در خیابان امیریه، پایینتر از خیابان فرهنگ، ساختمانی قدیمی قرار دارد، با حوض و حیاطی مصفا و زیرزمینی چشمنواز و زیبا و تالارهای آیینه با سقفهای رفیع و درهای چوبی بلند و تالار اصلی را، تابلویی بزرگ از سوره حمد به خط ثلث استوار مرحوم استاد احمد نجفیزنجانی رحمةالله علیه آراسته است و دو مجسمه برنزی از دو شخصیت برجسته ایرانی، کمال خجندی و کمالالدین بهزاد، ساخت ایتالیا، زینتبخش ورودی این بناست.
تحقیقات و پژوهشهای دكتر فیرحی متكی بر پرسشها و تاملات عمیقی بود. در عین حال تلاش میكرد از درون این پرسشها، مسائل جدیدی استخراج كند. از این رو رویكرد او اساسا پرسشمحور بود و دانش را بر مبنای سوال و پرسش در نظر میگرفت. از این رو پاسخهایی هم كه مطرح میكرد، بسیار نوآورانه و بدیع بود.
مرحوم علامه طباطبایی نیز بنا به سبقه فلسفی خود به ویژه در حوزه حكمت متعالیه، این نسبت(نسبت میان عقل و شیعه) را بسیار جدی و مهم انگاشته است. ایشان در نوشتهای با عنوان «معنویت تشیع» نتایج طرق تعقل در اسلام را قابل هضم و درك بودن تعلیمات اسلامی از مجرای تعقل و استدلال منطقی آزاد همچنین زنده نگه داشتن تعلیمات اسلامی برای همیشه و نسبت به همه كس میدانند.
بدون تعارف، برای من، كسی استاد مطهری نمیشود، و این نیست مگر به حیث قدرت تفكر، حس نقادی و حقگویی و آزادیخواهیاش و به ویژه اینكه در این میان، توانست این حس خود را با ایمانش جمع كند، یا بهتر است بگویم، حساب علم و استدلال را با حساب ایمان و عشق دینیاش، جدا كند.
در آغاز بحث باید فقدان و درگذشت دكتر فیرحی را به خانواده و به خودم و دیگر دوستان و شاگردانش از یك سو و به جامعه علمی ایران از سوی دیگر تسلیت عرض كنم. دكتر فیرحی یكی از فضلای بسیار ارزشمند دوره معاصر بودند كه هم خوب درس خوانده بود و هم اخلاقمدار بود. هر كدام از این موارد در جای خود قابل تحسین است و دكتر فیرحی از هر دو آنها بهرهمند بود و تعهد علمیاش را نیز حفظ كرده بود.
باید اذعان كرد كه تحقیق و پژوهش در باب موضوعات تاریخی و اجتماعی و اندیشههای سیاسی در حوزههای مربوط به اسلامشناسی و ایرانشناسی بر زمینه علوم نوین چون جامعهشناسی، در عین لزوم، بسیار دشوار است و هرچه پژوهشگر، بر منابع و مآخذ ادوار تاریخی و تحولات فكری و فرهنگی اسلام و ایران تسلط داشته باشد، حاصل كار او به هدف نزدیكتر است و میتواند برای درك تحولات كنونی و حتی آینده راهگشا و روشنگر باشد
ایرانشهری، روایتی جدید از میراث قدیم است که به رغم رگه هایی در پیشامشروطه بویژه ناشی از تحولات مشروطه خواهی و دولت ملی برآمده از آن در ایران معاصر است. آنگاه که دولت ملی (1285) در ایران تأسیس شد، رهبران مشروطه را بر آن داشت که به تعبیر میرزا حسن خان مشیرالدوله، «جایی» پیدا کنند که میخ چادر این ملیت را بر آن بکوبند بلکه از باد و توفان مصون بماند. برخی از این متفکران، این «جای مناسب» را در «ایران باستان» دیدند و در «احیای» آن کوشیدند.
دوره ناصرالدین شاه از منظر اندیشه و کنش سیاسی دربردارندة وضعیت گذار از سلطنت مطلقه به سبک جدید است. این دگرگونی در قالب ظهور سوژه های جدید و طرح گزارة دولت مدرن و جدایی دولت از دربار هویدا شد. مسئله نوشتار حاضر در قالب پرسش های زیر صورت بندی و طراحی می شود که گفتمان دولت مدرن در دوره ناصری چه بود؟
جرم پدیدۀ اجتماعی است که از دیرباز به تناسب هر عصری و هر نسلی، وجود داشته و بنابراین عمری به قدمت عمر جامعۀ بشر دارد. در یک تعریف کلی جرم یا به عبارتی بزهرا عملی ناپسند و برخلاف مقررات تعیین شده در یک جامعه دانسته اند که در اشکال مختلف در تمامی مقاطع تاریخی وجود داشته و مختصِ جامعه یا فرهنگ خاصی نبوده است.
در میان مورخان و متخصصان بیشماری که به مطالعه هنر اسلامی پرداختهاند، بسیار اندکاند افرادی که ویژگیهای خاص این هنر را تجزیه و تحلیل کرده باشند، با این هدف که تبیین کنند چگونه این هنر در طی قرون و در کشورهای مختلف، هرگاه که در آن کشورها پدید آمده باشد، نشان بدیع و اصیل واحدی بر معماری، گونههای تزئینی و بسیاری از شاخههای صنایع دستی، برجای نهاده است
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید