مقالات

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • اشرف اوغلو، مسجد | \masjed-e ašraf-oqlū\، بنایی از اواخر قرن 7 ق / 13 م واقع در بک‌شهر استان قونیۀ ترکیه.
  • اشرف افغان | مق‍ 1142 ق / 1729 م)، دومین حكمران افغان پس از سقوط سلسلۀ صفویه در ایران. او به شاخۀ هوتَكی از قبیلۀ غلزایی تعلق داشت. پدرش عبدالعزیز، برادر میرویس حاكم قندهار بود و پس از مرگ برادر به حكومت قندهار رسید، ولی به دست محمود، پسر میرویس بر كنار، و كشته شد (درانی، 73؛ غبار، 323
  • اش ـ سور ـ آلزت | \eš-sūr-ālzet\، شهری در کشور کوچک اروپاییِ لوکزامبورگ، کنار بخش علیای رود آلزت، در نزدیکی مرز فرانسه، در فاصلۀ 16کیلومتری جنوب غربی شهر لوکزامبورگ.
  • اشرودینگر |
  • اشروسنه |
  • اشرفی | نام سكۀ زر با وزن معین 45 / 3 گرم كه از اواسط قرن 9 ق توسط مملوكان مصری در جهان اسلام رواج یافت و در اوایل قرن 10 ق سراسر ایران را فرا گرفت و ضرب آن با اوزان متغیر تا اواخر دورۀ قاجار ادامه پیدا كرد
  • اشرف زاده اسکندانی | \ašraf-zāde-ye eskandānī\، محمود (ح 1302-1333 ق / 1885-1915 م)، از مبارزان مشروطه‌خواه، روزنامه‌نگار و سیاسی‌نویس عصر پس‌از مشروطیت.
  • اشرف الدین حسینی گیلانی |
  • اشرف خان |
  • اشرف اوغلی | عبدالله بن احمداشرف بن محمد رومی، صوفی و شاعر سدۀ 8- 9 ق / 14-15 م و مؤسس طریقت اشرفیه در تركیۀ عثمانی. به مناسبت نام پدر به اشرف اوغلی، ابن اشرف و اشرف‌زاده نیز مشهور شد (IA, IV / 396؛ «دائرةالمعارف جدید ... 1»،III / 859؛ «دائرةالمعارف ترك2»، XV / 476)، و از آنجا كه زادگاهش ازنیق (ه‍ م) بوده، به ازنیقی نیز ش...
  • اشعث بن قیس کندی | ابومحمد (د ح 40 یا 41 ق / 660 یا 661 م)، از مردان مشهور در تاریخ نیمۀ نخست سدۀ 1 ق. وی بزرگ قبیلۀ پرنفوذ كنده، از آغاز مسلمانی تا هنگام مرگ در بسیاری حوادث نقش عمده داشت و می‌توان گفت كه حضور او در پاره‌ای مواقع خود حادثه ساز بود. ملك‌داری و فرمانروایی در خاندان او سابقه‌ای دراز داشت و به همین سبب، توجه به وض...
  • اشراف، دیوان | اصطلاح و نیز عنوان دیوانی در ممالك اسلامی كه به طور كلی به معنای نظارت بر امور ادارات و اجزاء دستگاه دیوان‌سالاری به كار می‌رفته، اما حوزۀ كاربرد و مصادیق آن متغیر بوده است. متولی شغل اشراف را مُشرِف (جمع آن مشارف، نك‍ : دوزی، I / 750)، و خود آن شغل را مشارفه نیز می‌گفتند (مثلاً نك‍ : ماوردی، 110).
  • اشر | \ešer\، (در هلندی: اِسِر)، ماوریتْس کُرنِلیس (اِم سی) (1898-1972 م / 1277-1351 ش)، هنرمند گرافیست هلندی.
  • آشتیانی، جلال الدین | ‌‌ \āštiyānī\، جلال‌الدین، شارحِ فلسفۀ متعالیه و عرفان نظری.
  • آشتیان، شهر | آشْتیان، شهر و مرکز شهرستانی به همین نام از استان مرکزی ایران، واقع در‌°50 و ´1 طول شرقی و‌°34 و ´33 عرض شمالی (مفخم‌پایان، 7؛ آمارنامه، 27؛ در نقشۀ عملیات مشترک: °50 طول شرقی و‌°34 و‌´31 عرض شمالی) در فاصلۀ 80 کیلومتری شمال شرقی اراک (مرکز استان مرکزی)، 120 کیلومتری جنوب غربی قم، و بر سر راه فرعی قم، گرکان و...
  • اشراق |
  • آشتیانی، خاندان | \xāndān-e āštiyānī\، از خاندانهای معروف در دورۀ قاجار و پهلوی.
  • اشرف* |
  • اشتیفتر | \eštīfter\، آدالبرت (1805- 1868 م / 1220-1284 ق)، داستان‌نویس اتریشی.
  • اشراق مراغه ای | \ešrāq-e marāqeʾī\، میر عبدالفتاح موسوی مراغی، از شاعران و عارفان نیمۀ دوم سدۀ 12 ق / 18 م.
  • اشتهارد | خش و شهری از توابع شهرستان كرج واقع در استان تهران. نام اشتهارد در اغلب منابع به همین صورت آمده است؛ نـادر میرزا (ص 115) آن را اشتهـار آورده است (نیز نك‍ : ملامحمدی، 43-44، 46).
  • اشتقاق | \ešteqāq\، در لغت به معنی «گرفتن کلمه‌ای از کلمۀ دیگر» (صفی‌پوری؛ لغت‌نامه ... ).
  • آشتیانی | آشْتیانی، حاجی میرزا محمدحسن (1248-1319ق / 1832-1901م)، از فقهای بزرگ و برجستۀ شیعۀ امامی، در آشتیان زاده شد. سه ساله بود که پدرش درگذشت. پس از آموزش خواندن و نوشتن، در 13 سالگی به بروجرد رفت و مدت 4 سال در آن شهر به تحصیل ادبیات پرداخت. آنگاه به نجف رفت و در نزد عالمان آنجا تلمذ کرد. وی به زودی چنان در تحصیل...
  • اشدق | ابوامیه عمرو بن سعید بن عاص اموی (د 70 ق / 689 م)، از والیان و فرماندهان مشهور دولت اموی. به نظر می‌آید كه شهرت وی به اشدق ناشی از كجی دهانش بر اثر سكته بوده باشد و به همین سبب او را لطیم الشیطان و لطیم الجن (سیلی خوردۀ شیطان و جن) نیز خوانده‌اند (بلاذری، 4(1) / 441؛ ابن درید، 79؛ ثعالبی، 75)، هرچند فرزندانش ...
  • اشتن ـ وارنر | \ašten-vārner\، سیلویا (1905-1984 م / 1284- 1363 ش)، داستان‌نویس و آموزگار اهل زلاندنو.
  • اشتی گفیه | \aštī-gafya\، یکی از دیوان اوستایی و از هماوردان گرشاسب.
  • اشتورم | \eštūrm\، یوهانِس (1507- 1589 م / 913- 997 ق)، انسان‌گرا، آموزشگر و نویسندۀ آلمانی.
  • آشر | \āšer\، جیمز (1581-1656 م / 988-1066 ق)، اسقف ایرلندی که علاوه بر فعالیتهای سیاسی، به‌سبب کارهایش در زمینۀ متون اوائل مسیحیت، به‌ویژه گاه‌شماری وقایع عهد قدیم، شهرت و اعتبار دارد.
  • اشتوتگارت | \eštūtgārt\، شهـر و مـرکز ایـالت بـادِن ـ وورتِمبِرگ (از 1945 م) در جنوب غربی آلمان.
  • آشتیانی، جواد | \āštiyānī\، جواد (1275-1360 ش / 1896- 1981 م)، پزشک و از دولتمردان عصر پهلوی دوم.
  • اشتن | \ašten\، یا اَشتُن، سِر فردریک ویلیام مَلِندِین (1904- 1988 م / 1283- 1367 ش)، طراح باله و رقصندۀ (بالِریَنِ) انگلیسی.
  • آشخانه | \(āš-xāne(a\، مرکز شهرستان مانه ‌و سَمَلقان در استان خراسان شمالی.
  • اشتورم اونددرانگ | \eštūrm-ūnd-derāng\، (در آلمانی بـه معنای توفان و شور)، جنبش ادبـی آلمانی در سالهای پایانی سدۀ 18 م که طبیعت، احساس و فردگرایی را ارج می‌نهاد.
  • اشتود |
  • اشتهای گرجی | میرزاعبدالله (1245- 1289 ق / 1829-1872 م)، شاعر و خوشنویس دورۀ قاجار كه شهرتش بیشتر به سبب سرودن اشعاری دربارۀ خوردنیهاست. او با تخلص اشتها و سرگشته شعر می‌سروده است.
  • استفان ـ بولتزمن، قانون |
  • اشترخانیان | یا اشترجانیان، سلسلۀ فرمانروایان ماوراءالنهر (1007- 1199 ق / 1598-1785 م)، كه نسب خود را به جوجی پسر چنگیزخان می‌رسانند. امرای این خاندان از بازماندگان خانات حاكم اشترخان (هشترخان) یا حاجی طرخان (شهری در شمال دریای خزر) بودند كه پس از فروپاشی آن دولت به دست روسها در 963 ق / 1556 م به بخارا، پایتخت دولت شیبانی...
  • اشتاین بک | \eštāyn-bek\، (در انگلیسی: اِستاین‌بِک)، جان اِرنست (1902- 1968 م / 1280-1347 ش)، نویسندۀ آمریکایی و برندۀ جایزۀ نوبل 1962 م در ادبیات.
  • اشتاد گشنسب | \aštād gošnasp\، از شخصیتهای بنام روزگار ساسانیان که در منابع تاریخی، نام و منصب وی به‌اختلاف یاد شده است.
  • اشتارک، اثر | \asar-e eštārk\، شکافت خطوط طیف اتمها، یونها و مولکولهای تابنده، هنگامی که در معرض میدانهای الکتریکی قوی قرار گیرند.
  • اشتاین اشنایدر | \eštāyn-ešnāyder\، موریتس (1816- 1907 م / 1231-1325 ق)، خاورشناسی آلمانی، دارای آثار گوناگون در زمینه‌های ادبیات عبری و عربی، مشهور به پدر کتاب‌شناسی یهودی.
  • اشتاد یشت | \aštād yašt\، هجدهمین یشتِ اوستا، سرودی در ستایش اشتاد (ه‍ م)، از ایزدان زردشتی.
  • اشتارک، یوهانس | \eštārk\، یوهانِس (1874-1957 م / 1253-1336 ش)، فیزیک‌دان آلمانی.
  • اشترجان، مسجد جامع | ُشْتُرْجان، مَسْجِدِ جامِع، این مسجد در 36 كیلومتری جنوب غربی اصفهان در منطقۀ لنجان (امروزه از توابع فلاورجان: سرشماری عمومی، 17) واقع شده است. مسجد جامع اشترجان به استناد كتیبه‌های تاریخی آن، در 715 ق / 1315 م به دستور خواجه فخرالدین محمد بن محمود بن علی اشترجانی ساخته شده است كه یكی از نمونه‌های نفیس معماری...
  • اشترقه* |
  • اشترزمان | \eštrezemān\، گوستاف (1878- 1929 م / 1257- 1308 ش)، دولتمرد آلمانی و برندۀ جایزۀ صلح نوبل در 1926 م (همراه با آریستید بریان).
  • اشترینان | بخش و شهری واقع در شهرستان بروجرد از استان لرستان.
  • اشتفان | \eštefān\، یوزف، یا استفان (1835-1893 م / 1251- 1310 ق)، فیزیک‎دان اتریشی که در 1879 م قانون تابش اجسام سیاه (اجسامی که همۀ پرتوهای تابیده‌شده به خود را جذب می‎کنند) را تدوین کرد.
  • اشتغال، شورای عالی |
  • اشتفان |

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: