مقالات

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • اسکندریه | اسكندريه \ eskandariy[y]e(a)\ ، دومين شهر بزرگ و مهم‌ترين بندر مصر و مركز استان اسكندريه. این شهر در ´54 °29 طول شرقی و ´12 °31 عرض شمالی، در كنار دريای مدیترانه و كرانۀ غربی دلتای نیل قرار دارد (EB, 249؛ «دانشنامۀ چِیمبِرز»، ذیل «اسکندریه»).
  • اسکندری، سلیمان محسن میرزا | اسکندری \ eskandari\ ، سلیمان‌محسن میرزا (1254-1322ش/ 1875-1944م)، مشروطه‌خواه، دولتمرد و رهبر سوسیالیست ایرانی. او در خانواده‌ای قاجاری در تهران زاده شد. پدرش، محسن میرزا کفیل‌الدوله، از نوادگان عباس میرزا (ولیعهد فتحعلیشاه) بود. سلیمان میرزا پس‌ازآنکه برادرش، یحیى میرزا، بر اثر جراحات ناشی از رویدادهای پس‌ا...
  • اسکندر مقدونی | اسکندرِ مقدونی \ eskandar-e maqduni\ ، نیز اسکندر سوم، اسکندر کبیر (در یونانی: آلِکساندروس؛ 356-323ق‌م)، شاه مقدونیه (336-323ق‌م) و یکی از بزرگ‌ترین سرداران تاریخ.
  • اسکندریه، کتابخانه | اسکندریه، کتابخانۀ \ ketāb-xāne-ye eskandariy[y]e\ ، نامدارترین کتابخانۀ جهان باستان که در آغاز سدۀ 3ق‌م و در روزگار فرمانروایی بطلمیوسیان مصر، در شهر اسکندریه (ه‍ م) بنیادگذارده شد و احتمالاً تا پایان سدۀ 4م فعال بود.
  • اسکندری، ملوک |
  • اسکندری، محترم | اسکندری \ eskandari\ ، محتـرم (1274- 1303 ش/ 1895-1925م)، از پیش‌گامان دفاع از حقوق زنان در ایران. او بنیادگذار و رهبر جمعیت ترقی نسوان ــ نخستیـن انـجمـن زنـان در ایران ــ است که بعداً جمعیت نسوان وطن‌خواه نام گرفت.
  • اسکندری، ایرج | اسکندری \ eskandari\ ، ایرج (1286- 1364 ش/ 1907-1985م)، از رهبران سرشناس حزب تودۀ ایران. او در تهران زاده شد، در خانواده‌ای از فعالان سیاسی که هوادار جدی حکومت مشروطه بودند، پرورش یافت و از نوجوانی سیاسی شد. پدرش، میرزا یحیى، شاهزادۀ قاجاری و نمایندۀ برجستۀ ترقی‌خواه در نخستین دورۀ مجلس شورای ملی، زمانی درگذش...
  • اسکندر لودی | اسکندرِ لودی \ eskandar-e lo(u)di\ ، یا سِکَندَرْ لودی، نظام‌الدین بن بهلول (سل‍ ‍: 894-923ق/ 1489-1517م)، دومین فرمانروای سلسلۀ لودی، از سلاطین دهلی، که حدود 3 دهه بر منطقۀ بزرگی از هندوستان فرمان ‌راند.
  • اسکندریه، مکتب |
  • اسکنده | اِسکَنده \ [e]skanda\ ، خدای جنگ در آیین هندو؛ نخستین پسر شیوه \ šiva\ (شیوا) و برادرِ گَنِشه \ ganeša\ .
  • اسکندرون | اسکندرون \ eskandarun\ ، شهری بندری در کرانۀ شرقی خلیجی به همین نام در شرق دریای مدیترانه، واقع در استان خَتای (انطاکیۀ سابق) در جنوب شرقی ترکیه. اسکندرون چهارمین بندر بزرگ ترکیه به‌شمار می‌رود.
  • اسکندریه، بطریرک نشین | اسکندریه، بَطریَرک‌نشینِ \batriyark-nešin-e eskandariy[y]e\ (عنوان کامل: بطریرک‌نشینِ ارتدکسِ یونانیِ اسکندریه)، حوزۀ اِعمال مرجعیت دینیِ کلیسای ارتدکسِ شرقیِ اسکندریه که کلیسایی مستقل است و اساساً جامعۀ یونانیِ مصر را دربرمی‌گیرد. بطریرک‌نشینِ اسکندریه، به‌لحاظ دینی، رهبر همۀ مسیحیان ارتدکس قارۀ آفریقاست.
  • اسکندرنامه | اسکندرنامه \ eskandar-nāme\ ، عنوان آثاری منثور یا منظوم که موضوع اصلی یا محور مطالب آنها اسکندر مقدونی (ه‍ م) است. البته شماری آثار منظوم یا منثور دیگر با عنوان «اسکندرنامه» وجود دارد کـه موضوع ‌آنهـا هیچ یـا چندان ارتباطی به اسکندر مقدونی ندارد. برخی از نویسندگان و سرایندگان نیز، ظاهراً به‌سبب شهرت اسکندر ب...
  • اسکندر مودا | اسکنـدر مـودا \ eskandar mudā\ (998-1046ق/ 1590-1636م)، سلطان آچه (ه‍ م) از 1016 تا 1046ق/ 1607-1636م. در زمان فرمانروایی او، قلمرو آچه بیش از هر زمان دیگری گسترش یافت و این سرزمین به یکی از مراکز بازرگانی و نیز معارف اسلامی تبدیل شد.
  • اسکناس | اسکناس \ eskenās\ ، پول کاغذی که ارزش و اعتبار آن را معمولاً بانکهای مرکزی تضمین می‌کنند. واژۀ اسکناس احتمالاً در دورۀ فتحعلی‌شاه قاجار (سل‍ : 1212-1250ق/ 1797-1834م) به فارسی راه یافته، و برگرفته از واژۀ روسیِ آسیگناتسیا است که خود از واژۀ فرانسوی آسینیا (به معنی حواله؛ پول کاغذی دورۀ انقلاب فرانسه) گرفته شد...
  • اسکلرودرمی | اِسکلِرودِرمی \ [e]sk[e]lero-dermi\ ، یا سخت‌شدگی (تصلب) پوست، بیماری مزمن پوستی‌ای که می‌تواند رگهای خونی و اندامهای گوناگون داخلی را نیز گرفتار کند. ویژگی اسکلرودرمی رسوب بیش از اندازۀ کُلاژِن ــ پروتئین نگهدارندۀ اصلی بافت همبند ــ در مناطق گرفتار است. اسکلرودرمی دارای 2 گونۀ اصلی است: شکلی فراگیر (سیستِمی...
  • اسکله | اسکله \ eskele\ (در عربی: اِسکِلَة؛ برگرفته از واژۀ ایتالیاییِ اِسکالا، به معنی پلکان)، یا بارانداز، سازه‌ای که برای پهلو گرفتن کشتیها و قایقها در کنار آب ساخته می‌شود.‌ از اسکله‌ها برای بارگیری و تخلیۀ بار، سوار و پیاده کردن مسافر، و ارائۀ دیگر خدمات به کشتیها و قایقها بهره برده می‌شود. همچنین، اسکله‌های تفر...
  • اسکندرانی، مکتب | اسکندرانی، مکتبِ \ maktab-e eskandarāni\ ، یا مکتب اسکندریه، در معنای عام، اصطلاحی دربرگیرندۀ همۀ نحله‌ها و سنتهای فکری و علمی که طی سالهای 310ق‌م ــ که بطلمیوس یکم، ملقب به سوتِر، نخستین شاه مقدونیِ مصر، مدرسه و کتابخانه‌ای در اسکندریه (ه‍ م) بنیاد نهاد ــ تا زمان فتح اسکندریه به‌دست مسلمانان (642م)، در این ...
  • اسکندر بیک | اسکندر بیک \ eskandar-beyk\ ، یا اسکندر بیگ (در آلبانیایی: سکَندِربِگ/ سکَندِربِئو) (1405- 1468م/ 808 - 872 ق)، سردار و قهرمان ملی آلبانی در جنگ با دولت عثمانی، و یکی از شخصیتهای معروف در تاریخ اروپا. نام اصلی او گیِرگْی یا گِئورگ (برای ضبطهای گوناگون، نک‍ : هامرپورگشتال، 442؛ سامی، ذیل اسکندربک؛ رضانور، 175؛...
  • اسکلتن | اِسکِلتِن \ [e]skelte(o)n\ ، جان (ح 1460- 1529م/ ح 864-935ق)، شاعر و هجویه‌سرای انگلیسی. او مسائل سیاسی و دینی را آماج هجوهای خود قرار می‌داد. شهرت اسکلتن به‌منزلۀ شاعری مهم در سدۀ 20م احیا شد. سبک شعری خاص او، که شعر اسکلتنی نامیده شده، عبارت است از مصراعهای کوتاه و مقفّا، بر پایۀ آهنگ طبیعی گفتار.
  • اسکندر شیخی |
  • اسکندر بیک منشی | اسکندربیکِ منشی\ eskandar-beyk-e monši\ ، (968- پس از 1043ق/ 1561- پس از 1633م)، منشی و مورخ نامدار‌‌ روزگار صفویه و صاحب تاریخ عالم‌آرای عباسی.
  • اسکندر افرودیسی | اسکندرِ اَفرودیسی \ eskandar-e afro(u)disi\ ، فیلسوف مشائی و برجسته‌‌ترین مفسر و شارح نوشته‌های ارسطو. وی از شهر آفرُدیسیاس در شمال خاوری ناحیۀ کاریا در آسیای صغیر بوده است که اکنون ویرانه‌های آن در منطقۀ آیدین در ترکیه قرار دارد. هرچند تاریخ دقیق زندگی اسکندر شناخته نیست، می‌دانیم که وی در میان نیمۀ دوم سدۀ ...
  • آسکلپیادس بیثونیایی | آسکـلِـپـیـادِسِ بـیـثـونیـایی \āsk[e]lepiyādes-e bis(t)uniyāyi\ ، یا آسکلپیادس بیتینیایی، در مآخذ اسلامی: اَسقَلِبیاذِس (ح 130- ح 40ق‌م)، پزشک، فیلسوف و سخنور نامدار یونانیِ ساکن رم. او مخالف سرسخت آموزه‌های پزشکی بقراطی، و بنیادگذار مکتبی تازه در پزشکی باستان بود.
  • اسکلروپوتئین | اِسکلِروپروتِئین \ [e]sk[e]lero-p[o,e]roteˀin\ ، هر یک از چندین گونه پروتئین رشته‌ای یاخته‌ها و بافتها که زمانی گمان می‌رفت نامحلول‌اند، اما امروزه می‌دانیم که در محلولهای رقیق اسیدی، مانند سیتریک اسید و اَسِتیک اسید، حل می‌شوند. این پروتئینها در بافتهایی همچون استخوان، مو، پوست، پشم، ناخن، سُم و پر یافت می‌ش...
  • آسکلپیوس | آسکـلِـپیوس \ āsk[e]lepiyo(u)s\ (در یونانی؛ در لاتین: آیسکولاپیوس \ āyskulāpiyus\ ؛ در روایات اسلامی: اَسقَلِبیوس)، پزشک افسانه‌ای یونان باستان، قهرمان ـ حامیِ پزشکی در یونان، و سپس خدای شفابخشی در یونان و روم. او در اصل از خدایان نبود، بلکه بعدها خدا(ی پزشکی) شد. در ایلیاد هُمر، او انسانی است که پیش از آغاز ...
  • اسکندر بت شکن | اسکندرِ بت‌‌شکن \ eskandar-e bot-šekan\ (نـام اصلـی او: سنکار، سکار یا سیکار؛ د 819 یا 820 ق/ 1416 یا 1417م)،‌ شاه کشمیر. او در 796ق، پس از درگذشت پدرش، سلطان قطب‌الدین، بر تخت سلطنت ‌نشست (فرشته، 340).
  • اسکلت |
  • اسکندر * |
  • اسکروتوم | اِسکروتوم \ [e]sk[e]rotum\ ، یا کیسۀ بیضه، در دستگاه تولیدمثل مرد، کیسۀ پوستی نازکی که بیرون از بدن قرار دارد و بیضه‌ها و بخشی از طنابهای اسپرماتیک در آن جای دارند. این کیسه به دو بخش تقسیم شده است؛ در هریک از این دو بخش، یکی از بیضه‌ها، یعنی غده‌های تولیدکنندۀ اسپرم، و یکی از اِپیدیدیمها (بَربَخها)، یعنی محل...
  • اسکریب | اِسکریب \ [e]sk[e,i]rib\ ، اُگـوستَن ـ اوژِن (1791-1861م/ 1206-1277ق)، نمایشنامه‌نویس فرانسوی. او در نوشتن لیبرِتو (متن اُپرا) چیره‌دست بود. پرکاری و گستردگی دامنۀ فعالیتهای هنری او موجب شهرت و محبوبیتش در میان مردم بود. شمار نمایشنامه‌های او را تا 400 عنوان، و شمار لیبرتوهایش را تا 60 اثر برشمرده‌اند که بسیا...
  • اسکریابین | اِسکریابین \ [e]sk[e]ryābin\ ، آلِکساندر نیکُلایِویچ (1872-1915م/ 1288-1333ق)، آهنگ‌ساز و پیانونواز روس. آهنگهای اسکریابین برای پیانو و ارکستر، به‌سبب هارمونیهای نامعمولشان، که آهنگ‌ساز برای پدید آوردن سمبولیسم موسیقایی به کار گرفته است، شهرت دارند. این هارمونیهای نوآورانه و نیز پیچیدگی ریتمیکِ بسیار، ویژگی م...
  • اسکس | اِسِکس \ eseks\ (در انگلیسی: اِسیکس)، استانی در جنوب شرقی انگلستان. این استان در کرانۀ دریای شمال، میان دهانۀ دو رود تِمز و اِستور، قرار دارد.
  • اسکگوی | اِسکَگوِی \ [e]skagvey\ ، شهری در جنوب شرقی ایالت آلاسکا در ایالات متحدۀ آمریکا. این شهر در 145 کیلومتری شمال شرقی شهر جونو، مرکز ایالت آلاسکا، قرار دارد. اسکگوی به‌سبب قرار گرفتن در انتهای شمالی شاخابۀ (خلیج کوچکِ) لین، و شمالی‌ترین نقطۀ گذرگاه درونی (شاهراه دریایی آلاسکا) دارای اهمیت است.
  • اسکریبنز، خاندان | اِسـکـریبنِـر، خـانـدانِ \ xāndān-e [e]sk[e,i]ribner\ ، خاندانی از ناشران آمریکایی. مؤسسۀ انتشاراتی‌ این خاندان در ١٨٤٦م بنیاد نهاده شد و در 1878م، پسران چارلز اسکریبنر نام گرفت.
  • اسکروپ | اِسکروپ \ [e]sk[e,u]rup\ ، جُـرج جـولیِس پُلیت (1797-1876م/ 1211-1292ق)، زمین‌شناس انگلیسی. او که کارشناس اقتصاد سیاسی نیز بود، با پژوهشهایش دربارۀ پدیدۀ آتش‌فشان، به کنار گذاشتن نظریۀ نِپتونیسم (آب‌گرایی) یاری رساند. برپایۀ نظریۀ نپتونیسم، همۀ سنگهای روی زمین در پی رسوب‌گذاری اقیانوسها پدید آمده‌اند.
  • اسکپاس | اِسکُپاس \ [e]skopās\ (اش‍ ح سدۀ 4ق‌م)، پیکرتراش و معمار یونانی اواخر دورۀ کلاسیک. نویسندگان دوران باستانْ او، پراکسیتِلِس و لوسیپوس را سه هنرمند برجستۀ نیمۀ دوم سدۀ 4ق‌م دانسته‌اند.
  • اسکپه فلو | اِسکَپه فلو\ [e]skape f[e]low\ ، یا اِسکاپا فلو، لنگرگاهی پهناور و محصور در خشکی در جزایر اُرکنی در شمال اسکاتلند. این لنگرگاه که درازای آن از شمال به جنوب، ح 24 کم‍ و پهنایش ح 13 کم‍ است، میان جزیره‌های مِین‌ لَند (پُمونا) در شمال، بارِی و ساوث رانِلدسِی در شرق و جنوب شرقی، و جزیرۀ هویْ در غرب، محصور شده است...
  • اسکرتسو | اِسکِرتسو \ [e]skertso\ (در ایتالیایی به معنی شوخی)، اصطلاحی در موسیقی که بیشتر به مووْمان سوم سمفونی، سونات یا کوارتِـتِ زهی گفته می‌شود؛ موومانی که معمولاً سبُک، تند و دارای وزنی سه‌تایی است. این اصطلاح در دورۀ باروک (ح 1600- ح 1750م)، به قطعه‌های سازی یا آوازی سبُک ــ مانند «اسکرتسوهای موسیقاییِ» کلاودیو م...
  • آسکر و آمبلا | آسکر و اِمبلا \ āskr-o(va) emblā\ ، یـا آسک و اِمبـلا، در اساطیر اسکاندیناویاییِ کهن، نخستین مرد و زنی که خدایان آفریدند و آدمیان از نسل ایشان‌اند.
  • اسکرنتن | اِسکرَنتِن \ [e]sk[e]rante(o)n\ ، شهر و مرکز شهرستان لَکِوانا در شمال شرقی ایالت پِنسیلوانیا در ایالات متحدۀ آمریکا. این شهر صنعتی در درۀ رود لکوانا و در کنارۀ غربی کوههـای پـوکِنو قـرار دارد. اسکرنتن مرکـز نـاحیـه‌ای شهری ـ صنعتی است کـه شهرهـای کـاربِن‌دیل و ویلکس ـ بَـری را نیـز دربر می‌گیرد.
  • اسکربوت | اِسکُـربـوت \ [e]skorbut\ (واژۀ فـرانسـوی)، یـکـی از کهن‌ترین اختلالهای تغذیه‌ای انسان که ناشی از کمبود ویتامین‌ث (آسکوربیک اسید) در جیرۀ (رژیم) غذایی است. این ویتامین در بسیاری از میوه‌ها و سبزیهای تازه، به‌ویژه در مرکبات، توت‌فرنگی، سیب‌زمینی، گوجه‌فرنگی و فلفل‌سبز، وجود دارد. ویتامین‌ث در تشکیل کُلاژِن (عن...
  • اسکاندیم | اِسکاندیُم \ [e]skāndiyom\ (Sc)، عنصری شیمیایی، از فلزات خاکهای کمیاب، جزو گروه IIIb از عناصر واسطه در جدول تناوبی عناصر. اسکاندیم فلزی به‌نسبت نرم و به رنگ سفیدِ نقره‌ای است.
  • اسکانیا |
  • اسکرام | اِسکرام \ [e]sk[e]rām\ ، آمالـیـه (1846- 1905 م/ 1262 -1323ق)، داستان‌نویس نروژی. او در زمان خود، از نویسندگان برجستۀ مکتب ناتورالیسم در نروژ بود.
  • اسکای | اِسکای \ [e]skāy\ ، بزرگ‌ترین و شمالی‌ترین جزیره از جزایر هِـبریدیز درونی‌(داخلی) در اسکاتلند.
  • اسکالین | اِسکالین \ [e]skālin\ ، جِیمز هِـنری (1876-1953م/ 1255-1331ش)، نخست‌وزیر استرالیا (1929-1932م) و رهبر حزب کارگر این کشور. او ادارۀ کشور را در نخستین سالهای رکود بزرگ اقتصادی جهانی (1929- ح 1939م) در دست داشت، اما اختلافاتی که در حزب کارگر روی داد، دردسرهای بسیاری برایش به‌بار آورد.
  • اسکانک |
  • اسکاندیناوی | اِسکاندیناوی \ [e]skāndināvi\ ، منطقه و شبه‌جزیره‌ای در شمال اروپا. منطقۀ اسکاندیناوی دربر گیرندۀ 3 کشور پادشاهی شمال اروپا، یعنی دانمارک، سوئد و نروژ است. به‌سبب پیوستگیهای‌ تاریخی، فرهنگی و زبانی، نام مشترک اسکاندیناوی به مجموعۀ این کشورها داده شده است. از این نظر، نام اسکاندیناوی (در دوران باستان: اِسکاندی...
  • اسکاندیناویایی، زبانهای | اِسـکـانـدیـنـاویـایـی، زبـانـهـایِ zabānhā-ye\ \ [e]skāndināviyāyi، زبانهایی که گروه ژرمنی شمالی از شاخۀ زبانهای ژرمنی، از خانوادۀ زبانهای هندواروپایی را تشکیل می‌دهند.

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: