دائرة المعارف بزرگ اسلامی

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • اخفاء |
  • اختیار |
  • اخطب خوارزم |
  • اخسیکتی | اَخْسیكَتی‌، ابوالوفا حسام‌الدین‌ محمد بن محمد بن‌ عمر (د 644ق‌/ 1246م‌)، معروف به‌ ابن‌ ابی‌ المناقب‌، فقیه‌ حنفی‌ و اصولی‌. وی‌ به‌ قصبۀ اَخْسیكَت‌ (اَخْسیكَث‌) در ناحیۀ فرغانه‌ از ماوراءالنهر (نك‍ : یاقوت‌، 1/ 162) انتساب‌ داشته‌ است‌. كنیۀ وی‌ را ابوعبدالله‌ نیز آورده‌اند (عبدالقادر، 2/ 130). از زندگانی‌ ...
  • اخنوخ |
  • اخلاق جلالی |
  • اخلاق محتشمی |
  • اخلاق الاشراف |
  • اخلاص |
  • اخشید |
  • اخشنبه |
  • اخباریان | اَخْباریان‌، در فقه‌ متأخر امامی‌ گروهی‌ كه‌ به‌ پیروی‌ از اخبار و احادیث‌ اعتقاد دارند و روشهای‌ اجتهادی‌ و اصول‌ فقه‌ را نمی‌پسندند. در مقابل‌ آنان‌ فقیهان‌ هوادار اجتهاد قرار می‌گیرند كه‌ با عنوان «اصولی‌» شناخته‌ می‌شوند. بدون‌ لحاظ عنوانهای «اخباری‌» و «اصولی‌» تقابلِ این‌ دو گونه‌ نگرش‌ به‌ فقه‌ امامی‌ ...
  • اخباری | اَخْباری‌، میرزا محمد، ابو احمد جمال‌الدین‌ (21 ذیقعدۀ 1178- مق‍ 28 ربیع‌الاول‌ 1232ق‌/ 12 مۀ 1765- 15 فوریۀ 1817م‌)، فرزند عبدالنبی‌ بن‌ عبدالصانع‌ نیشابوری‌ استرابادی‌، فقیه‌، محدث‌ و از پایه‌گذاران‌ مكتب‌ اخباریه‌.
  • اخبار الصین و الهند | اَخْبارُ الصّینِ وَ الْهِنْد، از نخستین‌ سفرنامه‌های‌ برجای‌ مانده‌ از جهانگردان‌ مسلمان‌.
  • الاخبار الطوال |
  • اختاجی |
  • برکیارق | بَرْکیارُق، ابوالمظفر (ﺣﻜ 485- ربیع‌الآخر 498ق/ 1092- دسامبر 1104م)، سلطان سلجوقی و فرزند ملکشاه.
  • برلس | بُرُلُّس، یا بَرَلُّس، شهر و شهرستانی به همین نام در مصر در شمال دلتای نیل و کنار دریای مدیترانه. برلس معرب نام یونانی «پارالوس» به معنی منطقۀ کنار دریاست (ﻧﻜ : ماسپرو، 42؛ EI2). ابوالفدا می‌نویسد که اگر در ساحل نیل به سوی مغرب پیش روند، ابتدا به برلس و در انتها به اسکندریه می‌رسند (ص 117). ابن‌سعید مغربی نیز...
  • برکه (برکت) همدانی | بَرَکۀ (بَرَکَتِ) هَمَدانی، از عارفان و پیران طریقت در سده‌های 5-6ق/ 11-12م و از استادان عین‌القضات همدانی (د 525ق/ 1131م).
  • برکت | بَرَکَت، از مفاهیم دینی که در قرآن کریم و روایات اسلامی جایگاهی مهم دراد و در فرهنگ عامۀ مسلمانان گسترش چشمگیری یافته است. ریشۀ «ب ر ک» در زبان اقوام سامی وجود داشته (ER, II/250)، و در لغت عرب به معنای طلق رشد و فزونی (خلیل، ابن‌منظور، مادۀ برک)، یا فزونی و کثرت در خیر (ازهری، مادۀ برک) است. فیروز آبادی سعادت...
  • برکوی | بِرْکَوی، تقی‌الدین محمد بن پیرعلی (929-981ق/1523-1573م)، فقیه و از دانشمندان پرتألیف عثمانی در سدۀ 10ق/16م. شهرت او به سبب نسبتهای ترکی بِرگیلی و بیرگیلی نیز ضبط شده است. او در شهر بالیکسیر (ﻫ م) دیده به جهان گشود و پدرش پیرعلی از عالمان اهل زاویه در زمان خود بود (علی بن یالی، 436).
  • برکه مشعشعی |
  • برکه خان | بِرْکه‌خان (د 665ق/1267م)، پسرجوجی، نوادۀ چنگیز و فرمانروای اردوی زرین، نام وی در منابع عربی و فارسی و ترکی به صورت برکا، برکای و بور که نیز ضبط شده، و در اصل مغولی شدۀ واژۀ ترکی بَرْک به معنای سخت و استوار (کلاوسن، 361-362). وی در منابع اسلامی ابوالمعالی ناصرالدین (رمزی، 1/404)، جلال‌الدین ابراهیم (منهاج، 2/...
  • برماوی | بِرْماوی، ابوعبدالله شمس‌الدین محمد بن عبدالدائم بن موسى (ذیقعدۀ 763-12 جمادی‌الآخر 831/ سپتامبر 1362-29 مارس 1428)، فقیه و محدث شافعی اهل عسقلان. او از نوجوانی به حفظ قرآن و آموختن فقه و حدیث پرداخت و نزد استادان بزرگ آن عصر به استماع مشغول گشت و در فقه و اصول و نحو و حدیث از سرآمدان روزگار خود شد. از جملۀ م...
  • برکه بنت ثعلبه |
  • برقی | بَرْقی، خاندانی امامی ساکن قم در سده‌های 2 و3ق/8 و9م، جد اعلای این خاندان محمد بن علی یکی از طرفداران زیدبن علی(ع) بود که پس از قتل زید، به وسیلۀ یوسف بن عمر ثقفی زندانی، و سپس کشته شد. در این زمان خانوادۀ او ازجمله فرزند و نواده‌اش، عبدالرحمان و خالد به جانب شرق، روبه سوی رستاق برق‌رود گریخته، در آنجا سکنى گ...
  • برک | بُرَک، حجّاج بن عبدالله صَریمی (ﻣﻘ ح 40ق/660م)، ضارب معاویة بن ابی‌سفیان، ظاهراً واژۀ «برک» کنایه از دلیری و جنگاوری است (ابن‌درید، 247؛ ابن منظور، ذیل بَرَک). در برخی منابع، این شهرت همچون نام به کار رفته (کلبی، 236؛ طبری، 5/143)، اما در منابع دیگر تصریح شده که نام اصلی برک، حجاج بوده است (ﻧﻜ : بلاذری، 3/251...
  • برقه | بَرْقه، ناحیه‌ای با تاریخی کهن در شمال افریقا، و امروزه شهر و استانی در کشور لیبی. برقه (یونانی= بارکه) از نخستین شهرهای یونانی است که در منطقۀ سیرنائیک بنیاد نهاده شد. تاریخ زیستگاهی انسان در این سرزمین، بنابر آثار مکشوفه دست کم به دورۀ دوم عصر پارینه سنگی می‌رسد و دانشمندان برآنند که صحرای سرنائیک در هزارۀ ...
  • برقی، عبدالله |
  • برقوق | بَرْقوق، شهرت ملک ظاهر (دوم) سیف‌الدین بُرجی چرکسی (د 801ق/1399م)، بیست و پنجمین سلطان مملوک و اولین سلطان از سلسلّ ممالیک برجی مصر. وی جدا از دورۀ کوتاه حکومت رکن‌الدین بیبرس دوم، نخستین مملوک چرکس تباری است که بر مصر سلطنت یافت (مقریزی، السلوک، 5/141؛ ابن دقماق، 239؛ IA, II/363, 555، عرینی، 66).
  • برقلس |
  • برقانی | بَرْقانی، ابوبکر احمد بن محمد بن غالب خوارزمی (336-رجب 425ق/947- ژوئن 1034م)، محدث و فقیه شافعی، و صاحب یکی از برجسته‌ترین «مستخرج»ها بر صحیحین.
  • برقعید | بَرْقَعید، یکی از چند شهر واقع در میان راه کاروان‌رو موصل ب نصیبین در سده‌های 3 تا 6ق/9 تا 12م. موقعیت کنونی آن را شاید بتوان مکانی در منتهى‌الیه غرب استان جزیرۀ سوریه در محل تل رُمَیلان (ﻧﻜ : EI2)، واقع در °42 طول شرقی و °36 و ´55 عرض شمالی دانست (ﻧﻜ : EI1).
  • برق | بَرْق، از مهم‌ترین پدیده‌های جوی. دیدگاههای دانشمندان دورۀ اسلامی در این باره، همچون نظرات آنان دربارۀ دیگر آثار علوی (ﻫ م، ذیل) بیشتر تحت تأثیر اندیشه‌های ارسطو و نیز دیدگاههای تئوفراستوس بوده است. در ایم مقاله، به پیروزی از شیوۀ دانشمندان کهن، به علل پدید آمدن رعد و صاعقه نیز توجه شده است. چنانکه خواهد آمد،...
  • برف | بَرْف، از پدیده‌های جوی که اغلب طبیعی‌دانان قدیم، در چگونگی پیدایش آن سخنانی گفته‌اند. در این مقاله نخست آراء یونانیان، با تکیه بر الآثار العلویه، نوشتۀ ارسطو، و رساله‌ای به همین نام از تئوفراستوس و نیز الآراءالطبیعیه منسوب به پلوتارک که امروزه آن را از آئتیوس آمدی می‌دانند، نقل، و سپس تأثیر آنها بر نظرات دان...
  • برغواطه | بَرْغَواطه، اتحادیه‌ای از تیره‌های بربر مصموده حاکم بر قسمتی از جنوب مغرب اقصى از سدۀ 2تا 6ق/8-12م، که اعتقادات بدعت‌آمیزشان در اسلام، آنان را به‌صورت فرقۀ دینی جداگانه‌ای در آورد.
  • برغوثیه | بُرْغوثیّه، یکی از فرقه‌های جبریه منتسب به محمد بن عیسى ملقب به برغوث، که گاه در منابع از او با لقب کاتب (ابن‌حزم، 3/33) و کنیۀ ابوعیسى (ابن‌تیمیه، 1/206) نیز یاد شده است.
  • برغشی | بَرْغُشی، یا بَرْغَشی، ابو المظفر محمد بن ابراهیم، از وزیران پایان روزگار سامانیان. نام وی در برخی از منابع و پاره‌ای از نسخه‌ها بُزغُشی ضبط شده (ﻧﻜ : عتبی، تاریخ...، 144، 152؛ بیهقی، علی، 189؛ شبانکاره‌ای، 26؛ نیز ﻧﻜ : شعار، 152، حاشیۀ 2؛ فیاض، 357، حاشیۀ 2)، اما در شرح تاریخ یمینی و منابع مهم دیگر نام او بر...
  • برغوث |
  • برصیصا | بَرْصیصا (شخصیتی شبه تاریخی و افسانه‌ای)، زاهدی متعبد و مستجاب الدعوه که داستان عبرت‌انگیز او همواره در تفسیر برخی آیات قرآن مطرح شده است. در بیشتر منابع اسلامی نام برصیصا، در کنار نام بلعم باعور و شیطان دیده می‌شود و این امر به سبب شباهتی است که سرگذشت و سرنوشت شوم او با آنان دارد. در اخبار اسلامی برصیصا راه...
  • برطاس | بُرْطاس، نام قوم وسرزمینی به همین نام. در متون اسلامی این نام با تفاوتهایی نیز آمده است: برخی از مؤلفان آن را به صورت بُرداس نوشته‌اند (ابن رسته، 140؛ گردیزی، 582) و ابو عبید بکری فُرداس آورده است (ﻧﻜ : بارتولد، II(1)/868؛ مینورسکی، 462). مؤلف حدود العالم (ص 194) از دو سرزمین جدا از یکدیگر با نامهای برطاس و ب...
  • برغش | بَرْغَش (ﺳﻠ 1287-1305ق/1870-1888م)، پادشاه زنگبار. وی پنجمین پسر سعید سلطان مذهب عمان و زنگبار است (ﻧﻜ : ﻫ د، آل بو سعید) که پس از مرگ پدرش کوشید تا حکومت زنگبار را به دست آورد، اما در آغاز موفق نشد و ناچار به ولیعهدی برادر بزرگ‌ترش، ماجد اکتفا کرد (بنت سعید، 159). او همواره با برادر خود مخالفت می‌کرد و حتى ی...
  • برغش | بُرْغُش، پایتخت ناحیۀ قشتالۀ کهن در دوران اسلامی. این شهر امروزه مرکز ایالت بورگس در شمال اسپانیا، و در دوره‌های در دو سوی رود آرلانزون قرار دارد. این نام را به صورت بُرغوش نیز ضبط کرده‌اند (ابن عذاری، 4/51). جغرافی نویسان مسلمان برغیش را از اقلیم ششم در منطقۀ جلیقیه، در غرب بنبلونه دانسته‌اند (ابن سعید، 180؛...
  • برشلونه |
  • برکات |
  • برسیان، مسجد | بَرسیان، مَسْجِد، یکی از آثار برجستۀ معماری عصر سلجوقی و نشان دهندۀ سیر تحول معماری مسجد در ایران، این مسجد و منارۀ کهن آن در روستای برسیان در بخش مرکزی شهرستان اصفهان، و در 45 کیلومتری جنوب شرقی این شهر، در شمال زاینده رود واقع است.
  • برسی | بُرْسی، رضی‌الدین حافظ رجب بن محمد بن رجب حلی (د پس از 813ق/1410م)، محدث، عارف و نویسندۀ آثاری چون مشارق الانوار. وی در معرف خویش، خود را «رجب الحافظ» خوانده (مثلاً ﻧﻜ: ص 5، 14)، و در سروده‌هایش «حافظ برسی» یا «حافظ» تخلص کرده است (مثلاً ص 240، 246، 247، ملحقات) و این نشان می‌دهد که حافظ را شهرتی برای خود، و ...
  • برسلونه |
  • برسق | بُرْسُق (ﻣﻘ 490ق/1097م)، از امیران سلاجقۀ بزرگ، از روزگار طغرل تا برکیارق، برسق (پرسق) در زبان ترکی شرقی، به معنی حیوانی به نام «گورکن» (EI2, I/336). از زندگی برسق تا دورۀ طغرل اول اطلاعاتی در دست نیست. اولین اشاره به نام وی، زمانی است که طغرل در 452ق/1060م اورا به شحنگی بغداد گماشت (ابن اثیر، 10/8-9). از این...
  • برسبای | بَرْسْبای، ملک اشرف سیف‌الدین ابونصر (ذیحجۀ 841/ ژوئن 1438)، از فرمانروایان سلسلّ ممالیک بُرجی که از 825ق/ 1422م تا 841ق بر مصر فرمان راند.

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: