بخشی گسترده از جریان نوخواهی در زمینه آموزشوپرورش این سرزمین، نهتنها در اندیشه نوخواهانه ایرانیان که همتراز و همراه با آن در آیین دیرینه نیکوکاری مردمان این سرزمین یعنی آیین وقف ریشه داشته است. کمتر شهری را در ایران میتوان نشان گرفت که در آن نشانههایی از پیوند میان آموزش و وقف وجود نداشته باشد. تبریز و قزوین که روزگاری پایتختهای دودمان صفوی به شمار میآمدند، نهادهایی آموزشی برآمده از دل تاریخ دارند که با آیین نیکوی وقف پیوند یافتهاند.
بنجامين، نخستين سفير آمريكا در ايران که در سال١٨٨٢میلادی به ایران عصر قاجار آمد، در سفرنامه خود« ايران و ايرانيان در عصر ناصرالدينشاه» به تفصیل درباره خلقیات گوناگون ایرانیان سخن رانده است. سفرنامه وی درواقع تجربیات، دیدهها و شنیدههایش در اقامت دو ساله او در تهران عصر ناصری به شمار میآید. این جهانگرد و کارگزار سیاسی در بخشی از سفرنامه خود به رفتار ویژه ایرانیان با افراد نیازمند اشاره داشته، یادآور میشود ایرانیان علاقه دارند بخشی از درآمد خود را به مستمندان وقف کنند.
پرویز پیران در نشست «نقدی گذرا بر برخی آثار احمد اشرف»، ایبنا: جامعهشناسی از گرایشهای مسلط و احتمالی گزارش میدهد. من چشم خود را روی دستاوردهای اندک جامعهشناسان طی سالهای اخیر نمیبندم و اگر نقدی بر علوم انسانی وارد میکنم منظورم علوم انسانی است که طی سالهای گذشته دچار سترونی شده است. علوم انسانی در ایران مشتمل بر رشتههایی چون فلسفه و تاریخ در صد سال گذشته دچار سترونی شده و هرچه زمان گذشته بر این سترونی افزوده و هر روز خوشه علوم انسانی نسبت به گذشته نحیفتر شده است. ما در ایران علوم انسانی بیربط و باربط داریم. نزدیک به ٨٠ درصد علوم انسانی ما بیربط است که مملو از بدآموزی است و شامل گزارهها و جملاتی است که هیچ پشتوانه علمی و نظری ندارد. بهطورمثال سالهاست گفته میشود اصلاحات ارضی سبب نابودی کشاورزی در ایران شده است درحالیکه با مراجعه به آمار مشاهده میکنیم اصلاً چنین چیزی وجود نداشته است. بااینحال، اگر هم امیدی به علوم انسانی وجود داشته باشد در گروی همان ٢٠ درصد علوم انسانی باربط است. احمد اشرف نیز از جمله استادانی است که در این پارادایم قرار دارد.
شاید درمیان واژگان سیاسی امروز هیچ مفهومی به اندازه دموکراسی مناقشهبرانگیز نباشد، مفهومی که تقریبا تمامی دولتها داعیهدار آنند و بسیاری از مردم معتقدند بهترین شیوه برای حکومتداری است اما وودراف در کتاب «نخستین دموکراسی» سعی در طرح این مسئله دارد که ما امروز به دموکراسی از منظر یونانی آن حتی نزدیک هم نشدهایم و صرفا با بدلهایی از دموکراسی در سراسر جهان روبهروییم. نخستین دموکراسی تاریخ نزدیک به دو سده در آتن شعلهور بود و با وجود تمامی چالشهایی که دست به گریبانش بود چنان شعلهای برافروخت که توجه اکثر اندیشمندان را بهخود جلب کرده است. وودراف در طول کتاب با ذکر مثالهایی از قبیل محاکمه سقراط، محرومبودن زنان و بردگان از حق رأی و مشارکت، برخی تصمیمهای هیجانی توسط توده مردم مثل تلاش برای دستگیری آلکیبیادس پس از شکست در جنگ را از ایرادهای دموکراسی یونان برمیشمارد اما همچنین میافزاید که میزان دستاوردهای این دموکراسی بیش از معایبش بود.
«تاریخ»، عبرت بزرگی است که ملتها را نسبت به آینده خود آگاه میکند. نیاموختن از تاریخ و حتی فراموشی آن، عارضهای مسری شدهای است که امروز جهان را دربرگرفته است. سرایت این بیتوجهی اگر دامان بشریت را در لحظه نگیرد [که خواهد گرفت] در مستقبل پیرامونش به آتش خواهد کشانید. اما ذات طولی شکل تاریخ بیشتر یک نظام ساختارمند از اتفاقات، اشخاص، مورخهها، اقدامات پیشآمده حول یک موضوع است. اما این نگاه مردم در دو قالب «عموم» و «مورخان» است که به هویت تاریخی ابعاد عرضی هم میدهد. پس باید دانست که آن تاریخی که فاتحان مینویسند روایت همان مقیاس طولی تاریخ است و باید آن را «تاریخ روایی» دانست.
وقتی به تاریخ فرودستان به معنای تهیدستان و فقیران نظر میاندازیم، چنین به نظر میآید که این طبقه اجتماعی از آغاز تا امروز در همه جوامع وجود داشته است. طبقهای که در هنگامه هجومهای دهشتناک، بلایای طبیعی، حوادث سیاسی و آمدورفت سلسلهها چهبسا بر تعدادش افزوده میشده است. تصویر کلی فضای زندگی اجتماعی نیز در هنگامههای تاریخی ایران گاه با فقر و تهیدستی عمومی و خزیدن مردم به جانپناههایی چون خانقاه و مسجد گره خورده است؛ گرچه دزدی و ناامنی یک روی دیگر این سکه است. مسأله کمک به فقیران و زدودن فقر از چهره جامعه در این میانه از موضوعاتی است که بخشی از تاریخ اجتماعی ایران را دربرمیگیرد.
آوازه مدرسه، سرتاسر پایتخت را برداشته؛ تا آنجا که شاه خسته و بیمار قاجار را بر آن داشته است نهتنها آن مدرسه پرآوازه را ببیند، که، مرحمتی ملوکانه نیز بر آن روا دارد. مظفرالدینشاه قاجار قرار است برای بازدید از «مدرسه خیریه»، نخستین دبستان نوین ایران براساس سنت وقف و امور خیریه، به غربیترین نقطه تهران بیاید؛ جایی نزدیک میدان حسنآباد امروز؛ در شمالیترین نقطه خیابان پرآوازه شیخ هادی! شیوه ساخت مدرسه و وقف رقباتی در تهران و مازندران برای تامین هزینههای اداره امور آن به گونهای بوده که شاه قاجار را برانگیخته است هنگام بازدید از آنجا، معدن زغالسنگ گاجره را برای تامین سوخت محصلان به مجموعه املاک موقوفات اهدا کند. مدرسه خیریه اما چگونه پدید آمد؟
صفحه اول روزنامه های امروز سه شنبه 30 آبان
حجت الاسلام والمسلمین محمدرضا خاکی قراملکی عضو هیئت علمی فرهنگستان علوم اسلامی قم در ارائه مقاله خود با عنوان آسیب شناسی گفتمان علمی حوزه و دانشگاه در تحول علوم انسانی (از منظرمقام معظم رهبری) در همایش چیستی و چگونگی تحول در علوم انسانی از دیدگاه آیتالله خامنهای که ۲۴ و ۲۵ آبان ماه در دانشگاه شیراز برگزار شد، گفت: تحول در علوم انسانی بدون داشتن یک نقشه راه علمی و مهندسی فرهنگ آن جامعه ممکن نمی گردد. تحقق آن نیز، بدون شناسائی مقدورات و موانع نرم افزاری و سخت افزاری گفتمان های علمی حوزه و دانشگاه ممکن نمی شود.
سخنرانی عمومی گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف با عنوان «چرا ارزشها در محیط ما تبخیر شده است؟»، با سخنرانی دکتر مهدی گلشنی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و مدیرگروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید