1394/12/16 ۰۸:۱۸
بر کسی پوشیده نیست خدمات شایان و با ارزش استاد روح ا... خالقی به موسیقی ایران چه در عرصه آهنگسازی -رهبری ارکــستر تالیف کتابهای موسیقی -مدیریت هنرستان موسیقی و....اگر بخواهیم از 10 موسیقیدان اثرگذاردرعرصه موسیقی یاد کنیم قطعا با هر ذوق وسلیقه ای که باشیم استادخالقی یکی از آن 10 مرد است او موسیقیدانی است که در همه مباحث جدی موســــیقی یکی از چهرههای برجسته است قطعا اینچیزی از ازرش آن مرد بزرگ نمیکاهداگر تعریفی را که ایشان از معنی موسیقی کردهاند را به نــقدبنشینیم.
رضا محسنی: بر کسی پوشیده نیست خدمات شایان و با ارزش استاد روح ا... خالقی به موسیقی ایران چه در عرصه آهنگسازی -رهبری ارکــستر تالیف کتابهای موسیقی -مدیریت هنرستان موسیقی و....اگر بخواهیم از 10 موسیقیدان اثرگذاردرعرصه موسیقی یاد کنیم قطعا با هر ذوق وسلیقه ای که باشیم استادخالقی یکی از آن 10 مرد است او موسیقیدانی است که در همه مباحث جدی موســــیقی یکی از چهرههای برجسته است قطعا اینچیزی از ازرش آن مرد بزرگ نمیکاهداگر تعریفی را که ایشان از معنی موسیقی کردهاند را به نــقدبنشینیم. چرا که اغلب اهالی موسیقی تعریف موسیقی رااز روی کتاب نظری به موسیقی ایشان یاد گرفتهاند.استاد خالقی در کتاب نظری به موسیقی در تعریف موسیقی دارند «موسیقی صنعت ترکیب اصوات است به صورتی که خوشایـــند باشدو سبب لذت و سامعه وا نبساط و انقلاب روح گردد» وهمانطوری که ذکر شد عموما جامعه موسیقی برای تعریف موسیقی و مطالب نظری آن از کتاب نظری به موسیقی ایشان استفاده میکنند. آیا واقعا این تعریف دقیقی برای موسیقی است؟ این تعریف با تعریف شیرینی پزی که«صنعت ترکیب آرد و شکر و تخم مرغ بیکینگ پودر... به صورتی که خوشمزه باشد»تفاوت چندانی ندارد.اصولاآشپزی هم همینطور است صنعت ترکیب مواد خام لازم برای درست کردن یک غذاست.پس میبینیم این تـعریف چندان درست به نظر نمی آید . برای یافتن تعریف مناسبی برای هنرموسیقی میباید تعریفی از هنر داشت،تعریف مناسبی از فرهنگ داشت،جـوامع مـــختلف فرهنگهای مختلف دارند. اینکه هنرچیست و تعریف آن کدام است یکی از چالش هایی است که خیلی از بزرگان و فلاسفه درگیر یافتن تـــعریفی مناســب برای آن هستند اینکه آیا توانسـته اند به یک تعریف کامل و جامع دست یازند یا خیر،در این مقاله جای بحث ندارد و اینکه اگر نتوانـستند به تعریف مناسبی برای هـنر برسند ویژگی های یک اثر هنری را چه میدانند یعنی یک اثری برای آنکه اثری هـــنری باشد چه خصوصیاتی باید داشته باشدباز از چالشهایی است که باز کردن تمامی زوایای آن ازجای بحـــث در این مقاله خارج است. ولی شاید بتوان گفت هنر نیرويی است در درون بشر که با انگیزه لذت جویی و هدف ارضا میل زیبایی شناسانه و ستایشگرایانه بشری از طریق تجربه خاص هنرمند در عصر خویش به ظهور میرسد. برای درک این واژگان باید گفت خوب این نیرو چه نیرويی است میزان این نیرو در انسانهای مختلف چقدر است؟ منشا آن چیست؟ این ها مجموعا رازی را می سازند که از یک شخص به شخص دیگرقابل اندازه گیری نیست و در پرده ای از ابهام و راز باقی میماند. قطعا که شخص هنرمند مقداری از این نیروی الهی را به صورت ژنتیک دارد و بزرگان ادب پارسی ما این مفهوم را در ابـــیات زیبا بارها بیان کرده اند از جمله: مرا روز ازل کاری بجز رندی نفرمودند هر آن قسمت که آنجا شد کم و افزون نخواهد شد اینکه چه ا ندازه از این نیرو در ژن انسان های هنرمند باید وجود داشته باشد و چه اندازه دیگر آن با تمرین و ممارست قابل کسب است که باز در این رابطه از بزرگان ادب پارسی خوانده ایم و شنیدهایم از جمله: بر سر تربت حافظ گذری همت خواه که زیارتگه رندان جـــهان خواهد بود همانطوری که ذکر شد این نیرو چه نیرویی است و چه اندازه آن درونی است و چه اندازه آن با تمرین و ممارست قابل کسب است درابهام است بنابر این در تعریف فوق نیرو نا معلوم می ماند عليرغم آنکه وجود آن در ابهام نیست. حال زیبایی چیست و چه چیز زیباست آیا زیبایی مجموعه ای از زشتیها در مقابل جذابیتهاست آیا ا لتذاذ به زیبای خفته ربط پیدا میکند اگر چنین است.زیبای خفته چیست؟ بنابر این برای تعریف زیبايی نیز اما و اگرهای فراوان وجود دارد مثلا اگر یک اثر هنری التذاذ نداشته باشد اثر هنری نیست اگر انسان را به سوی کمال رهنمون نکند اثر هنری نیست و اصولا کمال چیست و مصداق هر کسی از ظن خود شد یار من است و این یار کیست می بینیم همه موارد مجموعه را در پردهای از ابهام و راز نگه می دارند. بعضی میگویند حال که نمی توان برای هنر یک تعریف جامع و کاملی یافت ببینیم یک اثر هنری چه ویژگیهايی باید داشته باشد تا بتوان به آن اثر هنری گفت و مقوله را از این جهت بررسی می کنند. بعضی میگویند اثری هنری است که جامعه هنری به طور کلی بر روی آن مهر تایید نهند .این ديدگاه به نظر کاملا درست است. جامعه هنری شامل مجموعه ای از آدمهایی که درگیر کار هنرند از نوازنده و آهنگسازو صدابردار ومجری ومنشی صحنه و..... تا شنونده آگـاه را میتواند شامل باشد. اصولا تفاوتهای بین هنرهای سمبولیک و دراماتیک در چیست آیا به قول فرمالیستهای (صورتگرایان) روس باید به فرم اندیــشید تا به محتوا آیا هنرهای سمبولیک که واسطی بین خالق و مخاطب مانند(پیکر تراشی) مجسمه دارند با هـنرهای دراماتیک مانند موسـیقی و نقاشی که مستقیما با روح بشر در ارتباط اند نباید بررسی شوند تا به معنی هنر برسیم آیا بزرگان فلسفه و هنر به روی این موارد سالها نیـست که کار کرده اند. حال با معنی فرهنگ و چالشهای موجود در آن کاری نداریم. ما به درستی یا عدم درستی مفاهیم فوق هم کاری نداریم منظورما این است که مقوله ای مثل موسیقی را نمیتوان به راحتی تعریفی که استاد خالقی دارند تعریف کرد برای رسیدن به یک تعریف درست باید خیلی موارد را باز کرد آنــــچه که استاد خالقی را به ارائه این تعریف وا داشته از عدم توجهی است که بین تعریف فن و تعریف هنر داشته اند. که درآن زمان و در آن شرایط کاملاطبیعی است چرا که استاد از اولین کسانی بودند که کتاب جدی تئوری موسیقی نگاشتند و قطعا منابع زیادی در اختیار نداشتند. فن روش و مهارتی برای انجام کاری است ولی تعریف هنر پیچیدگیهای خاص خود را دارد اصــولادریک اثر هــــنری می باید سه عنصر تخیل خلاقیت و زیبایی شناسی وجود داشته باشد بعضی از صور فرهـنگی هـــستند که فقط یکی از این مقوله ها رادارند منباب نوشـــتن خط- یکی خطش خوب است و این خوش خطی را هم میتوان در بعضی از موارد گفت ارثی بوده است آیا چنین فردی هنرمند است یا فقط خطش خوب است این خوشخطی فقط جنبه زیبایی دارد. (نقاشی خط فرق میکند)یا صــــدای خوبی دارد و این صدای خوب(زیبا) راشاید از مادرش به ارث برده باشد. یا منباب وقتی به یک تابلو فرش نگاه میکنیم این تابلو را یک هموطن بافنده که با صنعت فرش بافی آشناست بافته است عمدتا برای امرار معاش ولی یک شخصی مثلایکی از مینیاتوریستهای معروف زمان یا یک نقاش آن طرح را طی یک تخیلی و ایجاد خلاقیتی به وجود آورده است که این خلاقیت باعث میشود ما مدهوش آن تابلو شویم حال به کدام يك میتوان هنرمند اطلاق کرد؟ اصولادر مینیاتور هم تخیل هم خلاقیت هم زیبایی شناسی هر سه با هم وجوددارد.نگاه کنید به کارهای اساتید این رشته. نگاه کنید به آهنگهای استاد همایون خرم ،استاد تجویدی، استاد صبا و درویش خان، استاد خالقی، مجید وفادار و ... . بههرحال منظور این است که بعضی از چیزهايی که میبینیم هنر محسوب نمیشوند چرا که ازآن ســــه مقوله تخیل و خلاقیت و زیــبایی شناسی فقط یکی را دارند فقط زیبا هستند . بنابر این واژگانی مانند هنر خیاطی هنر آشپزی هـنر گلدوزی و از این دست اصولا هنر محسـوب نمیشوند بلـکه فن و مـــهارت هستند و از این حیث بسیار با ارزش اند. ازاین دست مقولهها آواز خواندن است چه بسیار ازشادروان استاد ذوالـفنون شنیدم که میفرمودند آواز جزو هــــنر محســوب نمیشود زیرا فاقد یکی از خصوصیات فوق الذکر است ازآن جهت که مجموعه قواعد ثابتی است كه با تمرین و مـمارست به دســت میآید تخــیل و خلاقیت در آن راهی ندارددر آواز برای خواندن مثلا دستگاه شور مجبوریم قواعدی را رعایت کنیم و گرنه شـور،شور نمیشود و همچنین یاد گیری دستگاه های دیگرقاعده ای دارند که باید آوازه خوان آن قواعد را با تمرین و ممارست یاد بگـیرد و اجـرا کند. یا اجرای نوحه که یکی از رایج ترین انواع موسیقی مذهبی است که به زیــبایی در ایام عزاداری خصوصا محرم اجرا میشود فردی تک آوازه خوان اشعاری را با ضرباهنگ مشخص و عمو ما در دستگاه های مخــتلف موسیـقی اجرا میکندو یک عده هم دم میگیرند و بیان مصیبت میکنند و جماعت را به مویه و گریهوزاری فرا میخوانندآیا در این شـکل از آوازه خوانی میتـوان آن ویژگیهای اثرهنری را دید یعنی تخیل وخلاقیت را . اینکه کار کردن دوستان نوازنده با برخی از جماعت highclass خواننده همواره دارای مشکلاتی از دیر باز بوده است قطعا از چنین دلایلی برخوردار بوده است. البته باز ناگفته پیداست ما فقط در این مقاله میخواهیم مقوله ای باز كنیم که اهل موسیقی را به تفکر بخوانیم وگرنه در پی اثبات یا عدم اثبات چیزی نیستیم.
منبع: قانون
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید