جامعیت و قدرت تفکر خواجهنصیر بهقدری والا است که القاب متعددی به خواجه دادهاند، حتی از سوی مخالفان مکتبی. برخی از این القاب علارتند از سلطان حکما و المتکلمین، قبلهی محصلین، رئیس المحققین استاد بشر، عقل حادیعشر (عقل یازدهم)، اقلیدس دوران، ارسطوی دهر، کعبه دانش، افضل علمای اسلام و ... به ایشان نسبت دادهاند.
بر کسی پوشیده نیست خدمات شایان و با ارزش استاد روح ا... خالقی به موسیقی ایران چه در عرصه آهنگسازی -رهبری ارکــستر تالیف کتابهای موسیقی -مدیریت هنرستان موسیقی و....اگر بخواهیم از 10 موسیقیدان اثرگذاردرعرصه موسیقی یاد کنیم قطعا با هر ذوق وسلیقه ای که باشیم استادخالقی یکی از آن 10 مرد است او موسیقیدانی است که در همه مباحث جدی موســــیقی یکی از چهرههای برجسته است قطعا اینچیزی از ازرش آن مرد بزرگ نمیکاهداگر تعریفی را که ایشان از معنی موسیقی کردهاند را به نــقدبنشینیم.
نشر، سانسور، توسعه ؛گرفتار در چنبر سیاست های متعارض عصر قاجار کتاب و توسعه از جملۀ جفت های به هم پیوسته اند. توسعه بدون کتاب، و کتاب بدون توسعه امکان پذیر نیست. شاید این گفته بدیهی به نظر برسد، اما اگر بخواهیم همین گفتۀ بدیهی را ثابت کنیم ـ در هر جامعه ای، فرق نمی کند چه جامعه ای ـ به شاهد های تاریخی بسیاری نیاز داریم تا پشتوانۀ آن گفته قرار بگیرد. برای نشان دادن پیوستگی و ناپیوستگی این جفت در ایران، به بررسی این نکته می پردازم؛ به ویژه آنکه سیاست های توسعه چگونه با سیاست های نشر کتاب در تعارض قرار می گرفته و دلایل آن چه بوده است.
بزرگداشت چهارمين رئيس کتابخانه ملي، شادروان استاد ايرج افشار با همکاري موسسه خانه کتاب، گنجينه پژوهشي ايرج افشار و بنياد موقوفات دکتر محمود افشار يزدي در سازمان اسناد و کتابخانه ملي برگزار ميشود.
با آغاز عصر مدرن دورنمایی از پیشرفت نامحدود در علم و فناوری دوشبهدوش تجدد در اخلاق و سیاست بهوجود آمد. اما از قرن نوزدهم تناقضی جدی بین ترقی و پیشرفت از یکسو و آزادی، عدالت، خوشبختی و سعادت از سوی دیگر آشکار شد که مخالفتهایی جدی با وضعیت نوظهور مدرنیته به بار آورد؛ مخالفتهایی که ذیل نقد پروژه مدرنیته مطرح شد.
دومنیکو لوسوردو (١٩٤١-)، فیلسوف، مورخ و نظریهپرداز مارکسیست ایتالیایی، در کتاب «لیبرالیسم و قرن بیستم»، ضمن انگشتگذاشتن بر این حقیقت تاریخی که جو اجتماعی امروز نسبت به سالهای پس از جنگ جهانی دوم، چقدر تغییر کرده است، (ص٩) میکوشد علت این تغییر را پیدا کند. او در آغاز، فضای سالهای پس از جنگ جهانی دوم را که در آن بشریت مترقی به بهای جان٦٠-٧٠ میلیون نفر بر دیو فاشیسم هیتلری، موسولینی و میلیتاریسم ژاپن پیروز شد، توصیف میکند
به مناسبت پنجاهمین سالگرد صدور حکم اعدام سید محمدکاظم موسوی بجنوردی، رهبر حزب ملل اسلامی؛ پنجاه سال پیش و در چنین روزی، حکم مجازات اعضای نخستین تشکیلات مخفی مسلحانه ضد رژیم پهلوی، صادر شد. اکنون، اما؛ رهبر و موسس آن حزب، پس از فراز و فرود هایی در دوران محکومیت و با دست خالی، اندیشه هایش را با نمود فرهنگی و پایدارتر دنبال می کند.
آیین اختتامیه چهاردهمین جشنواره پژوهش فرهنگی سال با حضور علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، سید ضیاء هاشمی معاون فرهنگی وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، محمدرضا جوادی یگانه رئیس پژوهشگاه فرهنگ،هنر و ارتباطات، حجتالاسلام محمدرضا حشمتی معاون قرآن و عترت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و جمعی از پژوهشگران و استادان دانشگاه روز شنبه در پژوهشگاه فرهنگ،هنر و ارتباطات برگزار شد.
گروس عبدالملکیان متولد 18 مهرماه 1359 است؛ پسر محمدرضا عبدالملکیان که از شاعران مستعد طیف روشنفکری در اواخر دهه پنجاه و از شاعران مشهور شعر انقلاب در دهه شصت است. گروس عبدالملکیان، اواخر دهه هفتاد از دل شعر نوجوان و جوان انقلاب، به شعر روشنفکری پیوست تا خوشهچین تحولات شعر هفتاد باشد. شعر او در دهه هشتاد، هم از سوی شاعران و منتقدان صاحبنام شعر انقلاب چون یوسفعلی میرشکاک ستوده شد هم در محافل روشنفکری به عنوان شعری پیشرو مورد نقد و بررسی قرار گرفت و هم با تأیید مراکز رسمی شعر، به عنوان مدلی برای آینده ادبی کشور معرفی شد. تأثیر شعر گروس عبدالملکیان بر شعر جوان دهه هشتاد انکارناپذیر است و این تأثیر چنان بود که بخش قابل توجهی از شاعران «دفتر شعر جوان» که او مسئولیت بخش آموزش آن را برعهده داشت و شاعران مستعد دیگری که در کارگاههای ادبی مراکز فرهنگی پایتخت شرکت میکردند، به گرتهبرداران بیچون و چرای شعر او بدل شدند. او در دهه نود، همچنان کتابهای شعرش از شمارگان و استقبال خوب مخاطبان برخوردار است. این گفتوگو درباره سه دههایست که شعر ایران در آن، دچار تحولات غیر قابل پیشبینی شد.
اعتمادالسلطنه بهدرستی از قابلیت محل روستای یاتر و شوربختی زمین آن که به دست مردمان آنجا افتاده، و نیز خوشبختی درخت فلفل، سخن گفته که به لحاظ باورهای اهالی از گزند مصون مانده است؛ اما بهراستی تقصیر این مردمان منشأ از بیتدبیری و فساد حاکمان نداشته است؟ مگر آن شخص بلندنظر و علاقهمند به عمران و آبادی که درخت فلفلی را از هند و بلاد دوردست به این روستای کرانه کویر ـ که احتمالاً آبادکرده خود اوست ـ آورده و غرس کرده، از اهالی این روستا نبوده؟ یا عشق به این آب و خاک او را به این موضع نکشانده که این ده آباد شده و اعتباری پیدا کرده و اعتمادالسلطنه آثار ابنیه قدیم و همین درخت فلفل را دیده و روزگار مردمان آن را در عصر ناصرالدینشاه نوشته است؟
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید