صفحه اصلی / مقالات / دائرة المعارف بزرگ اسلامی / ادبیات عرب / ابن انباری /

فهرست مطالب

ابن انباری


نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی : یکشنبه 18 خرداد 1399 تاریخچه مقاله

اِبْنِ‌اَنْباری‌، يا انباری‌، ابوالبركات‌ عبدالرحمن‌ بن‌ محمد، كمال‌الدين‌ (گاه‌: كمال‌) (4 ربيع‌الثانی‌ 513- 9 شعبان‌ 577 ق‌/ 15 ژوئيۀ 1119- 18 دسامبر 1181 م‌)، نحوی‌، لغت‌شناس‌ و نيز فقيه‌ و محدث‌. در انبار نزد پدر و خليفة بن‌ محفوظ حديث‌ شنيد و از آنان‌ روايت‌ كرد (ذهبی‌، سير، 21/ 114؛ سيوطی‌، 2/ 86؛ قس‌: ابن‌‌دبيثی‌، 239). بسيار جوان‌ بود كه‌ به‌ بغداد رفت‌ و در همانجا مسكن‌ گزيد و به‌ مدرسۀ نظاميه‌ پيوست‌. در نظاميه‌ نخست‌ نزد ابومنصور رزّاز به‌ آيين‌ شافعی‌، فقه‌ و خلاف‌ آموخت‌ و گويا در همان‌ ايام‌ با عنوان‌ «مُعيد» به‌ كار گماشته‌ شد. پس‌ از آن‌، نحو را در خدمت‌ ابن‌‌شجری‌، نقيب‌ طالبيان‌ در كرخ‌، خواند (وی‌ آخرين‌ كسی‌ است‌ كه‌ ابن‌انباری‌ شرح‌ حالش‌ را در نزهۀ خويش‌ آورده‌ است‌) و نزد جواليقی‌ ادبيات‌ را فرا گرفت‌ (ابن‌دبيثی‌، همانجا؛ كتبی‌، 2/ 293) و‌ نزد استادان‌ ديگری‌ نيز دانش‌ آموخت‌ (نک‍ : صالح‌ ضامن‌، 5) تا سرانجام‌ «شيخ‌ زمانه‌» شد و در نظاميه‌ به‌ تدريس‌ نحو پرداخت‌ (ابن‌ دبيثی‌، همانجا؛ قفطی‌، 2/ 169-170). آنگاه‌ آثارش‌ شهرت‌ يافت‌ و طلاب‌ علم‌ از هر سو به‌ محضرش‌ شتافتند (قفطی‌، 2/ 170). ابوالبركات‌ در مقام‌ استادی‌، نَفَسی‌ گرم‌ و «مبارك‌» داشت‌، چنانكه‌ هر كس‌ نزد وی‌ شاگردی‌ كرد، از مشاهير شد (ابن‌خلكان‌، 3/ 139). همو گويد كه‌ برخی‌ از اين‌ شاگردان‌ را خود ملاقات‌ كرده‌ است‌ (همانجا). صالح‌ ضامن‌، نام‌ 23 تن‌ از اين‌ افراد را برشمرده‌ است‌ (صص‌ 8- 9). ابن‌انباری‌ مردی‌ سخت‌ ديندار و پارسا و زاهدی‌ مخلص‌ و بی‌پيرايه‌ بود (سبكی‌، 156). او از هياهوی‌ نظاميه‌ روی‌ برتافت‌ و در گوشۀ عزلت‌ نشست‌. به‌ نوشتۀ قفطی‌ در رباطی‌ در شرق‌ بغداد، در محلۀ خاتونيۀ خارجه‌ مسكن‌ گزيد (2/ 170). در همين‌ رباط بود كه‌ يك‌ سال‌ پيش‌ از مرگش‌، ابن‌دَبيثی‌ از وی‌ ديدار كرد و ابياتی‌ چند از او شنيد (ابن‌دبيثی‌، 1/ 239). وی‌ سرانجام‌ در بغداد درگذشت‌ و او را در باب‌ اَبْزَر، در مقبرۀ شيخ‌ ابواسحاق‌ شيرازی‌ به‌ خاك‌ سپردند (قفطی‌، 2/ 171). سبكی‌ اطلاعات‌ بيشتری‌ از زندگی‌ او به‌ دست‌ داده‌ است‌ كه‌ در جای‌ ديگر يافت‌ نمی‌شود. به‌ گفتۀ وی‌ ابن‌انباری‌ خانه‌ای‌ از پدر به‌ ارث‌ برده‌ بود كه‌ در آن‌ مسكن‌ گزيد (شايد همان‌ رباطی‌ باشد كه‌ ابن‌دبيثی‌ ديده‌ است‌). نيز خانه‌ای‌ ديگر و دكانی‌ داشت‌ كه‌ اجارۀ آنها در هر ماه‌، نيم‌دينار بود. وی‌ بدين‌ اندك‌ قناعت‌ می‌كرد و با آن‌ روزگار می‌گذراند. در خانه‌ چراغ‌ برنمی‌افروخت‌، بر حصير می‌نشست‌ و جامه‌های‌ ژنده‌ می‌پوشيد. لباس‌ و عمامه‌ای‌ كم‌بها داشت‌ كه‌ تنها روزهای‌ جمعه‌ می‌پوشيد و برای‌ نماز خارج‌ می‌شد، و جز در اين‌ مورد، هرگز خانه‌ را ترك‌ نمی‌گفت‌: او از جملۀ كسانی‌ بود كه‌ با شيخ‌ ابونجيب‌ در خلوت‌ نشست‌. يك‌بار خليفه‌ المستضی‌ بالله‌، 500 دينار برای‌ او فرستاد. اما ابن‌انباری‌ هديۀ خليفه‌ را نپذيرفت‌ و از قبول‌ آن‌ برای‌ فرزند خويش‌ هم‌ خودداری‌ كرد و گفت‌: «اگر من‌ خالق‌ فرزندم‌ بودم‌، روزی‌ او را هم‌ می‌دادم‌» (7/ 156؛ قس‌: ابن‌عماد، 4/ 259؛ ابوشامة، 1/ 27). به ‌ژنده‌پوشی‌ و استغنای‌ او ديگران‌ نيز اشاره‌ كرده‌اند (ذهبی‌، سير، 21/ 114؛ ابن‌كثير، 12/ 310؛ سيوطی‌، 2/ 86). با اينهمه‌ گفته‌اند كه‌ وی‌، روز بار عام‌ صوفيان‌، در دارالخلافه‌ حاضر می‌شده‌ است‌ (ابن‌كثير، ابوشامه‌، همانجاها). 
در حالات‌ ابن‌انباری‌ آنچه‌ غريب‌ به‌ نظر می‌رسد، روايت‌ ابن‌زبير (ص‌ 109) است‌ كه‌ گويد وی‌ به‌ اندلس‌ سفر كرد و تا اشبيليه‌ پيش‌ رفت‌ و چندی‌ در آن‌ شهر مقام‌ كرد (قس‌: ابوالفضل‌ ابراهيم‌، 2/ 171، كه‌ از ابن‌مكتوم‌ نقل‌ كرده‌ است‌؛ نيز علوش‌، 85، اما هيچ‌كدام‌ اصل‌ صلةالصلة را نديده‌اند). اين‌ روايت‌ بدان‌ سبب‌ شهرت‌ يافت‌ كه‌ مورد استناد سيوطی‌ (2/ 86) قرار گرفت‌، اما در هر حال‌ اين‌ روايت‌، با تصريحاتی‌ كه‌ دربارۀ خوی‌ گوشه‌گير او داريم‌ (قس‌: علوش‌، 84) منافات‌ دارد. 
ابن‌انباری‌ از آغاز تربيتی‌ دينی‌ يافت‌ و در مدرسۀ نظاميه‌ نيز به‌ مطالعه‌ در علوم‌ دينی‌ به‌ خصوص‌ آيين‌ شافعی‌ همت‌ گماشت‌ (نظام‌الملك‌، شافعی‌ بودن‌ را يكی‌ از شرايط ورود به‌ اين‌ مدرسه‌ قرار داده‌ بود). از آثار او، چندين‌ كتاب‌، از جمله‌ هدايةالذاهب‌، و نيز بدايةالهداية در همين‌ باب‌ است‌. وی‌ از گروهی‌ چون‌ محمد بن‌ محمد بن‌ عطاف‌، ابن‌خيرون‌، و احمد بن‌ ابی‌نصر بن‌ نظام‌الملك‌ روايت‌ حديث‌ كرده‌ است‌ (ابن‌دبيثی‌، 1/ 239؛ سبكی‌، 7/ 156) و گروهی‌ چون‌ عمر قرشی‌ و ابوبكر حازمی‌ از او استماع‌ حديث‌ كرده‌اند (ابن‌دبيثی‌، همانجا). علاوه‌ بر اين‌ او را غالباً «فقيه‌» خوانده‌اند و بی‌گمان‌ وی‌ فقه‌ را همراه‌ با نحو در نظاميه‌ تدريس‌ می‌كرده‌ است‌. با اينهمه‌ وی‌ را غالباً استاد نحو دانسته‌اند. به‌ جرأت‌ می‌توان‌ گفت‌ كه‌ وی‌ عمدۀ شهرت‌ خويش‌ را مديون‌ كتاب‌ اسرار العربية است‌، زيرا بيشتر نويسندگان‌، حتی‌ كسانی‌ كه‌ از ذكر فهرست‌ آثار او خودداری‌ كرده‌اند، نام‌ اين‌ كتاب‌ را در شرح‌ احوالش‌ آورده‌ و به‌ فايده‌ و سهولت‌ آن‌ اشاره‌ كرده‌اند (ابن‌خلكان‌، 3/ 139؛ يافعی‌، 3/ 408؛ ابن‌كثير، 12/ 310؛ ابن‌تغری‌ بردی‌، 6/ 90). اثر ديگر وی‌ نزهة الألبّاء فی‌ طبقات‌ الادباء است‌ كه‌ از منابع‌ ياقوت‌ (نک‍ : 1/ 48) بوده‌ است‌. از كتابهای‌ موجود و نام‌ كتابهای‌ مفقود او برمی‌آيد كه‌ وی‌ بيشتر اوقاتش‌ را صرف‌ تأليف‌ در علم‌ نحو می‌كرده‌ است‌. روش‌ او عموماً همان‌ است‌ كه‌ در كتاب‌ انصاف‌ به‌ چشم‌ می‌خورد: وی‌ می‌كوشد قواعد و اصول‌ فقهی‌ و نحوی‌ را به‌ هم‌ پيوند دهد. از همين‌رو، شيوۀ او در برداشتهای‌ نحوی‌ بيشتر به‌ شيوۀ فقيهان‌ شبيه‌ است‌ (علوش‌، 131). با اينهمه‌، نمی‌توان‌ او را صاحب‌ مكتب‌ خاصی‌ به‌ شمار آورد. ادعای‌ خود او دربارۀ «ابتكار اصول‌ نحو» (علوش‌، 154) چندان‌ مقبول‌ نيست‌ و عطيه‌ عامر (صص‌ 9-11) به‌ شدت‌ ادعای‌ او را مردود می‌شمارد. با اينهمه‌، كتاب‌ انصاف‌ او، شايد بهترين‌ كتابی‌ باشد كه‌ در باب‌ خلاف‌ ميان‌ دو مكتب‌ كوفی‌ و بصری‌ نوشته‌ شده‌ و هنوز مورد استفادۀ پژوهشگران‌ است‌. 
ابن‌انباری‌، اگر چه‌ شعر نيز می‌سرود، به‌ شاعری‌ شهرت‌ نيافته‌ است‌. آنچه‌ از او به‌ دست‌ آمده‌ از 5 قطعه‌ (مجموعاً 25 بيت‌) در نمی‌گذرد: قطعه‌ای‌ با قافيۀ سين‌، 5 بيت‌ (كتبی‌، 2/ 295)؛ قطعه‌ای‌ ديگر با همين‌ قافيه‌، 3 بيت‌ (قفطی‌، 2/ 170)؛ قطعه‌ای‌ با قافيۀ قاف‌، 4 بيت‌ (ابن‌دبيثی‌، 240؛ قفطی‌، 2/ 171)؛ قطعه‌ای‌ با قافيۀ عين‌، 3 بيت‌؛ قطعه‌ای‌ با قافيۀ دال‌، 10 بيت‌ (كتبی‌، همانجا). اين‌ اشعار همه‌ شامل‌ معانی‌ اخلاقی‌ است‌. 
كتابهايی‌ كه‌ از ابن‌انباری‌ می‌شناسيم‌ بسيار است‌. ذهبی‌ (عبر، 4/ 231) تعداد آنها را 130 اثر می‌داند. ظاهراً همو (د 748 ق‌/ 1347 م‌) نخستين‌ كسی‌ است‌ كه‌ به‌ تدارك‌ فهرست‌ آثار ابن‌انباری‌ همت‌ گماشته و در سير اعلام‌ النبلاء (21/ 114) نام‌ 30 كتاب‌ او را بر شمرده‌ است‌. كتبی‌ (د 764 ق‌/ 1363 م‌) نيز 64 اثر او را نام‌ برده‌ است‌ (2/ 294). متأخران‌ كوشيده‌اند فهرست‌ كامل‌تری‌ از آثار او به‌ دست‌ دهند. سامرائی‌ (صص‌ د ـ ح‌) 73 كتاب‌، و صالح‌ ضامن‌ (صص‌ 10- 15) 87 كتاب‌ به‌ نام‌ او ضبط كرده‌اند. آنچه‌ ما برشمرده‌ايم‌، كلاً 85 كتاب‌ است‌. 

آثـار

الف‌ ـ چاپی‌

از مجموع‌ آثار او تاكنون‌ اين‌ كتابها به‌ چاپ‌ رسيده‌ است‌: اسرار العربية، چ‌ 1، به‌ كوشش‌ سيبولد، ليدن‌، 1886 م‌، چ‌ 2 به‌ كوشش‌ محمد بهجة البيطار، دمشق‌، 1957 م‌؛ الاغراب‌ فی‌ جدل‌ الاعراب‌، به‌ كوشش‌ سعيد افغانی‌، دمشق‌، 1957 م‌؛ الانصاف‌ فی‌ مسائل‌ الخلاف‌ بين‌ البصريين‌ و الكوفيين‌، نخست‌ جزئی‌ از آن‌ در روسيه‌، 1873 م‌ توسط گيرگاس به‌ چاپ‌ رسيد، سپس‌ جزئی‌ ديگر در وين‌ توسط ج‌. كوسوت چاپ‌ شد، جزئی‌ ديگر نيز در پطرزبورگ‌، 1878 م‌، به‌ كوشش‌ گيرگاش‌ و روزن‌ انتشار يافت‌، عاقبت‌ وايل همۀ كتاب‌ را همراه‌ با تعليقات‌ و شروح‌ به‌ زبان‌ آلمانی‌، 1913 م‌، در ليدن‌ انتشار داد. آخرين‌ چاپ‌ به‌ كوشش‌ محيی‌الدين‌ عبدالحميد در قاهره‌، 1953 م‌، انجام‌ يافته‌ است‌؛ البلغة فی‌ الفرق‌ بين‌ المذكر و المؤنث‌، به‌ كوشش‌ رمضان‌ عبدالتواب‌، قاهره‌، 1970 م‌؛ البيان‌ فی‌ غريب‌ اعراب‌ القرآن‌، به‌ كوشش‌ طه‌ عبدالحميد طه‌، قاهره‌، 1969-1970 م‌؛ حلية العقود فی‌ الفرق‌ بين‌ المقصور و الممدود، به‌ كوشش‌ عطيه‌ عامر، بيروت‌، 1966 م‌؛ زينة الفضلاء فی‌ الفرق‌ بين‌ الضاد و الظاء، به‌ كوشش‌ رمضان‌ عبدالتواب‌، بيروت‌، 1971 م‌؛ « شرح‌ بانت‌ سعاد»، به‌ كوشش‌ رشيد عبيدی‌، مجلة كلية الآداب‌ بجامعة بغداد، شم‍ 18، 1974 م‌؛ «فرائد الفوائد»، به‌ كوشش‌ حاتم‌ صالح‌ ضامن‌، مجلة البلاغ‌، شم‍ 10، 1979 م‌؛ لمع‌ الادلة فی‌ اصول‌ النحو، چ‌ 1، به‌ كوشش‌ سعيد افغانی‌، دمشق‌، 1957 م‌، چ‌ 2 به‌ كوشش‌ عطيه‌ عامر، بيروت‌، 1963 م‌؛ «اللمعة فی‌ صنعة الشعر»، به‌ كوشش‌ عبدالهادی‌ هاشم‌، مجلة المجمع‌ العلمی‌ العربی‌، ج‌ 31، 1956 م‌، دمشق‌؛ منثور الفوائد، به‌ كوشش‌ حاتم‌ صالح‌ ضامن‌، بيروت‌، 1403 ق‌/ 1983 م‌؛ نزهة الألبّاء فی‌ طبقات‌ الادباء، چ‌ 1، قاهره‌، سنگی‌، 1294 ق‌/ 1876 م‌، چ‌ 2، به‌ كوشش‌ عطيه‌ عامر، پاريس‌، 1957 م‌، بيروت‌، 1963 م‌، چ‌ 3 به‌ كوشش‌ ابراهيم‌ سامرايی‌، بغداد، 1959 م‌، چ‌ 4، به‌ كوشش‌ محمد ابوالفضل‌ ابراهيم‌، قاهره‌، 1967 م‌. 

ب‌ ـ خطی‌

از ابن‌انباری‌ شش كتاب‌ به‌ صورت‌ خطی‌ در دست‌ است‌ که در زیر برمی‌شماریم. تقريباً همۀ منابع‌ لازم‌ را صالح‌ ضامن‌ (صص‌ 11-12) و علوش‌ (صص‌ 118-120) و نيز اندكی‌ را بروكلمان (GAL, I/ 334; Gal, S, I/ 495) ذكر كرده‌اند و ما از نقل‌ آنها خودداری‌ می‌كنيم‌. اما اگر از اين‌ ميان‌ كتابی‌ چاپ‌ شده‌، در فهرست‌ چاپها نهاده‌ايم‌ يا اگر نسخه‌ای‌ از كتابی‌ به‌ ظاهر مفقود، پيدا شده‌ به‌ آن‌ اشاره‌ كرده‌ايم‌: الدّاعی‌ إلی‌ الاسلام‌ فی‌ علم‌ الكلام‌ (آربری‌، IV/ 21). اين‌ كتاب‌ را ضامن‌ و علوش‌ در شمار كتابهای‌ مفقود نهاده‌اند و بروكلمان‌ به‌ آن‌ اشاره‌ نكرده‌ است‌؛ شرحُ السَّبع‌ الطِوال‌؛ عمدةُ الأدباء فی‌ معرفةِ يُكْتب‌ بالألف‌ و الياء؛ الكلامُ‌ علی‌ عِصیّ‌ و مَغزو؛ الوجيز فی‌ التصريف‌؛ هداية الذاهب‌ فی‌ معرفة المذاهب‌. 

ج‌ ـ كتابهای‌ مفقود

فهرست‌ كتابهای‌ او را، علاوه‌ بر ذهبی‌ و كتبی‌ كه‌ پيش‌ از اين‌ ذكر كرديم‌، عمدتاً سبكی‌، ابن‌ قاضی‌ شهبه‌، سيوطی‌، بغدادی‌، حاجی‌ خليفه‌ و خوانساری‌ نيز آورده‌اند. ما برای‌ پرهيز از اطناب‌ از ذكر منابع‌ خودداری‌ می‌كنيم‌، به‌ خصوص‌ كه‌ علوش‌ به‌ همۀ اين‌ منابع‌ ــ غير از ذهبی‌ و كتبی‌ ــ ارجاع‌ داده‌ است‌: الاختصار فی‌ الكلام‌ علی‌ الفاظ تَدوُر بين‌ النُظار؛ الأسئلة فی‌ علم‌ العربية؛ الأسمی‌ فی‌ شرح‌ الاسماء ( يا الأسنی‌ فی‌ شرح‌ اسماء الله‌ الحُسنی‌)؛ اشتقاق‌ الفعل‌ من‌ المصدر؛ الاشارة فی‌ شرح‌ المقصورة (يا شرح‌ المقصورةاصول‌ الفصول‌ فی‌ التصرف‌؛ الاضداد؛ الالف‌ و اللام‌؛ ألفات‌ القطع‌ و الوصل‌؛ الالفاظ الجارية علی‌ لسان‌ الجارية؛ الانوار فی‌ العربية؛ الايضاح‌ فی‌ النحو؛ بداية الهداية؛ بُغَيةُ الوارد؛ البلغة فی‌ اساليب‌ اللغة؛ البلغة فی‌ نقد الشعر؛ البيان‌ فی‌ جمع‌ افعل‌ أخفّ الاوزان‌؛ تاريخ‌ الأنبار؛ تصرفات‌ لو؛ التفريد فی‌ كلمة التوحيد؛ تفسير غريب‌ المقامات‌ الحريرية (يا شرح‌ المقامات‌)؛ التنقيح‌ فی‌ مسلك‌ الترجيح‌؛ جلاء الاوهام ‌وجلاء الافهام ‌... ؛ الجمل‌ فی‌ علم‌ الجدل‌؛ الجوهرة فی‌ نسب‌ النبی‌ (ص‌) (كه‌ شايد از او نباشد)؛ الحض‌ علی‌ تعليم‌ العربية؛ حلية الطراز فی‌ حل‌ الألغاز؛ حلية العربية؛ حواشی‌ الايضاح‌؛ حيص‌ بيص‌؛ ديوان‌ اللغة؛ رتبةُ الانسانية فی‌ المسائل‌ الخراسانية؛ الزهرة فی‌ اللغة؛ سمت‌ الادلة فی‌ النحو؛ شرح‌ الايضاح‌ (شايد همان‌ حواشی‌ الايضاح‌ باشد)؛ شرح‌ الحماسة؛ شرح‌ دواوين‌ الشعراء؛ شرح‌ ديوان‌ المتنبی‌ (يا مغانی‌ المعانی‌)؛ شرح‌ المقبوض‌ فی‌ العروض‌؛ شفاء السائل‌ فی‌ بيان‌ رتبة الفاعل‌؛ عدة السؤال‌ فی‌ عمدة السؤال‌ (يا نجدة السؤال‌)؛ عقود الاعراب‌؛ الفائق‌ فی‌ اسماء المائق‌؛ الفصول‌ فی‌ معرفة الاصول‌؛ فعلت‌ و أفعلت‌؛ قبسة الاديب‌ فی‌ اسماء الذيب‌؛ قبسة الطالب‌ فی‌ شرح‌ خطبة ادب‌ الكاتب‌؛ كتاب‌ فی‌ يعفون‌؛ كتاب‌ كلا و كلتا؛ كتاب‌ كيف‌؛ كتاب‌ ما؛ لباب‌ الآداب‌؛ اللباب‌ المختصر؛ المرتجل‌ فی‌ ابطال‌ تعريف‌ الجمل‌؛ المرتجل‌ فی‌ شرح‌ السبع‌ الطوال‌ (شايد همان‌ شرح‌ السبع‌ الطوال‌ باشد)؛ المسائل‌ البخارية؛ مسائل‌ سأل‌ عنها بعض‌ أولاد المسترشد بالله‌؛ المسائل‌ السنجارية (شايد همان‌ المسائل‌ البخارية باشد)؛ مسألة دخول‌ الشرط علی‌ الشروط؛ المعتبر فی‌ الفرق‌ بين‌ الوصف‌ و الخبر؛ مفتاح‌ الذاكرة؛ المقبوض‌ فی‌ العروض‌؛ مقترح‌ السائل‌ فی‌ وَيْل‌ أمّهِ‌، منثور العقود فی‌ تجرد الحدود؛ الميزان‌ فی‌ النحو؛ نسمة العبير فی‌ التعبير؛ نقد الوقت‌؛ نكت‌ المجالس‌ فی‌ الوعظ؛ النوادر؛ النور اللائح‌ فی‌ اعتقاد السلف‌ الصالح‌. 

مآخذ

ابن‌تغری‌ بردی‌، النجوم‌؛ ابن‌خلكان‌، وفيات‌؛ ابن‌دبيثی‌، محمد بن سعید، المختصر المحتاج‌ اليه‌ من‌ تاريخ‌ ... ، بيروت‌، 1405 ق‌/ 1985 م‌؛ ابن‌زبير، احمد بن ابراهیم، صلة الصلة، نسخۀ خطی‌ كتابخانۀ تيموريه‌، مورخ‌ 850 ق‌؛ ابن‌ عماد، عبدالحی‌، شذرات‌ الذهب‌، قاهره‌، 1350 ق‌/ 1931 م‌؛ ابن‌قاضی‌ شهبه‌، ابوبكر بن احمد، طبقات‌ الشافعية، به‌ كوشش‌ حافظ عبدالعليم‌ خان‌، حيدرآباد دكن‌، 1399 ق‌/ 1979 م‌، 2/ 8؛ ابن‌كثير، البداية؛ ابوشامه‌، عبدالرحمن بن اسماعیل‌، كتاب‌ الروضتين‌ فی‌ اخبار الدولتين‌، قاهره‌، 1287 ق‌/ 1870 م‌؛ ابوالفضل‌ ابراهيم‌، حاشيۀ انباء الرواة (نک‍ : قفطی‌ در همین مآخذ)؛ بغدادی‌، اسماعيل‌ بن محمد امین، ايضاح‌ المكنون‌، استانبول‌، 1955 م‌؛ همو، هدية العارفين‌، استانبول‌، 1951 م‌؛ حاجی‌ خليفه‌، كشف‌ الظنون‌، استانبول‌، 1941-1943 م‌؛ خوانساری‌ محمد باقر، روضات‌ الجنات‌، تهران‌، 1382 ق‌/ 1962 م‌؛ ذهبی‌، محمد بن احمد، سير اعلام‌ النبلاء، به‌ كوشش‌ بشار عواد معروف‌ و محيی‌ هلال‌ السرحان‌، بيروت‌، 1404 ق‌/ 1984 م‌؛ همو، العبر، به‌ كوشش‌ صلاح‌الدين‌ منجد و ابوهاجر محمد السعيد، بيروت‌، 1363 ق‌/ 1944 م‌؛ سامرائی‌، ابراهيم‌، مقدمۀ نزهة الالباء ابن‌ انباری‌؛ سبكی‌، تاج‌الدين‌ عبدالوهاب‌، طبقات‌ الشافعية الكبری‌، به‌ كوشش‌ محمود محمد الطناحی‌ و عبدالفتاح‌ محمد الحلو، قاهره‌، 1384 ق‌/ 1965 م‌؛ سيوطی‌، بغية الوعاة، به‌ كوشش‌ محمدابوالفضل‌ ابراهيم‌، قاهره‌، 1384 ق‌/ 1965 م‌؛ صالح‌ ضامن‌، حاتم‌، مقدمۀ منثور الفوائد ابن‌انباری‌؛ عطيه‌ عامر، مقدمۀ لمع‌ الادلۀ ابن‌ انباری‌؛ علوش‌، جميل‌، ابن‌ الانباری‌ و جهوده‌ فی‌ النحو، ليبی‌ ـ تونس‌ 1981 م‌؛ قفطی‌، علی‌ بن یوسف، انباه‌ الرواة، به‌ كوشش‌ محمد ابوالفضل‌ ابراهيم‌، قاهره‌، 1371 ق‌/ 1952 م‌؛ كتبی‌، محمد ابن شاکر، فوات‌ الوفيات‌، به‌ كوشش‌ احسان‌ عباس‌، بيروت‌، 1974 م‌؛ يافعی‌، عبدالله‌، مرآة الجنان‌، حيدرآباد دكن‌، 1337- 1339 ق‌؛ ياقوت‌، ادبا؛ نيز: 

Arberry; GAL; GAL, S. 
آذرتاش‌ آذرنوش‌

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: