آیین وقف در فرهنگ و جامعه ایرانی از هزاران سال پیش تا روزگاران کنونی، به اندازهای ژرف ریشه افکنده است که تأثیر و دستاورد آن را در بسیاری از زمینههای زندگی شخصی و اجتماعی مردمان این سرزمین در تاریخ میتوان به تماشا نشست.
«جماعت زن ایرانی- با وجود استعداد زیادی که در تحمل زندگی مشقتبار و طاقتفرسای موجود از خود نشان میدهد- تمایل فراوان خود را به استفاده از وسایل سرگرمی و مظاهر تمدن و زندگی لوکس اروپایی پنهان نمیکند و عقیده دارد که فقط نیل به این مواهب است که شاهراه حصول به تمدن را برایش همواره خواهد کرد.
صفحه اول روزنامه های امروز شنبه 18 آذر
خسروی در نشست نقد و بررسی کتاب «مواجه با داروین؛ نخستین برخوردها با نظریه تکامل در شرق مسیحی و اسلامی» گفت: این کتاب ما را با روشنفکران جهان عرب آشنا میکند و نشان میدهد در جهان اسلام اگر مواجههای با نظریه داروین صورت گرفته است از سوی اعراب بوده و در جهان فارسیزبان این مواجهه بسیار محتاطانه و کمتر صورت گرفته است.
رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی گفت: مرحوم طباطبایی در حکمت همان مسیری را پیمود که ملاصدرای شیرازی طی طریق کرد. ردپای عمیق اندیشههای فلسفه مشایی، فلسفه اشراقی و حکمت عرفانیِ کسانی چون مولانا (و نه ابنعربی زیرا مرحوم علامه در باب ابنعربی قائل به «توقف» بود) در آثار مرحوم علامه مبیّن و بیانگر آن است که از این دریای بیکران، بهرههای بسیار برده بود.
مهدی جهان گفت: یک خداناباوری خاص در کتاب فلسفه فرهنگ وجود دارد و هیچ نقشی از خدا در کتاب نیست. این اثر هیچ ارتباطی با یک انسان مسلمان و هیچ ارتباطی به فرهنگ اسلامی ندارد.
امروز مولفه اصلی در حرکت به سمت تمدن اسلامی قطعا وحدت اسلامی است و جامعه و امت تشکیل نمی شود جز با وحدت اسلامی همه مسلمانان.
داوری اردکانی گفت: جامعهای که قانون و نظم دارد زیاد از اخلاق حرف نمیزند و بحث نمیکند. جامعه توسعهنیافته جامعه بیتعادل است که نمیداند باید چه کند.
«باز این چه شورش است که در خلق عالم است...» شاید بتوان گفت که این بیت معروفترین شعر آئینی است، شعری متعلق به شاعری در قرن دهم هجری. از این شعر تا «بزن بریم به سرعت ذوالجناح، بزن بریم کربلا» که چندی پیش در یک مداحی شنیده شده، فاصله بسیار است. البته کم هم نیستند اشعار آئینی امروزی وزین اما این نوسان از کجا در شعر آئینی وارد شد و چگونه این همه فاصله چه در شعرهای شاعران آئینی و چه در آنچه که مداحان با این عنوان میخوانند به وجود آمد؟
دهقان فداکار درگذشت؛ اسطورهای که لحظه تولدش در اذهان ایرانیان، روز ۱۶ آبان ۱۳۴۰ بود. روزنامه اطلاعات در این روز با تیتر «یک واقعه حیرتآور در راهآهن تبریز» خبر از فداکاری دهقانی داد که سه روز پیش از آن، جان مسافران قطار تبریز – تهران را نجات داده بود. این «دهقان فداکار» ریزعلی خواجوی بود که از روز نخست شاید به خاطر خطای سهوی خبرنگار اطلاعات، به اشتباه نوشته، خوانده و معروف شد. ریزعلی خواجوی در واقع «ازبرعلی حاجوی» نام داشت؛ قهرمانی که اکثر ما برای نخستین بار در کتاب فارسی سوم دبستان با او و ماجرایش مواجه شدیم؛ با تصویر جوانی برهنه بر روی ریل راهآهن که لباس خود را آتش زده و بر سر چوبی گرفته بود تا راننده قطار را متوجه خطر ریزش کوه کند.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید