل‌، 75-76). ابن‌ جنيد در زمينه‌های‌ حساس‌ كلام‌ اماميه‌ آثاری‌ تأليف‌ كرده‌ است‌، چون‌: ازالة الران‌ عن‌ قلوب‌ الاخوان‌ در مسألۀ غيبت‌؛ كتاب‌ الظلامة لفاطمة (ع‌) ظاهراً دربارۀ مسائل‌ پيش‌ آمده‌ بين‌ فاطمه‌ (ع‌) و ابوبكر؛ ايضاح‌ خطأ من‌ شنع‌ علی‌ الشيعة فی‌ امر القرآن‌، احتمالاً در دفاع‌ و توجيه‌ موضع‌ اماميه‌ در مورد تحريف‌ يا خلق‌ قرآن‌ (ابن‌نديم‌، 246؛ طوسی‌، الفهرست‌، 134؛ نجاشی‌، 388؛ در مورد اخير قس‌: مفيد، اوائل‌، 53، 58، 95- 98)؛ رديه‌ای‌ بر مرتدان‌ با عنوان‌ الاسفار (ابن‌ نديم‌، 246؛ قس‌: طوسی‌، همانجا؛ ابن‌ شهر آشوب‌، 98)؛ نقضی‌ بر زجاجی‌ نيشابوری‌ در دفاع‌ از فضل‌ بن‌ شاذات‌ (نجاشی‌، 388) و رديه‌ای‌ بر ابوالقاسم‌ ابن‌ بقال‌ با عنوان‌ شديد اللحن‌ الشهب‌ المحرقة للاباليس‌ المسترقة (ابن‌ نديم‌، طوسی‌، نجاشی‌، همانجاها). 

ابن‌ جنيد و حديث‌

با تفحصی‌ در اسناد ثبت‌ شده‌ در الفهرست‌ طوسی‌ و نجاشی‌ آشكار می‌شود كه‌ ابن‌جنيد در روايت‌ آثار سلف‌ اماميه‌ اهتمام‌ ويژه‌ای‌ داشته‌ است‌. متأسفانه‌ به‌ جهت‌ تعمدی‌ كه‌ در ترك‌ روايات‌ ابن‌جنيد بوده‌ (نک‍ : طوسی‌، عدة الاصول‌، 1/ 339)، تعداد اندكی‌ از اين‌ روايات‌ در فهارس‌ ثبت‌ شده‌ است‌. با اطلاعات‌ قليل‌ موجود، می‌توان‌ از مشايخ‌ روايی‌ او حميد بن‌ زياد واقفی‌، عبدالواحد ابن‌ عبدالله‌ ابن‌ يونس‌ موصلی‌، احمد بن‌ محمد عاصمی‌، محمد بن‌ علی‌ بن‌ معمر كوفی‌ از اماميه‌، ابوالعباس‌ محمد بن‌ حسين‌ بن‌ احمد بن‌ عبدالله‌ [احتمالاً فرزند علی‌ بن‌ حسن‌ بن‌ زيد بن‌ علی‌ بن‌ حسين‌ (ع‌)] علوی‌ از زيديه‌، و ابوعثمان‌ بن‌ عثمان‌ بن‌ احمد ذهبی‌ احتمالاً از اهل‌ سنت‌ (شايد محمد بن‌ عثمان‌ ذهبی‌، قس‌: نعمانی‌، 74) را نام‌ برد (نجاشی‌، 31، 51، 139، 146، 173، 202؛ طوسی‌، الفهرست‌، 12، 28؛ همو، رجال‌، 454؛ همو، «تحريم‌ الفقاع‌»، 259). از راويان‌ وی‌ نيز حسين‌ بن‌ عبيدالله‌ غضايری‌، شيخ‌ مفيد و ابن‌ عبدون‌ را می‌شناسيم‌ (نجاشی‌، همانجا؛ طوسی‌، الفهرست‌، 12، 28، 134-135). ظاهراً جمعی‌ ديگر از مشايخ‌ نجاشی‌ و طوسی‌ نيز از وی‌ روايت‌ كرده‌اند (قس‌: نجاشی‌، 388؛ طوسی‌، رجال‌، 511). با اطلاعات‌ موجود نمی‌توان‌ ابن‌جنيد را با قاطعيت‌ از طبقۀ كلينی‌ يا تلعكبری‌ شمرد. آنچه‌ احتمال‌ دوم‌ را تقويت‌ می‌كند، از طرفی‌ روايت‌ ابن‌جنيد از عبدالواحد بن‌ عبدالله‌ است‌ كه‌ خود در طبقۀ كلينی‌ قرار دارد، و از طرفی‌ روايت‌ با واسطۀ او از علی‌ بن‌ محمد بن‌ رباح‌ است‌ (نک‍ : نجاشی‌، 139، 173) كه‌ رجال‌ طبقۀ كلينی‌ چون‌ ابن‌همام‌ مستقيماً از او روايت‌ می‌كنند (نک‍ : طوسی‌، تهذيب‌، 6/ 45). از بغداديان‌ نجاشی‌ (ص‌ 385) ابن‌ جنيد را توثيق‌ كرده‌، اما طوسی‌ ضمن‌ سكوت‌ در اين‌ مورد در الفهرست‌ (ص‌ 134) و رجال‌ (همانجا) و در عدة الاصول‌ (1/ 339) به‌ اشاره‌ روايت‌ او را متروك‌ دانسته‌ و در تهذيب‌ و الاستبصار حديثی‌ از او نياورده‌ است‌. با اينهمه‌ وی‌ در المبسوط (8/ 221) شهادت‌ امثال‌ ابن‌ جنيد را نافذ دانسته‌ است‌. از مكتب‌ حلّه‌ ابن‌ ادريس‌ (ص‌ 99) او را مدح‌ كرده‌، ابن‌داوود حلی‌ (ص‌ 292) او را در زمرۀ ممدوحين‌ آورده‌ و علامۀ حلی‌ (الرجال‌، 145، ايضاح‌، 88) او را توثيق‌ كرده‌ است‌. شهيد اول‌ (الذكری‌، 254- 255) نه‌ تنها او را ثقه‌ دانسته‌، بلكه‌ حديث‌ مرسل‌ او را در مرتبۀ مسند دانسته‌ است‌. در ميان‌ متأخرين‌ تنها كسی‌ كه‌ به‌ تضعيف‌ او ميل‌ كرده‌، شيخ‌ محمد نوادۀ شهيد ثانی‌ است‌ (نک‍ : حرعاملی‌، امل‌ الآمل‌، 2/ 237؛ ممقانی‌، 2/ 67). 
ابن‌ جنيد رواياتی‌ را ثبت‌ كرده‌ كه‌ در هيچ‌ يك‌ از مصادر موجود حديث‌ شيعه‌ ديده‌ نمی‌شود (به‌ عنوان‌ نمونه‌ نک‍ : شهيد اول‌، الذكری‌، همانجا؛ قس‌: حرعاملی‌، وسائل‌، 5/ 191). ابن‌جنيد در مقام‌ روايت‌ در بيان‌ نحوۀ نقل‌ حديث‌ از شيوخ‌ خود الفاظ «حدثنا»، «حدثنی» و «اخبرنا» را به‌ كار می‌برد و سند را به‌ طور كامل‌ نقل‌ می‌كند (نجاشی‌، جم‍ ؛ طوسی‌، الفهرست‌، 12، 28؛ همو، «تحريم‌ الفقاع‌»، 259)، اما در مقام‌ استناد به‌ حديث‌ در مسائل‌ فقهی‌ اغلب‌ كل‌ سند را حذف‌ می‌كند (نک‍ : علامه‌، مختلف‌، جم‍‌ ) و در مواردی‌ تنها طريق‌ خود به‌ اصل‌ مورد استناد را ناديده‌ می‌گيرد (به‌ عنوان‌ نمونه‌ در مورد استناد به‌ كتاب‌ ابن‌ محبوب‌ نک‍ : سيد مرتضی‌، الانتصار، 244). 

آثار

ابن‌نديم‌ (ص‌ 246)، طوسی‌ (الفهرست‌، 134) و نجاشی‌ (صص‌ 387- 388) آثار متعددی‌ را در فقه‌ و كلام‌ به‌ ابن‌جنيد نسبت‌ داده‌اند كه‌ در حال‌ حاضر اثری‌ از هيچ‌ يك‌ از آنها در دست‌ نيست‌. 
1. تهذيب‌ الشيعة لاحكام‌ الشريعة: طوسی‌ (همانجا) آن‌ را در 20 مجلد دانسته‌، و نجاشی‌ (صص‌ 385-387) فهرستی‌ از فصول‌ آن‌ را به‌ دست‌ داده‌ است‌. ظاهراً نجاشی‌ و شايد طوسی‌ اين‌ كتاب‌ را ديده‌ بوده‌اند. صفی‌الدين‌ محمد بن‌ معد موسوی‌ در سدۀ 7 ق‌/ 13 م‌ مدعی‌ شده‌ كه‌ مجلد نكاح‌ از اين‌ كتاب‌ را ديده‌، ولی‌ با توجه‌ به‌ عبارات‌ وی‌ در وصف‌ نسخه‌ (نک‍ : علامه‌، ايضاح‌، 88) و اينكه‌ كسی‌ پيش‌ و پس‌ از او نشانی‌ از اين‌ كتاب‌ نداشته‌، در سخن‌ وی‌ می‌توان‌ ترديد داشت‌. 
2. المختصر الاحمدی‌ للفقه‌ المحمدی‌: طوسی‌ (الفهرست‌، 134) و نجاشی‌ (ص‌ 387) از آن‌ ياد كرده‌اند علامه‌ حلی‌ (ايضاح‌، 89) آن‌ را مختصر تهذيب‌ الشيعة دانسته‌ است‌. اين‌ كتاب‌ مورد استفادۀ سيد مرتضی‌ («جوابات‌ المسائل‌ الموصليات‌ الثانية»، 189) و ابن‌ ادريس‌ (صص‌ 99، 215) واقع‌ شده‌ و علامۀ حلی‌ آن‌ را در اختيار داشته‌ و عمدۀ مطالب‌ آن‌ را در مختلف‌ پراكنده‌ است‌ (نک‍ : علامه‌، همانجا). كثرت‌ نقل‌ قولهای‌ شهيد اول‌ از اين‌ اثر و برخی‌ عبارات‌ وی‌ (به‌ عنوان‌ نمونه‌ نک‍ : الذكری‌، 254، سطر 38)، اين‌ احتمال‌ را تقويت‌ می‌كند كه‌ او نيز اين‌ كتاب‌ را در اختيار داشته‌ است‌، ولی‌ سرنوشت‌ آن‌ پس‌ از شهيد چندان‌ روشن‌ نيست‌. نسبت‌ «الاحمدی» در عنوان‌ اين‌ كتاب‌ شايد اشعاری‌ به‌ هديۀ آن‌ به‌ احمد معزالدولۀ ديلمی‌ و به‌ احتمالی‌ ضعيف‌تر به‌ نوح‌ بن‌ نصر سامانی‌ ملقب‌ به‌ امير احمد داشته‌ باشد. 
3. الارتياع‌ فی‌ تحريم‌ الفقاع‌: طوسی‌ در الفهرست‌ (ص‌ 134) از آن‌ نام‌ برده‌، ولی‌ ابن‌نديم‌ و نجاشی‌ از ذكر آن‌ فروگذار كرده‌اند. نقل‌ قطعاتی‌ از ابن‌ جنيد در رسالۀ «تحريم‌ الفقاع‌» (طوسی‌، 259-260، 265) نشان‌ می‌دهد كه‌ طوسی‌ ظاهراً اين‌ كتاب‌ را در اختيار داشته‌ است‌. 
4. الفهرست‌: به‌ تصريح‌ طوسی‌ (الفهرست‌، همانجا) ابن‌ جنيد فهرستی‌ مفصل‌ و مبوَّب‌ تأليف‌ كرده‌ بوده‌ كه‌ در اختيار طوسی‌ بوده‌ است‌. عبارت‌ طوسی‌ در مورد موضوع‌ اين‌ فهرست‌ قدری‌ ابهام‌ دارد، ولی‌ با قراين‌ خارجی‌ بايد موضوع‌ آن‌ را همچون‌ ديگر فهارس‌ مشابه‌، ذكر مصنفات‌ مؤلفين‌ مختلف‌، احتمالاً با ثبت‌ طريق‌ روايت‌ آنها دانست‌. بنابراين‌ می‌توان‌ احتمال‌ داد كه‌ آنچه‌ طوسی‌ در الفهرست‌ (صص‌ 12، 28) و نجاشی‌ در الرجال‌ (صص‌ 31، 51، 139، 146، 173، 202) از ابن‌ جنيد نقل‌ كرده‌اند، برگرفته‌ از الفهرست‌ او بوده‌ باشد. 
5. الافصاح‌ و الايضاح‌ للفرائض‌ و المواريث‌: اين‌ اثر را ابن‌ شهر آشوب‌ (ص‌ 98) به‌ فهرست‌ ارائه‌ شده‌ از آثار ابن‌ جنيد توسط ابن‌ نديم‌، طوسی‌ و نجاشی‌ افزوده‌، و اين‌ احتمال‌ وجود دارد كه‌ ابن‌ شهر آشوب‌ نسخه‌ای‌ از آن‌ را ديده‌ باشد. 

مآخذ

ابن‌ ادريس‌، محمد، السرائر، تهران‌، 1270 ق‌؛ ابن‌ بابويه‌، محمد بن علی، الخصال‌، به‌ كوشش‌ علی‌ اكبر غفاری‌، قم‌، 1403 ق‌؛ همو، من‌ لايحضره‌ الفقيه‌، به‌ كوشش‌ حسن‌ موسوی‌ خرسان‌، نجف‌، 1376 ق‌/ 1957 م‌؛ ابن‌ براج‌، عبدالعزيز بن نحریر، شرح‌ جمل‌ العلم‌ و العمل‌، به‌ كوشش‌ كاظم‌ مدير شانه‌چی‌، مشهد، 1352 ش‌؛ ابن‌بركه‌، عبدالله‌ بن محمد، الجامع‌، به‌ كوشش‌ عيسی‌ يحيی‌ بارونی‌، عمان‌، 1391 ق‌/ 1971 م‌؛ ابن‌ داوود حلی‌، حسن‌ بن علی، الرجال‌، به‌ كوشش‌ جلال‌الدين‌ محدث‌، تهران‌، 1342 ش‌؛ ابن‌ شهر آشوب‌، محمد بن علی، معالم‌ العلماء، نجف‌، 1380 ق‌/ 1961 م‌؛ ابن‌ فهد حلی‌، احمد بن محمد، المهذب‌ البارع‌، به‌ كوشش‌ مجتبی‌ عراقی‌، قم‌، 1407 ق‌؛ ابن‌ نديم‌، الفهرست‌؛ ابن‌ هبيره‌، يحيی‌ بن محمد، الافصاح‌، حلب‌، 1366 ق‌/ 1947 م‌؛ اردبيلی‌، محمد بن علی، جامع‌ الرواة، بيروت‌، 1403 ق‌/ 1983 م؛‌ بحرالعلوم‌، محمدمهدی‌، الرجال‌، به‌ كوشش‌ محمد صادق‌ بحرالعلوم‌ و حسين‌ بحر العلوم‌، تهران‌، 1363 ق‌؛ پاكتچی‌، احمد، الآراء الفقهية و الاصولية للشريف‌ الرضی‌، تهران‌، 1406 ق‌؛ ترمذی‌، محمد بن عیسی، السنن‌، به‌ كوشش‌ احمد محمد شاكر، مصر؛ حر عاملی‌، محمد بن حسن، امل‌ الآمل‌، به‌ كوشش‌ احمد حسينی‌، بغداد، 1385 ق‌؛ همو، وسائل‌ الشيعة، به‌ كوشش‌ عبدالرحيم‌ ربانی‌ شيرازی‌ و ديگران‌، بيروت‌، 1391 ق‌؛ سيد مرتضی‌، علی‌ بن حسین، الانتصار، نجف‌، 1391 ق‌/ 1971 م‌؛ همو، «جوابات‌ المسائل‌ التبانيات‌»، «جوابات‌ المسائل‌ الموصليات‌ الثانية»، «الرد علی‌ اصحاب‌ العدد»، رسائل‌ الشريف‌ المرتضی‌، به‌ كوشش‌ مهدی‌ رجايی‌، قم‌، 1405 ق‌؛ همو، الذريعة، به‌ كوشش‌ ابوالقاسم‌ گرجی‌، تهران‌، 1348 ش‌؛ شهيد اول‌، محمد بن مکی، البيان‌، ايران‌، سنگی‌، 1322 ق‌؛ همو، الدروس‌، ايران‌، سنگی‌، 1269 ق‌؛ همو، الذكری‌، ايران‌، سنگی‌، 1272 ق‌؛ صاحب‌ جواهر، محمد حسن‌، نجفی‌، جواهر الكلام‌، به‌ كوشش‌ محمود قوچانی‌، تهران‌، 1394 ق‌؛ طوسی‌، محمد بن حسن، الاستبصار، به‌ كوشش‌ حسن‌ موسوی‌ خرسان‌، نجف‌، 1375 ق‌؛ همو، «تحريم‌ الفقاع‌»، الرسائل‌ العشر، به‌ كوشش‌ رضا استادی‌، قم‌، مؤسسة النشر الاسلامی‌؛ همو، تهذيب‌ الاحكام‌، به‌ كوشش‌ حسن‌ موسوی‌ خرسان‌، نجف‌، 1379 ق‌؛ همو، الخلاف‌، به‌ كوشش‌ حسين‌ طباطبايی‌ بروجردی‌، تهران‌، 1377 ق‌؛ همو، الرجال‌، به‌ كوشش‌ محمد صادق‌ بحرالعلوم‌، نجف‌، 1380 ق‌/ 1961 م‌؛ همو، عدة الاصول‌، به‌ كوشش‌ محمد مهدی‌ نجف‌، قم‌، 1403 ق‌/ 1983 م‌؛ همو، الفهرست‌، به‌ كوشش‌ محمد صادق‌ بحرالعلوم‌، نجف‌، كتابخانۀ مرتضويه‌؛ همو، المبسوط، به‌ كوشش‌ محمدتقی‌ كشفی‌، نجف‌، 1387 ق‌؛ علامۀ حلی‌، حسن‌ بن یوسف، ايضاح‌ الاشتباه‌، تهران‌، 1319 ق‌؛ همو، الرجال‌، نجف‌، 1381 ق‌/ 1961 م‌؛ همو، مختلف‌ الشيعة، ايران‌، سنگی‌، 1324 ق‌؛ قرآن‌ كريم‌، محقق‌ حلی‌، جعفر بن حسن، المعتبر، ايران‌، سنگی‌، 1318 ق‌؛ مفيد، محمد بن محمد، «اجوبة المسائل‌ السروية»، «اعلام‌»، «المسائل‌ الصاغانية»، عدة رسائل‌، قم‌، مكتبة المفيد؛ همو، اوائل‌ المقالات‌، به‌ كوشش‌ زنجانی‌ و چرندابی‌، تبريز، 1371 ق‌؛ مقدسی‌، محمد بن احمد، احسن‌ التقاسيم‌، به‌ كوشش‌ دخويه‌، ليدن‌، 1906 م‌؛ ممقانی‌، عبدالله‌، تنقيح‌ المقال‌، نجف‌، 1350 ق‌؛ نجاشی‌، احمد بن علی، الرجال‌، به‌ كوشش‌ موسی‌ شبيری‌، قم‌، 1407 ق‌؛ نعمانی‌، محمد بن ابراهیم، الغيبة، بيروت‌، 1403 ق‌/ 1983 م‌؛ ونسينك‌، آرنت‌ يان‌، مفتاح‌ كنوز السنة، ترجمۀ محمد فؤاد عبدالباقی‌، قاهره‌، 1363 ق‌/ 1934 م‌؛ ياقوت‌، بلدان‌

احمد پاكتچی‌
 

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: