كسانی كه ورود آنها به دنیا به منظور حركت انعطافی باشد، حركتی كه انسان را انسان میكند و از این دنیا به وطن اصلی كه مقرّ پدر همه ما آدم(ع) بوده است، برمیگرداند. كلام مولوی به همین اشاره دارد كه میگوید: بشنو از نی چون حكایت میكند از جداییها شكایت میكند
امام حسن مجتبی(ع)، ابو محمد حسن بنعلی بنابی طالب(ع) امام دوم از ائمه اثنی عشر(ع) و چهارمین معصوم از چهارده معصوم(ع)، فرزند نخست علیبن ابیطالب(ع) از حضرت فاطمه(س) است. تولد آن حضرت بنا به قول بیشتر مورخان در مدینه و روز سهشنبه 15 رمضان سال دوم هجری اتفاق افتاده است و این روز بنا به تقویم وستنفلد مطابق است با روز سهشنبه 12 مارس سال 624م. ، در سال و روز تولد آن حضرت روایات دیگری نیز هست كه در آنباره باید به كتب مفصلتر رجوع كرد.
اقبال همانگاه كه حماسه شور را میسراید، بر كوشایی و تلاش نیز تكیه دارد. در واقع این شور درون باید منشأ عمل گردد. كمعملی مردم شرق كه موجب عقبماندگی آنها گردیده است، ذهن وی را به خود مشغول میدارد. چون با تمدن غرب میانه خوشی ندارد و روش فرنگیها را نمیپسندد، میخواهد از طریق شوق درون و ذوق عرفانی مردم را به كار وادارد. فراموش نمیكند كه غرب در سایه تلاش و نظم به توفیقهای كنونی دست یافته است و به خوانندگان خویش یادآوری میكند كه شما كه فریفته پیشرفتهای غرب هستید، از كار كردن مردم آن درس بگیرید
سرزمینی را میشناسم که به وسعت یک تاریخ به آن ظلم شده… سرزمینی را میشناسم که سلاحشان ایمان به خداست، در مقابل بمبها و موشکها سینهشان را سپر میکنند. پناهگاهی ندارند در هنگام بمبارانهای وحشیانه اهریمنان. سرزمینی را میشناسم که در ماه ضیافت خدا بر سر سفرهء سحر و افطارشان بمبهای ویرانگر است.
امامان معصوم(ع) برآیندِ شجره نبوتاند و ویژگیهای انبیا به صورت فشرده در شاخسارهای امامت پدیدار است. زندگانی پیشوایان شیعه و تاریخ پر افت و خیز تشیع در تاریخ اسلام و تجربه 250 ساله فعالیت مدام ائمه(ع) و اصحاب آنان از جهات گوناگون سزاوار درنگ و مداقه است. نخست از این نظر كه «امام» و پیشوای دینی و اجتماعی در نزد شیعیان، «حجّت خدا» تلقی میشود و همچون رسول الهی برخوردار از مقام «عصمت» است و نیز از این نظر كه آگاهی از چگونگی رفتار و آزمونهای عملی امامان(ع) در موضع فرهنگ، معنویت، جهاد، سیاست و اجتماع برای شیعیان و پیروانشان درسآموز است؛ آنهم در حالیكه همواره از مقام اسلامی و اجتماعی خویش به دور نگاه داشته شدهاند تا از مردم جدا بمانند و در انزوا یا گرفتاری به سر برند و آموزههایشان شناخته و آشكار نگردد.
شخصیت ملكوتی امام حسن مجتبی كه كریم اهل بیت(علیهم الصلاه و علیهم السلام) در سیره و سنت و سریرت آن بزرگوار نهفته است. بیانات نورانی آن بزرگوار همانند قرآن در دو محور اصیل و اصلی دور میزند: یكی تعلیم و دیگری تزكیه.
صدرالدین محمد بن ابراهیم قوام شیرازی(درگذشته 1045 قمری) ملقب به ملاصدرا و صدرالمتالهین شیرازی را واپسین فیلسوف و حكیم در دایره فرهنگ و تمدن اسلامی خواندهاند كه واضع سومین و آخرین مكتب بزرگ فلسفه اسلامی است؛ حكمت متعالیه. از آن زمان تا دوران ما عمده كسانی كه فلسفه اسلامی میخوانند، صدرایی هستند، چهرههای سرشناس فلسفه اسلامی در این سه قرن چون ملامحسین فیض كاشانی، عبدالرزاق لاهیجی، حاج ملاهادی سبزواری، علامه سیدمحمدحسین طباطبایی، امام خمینی، مرتضی مطهری، سیدجلالالدین آشتیانی، علامه حسنزاده آملی، آیتالله عبدالله جوادی آملی و محمد تقی مصباحیزدی همه صدرایی هستند اما آیا حكمت متعالیه صدرایی سویهیی سیاسی نیز داشت؟ دیدگاههای سیاسی ملاصدرا چه بود؟
اگر رمضان موسم «ناموس» و «نام» شده است و در دلهای بندگان نتیجه معكوس میدهد، رسیدن شوال و ایام شعبان جای شكر دارد. این نوع نگاه ما را به یاد تفسیر مصلح مرحوم دكتر علی شریعتی از ترك طواف كعبه توسط امام حسین (ع) میاندازد. ایشان در پاسخ به این سؤال كه چرا امام حسین (ع) طواف كعبه را ناتمام گذاشت و به سوی كوفه حركت كرد میگفت: «حسین یك درس بزرگتر از شهادتش به ما داده است و آن نیمهتمام گذاشتن حج و به سوی شهادت رفتن است... تا به همه حجگزاران تاریخ، نمازگزاران تاریخ، مؤمنان به سنت ابراهیم (ع) بیاموزد كه اگر امامت نباشد، اگر هدف نباشد، اگر حسین نباشد و اگر یزید باشد چرخیدن بر گرد خانه خدا با خانهی بت مساوی است.»
خدا از قول ابراهیم خلیل(ع) حكایت میكند: «و اذا مرضتُ فهو یشفین» حضرت ابراهیم(ع) بیماری را به خودش و به جهت نقصان استعدادش نسبت میدهد؛ اما شفا را به خدا نسبت میدهد. پس فیض و خیر و شرافت از اوست و شرّ و نقصان و خسّت از ماست: «ما اصابك من حسنه فمن الله و ما اصابك من سیئه فمن نفسك».(نساء/ 79) هر چند از وجه دیگری همه، از خداست: «قل كلّ من عندالله». (نساء/ 78)
نمیدانم برای شما هم پیش آمده است كه فكر و خیالی مدتی گریبانگیر روح و روان شما شده باشد كه هر چه میخواهید آن را از خود برانید نمیتوانید كه هیچ، بلكه آن چنان بزرگ و بزرگ تر میشود كه تمام وجود شما را میگیرد، آن چنان جای خوش میكند كه جزئی از روز و روزگار شما میگردد.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید