طبقهها و قشرهای گوناگون اجتماعی در گذر تاریخ، رفتهرفته نشانههایی مییابند که با بهرهگیری از آنها میتوان به جایگاه و پایگاه طبقاتی و اجتماعی مردم در یک جامعه آگاهی یافت. پوشاک، از مهمترین نشانههای تاریخی در این زمینه به شمار میآیند.
«خلق را تقلیدشان بر باد داد/ ای دو صد لعنت بر این تقلید باد» ... «مولوی» «ما زندگیای داشتیم ساده، آرام، بیدغدغه، خالی از بغض و تکلفات مزاحم، یک اطاق برای زندگی کافی بود در آن زیست میکردیم، میخوابیدیم، غذا میخوردیم، امروز اطاق خواب معطل، تختخواب اطاق ناهارخوری معطل، بساط تغذیه دفتر اطاق سالن حتی اطاق قمار لازم شده است برای تدارک بهمین نسبت بحرص و دزدی افزوده.
در این شب که در سالن همایش های رایزن دایره المعارف بزرگ اسلامی در نیاوران، با حضور اسین چلبی (بیست و دومین نوادۀ حضرت مولانا از اعقاب سلطان ولد) برگزار شد، سخنرانان: دکتر کاظم بجنوردی (ریاست دایره المعارف بزرگ اسلامی)، دکتر محمد علی موحد، دکتر محمد استعلامی، دکتر توفیق سبحانی، استاد محمد بردبار و اسین چلبی با همراهی و ترجمۀ فروزنده اربابی به سخنرانی پرداختند.
«صلح» واژهای است که این روزها آنقدر دستمالی شده که تنها جنازه سه حرف از آن باقی مانده است. انگشتشمارند آنها که از صلح سخن گفتند و به آن جامه عمل هم پوشاندند. «گاندی» یکی از همین معدود کسانی است که صلح را به معنای واقعی کلمه معنا کرد. او که در زندگیاش پی آزادی میگشت، برای بهدست آوردن این موهبت، از درِ صلح وارد شد و هرگونه خشونتی را برای داشتن روزگاری خوب و آزاد رد کرد. وی مسئولیت هر فرد را نسبت به خویش، خانواده، وطن و جهان از هم جدا نمیدانست و معتقد بود که با زیان رساندن به هریک از اینها نمیتوان به دیگری خدمت کرد
مارتین مکوئیلان در مقدمه خود بر کتاب (گزیدهی مقالات روایتشناسی)، سوال بحثبرانگیزی را پیش میکشد. سوالی که بیشتر ترسناک جلوه میکند تا سخت. وی میپرسد: اگر دیگر داستانی روایت نشود چه پیش میآید؟ بیگمان اهل ادبیات بیشتر از هرکسی چنین جهانی برایشان زجرآور است و خطرات آن را درک میکنند. اما بهراستی اگر دیگر داستانی روایت نشود چه بر سرِ جهان ما میآید؟ آیا «لالشدگی» در برابر روایت، بیسرانجامی و بحران جهان آدمی نیز است؟ اگر از منظر رولان بارت به چنین پرسشی نظر افکنیم حتی اندیشیدن به چنین جهانی خود، روایت است، و با ارفاق میتواند داستان هم باشد. داستانی در مورد جهانی که دیگر قادر به روایتکردن نیست با شخصیتهای سرگردان و لال! شاید استعاره «شهرزاد» در «قصههای هزارویک شب» بهترین نمونه برای بیان جهانی بیداستان باشد.
پیشینه عزاداری سیدالشهدا(ع) در ایران به دوران تشکیل نخستین محلات شیعهنشین در شهرهای این سرزمین باز میگردد. توصیه به برپایی عزاداری به مناسبت ایام شهادت سالار شهیدان(ع) و تلاش برای زنده نگهداشتن یاد و خاطره این قیام جاودانه، باعث میشد که شیعیان، صرفنظر از نوع مذهب و گرایش فکری، نسبت به برگزاری این مراسم و تداوم آن، اهتمام داشته باشند. با این حال، بخشی از گزارشهای تاریخی نشان میدهد که عزاداری در ماه محرم، تنها مختص شیعیان نبود و برخی دیگر از مذاهب اسلامی نیز دستکم به صورت محدود، حرمت این ایام را نگه میداشتند و در آن به عزاداری میپرداختند؛ چرا که احترام به اهلبیت(ع) موضوعی مهم در تفکرات اعتقادی اهل سنت محسوب شده و میشود.
صفحه اول روزنامه های امروز دوشنبه 10 مهر
سید جواد میری گفت: شریعتی اسلام را «دیگریِ ایران» مفهوم سازی نمی کند بلکه گمشده معنوی بزرگ و یک فکر نجات بخش برای بازسازی ملیت ایرانی می داند.
نشست نقد و بررسی کتاب «شبهای حرمخانه» نوشته مریم بصیری در سرای اهل قلم برگزار شد. در این نشست نویسنده به چرایی پژوهش و انگیزه خود در این زمینه اشاه کرد.
هانری رنه دالمانی، جهانگرد فرانسوی که در دوره قاجار به ایران سفر کرد، مشاهدات و خاطرات خود از این سفر را در کتابی با نام «از خراسان تا بختیاری» گردآورده است. او در این سفرنامه اطلاعات ارزشمندی از آیینهای محرم و آداب و رسوم ایرانیان در این ماه بهویژه تعزیه ارائه میدهد.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید