داخل كتاب باستانشناسی درباره نمادهای قدیمی و الواح نخستین سخن به میان آمده بود كه حالا باعث شده آنها را بشناسیم و درباره تجربه زندگیشان تحقیق كنیم. دست زیر چانهام گذاشتم و به این فكر كردم كه این مادهای كه ما امروز به صورت كالای فرهنگی آن را میخریم، نهتنها معرفت، بلكه حامل تاریخها و زندگیهای مردمان هم عصر یك نویسنده است
کشورهای آسیای میانه پیوندهای بی شماری با ما دارند. جمهوریهایی که در این منطقه جغرافیایی بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به استقلال رسیدند، به نسبتهای متفاوت، در گذشته تاریخی، وامدار و تحت تأثیر حوزه تمدنی و فرهنگی ایران بودند و امروز این تأثیرات در بافت اجتماعی این سرزمین، بخوبی قابل مشاهده است. با این حال این منطقه برای ما ایرانیان هنوز فضایی رمزآلود و پر از پرسش است و بخوبی و به اندازه کافی از آنها اطلاعات نداریم. از زبانی که به آن تکلم میکنند، ساختار سیاسیشان و بافت جامعهشان که بنیان دولت ـ ملتهای این جمهوریها را شکل دادهاند و سنتها، رسوم و فرهنگهایی که ساختار زندگی اجتماعی در این 5 کشور مشترکالمنافع را ایجاد کرده است
این واقعیت که شعر قسمی تجربه است که فردّیت شاعر را از خلال همه رخدادهای اجتماعی عبور میدهد و در اصطکاک با پیکره و عناصر جامعه تراش میدهد، امروزه تا حدی مخدوش شده است زیرا خود تجربه در عمل در مرز ویرانی قرار گرفته است. معهذا این ویرانی خود بدل به موضوع شعر مدرن عصر ما شده است یا دستکم پارهای از شعر مدرن واجد چنین خصوصیتی است؛ شاید هیچ هنری به اندازه شعر اینچنین در ارتباط تنگاتنگ با تجربه نبوده است، از آنجا که واحد بنیادیِ مادی شعر، کلمه است و کلمه در سادهترین تعریف، وسیله بیان چیزها و اشیاء است. و درست همین نکته بنیاد تنشآلود شعر را برپا میکند
تقریبا تعیین تاریخی دقیق درباره تغییر ذائقه ایرانیان از قهوه به چای ممکن نیست. این دگرگونی، تدریجی و در درازمدت شکل گرفته است. برخی البته یک نقطه عطف برای این رخداد در نظر میگیرند، یعنی معرفی ابزاری به نام سماور در ایران که تهیه و نوشیدن چای را به گونهای ترویج میداد. دو روایت درباره حضور نخستین سماورها در ایران وجود دارد
«آرامگاه سعدی مثل آرامگاه حافظ با درختانی، که در بین مشتاقان نوشیدن چای محبوبیت زیاد دارد، احاطه گردیده است. ... [در باغهای شیراز] چای چنان طعمی دارد که چای اغلب تالارهای پذیرایی کشورهای مغرب زمین فاقد آن است. قریب اینکه، نوشیدن چای در ایران یک رسم جدیدی است. هشت یا نه سال قبل در ایران قهوه ترکی یا عربی مینوشیدند در حالی که اکنون فقط چای مینوشند».
اتفاق خوب این روزها در حوزه نشر، انتشار کتاب تازهای از عباس مخبر است. «حیوان قصهگو» از جاناتان گاتشال با ترجمه عباس مخبر به تازگی از سوی نشر مرکز منتشر شده است. تجربه زیاد عباس مخبر و تسلط او به موضوعات آثاری که به سراغشان میرود، قلم او را روان و شفاف کرده است. پیش از این عباس مخبر درباره این ترجمه گفته بود که کتاب حاضر با علمهای روز دنیا مانند روانشناسی، عصبشناسی و دیگر علوم به این موضوع میپردازد که انسان ذاتا قصهگوست و از قصهگویی لذت میبرد.
فرید العطاس میگوید علم جدید با سنت عبری اسلامی سازگاری ندارد، اما نحله غالب اینگونه است که ما در فضای جدید هستیم و باید به سنت خودمان از منظر جدیدی نگاه کنیم. عبدالکریمی نیز معتقد است، در روزگار پستمدرن نظام علمی آلترناتیوی جایگزین نشده است. به گفته میری نیز علوم انسانی از دل سخن مفاهمهای مشترک و دیالوگ به وجود میآید.
بند دهم ادامه سخنان حضرت زینب کبری(س) خطاب به حضرت زهرا(س) است و مصرع اوّل بیت «آن سر که بود بر سر دوش نبی مدامر یک نیزهاش ز دوش مخالف جدا ببین» اشاره به این سخن است که ابنعباس میگوید: پیامبر(ص) به حسین(ع) عشق میورزید، روزی او را بر شانههایش نشانده بود، لبها و دندانهای حسین را میبوسید. جبرئیل وارد شد و گفت: «دوستش داری؟» گفت: «آری». گفت: «امّت تو او را میکشند.»
سارا شریعتی در نشست نقد و بررسی کتاب «جامعهشناسی دینی» گفت: باید بتوانیم اسلام و تشیع را موضوع مطالعه خود قرار دهیم چون لازم است در شرایط فعلی خودمان تولید کننده علم و کتاب باشیم و در موقعیت فرودستانهای قرار نگیریم که کشورهای دیگر درباره ما بیشتر از خودمان مطالعه کنند.
جشننامه و مجموعهمقالات جواد طباطبایی همزمان با سالروز تولدش وارد بازار نشر کشور شد
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید