عضو هیأت علمی پژوهشگاه علومانسانی و مطالعات فرهنگی معتقد است که نمیتوانیم با یک جلسه در طول سال به اسم «روز جهانی فلسفه» مسأله فلسفه را فیصله دهیم. این یک سهلانگاری بیش نیست. فلسفه را نمیتوان یک روزه گفت و کنار گذاشت، تفکر باید مستمر و مداوم باشد تا مدعی شویم فلسفهورزی کردهایم.
یکی از عمدهترین تفاسیر و مطالعات جامعه شناسی هنر، درباره رسالت و نقش هنر و هنرمند است.در این رویکرد نسبت تعامل هنر و هنرمند به مغز و قلب تشبیه شده است که در عین وابستگی به یکدیگر، ضعف عملکرد هر کدام بر دیگری تأثیر میگذارد. به بیان دقیقتر اگر هر دو یعنی «هنرمند»و«هنر» در انجام رسالت خود ضعیف باشند بیگمان تباهی هر دو را در پی خواهد داشت و تباهی هنر روی جامعه و زوال آن تأثیر شگرفی میگذارد.با این مقدمه سعی نگارنده بر آن است که یکی از دغدغههای ذهنی خود را بیان کند و در پی پاسخ به این سؤال برآید که:«چه عاملی موجب زوال و انحطاط هنر مثلاً «هنرشعر»در یک جامعه میشود؟» اصولاً اگر هنری مانند«شعر» از ابتذال و افتادن در دره سطحی نگری مصون بماند و متعالی و عاری از ابتذال شود در جامعه معاصر و مدرن چه تأثیری میتواند بگذارد؟
ر دیدگاه سنتی دیوار بلندی بین «عقل» و «احساس» کشیده شده بود و عاشق، نمیتوانست عاقل باشد؛ در حالی که در دنیای مدرن «نبوغ عقل» در عشق است معنای عشق در دنیای مدرن با دنیای سنت تفاوت بسیار دارد. هر چند که هنوز عدهای بر این باورند که جوهر عشق یکی است و وقتی ما در مورد عشق حرف میزنیم طبیعتاً با یک مفهوم مواجه هستیم که چندان مدرن یا سنتی بودن آن تفاوتی نمیکند.
«مرحوم فروغی نهتنها یکی از بزرگترین شخصیتهای تاریخ معاصر ایران محسوب میشود؛ بلکه یکی از برجستهترین دانشمندان تاریخ این کشور است. او سیاستمداری بزرگ بود و همچنین در صحنه دیپلماسی بینالمللی بلندآوازه شد و نیز یکی از بزرگترین نویسندگان و ادبا و یکی از بنیانگذاران فلسفه جدید در ایران و یکی از کسانی است که فرهنگستان ایران را پیریزی کرد. (روزنامه اطلاعات، 9 آذر 1350)»
از ارامنه تهران است اما خودش را در اقلیت نمیداند؛ میگوید: «تفاوت در دین و نگاه موجب آن نمیشود که ما ارمنیان خودمان را جدا از دیگر هموطنانمان بدانیم.» عاشق این مرز و بوم است و بیوطن بودن را امری محال میداند؛ آنقدر که وقتی خاطرات روزهای جنگ تحمیلی را به یاد میآورد از یادآوری درد و رنجی که آن روزها مردم شهرهای مرزی و رزمندگان تحمل میکردند چشمهایش غرق اشک میشود. «آندرانیک خچومیان» یکی از مترجمان کشورمان است که مدتهاست در زمینه بازگردان آثار داستانی و نمایشی ارمنی به فارسی فعالیت دارد.
صفحه اول روزنامه های امروز شنبه 6 آذر
دکتر ساروخانی در نشست نقد و بررسی کتاب «فلسفه ارتباطات» با اشاره به اینکه جانمایه انسانی، ارتباطات است و میتوان آن را تولد ثانویه انسانها نامید، گفت: ما در عرصه جامعهشناسی در سطوح داخلی و خارجی، اشتباهاتی را مرتکب شدیم. در ابتدا فقط به فلسفه و اندیشه توجه داشتیم و این اشتباه بود.
« هنر داریم تا حقیقت ما را نابود نکند.» این جمله نیچه مانند بسیاری از گفته های او در گوش ما طنینی غریب دارد. نیچه فیلسوف را کسی می داند که سخن نابهنگام می گوید. آن که اقوال مشهور و متعارف می گوید، هر چه بگوید در مقام فیلسوف سخن نمی گوید. چرا اگر هنر نبود حقیقت ما را نابود می کرد؟ هنر چیست؟ حقیقت چیست؟ این قول که حقیقت می تواند به نابودی ما بینجامد، قولی نابهنگام است. ظاهراً کسی قبل از نیچه به چنین کلامی تفوه نکرده است. البته پیش از نیچه نیز پرسش از ذات حقیقت مورد عنایت قرار نگرفته است. اما سخن از حقیقت و تعریف حقیقت را سابقه ای لااقل به درازای تاریخ متافیزیک غربی است. در جمله نیچه نسبتی بین حقیقت، هنر و زندگی برقرار است. نسبتی که از مهمترین دلمشغولی های نیچه در تمامی عمر اندیشه ورزی اوست.
یکی از معارف پروران و بازرگانان خوشنام آذربایجان در روزگار ما؛ مرحوم حاج محمد نخجوانی است که از پرتو عشق به فرهنگ اسلام و ایران و علاقه به میراث شکوهمند این دیار، در طول سالیان دراز، به جمع آوری نسخ خطی و کتب نفیس در تبریز اقدام می نمود...
بی گمان یکی از جریان ها و نحله های تأثیرگذار و شکل دهندۀ دانش پزشکی بشری، پزشکی اسلامی و بی تردید یکی از دانشمندان و حکیمان بزرگ و مهم اسلامی همانا محمد بن زکریای رازی است و اگر بخواهیم سه کتاب از مهم ترین آثار پزشکی اسلامی را برشماریم، بی شک حاوی فی الطب برجسته ترین آن ها به شمار خواهد آمد.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید