بازی‌ها و سرگرمی‌ها

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • زمستان | زِمِسْتان، فصل چهارم و آخرین فصل سال خورشیدی / جلالی، مشتمل بر ماههای دی، بهمن، اسفند (برجهای جدی، دلو، و حوت). زمستان مرکب از «زم» به معنی سردی و «ستان» پسوند زمان است که برای کثرت و نیز ظرفیت به کار می‌رود ( لغت‌نامه ... ).
  • آتش بازی | آتَشْ بازی، آتش زدن تیرتخشها (اسباب آتش‌زا) و بازی با آنها برای نمایش نور و صدا در فضا. در آتش‌بازی معمولاً دو نوع تیرتخشِ فشار و جرقه، و شعله یا شراره به‌کار می‌رود
  • آسیاب بچرخ | آسیابْ بِچَرْخ، از بازیهای گروهیِ رایج میان کودکان مناطق مختلف ایران.
  • آفتاب مهتاب | آفْتابْ مَهْتاب، از وسایل آتش‌بازی و نیز نام گونه‌‌ای بازی، رایج در نقاط گوناگون ایران. برگزاری مراسم آتش‌بازی از سده‌های نخست هجری در ایران مرسوم بوده است
  • اتل متل | اَتَلْ مَتَل، از بازیهای قدیمی و کودکانۀ ایرانی همراه ترانه‌ای آهنگین. برای اجرای این بازی ــ که شکلی نمایشی دارد ــ کودکان کنار هم می‌نشینند
  • اسباب بازی | اَسْبابْ‌بازی، ابزار و وسایل بازی و سرگرمی کودکان و نوجوانان که از اجناس مختلفی چون چوب، سنگ، فلزات، پارچه، نخ و جز آنها ساخته می‌شود.
  • اسم فامیل | اِسْمْ فامیل، از بازیهای فکری و گروهی رایج در بیشتر نقاط ایران. این بازی اغلب در جوامع شهری، بدون در نظر گرفتن گروه سنی و جنسی خاص، رواج دارد و افراد با سواد در آن شرکت می‌کنند.
  • الاکلنگ | اَلّاکُلَنْگ، از بازیهای سنتی خردسالان ایران. کهن‌ترین سندی که در آن به بازی الاکلنگ اشاره شده، و دربارۀ خاستگاه آن سخن رفته، آثارالباقیۀ بیرونی است. بیرونی ساخت و کاربرد الاکلنگ را به دورۀ پادشاهی جمشید پیشدادی منسوب کرده است.
  • الک دولک | اَلَکْ دولَک، ازبازیهای کهن رایج در بسیاری از شهرها و روستاهای ایران. فرهنگهای فارسی این بازی را به صورتهای «لاوه»، «چالیک»، «آلاوه» و «کورشت» نیز آورده‌اند
  • باباکرم | باباکَرَم، از انواع رقصهای نمایشی که در آن ویژگیها و رفتارهای گروههای لوطی یا داش‌مشدی، با حرکات و اطوار خاص اجرا می‌شود. این رقص از 1320 ش ابتدا در تهران رواج یافت و با تحولاتی در نوع اجرای حرکات و پوشش رقصنده‌ها، تا امروز در همه جای ایران اجرا می‌شود.
  • بادبادک | بادْبادَک، از اسباب‌بازیهای سنتی کودکان ایران. بادبادک ـ بازی هنوز هم در بسیاری از مناطق ایران رواج دارد. در فرهنگ و ادب فارسی بادبادک به صورتهای «کاغذباد»، «بادپرک»، «بادبرک»، «بادپر»، «بابر» و «کاغذ هوایی» آمده است
  • باچوخه، کشتی | باچوخه، کُشْتی، یا کشتی چوخه (چوخا، چوخه‌ای)، از کشتیهای محلی و بسیار رایج منطقۀ خراسان.
  • بازی | هرگونه فعالیت آزاد و خودانگیخته‌ای که بدون هیچ جبر و فشاری برای تفریح و خوشی صورت می‌گیرد.
  • برف | یخ متبلور حاصل از انجماد مستقیم بخار آب، پیش از تبدیل شدن به باران. دربارۀ برف با توجه به شکل، خصوصیات ظاهری، فصل و زمان بارش، باورها و اعتقادات فراوانی پدید آمده است.
  • بشین و پاشو | یـا حمـومک مـورچـه داره، از بـازیهـای سرگرم‌کنندۀ کودکان خردسال که اغلب توسط بزرگ‌سالان اداره می‌شود.
  • بزکشی | بازی سنتی سوارکاری که در میان ایلات ترک سرزمینهای آسیای مرکزی و مردم شمال افغانستان متداول است.
  • بشکن بشکن | گونه‌ای رقص نمایش‌مانند و تصنیف همراه با تقلید که با ایجاد صدای انگشتان میانی و شست، و گاه با کف‌زدن همراه است.
  • بغل به بغل | از کُشتیهای محلی رایج در روستاهای شهرستان قزوین. این کشتی بیشتر در مراسم شادی مانند عروسی اجرا می‌شود (عباسی، 2 / 167؛ نیز نک‍ : ورجاوند، 2 / 887).
  • بقال بازی | از جمله نمایشهای شاد سنتی ایرانی و مشهورترین نمایش «مضحکه و تقلید» که ریشۀ آن را در بازیهای نمایشی عامیانه و دلقکهای درباری از روزگار ساسانی، بـه‌ویژه در مراسم آیینی مانند بر‌نشستن کوسه (نک‍ : ه‍ د، کوسه بر‌نشین) و میر نوروزی (ه‍ م)، و رقصهایی که در عهد صفوی، توسط پوست‌بزپوشان اجرا می‌شد
  • بندبازی | یا داربازی، رسن‌بازی، نوعی بازی نمایشی است كه با حركات ورزشی روی بند یا رسن هنرنمایی‌ می‌كنند.
  • پاتوق | یا پاتوغ، اصطلاحی متداول در فرهنگ مردم برای بیان جایی که اشخاص همکار و همفکر برای رفع و رجوع امور خود در آن گرد می‌آیند.
  • پابازی، رقص | یا رقص پا، گونه‌ای رقص پهلوانی و نمایشی که در استانهای گیلان و مازندران اجرا می‌شد.
  • پالان | نوعی تشکچه به شکل خاص، آکنده از کاه و پوشال که پیش از سوار شدن یا بار زدن، بر پشت چهارپایانی مانند قاطر، الاغ، اسب و جز آنها می‌گذارند، تا بارهای سنگین، زمخت و زاویه‌دار، پشت حیوان را زخم نكند.
  • پشک انداختن | از روشهای سنتی تعیین نوبت تقدم و تأخر یا قرعه‌کشی در بازیهای ایرانی.
  • تاتریک | یا تاته‌ریخ، گونه‌ای بازی و سرگرمی یک یا چند نفره که از دیرباز در مناطق مختلف کشور با اندکی تفاوت انجام می‌گیرد.
  • تاپ تاپ خمیر | گونه‌ای بازی گروهی رایج میان خردسالانِ بیشتر مناطق ایران.
  • تاب بازی | یا بادپیچ، از بازیهای کهن و آیینی مردم مناطق مختلف ایران. تاب ریسمانی است که از دو سو به درخت یا جایی دیگر بسته می‌شود و در آن می‌نشینند و به وسیلۀ آن در هوا به جلو و عقب حرکت می‌کنند.
  • تاریخ ورزش باستانی ایران | اثری ممتع و مفید در زمینۀ تاریخ و آداب زورخانه، نوشتۀ حسین بیضایی (1285- 1348 ش / 1906- 1969 م).
  • تاریخ و فرهنگ زورخانه | کتابی دربارۀ بنیادهای ورزش باستانی ایران، زورخانه و آداب و اصطلاحات مربوط به آن، نوشتۀ غلامرضا انصاف‌پور (1308- 1379 ش / 1929-2000 م).
  • تخم مرغ بازی | از بازیهای روزهای عید نوروز، معمولاً از چهارشنبه‌سوری تا سیزدهم فروردین.
  • ترکمن، کشتی | کشتیِ رایج و پرطرف‌دار در میان مردم شهرهای گنبد کاووس، بندر ترکمن، و بخشهای آق‌قلا و گمش‌تپه یا گمیشان.
  • ترنا بازی | نام یک بازی کهن ایرانی که تا چندی پیش در ایران رواج عمومی داشت و در فرهنگ و ادب فارسی به بازی «میر و وزیر» و «شاه و وزیر» شهرت یافته بود.
  • ترکه بازی | یا چوب‎بازی، بازی نمایشی با حرکاتی موزون با استفاده از چوب حمله (ترکه) و چوب دفاع همراه با اجرای ضرب‌آهنگ ساز و دهل.
  • تریاک | شیرۀ گونه‌هایی از گیاه خشخاش که افزون بر مصارف پزشکی همچون ماده‌ای تخدیرکننده و اعتیادآور به کار می‌رود.
  • توپ بازی | یا بازی با توپ، گونه‌ای از بازیهای مهارتی ‌ـ ورزشی که ابزار اصلی آن را توپ تشکیل می‌دهد و انواع مختلف آن تقریباً در سراسر ایران اجرا می‌شود.
  • توتون و تنباکو | توتِ اَبوالْفَضْل، درختی کهن‌سال و مقدس، در 32کیلومتری جنوب غربی سیرجان، هم‌جوار با روستای امیرآباد در روستای عباس‌آباد که از زیارتگاههای منطقه است.
  • جرگه، شکار | جَرْگه، شِکار، یا شکار جرگه‌ای، نَرْگ، نرگه، نرکه، نوعی شکار که در آن شکارگران در جرگه‌ها (صفها)یی حلقه‌‌وار حیوانات شکاری را محاصره کرده، مرتباً حلقۀ محاصره را تنگ‌تر می‌کنند تا آنها را به‌طور گروهی شکار ‌کنند.
  • تیله بازی | تیله‌بازی، از بازیهای سنتی رایج در نقاط گوناگون ایران، که با نام تیله‌انگشتی نیز شهرت دارد.
  • جفتک چارکش | جُفْتَکْ چارْکُش، از بازیهای ورزشی در ایران. این بازی در بسیاری از مناطق با نامهایی متفاوت، اما با اصول و قواعدی تقریباً مشابه، دیده می‌شود.
  • تیر و کمان | تیر و کَمان، ابزاری در جنگ و شکار به شکل چوب خمیده و دارای زه برای پرتاب تیر، و به صورت «تیرْکَمان» یکی از اسباب‌بازیهای امروزی به شکل دوشاخه، دارای ‌کش و کفه‌ای‌ چرمین‌ برای پرتاب سنگ.
  • جغجغه | جِغْجِغه، از اسباب‌بازیهای رایج کودکان، مرکب از جعبه‌ای کوچک که از فلز یا مقوا می‌سازند و داخل آن یک یا چند گوی سنگی یا فلزی قرار می‌دهند که با تکان دادن جعبه به سبب حرکت گویها در داخل آن، صدایی برمی‌آید
  • جناغ شکستن | جِناغْ شِکَسْتَن، یا جناق شکستن، از شرط‌بندیها و سرگرمیهایِ رقابتی هیجان‌انگیز در ایران. این بازی را «مرا یاد و تو را فراموش» (غیاث ... ، ذیل جناغ و جناق)، جناغ بستن، یا کشیدن نیز می‌نامند
  • جمجمک برگ خزون | جُمْجُمَکْ بَرْگِ خَزون، از بازیهای رایج خردسالان در نقاط مختلف ایران.
  • چال پشکلی | چالْ‌پِشْکِلی، از بازیهای فکری که بیشتر چوپانها به‌صورت دو‌نفره، و با استفاده از تعدادی چاله و پشکل یا سنگ‌ریزه و در مواردی با هستۀ خرما برگزار می‌کنند.
  • چپق | چُپُق، وسیله‌ای سنتی، شکل‌گرفته از یک کاسه و دسته‌ای میان‌تهی در اندازه‌های متفاوت برای دودکردن توتون.
  • چرخ و فلک |
  • چل توپ | چَلْ‌توپ، از بازیهای سنتی گروهی ابزارمحور در ایران.
  • حتن | حَتَن، حرکتی آیینی و مراسمی شبیه رقص دسته‌جمعی، که مردم محلی آن را «بازی» می‌نامند و امروزه برخی آن را در ردیف رقص می‌دانند.
  • چهل طوطی |
  • حمومک مورچه داره | حَمومَکْ مورْچه داره، از بازیهای سنتی و گروهی کودکان.

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: