مقالات

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • حصن کیفا | حِصْنِ کَیْفا، شهر و قلعه‌ای کهن، که امروزه در جنوب شرقی ترکیه در استان ماردین واقع، و به حسن کیف معروف است.
  • حصین بن نمیر | حُصَیْنِ بْنِ نُمَیْر، ابوعبدالرحمان (مق‍‌ محرم 67/ اوت 686)، سردار مشهور در دورۀ خلافت یزید بن معاویه و مروان بن حَکَم. نسب او از طریق سَکُون، از تیره‌های مهم بنواَشرَس، به قبیلۀ بـزرگ کِنـده می‌رسید (بـرای سلسله‌نسب او، نک‍ : کلبی، 1/ 181؛ ابن‌درید، 368، 371؛ نیز نک‍‌ : ابن‌حزم، 429؛ ابن‌عساکر، 14/ 382).
  • حضرات خمس | حَضَراتِ خَمْس، اصطلاحی عرفانی در مکتب ابن‌عربی که بیانگر مراتب طولی هستی، شامل 5 مرتبه از تجلیات خداوند است. حضرت در لغت به معنای حضور، جانب، نزدیکی و پیشگاه (هجویری، 248؛ لغت‌نامه ... )، و در عرفان به معنای مظهر، یعنی محل یا جایگاه ظهور یا حضور خداوند، و در معنای خاص‌تر، به معنی هر یک از مراتب نزولی تعینات،...
  • حشویه | حَشْویّه، لقبی طعن‌آمیز برای طیفی از گرایشهای سیاسی ـ اعتقادی در تاریخ اسلام که منسوبان به آن، همواره از سوی مخالفان متهم به جهل و بی‌اعتنایی به روشهای عقلانی بوده‌اند.
  • حصارفیروزه | حِصارْفیروزه، امروزه حصار، نام شهر و شهرستانی در ایالت هاریانای هند. این شهرستان به مرکزیت شهر حصار بـا مساحت حـدود 000‘ 4 کمـ2 و حـدود 000‘780‘1 تن جمعیت (2013 م/ 1392 ش) در شمال‌غربی هند، در دشت پنجاب ـ هاریانا جای دارد («فرهنگ جهانی»، npn.؛ بریتانیکا).
  • حصن العقاب* |
  • حصری قیروانی | حُصْریِ قَیْرَوانی، ابواسحاق ابراهیم بن علی بن تمیم، ادیب سدۀ 5 ق/ 11 م. نام و نسب او به صورت ابراهیم بن علی بن ابراهیم بن تمیم نیز آمده است (نک‍ : شویعر، 65).
  • حشیشیه | حَشیشیّه، نامی دشنام‌گونه که دیگر مسلمانان بر اسماعیلیان نزاری نهادند و سپس در زبانهای اروپایی به کلمۀ اساسین1 و اشکال مختلف آن مبدل شد.
  • حصری | حصری
  • حصار* |
  • حصکفی | حَصْکَفی، ابوالفضل یحیی بن سلامه، ملقب به معین‌الدین (460-551 یا 553 ق/ 1068- 1156 یا 1158 م)، خطیب و شاعر منسوب به شهرک حِصْن کَیفا، در دیار بکر (سمعانی، 2/ 227؛ ابن‌اثیر، 1/ 369؛ ابن‌خلکان، 6/ 210).
  • حصن* |
  • حسینقلی | حُسِیْنْقُلی، یا میرزا حسینقلی، مشهور به جناب میرزا (1266-1333 ق/ 1850- 1915 م)، نوازندۀ تار، ردیف‌دان و موسیقی‌دان سرشناس و بزرگ، هم‌زمان با 4 پادشاه آخر قاجاریه. او کوچک‌ترین پسر آقا ‌علی‌اکبر فراهانی (1236-1287 ق/ 1821-1861 م) تارنوازِ بزرگ دربار ناصری بود و در زمان مرگِ زودهنگامِ پدر تقریبا 11 سال داشت (ف...
  • حسین میرکلنگی | حُسِیْنِ میرْکُلَنْگی، خوش‌نویس قلم نستعلیق و کتابدار امیران شیبانی بخارا در سدۀ 10 ق/ 16 م. زادگاه او، به گفتۀ خودش، شهر نسف است (نک‍ : آثار)، اما شهرتش به بخارایی، به سبب اقامت طولانی و نشو و نما در این شهر بوده است (عالی، 46؛ قاطعی، 54).
  • حسینی | حُسِیْنی، از پرده‌ها و مقامات موسیقی قدیم جهان اسلام؛ نغمه‌ای در گام و نیز مقامی از مقامات موسیقی در حوزۀ ایرانی ـ عربی ـ ترکی؛ گوشه‌ای در ردیف موسیقی کلاسیک ایرانی.
  • حسین معمایی | حُسِیْنِ مُعَمّایی، شاعر ایرانی سدۀ 10 ق/ 16 م. حسین معمایی از اهالی نیشابور بود (نصرآبادی، 500؛ سلیم، 213). رازی وی را مولانا امیرحسین (2/ 268)، و صبا او را با عنوان شفیعی معرفی می‌کند (ص 427)؛ آقابزرگ هم نام وی را با توجه به تخلص شفیعی، در غزلی که او در مدح امیر علیشیر (841-906 ق/ 1437-1500 م) سروده، و در م...
  • حسین قائنی | حُسِیْنِ قائِنی، از داعیان بزرگ اسماعیلی نزاری و فاتح قهستان در اوایل دعوت جدید؛ از او گاه با لقب قاضی نام برده‌اند (رشیدالدین، 107؛ نیز نک‍ : هاجسن، 118). حسین از منطقۀ قهستان، در جنوب شرقی خراسان کنونی، و چنان‌که از نسبتش پیدا ست، از شهر قائن برخاسته بود. از اوایل زندگی و سابقۀ آشنایی حسین قائنی با حسن صباح...
  • حشمت | حِشْمَت، تخلص چند شاعر. اینک دو تن از آنها:
  • حشو | حَشْو، حشو یا اعتراض، از اصطلاحات دانش بدیع؛ در لغت به معنای لایی لباس، نیز به معنی زائد و در میان افتاده (صفی‌پوری، 1/ 250؛ تهانوی، 1/ 395) و در عرف اهل ادب آن است که در اثنای سخن، لفظی و یا عبارتی آورند که در معنی بدان نیازی نباشد (سکاکی، 428؛ رشید، 52؛ شمس قیس، 378- 379؛ آملی، 109؛ نیز نک‍ : هدایت، 25؛ قری...
  • حسینی رضوی | حُسِیْنیِ رَضَوی، ولی بن نعمت‌الله رضوی (د پس از 981 ق/ 1573 م)، محدث و مناقب‌نویس امامی. برخی منابع نام وی را ولی‌الله ضبط کرده‌اند (خوانساری، 8/ 179؛ آقابزرگ، 8/ 135، جم‍ ‌).
  • حسین کرد شبستری | حُسِیْنِ کُرْدِ شَبِسْتَری، قصه‌ای بلند در ادبیات عامه و از نوع داستانهای مذهبی ـ حماسی، از نویسنده‌ای ناشناس در اواخر دورۀ صفوی یا احتمالاً اوایل قاجار. مضمون این قصه شرح پهلوانیهای ایرانیان در برابر ازبکان در دورۀ صفوی و سلطنت شاه عباس صفوی است. محتوای داستان براساس اختلافات مذهبی میان ایرانیان و ازبکان شکل...
  • حسینیان* |
  • حشر، سوره | حَشْر، پنجاه و نهمین سورۀ قرآن کریم در جزء 28 که از 24 آیه، 445 کلمه و 530‘1 حرف ترکیب یافته است. نام «حشر» از آیۀ دوم سوره برگرفته شده که به معنای گردآوردن و راندن است (ابن‌فارس، 2/ 66؛ راغب، 118- 119؛ طریحی، 3/ 268). این سوره از دیرباز به همین نام خوانده شده است (مقاتل، 4/ 273؛ ابن ابی حاتم، 10/ 3345)، اما ...
  • حشایش* |
  • حسینیه* |
  • حسینقلی مافی* |
  • حشر* |
  • حسین بایقرا | حُسِیْنِ بایْقَرا، یکی از مشهورترین سلاطین متأخر تیموری. وی در محرم 842/ ژوئیۀ 1438، در شمال شرقی شهر هرات نزدیک پل تولکی در سرایی مشهور به دولتخانه ولادت یافت (میرخواند، 7/ 5653؛ خواندمیر، 4/ 113). نسب او هم از جانب پدر و هم مادر به تیمور می‌رسید (دولتشاه، 929؛ بابر، I/ 114؛ نیز IA, V(1)/ 646). پدرش غیاث‌الد...
  • حسین عونی پاشا | حُسِیْنْ عونی پاشا (1236-1293 ق/ 1820-1876 م)، سرعسکر و صـدر اعظم اصلاح‌طلب دورۀ سلطـان عبدالعزیـز عثمـانی (حک‍ 1278-1293 ق/ 1861-1876 م).
  • حسین بن زکرویه | حُسِیْنِ بْنِ زَکْرَوَیْه، ابوالعباس (ح 264-291 ق/ 878-904 م)، از سران قرامطۀ شام. وی به سبب خالی که بر چهره داشت، به صاحب الشامه و صاحب الخال مشهور شد (ثابت، 19؛ ابن‌عدیم، بغیة ... ، 2/ 926؛ نویری، 25/ 249). نام و نسب او را به صورت احمد بن عبدالله بن محمد بن اسماعیل بن جعفر صادق و جز آن نیز ضبط کرده‌اند (ابن...
  • حسین بن ضحاک | حُسِیْنِ بْنِ ضَحَّاک (ح 150-250 ق/ 767-864 م)، ملقب به خَلیع و اَشقَر، یکی از نخستین شاعران عصر عباسی که تغزل به پسران و نیز شعر بادگانی را دست‌مایۀ هنر خویش قرار داد.
  • حسین بن سعید اهوازی | حُسِیْنِ بْنِ سَعیدِ اَهْوازی، ابومحمد، از محدثان و فقیهان اثرگذار امامی در نیمۀ نخست سدۀ 3 ق/ 9 م. حسین از خاندانی ایرانی است که از موالی امام سجاد (ع) بوده‌اند (نک‍ : برقی، 54؛ کشی، 551-552؛ نجاشی، 58)، و خود در منابع از اصحاب امامان رضا، جواد و هادی (ع) محسوب شده است (برقی، همانجا؛ طوسی، رجال، 372، 399، 41...
  • حسین بن علی، ابو عبدالله | حُسِیْنِ بْنِ عَلی (مق‍‌ 169 ق/ 785 م)، ابوعبدالله حسین بن علی بن حسن مثلث، معروف به صاحب فخ و قتیل فخ، از نوادگان امام حسن (ع) که در دوران حکومت موسى الهادی عباسی قیام کرد و کشته شد.
  • حسین بن سام |
  • حسین سهوی | حُسِیْنِ سَهْوی (تبریزی)، خوش‌نویس قلم نستعلیق و شاعر سدۀ 10-11 ق/ 16-17 م. نام او را بیشتر منابع تاریخی میرحسین و شمار اندکی میرحسن نوشته‌اند (تقی‌الدین، 1194؛ قاضی احمد، 122؛ نیز نک‍ : مدرس، 322؛ علی‌حسن‌خان، 213؛ شاغل، 173). سهوی تخلص او بود.
  • حسین بن علی بن میکال* |
  • حسین دوست سنبهلي | حُسِیْنْ دوسْتِ سَنْبْهَلی، ادیب، شاعر و تذکره‌نویس پارسی‌گوی شبه‌قاره در سدۀ 12 ق/ 18 م، معروف به میرحسین و متخلص به حسینی.
  • حسین بن علي* |
  • حسین بن علاءالدوله |
  • حسین حافظ کربلایي* |
  • حسین جلایري، سلطان* |
  • حسین، طه* |
  • اسمیث | اِسمیث \ [e]smis(t)\ ، اَدِم (1723-1790م/ 1135-1204ق)، یا آدام اِسمیت، فیلسوف اسکاتلندی و عالِم اقتصاد سیاسی.
  • اسمیتس، گروه | اِسمیتس، گروهِ \ goruh-e [e]smits\ ، یا گروه اِسمیثس، از گروههای موسیقیِ انگلیسیِ بسیار پرطرفدار و مورد توجه منتقدان در دهۀ 1980م. اعضای اصلی این گروه عبارت بودند از اِستیوِن پَـتریک ماریسی (ز 1959م)، جان مار، مشهور به جانی مار (ز 1963م)، اَندی رورک (ز 1963م) و مایک جویس (ز 1963م). گروه اسمیتس نمایندۀ اصلیِ ر...
  • اسمیتن | اِسمیتِن \ [e]smite(o)n\ ، جان (1724-1792م/ 1136-1207ق)، مهندس انگلیسی. او به‌سبب ساخت فانوسی دریایی، فقط با مصالح بنّایی، روی آبسنگ (صخرۀ دریایی) اِدیستون در آبهای پلیمِث (در دِوِنِ انگلستان)، و نیز به‌عنوان پایه‌گذار حرفۀ مهندسی راه و ساختمان در بریتانیا، معروف است.
  • اسمیت |
  • اسمتانا | اِسمِتـانـا \ [e]smetānā\ ، بـِدرژیخ (فـریـدریش) (1824-1884م/ 1239-1301ق)، آهنگ‌ساز چک. او سازندۀ اپرا و پوئِم سَمفونیک (منظومۀ سمفونیک)، بنیادگذار مکتب موسیقی ملی چک، و نخستین آهنگ‌ساز ناسیونالیست بزرگ بوهِـمیا بود.
  • اسمتنا | اِسمِتُنا \ [e]smetonā\ ، آنتـانـاس (1874 - 1944 م/ 1253-1322ش)، نخستین رئیس‌جمهور لیتوانی. اسمتنا در لیتوانی زاده شد که در آن زمان، جزو امپراتوری روسیه بود. در 1902م از دانشکدۀ حقوق فارغ‌التحصیل شد، سپس سردبیری نخستین روزنامۀ لیتوانی و نیز نشریۀ حزب دمکرات را به‌عهده گرفت و به عضویت هیئت‌رئیسۀ مجلس شورای ویل...
  • اسمولنسک | اِسمولِنسک \ [e]smolensk\ ، یا اِسمالِنسک، استان و شهری در غرب روسیه.
  • اسمولنسک، سرزمین مرتفع | اِسمولِنسک، سرزمینِ مرتفعِ \sarzamin-e mortafaˀ-e [e]smolensk \ ، یـا سرزمین مرتفع اِسـمالنِسک ـ مسکو، پشتۀ بلند و ممتدی به طول 680 کم‍ در غرب روسیه. این پشته در جهت غرب ـ جنوب غرب به شرق ـ شمال شرق، در سراسر دشت روسیه، از اُرشا (ه‍ م) در جنوب غربی شهر اسمولنسک تا یوریِف ـ پولسکی در شمال شرقی مسکو، امتداد دار...

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: