صفحه اصلی / مقالات / دائرة المعارف بزرگ اسلامی / جغرافیا / آمل (شهر) /

فهرست مطالب

آمل (شهر)


نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی : شنبه 3 خرداد 1399 تاریخچه مقاله

آمُل (شهر)، مرکز شهرستان آمل، واقع در میان جلگۀ مازندران و طرفین رود هراز، در °52 و ´21 طول شرقی و°36 و ´25 عرض شمالی، در فاصلۀ 18 کیلومتری جنوب دریای خزر و6 کیلومتری شمال پیشکوه البرز و 181 کیلومتری شمال شرقی تهران، با 80 متر ارتفاع از سطح دریای آزاد و 108 متر بلندی از سطح دریای خزر (فرهنگ جغرافیایی ایران، 3 / 25). جمعیت آن بر پایۀ سرشماری 1365 ش 190‘119 تن در 638‘ 23 خانوار بوده است (سرشماری عمومی ... ، شهرهای کشور، 4)

وجه تسمیه

بنابر تحقیقات باستان‌شناسان و مورخان در سده‌های پیش از میلاد، اقوام گوناگونی در ساحل جنوبی دریای خزر از‌جمله اطراف آمل امروزی زندگی می‌کردند که از آن جمله قوم مارد یا آمارْد است و به احتمال قوی واژۀ آمل از نام این قوم گرفته شده است (پیرنیا، 3 / 221؛ نک‍ : آمل، چارجوی).

جمعیت و سیمای شهر

رشد جمعیت شهر آمل قابل توجه است، زیرا تعداد آن که در 1335 ش حدود 251‘22 نفر بوده در 1365 ش حدود 5 برابر شده است. میانگین رشد جمعیت این شهر سالانه حدود 8 / 4٪ نوشته‌اند (شناسنامۀ شهرهای کشور، 4 / 49). بنابر مساحت شهر آمل که تا 1363 ش، 8 / 23 کمـ2 برآورد شده، تراکم نسبی جمعیت آن در همین سال 080‘4 نفر بوده است. چهرۀ شهر ترکیبی از مساکن و بناهای قدیمی و تاریخی با ساختمانهای جدید است که بافت نامتجانسی پدید آورده است. شهر آمل بیش از 16 محله و 118 کوی قدیمی دارد که عبارتند از محلۀ پایین بازار (14 کوی)، شاهاندشتی محله (9 کوی)، رودگری محله یا چاکسر محله (9 کوی)، مشایی محله (5 کوی)، کاردگر محله یا کاردل محله (8 کوی)، نیاکی محله (9 کوی)، قادی محله (5 کوی)، گرجی محله (9 کوی)، شهر بانومحله (5 کوی)، رضوانیه (10 کوی)، اِسْپی‌کلا (11 کوی)، بربری خیل (2 کوی)، درویش خیل (2 کوی)، ایرایی محله (10 کوی)، هارون محله (7 کوی) خاور محله (3 کوی) (علامه، 6-7). محلات جدید عبارتند از پیت کت، متّحده، کَلاکْسَر، رحمت‌آباد، اسلام آباد، اسپاری، مصیبتیان، انصاری محله، دباغچال، گُلشهر، سیکاپُل، شَرَمْکوتی، ملت‌آباد، انارکاله، چلابی (چلاوی)، دَرْمه‌کَلا، دورانسَر (تحقیقات محلی، پروندۀ شهرداری آمل).
در شهر آمل 77 / 72٪ مردم باسوادند و 39 / 24٪ به کار اشتغال دارند (سرشماری عمومی، شهرهای کشور، 4) زبان مردم لهجۀ طبری (مازندرانی) است. قریب 98٪ اهالی مسلمان و پیرو مذهب شیعۀ اثناعشری هستند. شهر آمل محل انشعاب راههای آمل ـ تهران، آمل ـ بابل، آمل ـ محمودآباد و آمل ـ چمستان است که این یکی به مرکز شهرستان نور می‌پیوندد.

سابقۀ تاریخی

طبق تحقیقات باستان‌شناسان، استانهای ساحلی دریای خزر احتمالاً از 000‘75 سال پیش محل زیست انسان بوده است. در 1330 ش کارلتون کون باستان‌شناس آمریکایی اسکلتهایی از انسان نئاندرتال را که ظاهراً نیای کهن اقوام ساکن کرانۀ دریای خزر بوده است، در غارهای هوتو و کمربند واقع در مغرب بهشهر کشف کرد (عسگری، 110). از جملۀ این اقوام ورکانیان (هرکانیان) در گرگان، تَپوران در منطقۀ کوهستانی البرز، ماردها (مَردها) در مازندران و حدود آمل، و کادوسان (تالشان) در گیلان بودند (بارتولد، 233-234). در اساطیر ایرانی از پیکار میان آریاییان و دیوان در این ناحیه یاد شده است. در روزگار هخامنشیان اقوام این سرزمین تابع حکومت مرکزی شدند. اسکندر در مطیع ساختن ماردها و تپوران توفیق نیافت. فرهاد یکم پادشاه اشکانی (181-173ق م) ماردها را در منطقۀ آمل مغلوب کرد. گفته می‌شود وی گروهی از این قوم را به سرزمین پارت در شمال خراسان کوچ داد و آنان در غرب آمودریا که آن را «آمُلِ زَم» نیز می‌خوانند، ساکن شدند. در عهد اردشیر اول، گشنسب، شاه طبرستان (تپوران شاه) تابع حکومت ساسانی شد. گویند آمل در آن روزگار مرکز ایالت مازندران بود و در روزگار خسرو دوم (پرویز) توسعه یافت (رابینو، 57). در عهد ساسانیان فرمانروایان طبرستان عنوان اسپهبد داشتند. در طبرستان مقارن ظهور اسلام دودمانهایی بر آن سرزمین فرمانروایی داشتند که عبارت بودند از فرزندان گیل گاوباره (آل دابویه، نک‍ : ه‍ م) از 15 تا 144 ق / 636 تا 761 م، باوندیان از 94 سال پیش از هجرت پیامبر (ص) تا 750 ق / 1349 م، قارن وندان (نک‍ : آل قارن) از 52 سال پیش از هجرت پیامبر (ص) تا 224 ق / 839 م (عسکری، 121- 129). نخستین و دومین حملۀ مسلمانان به شرق طبرستان در 22 و 30 ق / 643 و 651 م به هنگام خلافت عمر به سرداری سُوَیدبن مُقَّرن و سعیدبن عاص روی داد که در نتیجه گیل پسر گیلانشاه اسپهبد طبرستان تعهد کرد سالانه 000‘500 درهم جزیه بپردازد. گویند در سپاه سعیدبن عاص، حسن‌بن علی (ع)، امام دوم شیعیان نیز شرکت داشت. بعضی بنای پل آجری آمل و حتی بنای بابل امروزی را به امام حسن (ع) نسبت داده‌اند (ابن اسفندیار، 73). کوشش برای فتح طبرستان و شهرهای آن در ایام خلافت علی (ع) توسط مَصقَلة بن هبیرۀ شیبانی فراهم شد، ولی با شهادت علی (ع) ناتمام ماند. در زمان تسلط معاویة بن ابی‌سفیان، همین شخص متعهد فتح طبرستان شد و با 000‘4 سپاهی بدان سوی شتافت و دو سال تمام میان او و فرخان بزرگ جنگ ادامه داشت تا آنکه فرخان ظفر یافت و مصقله کشته شد (همو، 158؛ خواندمیر، 2 / 406) و فتح طبرستان تا زمان خلافت عباسیان به تعویق افتاد تا آنکه ابوالخصیب نخستین والی طبرستان از سوی عباسیان در 144 ق / 761 م پس از فتح این ناحیه به آمل آمد و دو سال فرمان راند. وی مسجد ساری را بنا نهاد (حکیمیان، 17). گفته‌اند عمربن علاء از سوی ابوالخصیب با 000‘10 مرد به آمل آمد. مرزبان که از جانب اسپهبد بر آمل گمارده شده بود به مقابله پرداخت، ولی در جنگ کشته شد. در نتیجه عمربن علاء آمل را تصرف کرد (خواندمیر، 2 / 404) و آمل پایتخت والیان خلفا در طبرستان شد (رابینو، 58). پس از عزل ابوالخصیب، روح‌بن حاتم در 147 ق / 764 م حکمران طبرستان شد، ولی به‌سبب جور فراوان معزول گشت و خالدبن برمک در 150 ق / 767 م به جای او فرستاده شد. وی در خالد سرای آمل کاخی بنا نهاد و 4 سال در آنجا حکومت کرد (ابن اسفندیار، 181). پس از خالد عده‌ای دیگر در طبرستان حکومت کردند تا آنکه نوبت به عبدالحمید مضروب رسید و جور و ستم بسیار کرد. مردم که از ستم او به ستوه آمده بودند، دست به دامان خاندان کهن ایرانی که این زمان بر کوهستان حکومت داشتند، زدند و سرانجام به رهبری ونداد هرمزد از خاندان قارن‌وند در یک روز همۀ مأموران خلیفه را کشتند و مدتی دست امرای بنی‌عباس را از طبرستان کوتاه کردند. مهدی، خلیفۀ عباسی، امیرانی به طبرستان فرستاد که همگی شکست خوردند: سالم فرغانی که از سرداران بنام بود، نزدیک آمل در ناحیۀ «هرسه مال» به قتل رسید و سردار دیگری به نام فراشه دستگیر و به فرمان اسپهبد کشته شد (همو، 182-186). ناگزیر خلیفه فرزند خود موسی را روانۀ طبرستان کرد و منطقۀ جلگه بار دیگر به دست امرای بنی‌عباس افتاد. در زمان هارون‌الرشید در 177 ق / 793 م مسجد جامع آمل به فرمان ابراهیم‌بن عثمان بن نَهیک بنا شد (همو، 72). دیوارهای آمل نیز در 179 ق / 795 م به فرمان عبدالملک بن قعقاع تعمیر و مرمت گردید (همو، 189). در 224 ق / 839 م مازیار پسر قارن آشکارا بر معتصم خلیفۀ عباسی خروج کرد و با بابک خرمی پیمان بست. وی باروی آمل را ویران کرد (زرین‌کوب، 546)، ولی چون مورد حملۀ عبدالله بن طاهر قرار گرفت، از کردۀ خود پشیمان شد. از این پس طبرستان ضمیمۀ قلمرو طاهریان گردید و تا 250 ق / 864 م در تصرف آنان بود. سلیمان بن عبدالله بن طاهر عده‌ای از‌جمله محمدبن اوس را به حکومت آمل فرستاد و او در هر سال 3 نوبت از مردم آمل خراج می‌گرفت. مردم به جان آمدۀ آمل دست توسل به دامن علویان دراز کردند (ابن اسفندیار، 223-224) و سرانجام با حسن بن یزید که مردی شجاع، کافی و عالم بود بیعت کردند (حکیمیان، 77). حسن بن زید در 250 ق / 864 م دولت علوی را در طبرستان تأسیس کرد و آمل را مرکز آن ساخت و استیلای 106 سالۀ عباسیان را در این سرزمین پایان بخشید. نوشته‌اند که تا روزگار حسن‌ بن زید مردم طبرستان و دیلمان هنوز به دین اسلام نگرویده بودند (اصطخری، 169) و از این پس مسلمان شدند (رابینو، 33). حسن ‌بن زید معروف به داعی کبیر پس از بیعت مردم آمل در شوال 250 ق / نوامبر 864 م ادارۀ شهر را به شخصی به نام سید محمدبن ابراهیم سپرد (مرعشی، ظهیرالدین، 131). در 260 ق / 874 م یعقوب بن لیث به طبرستان لشکر کشید و پس از فرار حسن بن زید وارد آمل شد. پس از درگذشت حسن‌بن زید، برادرش محمدبن زید نیز مدتی بر آمل فرمان راند. در 287 ق / 900 م پس از کشته شدن محمدبن زید، طبرستان به دست سامانیان افتاد و پیروان او در جنگلهای اطراف کوهستان البرز پنهان شدند. مدتی بعد ابومحمدحسن بن علی یکی از نوادگان علی ‌بن حسین (ع) معروف به ناصرالحق یا سید ناصرکبیر، به خونخواهی محمدبن زید در گیلان و دیلمان خروج کرد و روی به آمل نهاد (ابن اسفندیار، 259-260) و در 301 ق / 914 م بر آمل مسلط شد (حکیمیان، 97). وی 4 سال با عدالت، نیک سرشتی و حقیقت‌خواهی حکومت کرد. مقبرۀ او در آمل به گنبد ناصرالحق و به قولی به گنبد کبود معروف است (همو، 99-100). پس از او حسن بن قاسم ملقب به داعی صغیر از 304 تا 316 ق / 916 تا 928 م حکومت کرد و در مصلای آمل کوشکهای رفیع بنا نهاد (ابن اسفندیار، 276-277). در عهد او اهل آمل آسوده بودند (همو، 284). پس از علویان، زیاریان و آل بویه که دست پروردۀ علویان و شیعی مذهب بودند، بر طبرستان فرمان راندند. در این زمان آمل رونق بسیار یافت به گونه‌ای که جغرافی‌نویسان اسلامی پیرامون صنایع و ابریشم آن مطالبی نگاشته‌اند. در 426 ق / 1035 م شهر آمل مورد حملۀ مسعود غزنوی قرار گرفت و خرابی زیادی بر آن وارد آمد و بهشت آمل به ویرانه‌ای بدل شد. در 606 ق / 1209 م در آمل به نام علاء‌الدین محمد خوارزمشاه خطبه خواندند و از آن پس خراج آنجا را به خوارزم می‌فرستادند. این وضع تا حملۀ مغول در 616 ق / 1219 م ادامه داشت (رابینو، 60). سلطان محمد خوارزمشاه در روزگار دربه‌دری، زمانی به آمل پناه برد (اقبال، 40). به هنگام یورش مغولان، آمل مورد حمله قرار گرفت و بیش از دیگر شهرهای این ناحیه صدمه دید (بارتولد، 241). ولی در عهد ایلخانیان آمل دوباره آباد شد، به‌گونه‌ای که شهر 70 مدرسه داشت (رابینو، 60). در 743 ق / 1342 م و بار دیگر در 750 ق / 1349 م در آمل بیماری وبا شیوع یافت (همانجا). کیا افراسیاب چلاوی که رقیب خاندان آل باوند بود، فخرالدوله حسن را در حمام آمل به قتل رسانید و تا 760 ق / 1359 م بر منطقۀ آمل فرمان راند. از این پس مرعشیان که شیعه مذهب بودند بر طبرستان تسلط یافتند و آمل را پایتخت خود قرار دادند و مذهب شیعۀ اثناعشری را رسمیت بخشیدند. در 795 ق / 1393 م امیر تیمور گورکان پس از گشودن قلعۀ ماهانه سر، به قتل عام اهالی آمل و ساری و دیگر نقاط مازندران پرداخت (بارتولد، 242) و سادات آن ناحیه را به ماوراء‌النهر تبعید کرد. در روزگار شاهرخ میرزا پسر تیمور، سادات از تبعیدگاه به آمل بازگشتند و آن دوباره آباد کردند، ولی از آن پس آمل دیگر نقش مهمی در تاریخ ایران ایفا نکرد (رابینو، 70). در عهد صفویان، به‌ویژه در زمان شاه عباس اول، مازندران مورد توجه قرار گرفت و راهی از استراباد و ساری به آمل احداث گردید (بارتولد، 243). در این زمان در آمل قصر و آب انباری به فرمان شاه عباس بنا شد و مقبرۀ میر قوام‌الدین (میر بزرگ) که به دست مأموران تیمور ویران گشته بود، به صورتی باشکوه تجدید بنا یافت (رابینو، 70-71). در زمان نادرشاه افشار یک کارخانۀ آهن‌سازی برای ساختن گلوله‌های توپ و خمپاره و نعل اسب در نزدیکی آمل پی‌ریزی شد (کرزن، 2 / 609؛ محبوبی اردکانی، 41). در دوران حکومت قاجار، جاده‌ای از تهران به آمل و راه‌آهنی از محمودآباد به آمل کشیده شد (کرزن، 1 / 502-503؛ بارتولد، 243-244). از اواسط دهۀ دوم سدۀ 14 ش آمل رو به آبادی نهاد و در آن بر پایۀ اسلوب صحیح، خیابانهای وسیع و موازی با رودخانۀ هراز همراه با چند خیابان فرعی و ساختمانهایی چون بیمارستان مهمانخانه و ادارات دولتی بنا گردید (فرهنگ جغرافیایی ایران، 3 / 25). آمل اکنون دارای خیابانهای آسفالتۀ وسیع، چند پل بر روی رود هراز و یک جادۀ کمربندی به طول 5 / 13 کم‍ است که جادۀ هراز را به جادۀ آمل ـ بابل و محمودآباد وصل می‌کند.

آثـار تاریخی

1. مسجد جامع آمل، بنای آن را در 177 ق / 793 م دانسته و به هارون‌الرشید نسبت داده‌اند. بخش غربی مسجد که بر اثر زلزله خراب شده بود، در عهد فتحعلی شاه قاجار در 1225 ق / 1810 م مرمت گردید. در مدخل این مسجد دو کتیبۀ مرمرین به ابعاد 70×60 سانتی‌متر و مورّخ به 1105 ق (1694 م) وجود دارد که بر روی آن فرمان شاه سلطان حسین به خط نستعلیق مبنی‌بر امر به معروف حک شده است؛ 2. بقعۀ معروف به قدمگاه خضر در اراضی مصلای آمل که بنایی است چهارضلعی با ابعاد داخلی 32 / 3 متر، امکان دارد که مدفن 7 تن از سادات حسنی در زمان علویان باشد (ستوده، 4 / 71)؛ 3. مسجد و تکیۀ نیاکی که امروزه به حسینیۀ ارشاد معروف است؛ 4. تکیۀ آملی که تجدید بنا شده و به اسم حسینیۀ هدایت خوانده می‌شود؛ 5. مسجد امام حسن عسکری (ع) که به قولی بنای اصلی آن متعلق به قرن 3 ق / 9 م و عهد ناصرکبیر است. این مسجد دارای گلدستۀ قدیمی با سقف چوبی و پوشش سفالین است؛ 6. مسجد جامع حاجی علی کوچک؛ 7. مسجد گرجی محله که در 1250 ق / 1834 م بنا شده است؛ 8. مقبرۀ امام‌زاده قاسم که دارای بنای هشت ضلعی و سقف چوبی، با پوشش سفالین است و از نظر هنری قابل توجه است که احتمالاً مربوط به زمان صفویه است (تحقیقات محلی)؛ 9. مسجد هاشمی، مربوط به 1252 ق / 1836 م؛ 10. مسجد و مدرسۀ آقا عباس، مربوط به 1144 ق / 1731 م؛ 11. گنبد میربزرگ و مقبرۀ سید قوام‌الدین مرعشی مربوط به 781 ق / 1379 م که چند بار ویران شده است و سرانجام در 1033 ق / 1624 م در عهد شاه عباس اول تجدید بنا گردید؛ 12. مسجد سبزه‌ میدان، مربوط به 1293 ق / 1876 م؛ 13. تکیۀ قادی در قادی محله، مربوط به 1293 ق / 1876 م؛ 14. گنبد امام‌زاده ابراهیم که بر روی صندوق چوبی مرقد آن تاریخ 925 ق دیده می‌شود (مشکوتی، 179) و در شمال ‌شرقی آن مقبره‌ای چهارگوش وجود دارد که گویا مقبرۀ سازندگان بنای اما‌م‌زاده ابراهیم است (ستوده، 4 / 79)؛ 15. تکیۀ هارون محله، مربوط به 1260 ق / 1844 م (علامه، 8-12)؛ 16. گنبد ناصرالحق، مربوط به قرن 9 ق / 15 م (همو، 12؛ مشکوتی، 178)، یا به قولی گنبد کبود (اصلاح عربانی، 154)؛ 17. گنبد سه تن یا سه سید که بدنۀ آن 8 ضلعی و گنبد آن هرمی به ارتفاع 12 متر و مربوط به قرن 6 ق / 12 م است (مشکوتی، 179). برخی می‌گویند که آن مقبرۀ علامه میرحیدر آملی است (تحقیقات محلی)؛ 18. گنبد شمس طبرسی یا سید شمس آل رسول مربوط به سدۀ 9 ق / 15 م (علامه، 13)؛ 19. گنبد محمد آملی (همانجا) که امروزه به آتشکده یا گنبد معروف است (تحقیقات محلی)؛ 20. پل آجری 12 طاق یا 12 پله به نام 12 امام مربوط به اوایل سدۀ 12 ق / 18 م که توسط شیخ‌الاسلام آملی احداث و در اوایل قرن 13 ق / 19 م توسط میرزا شفیع بندپی وزیر فتحعلی شاه مرمت گردید (علامه، 15)؛ 21. پل معلق آهنی در وسط شهر بر روی رود هراز مربوط به 1317 ش، به طول 180 متر و عرض 8 متر و ارتفاع 6 متر از کف رودخانه (همو، 5). گذشته از اینها آثار متعدد تاریخی دیگری نیز در آمل وجود داشته که متأسفانه اکنون بر جای نمانده است، از آن جمله‌اند: دارالحکومۀ قدیم آمل، گنبد ایرج پسر فریدون، سرای و گرمابۀ خواجه یعقوب مجوسی، قصر و گور آمله (بقولی بانی شهر آمل)، خالد سرا، مشهد شیخ ابوتراب، تربت شیخ زاهد فیروی، خانقاه و تربت شیخ ابوالعباس قصاب، مرقد حسن بن حمزۀ علوی، مرقد شرف‌الدین، مرقد تاج‌الدولۀ شهریار، مسجد و منارۀ مالک اشتر، قصر فیروزآباد، باروی شهر آمل، قلعۀ آمل، کاروانسراها، حمامها، آب انبارهای متعدد، باغ و عمارت شاه عباس در کنار هراز.

مشاهیر آمل

از مشاهیر آمل می‌توان این شخصیتها را نام برد: محمدبن جریربن رستم سروی طبری آملی فقیه که از محضر مقدس حضرت علی‌بن موسی‌الرضا (ع) کسب فیض کرد؛ ابوجعفر محمد بن جریربن یزیدبن خالد طبری (224-310 ق / 839-922 م) که مؤلف آثار متعدد از‌جمله جامع‌البیان فی تفسیر القرآن و تاریخ الرسل و الملوک است؛ مبارک بن فورک، فاضل و متکلم مشهور؛ فخرالاسلام عبدالواحد بن اسماعیل معروف به امام شهید؛ خواجه امام عماد کجیج، عالم و زاهد متدین؛ قاضی ‌القضاة ابوالقاسم بیاعی؛ السید شمس آل رسول‌الله، فقیه و صاحب حدیث؛ شیخ ابوالعباس قصاب آملی؛ هجیم آملی، زاهد، عالم و شاعر (ابن‌اسفندیار، 105، 122، 123، 125، 130، 131)؛ مولانا سراج‌الدین قُمری آملی که در 550 ق / 1155 م در آمل متولد و در 625 ق / 1228 م در تبریز در محلۀ چرنداب مدفون شد؛ محمدبن حسن بن اسفندیار صاحب کتاب تاریخ طبرستان؛ محمدبن محمود آملی، صاحب نفایس الفنون (علامه، 130-131)؛ سید رکن‌الدین آملی از منجمان بزرگ سدۀ 8 ق / 14 م و صاحب کتب متعدد از‌جمله زیج جامع سعیدی (مهجوری، 19، 20، به نقل از اعیان ‌الشیعه)؛ میر ظهیرالدین مرعشی، صاحب کتاب تاریخ طبرستان و رویان و مازندران و تاریخ گیلان و دیلمستان (مرعشی، ظهیرالدین، سه و چهار)؛ محمد طالب آملی، ملک‌الشعرای دربار جهانگیرشاه، پادشاه هندوستان (غفاری، 105)؛ آقالربن محمد رفیع بن محمدامین، عالم، طبیب حاذق و جغرافی‌دان، معاصر شاه عباس اول صفوی، و صاحب جغرافیای آمل (علامه، 133)؛ سید علّامه، میر حیدربن علی عبیدی حسینی، صاحب کشف و کرامات بوده است و تألیفات متعددی دارد که از همه مهم‌تر جامع‌الحقایق است (مهجوری، 30، به نقل از روضات ‌الجنات)، مدفن او به قولی در آمل است و به قول دیگر در حله عراق (تحقیقات محلی)؛ سید محمدعلی پسر سید فضل‌الله حسنی معروف به داعی الاسلام، متولد 1295 ق در نیاک لاریجان و صاحب فرهنگ نظام که در هند به چاپ رسیده است (مهجوری، 35-36).

مآخذ

نک‍ : مآخذ آمل (شهرستان).

علی‌بابا عسگری

 

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: