صفحه اصلی / مقالات / دائرة المعارف بزرگ اسلامی / ادبیات عرب / ابن بر /

فهرست مطالب

ابن بر


نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی : یکشنبه 18 خرداد 1399 تاریخچه مقاله

اِبْنِ بِرّ، ابوبكر محمد بن‌ علی‌ بن‌ حسن‌ (يا الحسين‌: عباس‌، 109؛ EI2) تميمی‌ غوثی‌، لغوی‌ و اديب‌ نامدار سدۀ 5 ق‌/ 11 م‌. از آنجا كه‌ نيای‌ وی‌، علی‌، را «بر» می‌خواندند، به‌ ابن‌ البر شهرت‌ يافت‌ (ابن‌ ابار، 2/ 671). گرچه‌ ابن‌ ابار (همانجا) او را اهل‌ قيروان‌ و ساكن‌ صِقليه‌ (سيسيل‌) می‌داند، اما قفطی‌ (3/ 190) گويد كه‌ ابن‌ البر در صقيله‌ به‌ دنيا آمد. او در جوانی‌ به‌ اشتياق‌ كسب‌ علم‌ راهی‌ مشرق‌ زمين‌ شد (همانجا) و در قاهره‌ ضمن‌ استفاده‌ از محضر اساتيد آن‌ ديار، هم‌ خود را مصروف‌ فراگيری‌ لغت‌ كرد و به‌ شاگردی‌ نزد لغت‌شناسان‌ بنامی‌ چون‌ ابن‌ خرزاد نجيرمی‌ پرداخت‌. در 413 ق‌/ 1022 م‌ ديوان‌ اشعار ابوالطيب‌ متنبی‌ را نزد شاگرد او ابوعلی‌ صالح‌ بن‌ ابراهيم‌ بن‌ رشدين‌ استماع‌ كرد (ابن‌ ابار، 2/ 671 -672) و پس‌ از اندك‌ زمانی‌ خود به‌ روايت‌ و شرح‌ اشعار متنبی‌ پرداخت‌. اندك‌ ابياتی‌ كه‌ تجيبی‌ (ص‌ 308- 309) به‌ او نسبت‌ داده‌ است‌، اگر حكايت‌ از چيره‌دستی‌ او در شاعری‌ نكند، لااقل‌ حاكی‌ از آن‌ است‌ كه‌ وی‌ در مصر با اعيان‌ و دانشمندان‌ آن‌ سرزمين‌ چون‌ قاضی‌ ابومحمد عبدالوهاب‌ بن‌ علی‌، ابومنصور ثعالبی‌، محمد بن‌ علی‌ مروزی‌ و محمد هروی‌ مصاحبت‌ و مجالست‌ داشته‌ و گاهی‌ با آنان‌ شعری‌ رد و بدل‌ می‌كرده‌ است‌ (ابن‌ ابار، همانجا). ابياتی‌ كه‌ تجيبی‌ (ص‌ 264) در آغاز نامه‌ای‌ خطاب‌ به‌ ابن‌ البر آورده‌، نيز نشان‌ از دوستی‌ استوار ميان‌ اين‌ دو تن‌ دارد. تجيبی‌ (صص‌، 307- 309) به‌ پيمانی‌ اشاره‌ می‌كند كه‌ بر حسب‌ آن‌ قرار بود وی‌ همراه‌ ابن‌ البر، در 415 ق‌/ 1024 م‌ به‌ وطن‌ باز گردد، اما ابن‌ البر كه‌ در قاهره‌ علم‌ كافی‌ فراگرفته‌ و شهرتی‌ نيز كسب‌ كرده‌ بود (ابن‌ ابار، 2/ 671) دوست‌ قديم‌ را رها كرد و همراه‌ گروهی‌ از جوانان‌ قيروان‌ راه‌ خود گرفت‌. تجيبی‌ (ص‌ 307) در قطعۀ زيبايی‌ شرح‌ می‌دهد كه‌ چگونه‌ تصادفاً هر دو در يك‌ روز با دو كشتی‌ گوناگون‌ از اسكندريه‌ به‌ راه‌ افتادند و چگونه‌ وی‌ ابياتی‌ در ملامت‌ او سرود و چگونه‌ در بندرهايی‌ ديگر باز با هم‌ ملاقات‌ كردند. در هر حال‌ وی‌ از طريق‌ اسكندريه‌ ــ شقراء ــ مهدية (همو، 308) به‌ صقليه‌ رسيد و بر حكمران‌ (= قائد) شهر مازر كه‌ ابن‌ منكود نام‌ داشت‌، فرود آمد. ابن‌ منكود كه‌ مردی‌ پارسا بود، از او به‌ گرمی‌ استقبال‌ كرد و بزرگش‌ داشت‌ (ياقوت‌ 14/ 9؛ نيز نک‍: قفطی‌، 3/ 190). وی‌ در سايۀ الطاف‌ ابن‌ منكود به‌ كار لغت‌ و تدريس‌ آن‌ پرداخت‌ و همين‌ جا بود كه‌ شيوۀ خاص‌ خود را در روايت‌ لغت‌، به‌ خصوص‌ روايت‌ صحاح‌ جوهری‌ آشكار ساخت‌ و شاگردانی‌ را كه‌ به‌ همان‌ شيوه‌ رفته‌اند، پرورش‌ داد (قس‌: عباس‌، 109). در روزگاری‌ كه‌ وی‌ در مازر می‌زيست‌. انبوهی‌ از طالبان‌ علم‌ نزد او آمدند و حتی‌ علی‌ بن‌ عبدالجبار بن‌ سلامۀ شاعر (د 519 ق‌/ 1125 م‌) نيز بر آن‌ شد كه‌ در خدمت‌ او علم‌ لغت‌ بياموزد (ياقوت‌، 14/ 8 - 10؛ روايت‌ او در صفدی‌، 12/ 209-210؛ قفطی‌، 3/ 191)، اما اقامت‌ او در آن‌ شهر ديری‌ نپاييد، زيرا گويند او را به‌ خمر تمايلی‌ بود و اين‌ امر ابن‌ منكود پارسا را خوش‌ نمی‌آمد. عاقبت‌ پيغام‌ نكته‌آميز او باعث‌ شد كه‌ ابن‌ البر، مازر را ترك‌ گويد و بدين‌ سان‌ ابن‌ عبدالجبار از محضر درس‌ او محروم‌ ماند. خوب‌ است‌ اشاره‌ كنيم‌ كه‌ ديدار وی‌ با ابن‌رشيق‌ در آن‌ شهر به‌ اعتبار گفتۀ ياقوت‌ (همانجا) كه‌ در «دائرة المعارف‌ اسلام‌» آمده‌، بايد زاييدۀ اشتباه‌ در فهم‌ متن‌ باشد. ابن‌ البر پس‌ از آن‌ روی‌ به‌ پالِرْم‌ آورد (ياقوت‌، صفدی‌، همانجاها؛ قفطی‌، 3/ 190). در آن‌ شهر نيز به‌ كار لغت‌ پرداخت‌ و مكتبی‌ را كه‌ گويند خود پايه‌ريزی‌ كرده‌ است‌، استوارتر نمود. از آن‌ پس‌ ديگر خبری‌ از او در دست‌ نيست‌، جز اينكه‌ گويند در حدود 460 ق‌/ 1068 م‌ به‌ اندلس‌ رفت‌ (ابن‌ ابار، 2/ 675). به‌ ابن‌ البر كه‌ نام‌ او در شمار نحويان‌ و لغت‌شناسان‌ بزرگ‌ آمده‌ است‌، اثری‌ نسبت‌ نداده‌اند و اگر چند تن‌ از شاگردان‌ نامور او روايات‌ خود را از او نقل‌ نكرده‌ بودند، شايد نام‌ او نيز از ميان‌ می‌رفت‌. در مورد حركت‌ لغوی‌ منسوب‌ به‌ او نيز بهتر است‌ چندان‌ اغراق‌ نكنيم‌ و نكوشيم‌ مكتبی‌ در علم‌ لغت‌ به‌ او نسبت‌ دهيم‌ (برخلاف‌ عباس‌، 108)، زيرا نقش‌ عمده‌ای‌ كه‌ در اين‌ باب‌ به‌ او نسبت‌ می‌دهند همانا وارد كردن‌ صحاح‌ جوهری‌ به‌ مصر است‌. قفطی‌ (2/ 236) گويد: چون‌ شاگردش‌ ابن‌ قطاع‌ در حدود 500 ق‌ به‌ مصر در آمد، مردمان‌ را از كتاب‌ صحاح‌ بی‌اطلاع‌ يافت‌ و ناچار خود به‌ تدريس‌ آن‌ همت‌ گماشت‌، اما اين‌ سخن‌ اعتباری‌ برای‌ مكتب‌ لغوی‌ ابن‌ البر فراهم‌ نمی‌آورد، به‌ خصوص‌ كه‌ قفطی‌ به‌ اين‌ امر كه‌ مصريان‌ را بر صحاح‌ اطلاعی‌ نباشد، اطمينان‌ كامل‌ ندارد (3/ 190). فضيلت‌ ديگری‌ كه‌ به‌ وی‌ نسبت‌ می‌دهند همانا انتشار شعر متنبی‌ در صقليه‌ است‌. او خود شعر متنبی‌ را از ابن‌ رشدين‌ شاگرد بلافصل‌ متنبی‌ كه‌ در مصر اشعارش‌ را روايت‌ می‌كرد، نقل‌ كرده‌ و از آن‌ پس‌ به‌ عنوان‌ راوی‌ و شارح‌ آثار متنبی‌ شهرت‌ يافته‌ است‌، اما آنچه‌ از شرح‌ او می‌شناسيم‌، همان‌ است‌ كه‌ شاگردش‌ ابن‌ قطاع‌ نقل‌ كرده‌ است‌ (نک‍: ريزيتانو، 207/ 227). از اين‌ شرح‌ چنين‌ برمی‌آيد كه‌ وی‌ بيشتر به‌ جنبۀ لغوی‌ عنايت‌ داشته‌ است‌ تا جنبه‌های‌ ديگر، زيرا ملاحظه‌ می‌كنيم‌ كه‌ ابن‌ قطاع‌ از قول‌ او تنها مفردات‌ را شرح‌ كرده‌ است‌. 
علاوه‌ بر ابن‌ قطاع‌، ابومحمد صيرفی‌ نيز در 450 ق‌/ 1067 م‌ شعر متنبی‌ را نزد او آموخته‌ است‌. يكی‌ ديگر از كسانی‌ كه‌ باعث‌ ماندگار شدن‌ نام‌ وی‌ شده‌ است‌. ابن‌ مكی‌ (د 501 ق‌/ 1107 م‌) صاحب‌ تثقيف‌ اللسان‌ (قاهره‌، 1966 م‌) است‌ كه‌ كتاب‌ خود را بر استاد عرضه‌ می‌كرد، تا از عيبجويی‌ مغرضان‌ و حسد حاسدان‌ در امان‌ بماند. به‌ اين‌ منظور وی‌ همۀ آرای‌ استاد را ملحوظ می‌داشته‌ است‌ (ابن‌ مكی‌، 47). احتمال‌ داده‌اند كه‌ تصحيح‌ اين‌ كتاب‌ در حدود 460 ق‌ يعنی‌ زمانی‌ كه‌ ابن‌ البر هنوز در صقليه‌ بود، انجام‌ شده‌ باشد (عباس‌، 110). 

مآخذ

ابن‌ ابار، محمد بن عبدالله، التكملة لكتاب‌ الصلة، به‌ كوشش‌ عزت‌ عطار الحسينی‌، قاهره‌، 1375 ق‌/ 1956 م‌؛ ابن‌ دحية، عمر بن حسن، المطرب‌ من‌ اشعار اهل‌ المغرب‌، به‌ كوشش‌ ابراهيم‌ ابياری‌ و ديگران‌، قاهره‌، 1955 م‌؛ ابن‌ قاضی‌ شهبة، ابوبكر بن احمد، طبقات‌ النحاة و اللغويين‌، به‌ كوشش‌ محسن‌ غياض‌، نجف‌، 1393 ق‌/ 1973 م‌؛ ابن‌ مكی‌، عمر بن خلف، تثقيف‌ اللسان‌، به‌ كوشش‌ عبدالعزيز مطر، قاهره‌، 1386 ق‌/ 1966 م‌؛ تجيبی‌، اسماعيل‌ بن احمد، شرح‌ بر المختار من‌ شعر بشار، به‌ كوشش‌ محمد بدرالدين‌ علوی‌، قاهره‌، 1934 م‌؛ سيوطی‌، بغية الوعاة، به‌ كوشش‌ محمدابوالفضل‌ ابراهيم‌، قاهره‌، 1384 ق‌/ 1964 م‌؛ صفدی‌، خليل‌ بن ایبک، الوافی‌ بالوفيات‌ (عكسی‌)؛ عباس‌، احسان‌، العرب‌ فی‌ صقلية، بيروت‌، 1975 م‌؛ قفطی‌، علی‌ بن یوسف، انباة الرواة، به‌ كوشش‌ محمد ابوالفضل‌ ابراهيم‌، قاهره‌، 1371 ق‌/ 1952 م‌؛ ياقوت‌، ادبا؛ نيز: 

EI2; Rizzitano, U., «Un commento di Ibn al Oattāʿ ... », RSO, vol. XXX, Roma, 1955. 
بخش‌ ادبيات‌ عرب‌

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: