به نظر من ترجمه به ٥ لحاظ با تفكر ارتباط برقرار میكند و باید به هر ٥ لحاظ نیز توجه كرد. ممكن است كسی به یكی از این ٥ نكته توجه بیشتری نشان دهد و به دیگری یا بقیه كمتر توجه كند. در بحث فعلی از كم اهمیتترین آنها- به زعم خودم- شروع خواهم كرد و به طرف نكاتی كه اهمیت بیشتری دارد، خواهم رفت. البته ممكن است دیگران با این تقدم و تاخر با من موافق نباشند.
ترجمه همیشه یك فعالیت خلاق فرهنگی است، به همان اندازه تالیف. هر آن چیزی كه به ترجمه مربوط میشود ربط و مناسبت و معنایی برای فرهنگگیرنده (فرهنگ مقصد) دارد كه با فرهنگ اهداكننده (فرهنگ مبدأ) متفاوت است. تصمیم به ترجمه چیزی و زمان ترجمه كه در چه مقطع زمانی صورت بگیرد، تصمیمات مبنی بر چه ترجمه كردن و چگونگی ترجمه و استقبال از قطعه ترجمه شده، همه اینها توسط فرهنگگیرنده و مقصد تعیین شده است. بنابراین برای آن فرهنگ واجد معناست. مثالی افراطی در این مورد، اما به همان دلیل نشاندهنده منظور، ترجمه گالان از هزار و یك شب، یا ترجمه فیتزجرالد از رباعیات عمر خیام است.
هورامان آرشیو هزاران ساله فرهنگ و تمدن و هنر سرزمین اهورایی ایران است. موقعیت جغرافیایی این سامان در تقسیمات سیاسی و کشوری، ابتدا در مرزهای تحمیلی بعد از جنگ اول جهانی (۱۹۱۴ـ ۱۹۱۸) بین دو کشور ایران و عراق در مرزهای غربی تقسیم شد.
یکی از شخصیّت های ممتاز سروده های عارفانة متمایل به اندیشه های ملامتی، «پیر مغان» است. این شخصیّت شعری که معمولاً به عنوان آلترناتیوی در برابر پیران خانقاهی ظهور و بروز می کند، در دوره ای از تاریخ ادبیّات منظوم فارسی اثرگذار ترین نماد در شکل گیری و نضج « سروده های رندانه» بوده است.
با این که شخصیت اسکندر در حماسۀ ملی ایران آمیخته ای است از صفات خوب و بد، در مطالعات شاهنامه شناسی و تاریخی ایران نوعی "اسکندرستیزی" غیر منطقی به چشم می خورد که با اشاعۀ داستان اسکندر در فرهنگ ادبی و شفاهی ایران در تناقض است. به روایت شاهنامه، اسکندر فرزند داراب و از سلالۀ شاهان ایران است و از نظر قانونی بر تاج و تخت ایران حق دارد.
یكی از بهترین تجربههای من از آشنایی با اندیشههای دكتر آیینهوند، تغییر پارادایم تاریخ پژوهشی بود. در حوزههای علمیه تاریخ به طور سنتی روایی بود و میگفتند كه كسی از كسی و آن هم از كسی اینگونه نقل كرده است. یعنی بیشترین تاریخ در تاریخنگاری، بخش رجالی آن بود، یعنی به راوی تاریخ اهمیت میدادند و اعتماد به راوی روایت را محكم میكرد. اگر در جایی تاریخ ترقی میكرد، به نوعی درایه هم میرسیدند، یعنی به محتوای روایت هم میپرداختند.
صبر بسیار باید پدر پیر فلک را تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید ۹ سال پیش در ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ شادروان دکتر محمد امین ریاحی، شاهنامهشناس و رئیس بنیاد شاهنامه، در روز تاریخی فردوسی، روز محبوب خود، بدرود حیات گفت و صحنه ادب و فرهنگ ایران خالی از وجود این دانشمند بزرگ گردید.
تحولات یک سده اخیر نشان داد که اسلام درجوامع مختلف از دو نوع قرائت و توأم با عمل یا رفتار برخوردار بوده است از یک سو با قرائتی از دین، سعی برسازگاری نسبت دین با زندگی و توسعه و پیشرفت و آزادی در چهره اسلام رحمانی تجلی یافته است و ازسوی دیگر با قرائتی دیگر از اسلام، خشونت و افراطی گری، اسلام هراسی و نفرت و ناسازگاری دین با صلح، عدم همزیستی مسالمتآمیز وخشونت را میان پیروان ادیان الهی وحتی جوامع بشری ترویج کند و اسلام را که چهره رحمانی آن غالب است
محققان تا کنون تحقیق چندانی دربارۀ جای نام های شاهنامه انجام نداده اند. این درحالی است که ضبط برخی از این جای نام ها در دستنویس ها و چاپ های شاهنامه پریشان و بی سامان و گاه نادرست است. زیرا نسخه نویسان شاهنامه تقریباً در همۀ دوره هااهتمام چندانی برای ضبط صحیح این نام ها از خود نشان نداده و گاه آن ها را از روی اهمال کاری با نام ها یا کلمات مأنوس در روزگار خود جایگزین کرده اند.
در سال 1949، جوزف کمبل (1987-1904) اسطوره شناس امریکایی، در کتاب قهرمان هزار چهره دیدگاه خود را دربارۀ اسطورۀ یگانه طرح می کند: قهرمان به زندگی روزمره و روزمرگی زندگی پشت می کند؛ سفری مخاطره آمیز را به جان پذیرا می شود؛ به مقابله با موجودات متخاصم و نیروهای بازدارنده می پردازد؛ بر آن ها فایق می آید و سرانجام در بازگشت، فضل و برکتی را که ره آورد این سفر خطیر است
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید