در وصف شهادت مولاي متقيان، علي(ع) گفتهاند: «قُتِل في محرابه لِشدة عدله»؛ عامل اصلي شهادت او در محراب عبادتش، شدت عدل او بود. وقتي از عدالت علي(ع) سخن به ميان ميآيد، در بادي امر، ذهنها به سمت عدالت اقتصادي يا عدالت قضايي معطوف ميشود. بيترديد، اين دو بعد از عدالت، در مشي حكومتي حضرت امير(ع) برجستگي انكارناپذيري دارد؛ اما به گمان نگارنده، آنچه حكومت علي(ع) را درخششي بينظير ميبخشد و آن را در قله زيباييها مينشاند، ميزان «عدالت سياسي» در حكومت او بود.
هرگونه تبیین دیدگاه استاد مطهری در زمینۀ اسلام و مقتضیات زمان باید با لحاظ زمینۀ تاریخی و زمانه و زمینه ایراد این سخنان انجام شود و در نظر گرفتن سیر تاریخی در فهم این بحث بسیار اهمیت دارد.
شهيد مطهري در تعريف عدالت اجتماعي نوشتهاند: «ايجاد شرايط براي همه به طور يكسان، و رفع موانع براي همه بهطور يكسان».1 هرچند تعريف استاد موجز و مختصر و بسيار كلي است، اما به روشني نشان ميدهد كه عدالت اجتماعي، برابري و مساوات همگان نيست، جامعه هم به تعبير ايشان شبيه «پيكر» نيست كه اجزاي آن ارادة استقلالي نداشته باشد، بلكه عدالت اجتماعي بيشتر رعايت «استحقاق»هاست
شب قدر از دو جهت براي ما گرامي است. و ما هم غير از اين دو عنصر محوري چيزي نداريم و اين شب ميتواند جامع آن دو عنصر محوري باشد؛ يکي جريان «قرآن» است و ديگري جريان «عترت». اين همان «ثقلين» و دو وزنه وزين است که رسول اکرم(ص) از طرف ذات اقدس اله به جوامع انساني و اسلامي، بالاخص به مجامع شيعه معرفي کرد و فرمود: «اني تارک فيکم الثقلين».1 شب قدر شب توسل به قرآن است و عترت.
گفتمان پست مدرنيسم از دهه1980 در محافل روشنفكري غرب جرقه خورد و به عنوان يك اصطلاح التفاتپذير در اذهان عموم و نسل دوم و سوم جامعه ادبي و هنري نقش بست. مناسبات اين فرآیند با مباحثي مرتبط، ابتدا در دايره هنر پديد آمد و اين مباحث از جانب افرادي شكل گرفت و مطرح شد كه بر اين اصل استوار بودند كه معماري، ادبيات و ديگر اشكال فرهنگي معاصر از آن كاربستهاي مدرنيسم فراتر رفتهاند و پا در ازمنه و عرصههاي تازهاي گذاشتهاند و پيامدهايي پستمدرنيستي را خلق كردهاند...
نرسیسیان، از دانشمندان مسیحی درباره علی(ع) میگوید: اگر این خطیب بزرگ (علی(ع)) در عصر ما بر منبر کوفه پا می نهاد، میدیدید که مسجد کوفه با آن پهناوریاش از سران و بزرگان اروپا موج میزد.
دنیل مککارتی دبیر کتاب آمریکایی محافظهکار است. نوشتههای وی در نشریات متعددی از جمله تماشاگر، دلیل و دوران مدرن بهچاپ رسیده است. وی دانش آموختهی دانشگاه واشنگتن در سنت لوییز است.نظامی که هم شامل دارایی خصوصی باشد و هم نهادهای عمومی را در بر داشته باشد، بستری است که ایدههای ما در مورد حریت در آن شکل میگیرد.
اتین دو لابوئسی، حقوقدان، شاعر، و نظریهپرداز سیاسی فرانسوی بیشتر با عنوان قهرمان مقالهی «دربارهی دوستی» میشل دو مونتنی و همچنین نگارندهی مقالهی «گفتار در باب بندگی خودخواسته» به یاد مانده است.مونتنی مینویسد نام لابوئسی را برای اولین بار بهعنوان نویسندهی گفتار شنید و این آغاز دوستیای بود «که بعداً قوامش بخشیدیم و تا وقتی که خدا خواست با هم باشیم آن را چنان کامل و ناگسستنی و بیعیب نگه داشتیم که مانندش را در داستانها و در بین مردم این روزگار، که نه نشانی و نه نشانهای از چنین چیزی بروز میدهند، سخت بتوان یافت.»اتین دو لابوئسی، که بیشتر بهعنوان قهرمان مقالهی «درباب دوستی» میشل دومونتنی شناخته شده، با استدلال میگوید بنیان قدرت سیاسی در اطاعت مردم است.
یکی از افسانه های اقتصادی معاصر این است که ثروتمندان در حال ثروتمندترشدن هستند و فقرا در حال فقیرتر شدن. مانند هر افسانه ای، قدری حقیقت در این گفته وجود دارد. به عنوان مثال، اگر به داده ها نگاه کنیم، امروزه دو دهک اول سهم بیشتری از درآمد ملی را نسبت به گذشته کسب میکنند و از آن طرف دو دهک آخر نسبت به قبل سهمی کمتری از درآمد ملی دارند.
فرانکلین دلنور روزولت، در سخنرانیای در می ۱۹۳۲، سخنانی گفت که بعدها شهرت زیادی یافت: «کشور نیاز به یک آزمون متهورانه و مصرانه را دارد، و اگر در مورد طبعش اشتباه نکرده باشم، تقاضا برای چنین تجربهای نیز وجود دارد. عقل سلیم میگوید روشی را در پیش بگیریم و آن را امتحان کنیم: اگر شکست خورد، رک و راست به آن اذعان کنیم و روش دیگری را در پیش بگیریم. اما بالاخره باید چیزی را امتحان کنیم.»
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید