بعد از وفات تربت ما در زمین مجوی در سینه های مردم عارف مزار ماست در ماه نخستین پاییز امسال، تصویری از مزار بی سنگ ایران شناس بی مثال، زنده یاد استاد ایرج افشار، مطبوعات و پایگاههای اینترنتی و شبکه های گوناگون اجتماعی را به سرعت در نوردید و بسیاری را در بهت و حیرت فرو برد
مقاله مزبور به ارزیابی این نسخه قدیمی بهعنوان نمونهای برای طرح این موضوع میپردازد که چگونه اتاقهای کتابت در دوره ایلخانی به تدوین ترکیباتی مانند اندازه کاغذ، طرح کاغذ، شیوه خطاطی و تزیین چندرنگی میپرداختند تا به سرعت به تولید تعداد زیادی از این آثار هنری برجسته، اقدام نمایند. پس، این مقاله از رمزنویسی این نسخه خطی استفاده میکند تا به بررسی سوالات گستردهتری بپردازد مانند اینكه چه کسانی دستور تدوین این نسخههای قرآنی را دادند؟ و خوشنویسان و مزینکنندگان چه کسانی بودند که آنها را پدید آوردند؟ و این نسخهها، چگونه مورد استفاده قرار گرفتند؟ چگونه روش کار در پایان قرن و تحت حکومت یاقوت مسعتصمی و پسران و پیروانش تغییر نمود که بیشتر در شهرهای مهمی مثل مراغه در شمال غربی ایران استفاده میشد؟ و چگونه این نسخهها بهعنوان نمونههایی برای دیگران باعث شدند که قرن بعد برای تیموریان به شکلی درآمد که مشتاقانه از سبک ایلخانی تقلید كردند تا بتوانند سلسله خود را بهطور قانونی گسترش دهند؟
مهاجرت تاریخ ساز آریاییان که گروهی از آنان را در سرزمین ما جای داد، پیوند های فرهنگی مشترکی میان ساکنان بیشتر سرزمین های جهان به وجود آورد. در این میان، مردم باستانی سرزمین ما با مردم باستانی سرزمین هند، از همبستگی های دیرینه بیشتری برخوردار شدند؛ زبانهای خویشاوند،اسطوره های خویشاوند،خدایان و ضد خدایان خویشاوند. و در این مقاله در زمینه مقایسه ای است میان دیوان و خدایان این دو سرزمین.
به بهانه انتشار چاپ چهارم کتاب فلسفه روشنگری ترجمه فارسی فلسفه روشنگری هنگامی منتشر شد (١٣٧٦) که ارنست کاسیرر فیلسوفی فراموش شده بود و پرداختن به دوره روشنگری نیز چندان طرفداری نداشت. اما اکنون وضع به کلی دگرگون شده است. هم ارنست کاسیرر فیلسوف و مورخ مطرحی شده است و هم روشنگری موضوع جذابی.
پیش از آغاز بحث و تلاش برای پاسخگفتن به این پرسش باید از ضرورت طرح آن پرسید. این پرسش مسبوق به چه مسئلهای است؟ «امر اجتماعی» بهمنزله مفهوم قرار است پاسخ به چه مسئلهای باشد؟ این نکته ما را به مسئله «آغاز مناسب» میرساند. درست است که اندیشیدن همواره با طرح مسئله آغاز میشود، اما مسئله امری خنثی و معصوم نیست، هر مسئله مسبوق به پیشفرضهایی است و پیشفرضها هستند که مسئله را تعین میبخشند و مسیر اندیشیدن را تعیین میکنند.
واژۀ Irony (Ironie) از اصطلاح eirōneia (یونانی) گرفته شده است که سپس از قرن هجده به بعد به واژۀ لاتین Ironia درآمده و به همین صورت تاکنون در جهان غرب (و بسیاری از کشورهای دیگر) عنوان گردیده است. «آیرونی» بهمعنای ساده و معمول آن، بیانگر اظهار تصور توأم با شوخیای است که طبق آن، انسان مطلبی را برخلاف اعتقاد واقعی خود بیان میدارد، ولی این بیان ضمن آنکه جدی گرفته میشود، معالوصف چونان طنز تلقی میگردد. به این معنا از نظر روانشناسی، اساس آیرونی نوعی «احساس بیاحساسی» و حاصل «تجربۀ باطنی زیستشده»ای (Erleben) است که بیشتر در موضعگیریهای اندیشهای انتقادی متداول است.
یک تقسیمبندی آکادمیک وجود دارد میان علوم سیاسی و علوم اجتماعی. این تصور میتواند به وجود آید که در امر سیاسی از دولت حرف میزنیم و در امر اجتماعی از جامعه. قصد من کنارگذاشتن چنین تفکیک بیمعنایی است. راجع به جامعه نمیتوان حرف زد مگر راجع به نظم حرف زد و راجع به نظم نمیتوان حرف زد مگر یک نظریه جامع انتقادی راجع به دولت داشت. علوم سیاسی ما از حیث ساخت آکادمیک و گفتاری نظریه دولت را ناممکن میکند. حال آنکه پرداختن به امر اجتماعی تدوین نظریه انتقادی دولت را الزامآور میکند. مقصود من از نظریه دولت برای مثال نظریه گرامشی است که دولت را جمع جامعه سیاسی و جامعه مدنی میداند.
پس اگر این بدعت بودی، چنان که خواجه مجبر انتقالی (یعنی همان نویسندة سنی) گفته است، چنان مفتی رخصت ندادی و چنین ائمه روا نداشتندی. و اگر خواجه انتقالی به مجلس حنیفیان و شیعیان نرفته باشد، آخر به مجلس شهاب مشاط رفته باشد که او هر سال که ماه محرم درآید، ابتدا کند به مقتل عثمان و علی و روز عاشورا به مقتل حسین علی آرد تا سال پیرار به حضور خاتونان امیران و خاتون امیر أجل این قصه به وجهی گفت که بسی مردم جامهها چاک کردند و خاک پاشیدند و عالم سر برهنه شد و زاریها کردند که حاضران گفتند: زیادت از آن بود که به زعفران جای کنند شیعت
اشاره: یکی از آثار بسیار خواندنی استاد اسلامی ندوشن در حوزه ادبیات و عرفان و تا حدی تاریخ، کتاب پربار «چهار سخنگوی وجدان ایران» است که بخشی از آن درباره مولوی است. آنچه در پی میآید، تلخیصی از این بخش است
بیش از چهار قرن از وقوع نقطه عطفی بزرگ و شگرف در تاریخ اندیشه فلسفی ایران می گذرد و هنوز، آن چنان که شایسته و بـایستــه اسـت، تحقیقات جدی درباره عظمت گستره آن صورت نگرفته است. اساسا قرن یازدهم هجری، برابر با قرن هفدهم میلادی، نقطه عطفی در تاریخ اندیشه بشر است
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید