مقالات

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • ازگل، دره | ازگل، دره \ darre-ye ozgol\ ، دره‌ای واقع در انتهای یال تلهرز از خط‌الرأس دارآباد حدفاصل میان درۀ یورد و درۀ باقلی‌زار. جهت این دره شمال غربی به جنوب شرقی است که انتهای آن به سمت جنوب مایل می‌گردد. این دره از شمال غربی، به خط‌الرأس دارآباد، و از جنوب شرقی، به شهرک مسکونی نفت محدود می‌شود.
  • آثار الوزراء | آثارُالوُزَراء، كتابی تاریخی به زبان فارسی نوشتۀ سیف‌الدین حاجی بن نظام عقیلی از نویسندگان و دبیران دربار تیموریان در سدۀ 9ق / 15م. وی این كتاب را میان سالهای 875 و 892 ق / 1470 و 1487م به نام و برای خواجه قوام‌الدین نظام‌الملك خوافی نوشته است. این خواجه از بزرگان دربار سلطان حسین بایقرا (842-911ق / 1438-1505...
  • برامکه |
  • بازداری | بازْداری، فن شکار با باز و دیگر پرندگان شکاری مانند شاهین، چرغ، باشه و قوش و جز آنها و نیز ضوابط گزینش و شیوۀ پرورش و آموزش، نگهداشت، بهداشت و شناخت بیماریهای این پرندگان و چگونگی درمان آنها (کشاجم، 48، 56، 115-116؛ حسن بن حسین، 49-50، 62-65، 79-94). این فن، گرچه نه با همۀ تفاصیل یاد شده، بلکه به شکل ساده و ا...
  • حجة بن الحسن* |
  • اده | اُده[oda]، یا اُدَگ، وَتَک، وَدَگ (نک‍: مکنزی، 85) و اوتک، دیوزنی که سرکردۀ دیوان هفت‌گانه (= کماریگان) است و ضحاک از او متولد می‌شود. همین دیوزن است که جمشید را به سوی لذتهای مادی و دنیوی سوق داد. از بدآموزیهای دیگر این دیو، آن است که در جاهایی که باید خاموشی گزید، مردم را به شکستن سکوت و سخن گفتن وامی‌دارد ...
  • آذر فرنبغ نرسه | آذَرْ فَرْنْبَغْ نَرْسه [āzar farnbaq narse]، از مفسران و شارحان اوستا که در متون زند و دیگر کتابهای دینی زردشتی از او نام برده‌اند. نام وی به همراه گروهی دیگر از حکیمان و مفسران درپاره‌ای از متون پهلوی که به شرح آیینها و اصول دین زردشتی می‌پردازد، به چشم می‌خورد (دومناش، 1171) و اقوال و آراء وی در متون معتبر...
  • ارسلان، شکیب |
  • پیر جام* |
  • احدیت |
  • حاشیه ملاعبدالله |
  • چهارلنگ |
  • جناح |
  • جوری | ابراهیم چلبی، شاعر دیوانی و خطاط عثمانی که به سبب وابستگی به طریقت مولویه به جوری دده و جوری چلبی (پاکالین، 410 ff.، I / 342) نیز معروف بوده است، وی ظاهراً در دهۀ نخست سدۀ 11ق / 17م در استانبول به دنیا آمد («دائرةالمعارف دیانت1»، VII / 460؛ «دائرةالمعارف ترک2»، X / 294).
  • جبهه |
  • جامع | جامِع، تخلص چند شاعر:
  • ابن عروس | ابوالعباس احمدبن عبدالله بن محمد بن ابی‌بکر ابن‌علی‌بن یشکر بن یحیی بن وتران بن عروس (د 868ق / 1464م)، از صوفیان مشهور تونس در عصر حفصیان.
  • ابن ملکا |
  • تقویم البلدان |
  • ابن مرزبان |
  • فرنجی مالی |
  • رشید یاسمی | رَشیدِ یاسَمی، غلامرضا (1275-1330 ش/ 1896-1951 م)، ادیب و شاعر معاصر که در پی‌ریزی مردم‌شناسی دولتی ایران و بنیاد نهادن بنگاه مردم‌شناسی نقش داشت.
  • راست | از مُدهای (پرده، مقام، شَدّ، اصول، جنس، طبع و دستگاه) موسیقایی.
  • خراسان، بنی | خُراسان، بَنی، سلسله‌ای از عربهای صُنهاجه که از 454 تا 554 ق / 1062 تا 1159 م بر تونس حکمرانی کردند. این سلسله را به سبب انتساب به خراسان، نیایشان بنی خراسان خوانده‌اند.
  • ارخ | اِرِخ [erex]، اوروکِ سومری، تَل الوَرکاء امروزی، شهر باستانی بین‌النهرین واقع در شمال غربی اور (تل المُقَیَّر) در استان ذی‌قار عراق. از 1928م به این‌سو انجمن خاورشناسی آلمان و مؤسسۀ باستان‌شناسی آلمان در این منطقه حفاریهایی کرده‌اند.
  • مخبرالدوله، باغ | از باغهای ییلاقی شمیران در دورۀ قاجار متعلق به علیقلی خان هدایت یا مخبرالدوله (1245-1315 ق / 1829- 1897 م)، از رجال دورۀ ناصری، که بعدها به تملک فرزندش مهدیقلی خان هدایت یا مخبرالسلطنه (د 1334 ش) درآمد.
  • تیجانی |
  • جامو و کشمیر |
  • جغتو |
  • ابن زرقاله |
  • ابراهیم ریاحی | اِبْراهیمِ ریاحی، ابواسحاق بن عبدالقادر بن احمد طرابلسی تونسی (1180-1266 ق / 1766-1850 م)، شاعر، نحوی، فقیه مالكی و خطیب جمعه در جامع اعظم تونس. وی به سبب اینكه نیاكانش طرابلسی بوده‌اند، به طرابلسی نیز شهرت دارد، اما او خود در تستورِ تونس زاده شد (كتانی، 1 / 328). ابراهیم پس از فراگیری قرآن و مقدمات علوم، دان...
  • ابن جمال | اِبْنِ جَمال‌، علی‌ بن‌ ابی‌ بكر بن‌ احمد انصاری‌ خزرجی‌ مكی‌ شافعی‌ (1002-1072 ق‌/ 1594-1662 م‌)، فقيه‌، مقری‌ و رياضی‌دان‌. او در مكه‌ متولد شد و در چهار سالگی‌ با از دست‌ دادن‌ پدر بی‌سرپرست‌ ماند، ولی‌ پس‌ از مدتی‌ تحت‌ سرپرستی‌ و تربيت‌ شيخ‌ ابوالفرج‌ مزين‌ قرار گرفت‌. ابن‌ جمال‌ نزد شيخ‌ عبدالرحمن‌ بن‌ ...
  • الفت کاشانی | اُلْفَتِ کاشانی، میرزا محمدقلی، یا محمدعلی (د پس از 1245 ق/ 1829 م)، شاعر و خوشنویس دورۀ فتحعلی شاه قاجار. اصل او از ایل افشار است (بسمل، 398؛ محمود میرزا، 1/ 157؛ دیوان بیگی، 1/ 156). گویند نیاکانش به فرمان شاه عباس از آذربایجان به عباس‌آباد اصفهان آمدند. ثمر نایینی (نک‍ : تربیت، 50) محل تولد او را در اصفهان...
  • ادیسن | اَدیسِن[adīsen]، کریستـوفـر (1869 - 1951 م / 1248 -1330ش)، جراح و دولتمرد سرشناس انگلیسی در دولتهای لیبرال و کارگر در سالهای میان دو جنگ و پس از جنگ جهانی دوم.
  • براق خان | بُراقْ خان، یا بَراق‌خان (د 668ق/ 1270م)، پسر یسون‌ توان، از فزمانروایان خانات جغای. از زندگی او، تا پیش از ورود به دربار قوبیلای قاآن (پایه‌گذار سلسلۀ مغولان چین) چیزی دانسته نیست. بیشترین اطلاعات مربوط به زندگی براق را رشیدالدین فضل‌الله در جامع‌التواریخ آورده است. آغاز كار او زمانی است كه قوبیلای (ﺣﻜ 658-6...
  • باینگان | بایِنْگان، یا بایَنگان، بخش و شهری در شهرستان پاوه (استان کرمانشاه). بانیکان نیز ظاهراً صورت تصحیف شدۀ این کلمه است که گاه در منابع رسمی دیده می‌شود (ﻧﻜ : دایرةالمعارف...، 1/ 387).
  • احمدیه |
  • بلخی، ابوزید |
  • بوصیری | بوصیری‌، ابوعبدالله‌ شرف‌الدین‌ محمد بن‌ سعید بن‌ حماد دَلاصی‌ (608-694 یا 695ق‌ /1211-1295 یا 1296م‌)، شاعر، فقیه‌، كاتب‌ و حسابدار. نیاكان وی ظاهراً از قبیلۀ بزرگ‌ صنهاجه‌ بودند،
  • بقلیه | بَقْلیه، شاخه‌ای‌ از قرمطیان‌ عراق‌ در سالهای‌ 295- 316ق‌ / 908- 928م‌. آنان‌ از مردم‌ سواد كوفه‌ بودند كه‌ نخست‌ از عقاید داعی‌ بورانی‌ پیروی‌ می‌كردند و از این‌رو، «بورانیه‌» خوانده‌ می‌شدند؛ سپس‌ در 295ق‌ به‌ داعی‌ ابوحاتم‌ زُطّی‌ گراییدند و به‌ بقلیه‌ تغییر نام‌ یافتند.
  • بقی بن مخلد |
  • بهلول | بُهْلول‌، یا بَهلول‌، نام‌3 تن‌ از فرمانروایان‌ برجستۀ كُرد: 1. بهلول‌، فرزند امیر جمشید، یكی‌ از امرای‌ طایفۀ دُنبلی‌، خاندانی‌ كه‌ چند سده‌ در نقاطی‌ از آذربایجان‌ و كردستان‌ فرمانروایی‌ داشتند
  • د، | حرف دهم از الفبـای فارسی، هشتم از الفبـای عربی و ابتثی، و چهارم از الفبای ابجدی. این حرف از حروف مشترک بین زبان فارسی و عربی است و در کتابهای لغت به نامهای دال، دال ابجد، ذال غیرمنقوطه، دال بی‎نقطه و دال مهمله آمده است و به‎صورت «د» و «ـد» نوشته می‎شود، مانند در و بد (معین؛ لغت‎نامه ... ؛ برهان ... ؛ نفیسی؛ م...
  • افراز | افراز \efrāz\، در لغت، به‌معنی جداکردن، و در اصطلاح حقوقی، به‌معنی تقسیم‌کردن سهم مشاع هر شریک با سایر شرکا به نسبت سهم آنان. در حقوق ایران، از این اصطلاح برای اموال منقول استفاده نمی‌شود؛ اما در فقه اسلامی، افراز برای اموال منقول هم به کار رفته است (نک‍ : جعفری، مبسوط ... ، 1 / 499).
  • اشپیتلر | \ešpīteler\، کارل فریدریش گئورگ، با نام مستعار کارل فِلیکس تاندم (1845-1924 م / 1224-1303 ش)، شاعر و نویسندۀ سویسی، برندۀ جایزۀ نوبل ادبیات در 1919 م.
  • الهه، گالری | الٰهه، گالری \ gāle(o)rī-ye elāhe\ ، نام گالری‌ای‌‌‌ واقع در خیابان جردن، خیابان گلفام. این گالری با مساحتی حدود 150 مـ2 در بهمن‌ماه 1377 ش با آثار منوچهر صفرزاده، معروف به مش صفر افتتاح شد. الٰهه جواهری با تحصیلات آزاد در رشتۀ هنر، مدیر این گالری، و یکی از مدیـران مؤسسۀ فرهنگی ـ هنری ماه مهر است. این گالری د...
  • سفیدستان | یا سپیدستون، روستایی از توابع رودبار قصران، واقع در شمال شرقی شمشک. این روستا در ارتفاع 683‘2متری از سطح دریا بر روی یـال کـوهی جای دارد که در جهت شمال شرقی ـ جنوب غربی کشیده شده است.
  • اردکان | اَرْدَکان [ardakān]، شهر و شهرستانی در استان یزد. «ارد» را به معنای مقدس و اردکان را به مفهوم جایگاه مقدس دانسته‌اند.
  • حیض |
  • بهرام شاه غزنوی | بَهْرامْ شاهِ غَزْنَوی‌، ابوالمظفر یمین‌‌الدوله‌ (حك‍ 512-547ق‌ / 1118-1152م‌)، فرزند مسعود بن‌ ابراهیم‌، از سلاطین‌ نامدار دورۀ دوم‌ غزنوی‌. مادر بهرام‌ شاه‌ گوهر خاتون‌، ملقب‌ به «مهد عراق‌»، دختر ملكشاه‌ سلجوقی‌ بود

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: