غرب زدگی از دیدگاه احمد فردید / مهدی حکمت

1395/10/19 ۱۱:۴۵

غرب زدگی از دیدگاه احمد فردید / مهدی حکمت

احمد فردیدیکی از مؤلفه‎های بررسی آموزه‎های هر اندیشمند و متفکری، اطلاع از شرایط و مقتضیات زمانه‎ای است که وی در آن زیسته است. این امر موجب می‎شود تا بتوان به‎درستی از دغدغه‎ اندیشمند آگاه شد و به گفتمان و دیسکورس ایشان، به نحو اجمال راه یافت.

احمد فردیدیکی از مؤلفه‎های بررسی آموزه‎های هر اندیشمند و متفکری، اطلاع از شرایط و مقتضیات زمانه‎ای است که وی در آن زیسته است. این امر موجب می‎شود تا بتوان به‎درستی از دغدغه‎ اندیشمند آگاه شد و به گفتمان و دیسکورس ایشان، به نحو اجمال راه یافت.

اگر مشروطیت را زمان ارتباط با غرب بدانیم، شعار مشروطه‎خواهان حاکم بر آن دوره، از فرق سر تا ناخن پا، فرنگی شدن بود و روشنفکران از این دوره به بعد افرادی همچون میرزا آقاخان کرمانی، آخوندزاده و… را به‎عنوان مرجعیت فکری خوشان می‎دانستند. در حالی‎که افراد مذکور، ودایع و مآثر تاریخی خویش را اعم از تعالیم دینی و اسلامی و شرقی، پس می‎زدند و بدین ترتیب طومار تاریخ گذشته را به زعم خویش می‎بستند، در عوض به تاریخ موهوم غرب دل می‎بستند؛ آن هم غربی که جز تفاله ایسم‎ها و تصویری کاریکاتوری، چیزی نداشت. در چنین فضای فکری که حتی سخن از غرب، موجب وهن بود، دکتر فردید درصدد پرسش از ماهیت غرب و پرسش در باب وضعیت زبون‎اندیشی دوره معاصر، برآمد.

مرحوم سید احمد فردید از جمله اندیشمندان برجسته‎ای بود که با علم و آگاهی از نسبت میان ما و غرب، در جست‎وجوی راه برگشت به سنت اصیل بود.

در این میان او پیش از اثبات و تأسیس دوره‎ای جدید، خواستار نفی و سلب گفتمان مسلط بر این دوره آخرالزمان که او به غرب‎زدگی تعبیر می‎کرد، بر آمد.

پیش از تبیین آموزه غرب‎زدگی مرحوم فردید، مناسب است که غرب‎زدگی را از لسان مرحوم جلال آل‎احمد بیان کنیم. چون ادبیات ژورنالیستی، نخستین‎بار واژه غرب‎زدگی را از او شنیدند.

آل‎احمد در ابتدای کتاب غرب‎زدگی، در استفاده از واژه غرب‎زدگی خود را وامدار فردید می‎داند و صادقانه اشاره می‎کند که فهم او، متفاوت از فهم دکتر فردید است. آل‎احمد غرب‎زدگی را عبارت از شیفتگی و تقلید کورکورانه نسبت به ظواهر فرهنگ غرب سرمایه‎داری، یعنی اروپا و آمریکا می‎دانست، ولی وجه سوسیالیستی فرهنگ غرب را به‎شرطی که با میراث فرهنگ شرقی و بالاخص فرهنگ اسلامی منافات نداشته باشد، نه‎تنها خطر نمی‎دانست، بلکه نوش‎داروی شرق محتضر می‎دانست.

بدین صورت آل‎احمد راه نجات از حوالت تاریخی مغرب زمین را، دوری از تقلید کورکورانه از غرب سرمایه‎داری می‎دانست.

اما از منظر دکتر فردید، راه نجات از حوالت تاریخی زمانه ما که عبارت از غرب‎زدگی است، پناه بردن از این ایسم به ایسم دیگر نیست؛ چون همه ایسم‎های غربی سر و ته یک کرباس هستند. به نظر می‎رسد که آل‎احمد نتوانست به آموزه‎ اساسی فردید اشراف یابد و البته هرگز چنین ادعایی را نیز مطرح نکرد.

پیش از پرداختن به غرب‎زدگی از منظر سید احمد فردید، گفتمان ایشان نسبت به گفتمان جلال و دکتر شریعتی اهمیت به‎سزایی دارد و این اهمیت بدین دلیل است که به‎قول سید عباس معارف از شاگردان مبرز مرحوم فردید، مردم مسلمان ایران، غرب‎زدگی آل‎احمد را خواندند، ولی آن‎چه را که فهمیدند و دریافتند فردیدی بود، چراکه گفتند، «نه‎ شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی». پرواضح است که ذکر این موارد به‎معنای نادیده گرفتن نقش مرحوم آل‎احمد نیست. چون کشف فردید از سوی ایشان و آگاهی‎ها و عکس‎العمل‎های خاص او، نشان از آن دارد که جلال، نسبت به معاصران خویش برتر بود.

به‎نظر دکتر فردید، با ظهور یونان، شرق حقیقت، غروب می‎کند و غرب واقعیت، طلوع می‎کند. از این جهت هرچه از آن به بعد مشاهده می‎کنیم عبارت است از نیست‎انگاری بیشتر که این امر به زمانه ما می‎رسد تا در نهایت از سوی نیچه، مرگ خدا و از سوی فوکو مرگ انسان، طرح می‎شود. بر این اساس غرب مشتمل بر جهان کنونی است؛ هرچند که نحوه غربی بودن و به‎عبارت بهتر، غرب‎زدگی آن‎ها با هم متفاوت است.

از منظر دکتر فردید، شرق و غرب ظاهری را می‎توان به‎آسانی تمییز داد، اما آن‎چه مهم است باطن شرق است که عجالتا یک‎سره پنهان است. از این‎رو پرسش از حقیقت و باطن شرق، اهمیت دارد. شرقی که سرشار از کتب آسمانی و وحی الهی است؛ شرقی که مهد تفکر اصیل و فرهنگ وحیانی است. اما پرسش مهمتری که برمی‎خیزد این است که با توجه به شرایط کنونی که روز‎به‎روز، سیطره غرب فزونی می‎یابد، آیا اصلا امکان چنین پرسشی فراهم است؛ آیا می‎توان یک‎سره بدون توجه به غرب، سراغ تفکر شرقی رفت؟

در این‎جا دکتر فردید با الهام از «کلمه توحید» که در فرهنگ شیعی باعث مصونیت از عذاب الهی است، غرب را مورد واکاوی قرار می‎دهد؛ غربی که مدار تفکرش بر سوبژکتیویسم است و بر این اساس به‎نحو خودبنیادانه، عالم و آدم و خدا را تفسیر و تعبیر می‎کند. پس پیش از پرسش از حقیقت شرق، واقعیت غرب را می‎بایست به‎نحو سلبی، مورد پرسش قرار داد. دکتر فردید به مدد تفکر مارتین هیدگر، به‎سان مبدئی سلبی در تلاش برای درگذشتن از حوالت تاریخی غرب جدید، یعنی سوبژکتیویسم و خودبنیادی بود.

فردید پیش از سفر به اروپا، بسیاری از فیلسوفان بزرگ غرب همچون دکارت، کانت، فیشته، شلینگ، هگل، شوپنهاور، برگسون و… را به‎عنوان صدرنشینان تمدن غرب مورد نقد و بررسی قرار می‎داد و در این میان، مقالاتی را در نشریات آن زمان می‎نوشت. منتها وقتی به غرب رفت، طی هفت‎سالی که در آن‎جا بود به حقیقت و ماهیت فرهنگ و تمدن غرب پی‎برد و با عنایت به اتیمولوژی و مبادی اسم‎شناسی، اصطلاح غرب‎زدگی را وضع نمود. غرب‎زدگی از منظر دکتر فردید، عبارت از این است که بشر، زئوس‎زده است که در قرآن شده طاغوت و از همین جهت و با عنایت به مطالب پیشین از زمان یونان تاکنون، غرب‎زدگی همان طاغوت‎زدگی است؛ چون بنابر تحقیق دکتر فردید، طاغوت همان زئوس و نئوس یونانی است که با دئوس به لاتینی و دیو به فارسی و دو به سانسکریت هم‎ریشه است.

مرحوم سید احمد فردید، غرب‎زدگی را به سه نحوه تقسیم کرده است:

 

۱.

الف- غرب‎زدگی غیر مضاعف: نیست‎انگاری حق و غفلت از حقیقت وجود بدون آن‎که دیگر موجودات به‎جز نفس بشری، نیست‎انگاشته شود. این نوع غرب‎زدگی مربوط به دوره قدیم است.

ب- غرب‎زدگی مضاعف: علاوه‎بر نیست‎انگاری حقیقت وجود، تمام انحاء دیگر موجود به‎جز نفس بشری نیست،‎ انگاشته می‎شود و نفس بشر در مقابل خدا و جهان اصالت می‎یابد. توضیح مطلب آن‎که در دوره‎های گذشته بشر با غفلت از حقیقت هستی، به طاغوت متوسل شده بود، اما در دوره جدید، سوبژکتیویسم و خودبنیادی به نهایت خود می‎رسد و آدمی به‎عنوان سوژه، تعیین‎کننده سایر امور می‎شود؛ به‎عبارت بهتر، بشر خودش جایگزین طاغوت می‎شود.

 

۲.

الف- غرب‎زدگی مرکب: غرب‎زدگی افرادی است که از ماهیت نیست‎انگار خود، غافل هستند و ضمن نیست‎انگاشتن خود، از حقیقت وجود، غفلت ورزیده‎اند. غرب‎زده مرکب کسی است که نمی‎داند غرب‎زده است و چه بسا با غرب‎زدگی هم مبارزه کند، در حالی‎که تفکر و جهت‎گیری‎اش غربی است.

ب- غرب‎زدگی بسیط: این نوع غرب‎زدگی خاص کسانی است که به غفلت خود از حقیقت وجود و نیست‎ انگاشتن حق واقف‎اند، چنین فردی می‎داند که غرب‎زده است و ضمن دفاع از آرمان‎های غربی‎اش، بر آن‎ها اصرار می‎کند و تمایل دارد که غربی بماند. غرب‎زدگی نوع اول یعنی غرب‎زدگی مرکب در کشورهایی غالب است که سودای گذشت از غرب و غرب‎زدگی دارند و مصداق کسی است که نداند و نداند که نداند. این نوع افراد، گمان می‎کنند که غرب‎زدگی در نوع پوشش و آثار ظاهری است و با آن مخالفت می‎کنند؛ در حالی‎که در چهارچوب فکری غرب، هستند.

 

۳.

الف- غرب‎زدگی ایجابی: غرب‎زدگی کسانی است که بر موضوعیت نفسانی اصرار دارند و بر اصیل شمردن نفس انسانی، تأکید می‎ورزند. این افراد پاره‎ای از مبانی غربی را عملا می‎پذیرند و ترویج می‎کنند و بدین صورت مبانی غربی در قول و فعل و حالت آنان متجلی می‎شود.

ب- غرب‎زدگی سلبی: غرب‎زدگی کسانی که در عین نیست‎انگاری، در طلب گذشت از حوالت تاریخی غرب، یعنی موضوعیت نفسانی هستند و در آن‎ها تمنایی برای گذشت از نیست‎انگاری، وجود دارد. دکتر سید احمد فردید، غرب‎زدگی را حوالت تاریخی جدید می‎دانست، از این‎رو از آموزگار مدرنیته یعنی ایمانوئل کانت گرفته تا آموزگار تفکر آینده، مارتین هیدگر، از بنیان‎گذار مکتب متعالیه یعنی صدرالمتألهین گرفته تا آموزگار حکمت انسی یعنی سید احمد فردید، همه و همه غرب‎زده بوده‎اند. این امر به‎معنای انکار نقش بزرگان اندیشه و یا حتی نکوهش آنان نیست. به این دلیل که با سلطه غرب اصیل، شئون مختلف زندگی از طریق غرب ضبط و ربط یافته است و خواه‎ناخواه چه با غرب مخالف یا موافق باشیم، به‎نحوی از انحاء که در فوق به آن اشاره شد، غرب‎زده هستیم.

تا بدین‎جا وجه سلبی تفکر فردید مشخص شد و از همین رهگذر است که ایشان وجه ایجابی تفکر خویش را به عرصه ظهور می‎گذارد. توضیح مطلب آن‎که با درک عسرت و درماندگی که با ظهور نیست‎‎انگاری و سوبژکیتویسم در دوره قدیم و سپس تمامیت آن در دوره جدید، به اوج می‎رسد، بذر شوق و امید، گذشت و نجات از نیست‎انگاری در دل امت افشانده می‎شود و آنان را به وادی انتظار، رهنمون می‎کند؛ انتظاری آماده‎گر که تمهیدی است برای ظهور امت واحده پایان تاریخ. مرحوم فردید این انتظار را با انتظار مهدی موعود(عج) مرتبط می‎دانست. انتظاری که طلوع دوره‎ای را نوید می‎دهد که در آن از نو، حقیقت شرق به‎معنی تاریخی آن از حجاب، بیرون می‎آید.

آموزه غرب‎زدگی که از سوی دکتر فردید طرح شد به‎دلیل نگاه خاص ایشان، یکی از مهمترین طرق پرسش از غرب اصیل و کوشش در جهت گذشت از آن است.

چه مخالف طریق فردید باشیم و چه موافق او، نمی‎توان منکر این شد که او نخستین فیلسوف دوره جدید است که از نسبت ما و تجدد پرسش کرد و مسئله غرب‎زدگی که از سوی ایشان مطرح شد گامی اساسی در طرح این نسبت است.

هفته نامه پنجره

 

منبع: نصور

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: