از هماکنون با اطمینان میتوان گفت که قرن و بیست و یک، قرن جهانگشائی معنوی جلالالدین مولوی است و سیطره امپراطوری هنری او بر کرده ارض. امروز در زبان انگلیسی هیچ شاعری، چه در اصل زبان انگلیسی و چه از طریق ترجمه به این زبان،موفقیتی را که مولانا به دست آورده است ندارد و این هنوز از نتایج سَحَر است.
نوع نگاه باستانی پاریزی به روایتهای تاریخی و کاوش آن نمیتواند صرفاً فلسفی باشد، نه تفاخر به فلسفه دارد و نه به خویشتن؛ او خود را عاقل و دیگران را نابخرد فرض نمیکرد و همین است که فروتنی، حلم، خضوع، وارستگی و بیادعایی در سلوک و بینش و روش او کاملاً آشکار بود.
«میرزا تقی خان امیرکبیر» پیش از رسیدن به صدارت و در جریان مسافرت خود به روسیه در سال 1244هجری قمری- 1828میلادی از مدارس جدید شهرهای تفلیس، مسکو، پترزبورگ و برخی از کارخانهها و مؤسسات فنی و علمی روسیه بازدید کرد و بشدت تحت تأثیر این پیشرفتها قرار گرفت.
سخن گفتن و یادداشت نوشتن درباره استاد عباس سعیدی، مسئولیت چنان دشواری است که میتواند بر دوش هر سخنران یا نویسندهای، بهویژه کمترین شاگرد، سنگین باشد. اینکه عباس سعیدی که هست و چه کرد، ازآنجاکه هم از محدوده خرد و حکمت، و هم از مرزهای بینرشتهای فراتر میرود، آسان نیست.
اشاره: در بخشهای پیشین این نوشتار، به برخی از صنایع لفظی و معنوی اشاره شد و درباره تکرار، مَثَل، تمثیل و پند بحث شد. اینک ادامه مطلب: گاه شاعر در میانۀ سرگذشت نیز برای لحظهای شرح رویداد را قطع میکند و مناسب حال، زبان به پند میگشاید؛ مثلا در میانۀ نبرد رستم با سهراب، هنگامی که از شدت نبرد، رزمافزار دو پهلوان شکسته، جامۀ آنها دریده و نیروی آنها به پایان رسیده و دمی از یکدیگر جدا میشوند، شاعر از این لحظه استفاده میکند و خلأ ماجرا را با پند پر میکند
سناییپژوهی در حوزه پژوهشهای تطبیقی و مطالعات ایرانشناسی، فراز و نشیبها و پستی و بلندیهایی داشته است؛ ازاین روی سناییپژوهی در این حوزه، نیازمند آسیبشناسی جدی است و بنا به دلایلی، بهرغم تأثیر حکیم غزنه بر فرهنگ و اندیشه ایرانی، در مطالعات تطبیقی، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در این میان، کتاب «حکیم اقلیم عشق» نوشته پروفسور دوبروین ـ استاد دانشگاه لیدن هلند ـ دریچههای جدیدی فرا روی پژوهشگران سناییپژوهی گشوده که از نظر گستردگی، نکتهبینی و روشپژوهش، بسیار درخور توجه است.
یوزف مارکوارت (Marquart: ۱۸۶۴ـ۱۹۳۰) خاورشناس نامدار آلمانی، رشته شرقشناسی را در دانشگاه وورتمبرگ به پایان رسانید و از دانشگاه توبینگن دکتری گرفت. سپس در کتابخانه همین دانشگاه بهکار پرداخت و چندی بعد به موزه مردمشناسی لیدن نیز رفت و مشغول تدریس شد. وی از سال ۱۹۱۰ تا پایان عمر، استاد فقهاللغة ایرانی و ارمنی در دانشگاه برلین بود.
من معتقدم اُنس ويژه نظامی با متون درجه اول فرهنگ اسلامی و تمدن ايرانی و آذربایجانی، در ترغيب و تشویق او به تخليد داستانهای عاشقانه ملی بیتأثير نبوده است؛ البته در اين ميان برخی تفاوتها به ویژه در نوع روايت، در داستانهای نظامی و سرودههای فردوسی دیده میشود؛ همچون اختلافی که مثلا در طرح داستان اسكندر در شاهنامه فردوسیتوسی و اسکندرنامه نظامیگنجهای میبینیم.
استاد موحد به دنبال مطالب پیش مینویسند: «عبدالباقی مینویسد: این نسخه به تملک صاحبعطا درآمد و بعد از آن به دست کسی به نام جمالالدین مبارک رسید که گویا از جان و دل شیفتة مولانا و سلطانولد بود و از جانب او به خانقاه وقف گردید.» (ص۵۹)
مگر یک انسان تا چه حد میتواند عاشق باشد که تمام زندگیش، خانوادهاش، داراییش و توانش را به کار بگیرد و این همه اثر را در نهایت شگفتی خلق کند. کمتر مردانی این چنیناند و در این میان شمار اندکی هستند که خلق هر یک اثر جدید از آنان یک گام رو به جلو برای توسعه سرزمینشان است.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید