مقالات

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • هم هن | قله‌ای واقع در شمال روستای امامه.
  • ابن یزیدی | ابوعبدالرحمن عبدالله بن یحیی بن مبارک بن مغیرۀ عَدَوی، ادیب و مُقری بغدادی در سده‌های 2 و 3 ق / 8 و 9 م.
  • چعب |
  • پیریحیى جمالی* |
  • اتسز بن اوق خوارزمی | (مق‍ ربیع الآخر 471 / اكتبر 1078)، ‌از امرای ماجراجو و تركمان سلطان الب ارسلان سلجوقی كه فلسطین و شام را از دست نشاندگان المستنصربالله خلیفۀ فاطمی مصر گرفت.
  • احمد، امام زاده | مشهور به بقعۀ امام‌زاده احمد بن علی از اولاد امام محمد باقر (ع) در محلۀ حسن‌آباد اصفهان.
  • ترجمان | ابومحمد عبدالله بن عبدالله میورقی (ح 756-832ق/ 1355-1429م)، کشیش و متکلم مسیحی که اسلام آورد. نام او پیش از پذیرفتن اسلام «آنسلم تورمدا» بود (محفوظ، 225) و در میورقه واقع در جنوب اسپانیا در خانواده‌ای مسیحی زاده شد (GAL, II/ 322) و پدرش از شهرنشینان آنجا به حساب می‌آمد (ترجمان، 61-62). او را از 6 سالگی به کشی...
  • جدایی | جُدایی، تخلص چند شاعر پارسی‌گوی که در سده‌های مختلف در ایران و هند می‌زیسته‌اند:
  • ابن ارطاة* |
  • ابن ابی حفص | اِبْن اَبی حَفْص، ابومحمد عبدالواحد بن عمربن یحیی هنتاتی (د 618ق / 1221م)، نخستین كس از بنی حفص كه امارت افریقیه یافت و از 603ق / 1207م تا هنگام مرگ از سوی امیرانِ موحّدی و به اطاعت از آنان در آنجا فرمان راند. ابوحفص عمر (د 571ق / 1175م) پدر عبدالواحد، رئیس قبیلۀ بربر هنتاته (حموی، 98: انتانه) از بزرگ‌ترین شا...
  • ابن جمیع صیداوی | اِبْنِ‌جُمَیْعِ صَیْداوی، ابوالحسین محمد بن احمد غَسّانی (305- رجب 402 ق/ 917- فوریۀ 1012 م)، محدثِ رحّاله از مردم صیدا. نسب غسانی وی به قبیلۀ غسان شام بازمی‌گردد (سمعانی، 10/ 42). برخی تولد وی را در 306 ق و وفاتش را پس از 394 ق دانسته‌اند (مثلاً نک‍ : همو، 8/ 355؛ یاقوت، بلدان، 3/ 440).
  • عجایب المخلوقات طوسی |
  • نجارکلا | از محله‎های شهر لواسان، حدفاصل گلندوک و قاضی‎آباد.
  • ابراهیم، امام زاده | ابـراهـیـم، امـامـزاده \ emām-zāde ebrāhīm\ ، امامزاده‌ای در شمال باختری آبادی آبنیک، واقع در بخش رودبار قصران. دربارۀ نسب و محل شهادت ایشان در کتاب کنز الانساب آمده است: «ابراهیم بن امام رضا (ع) با دو فرزند موسى و طیب از بغداد روی به ولایت رودبار قصران نهادند. چون به موضع آهنک ]آبنیک[ رسیدند، ایشان را شهید ک...
  • اسپارتا | اسپارتا
  • حکیم الملک | حَکیمُ‌الْمُلْک، میرزا محمودخان، دولتمرد و پزشک مخصوص مظفرالدین شاه و از رقیبان مهم صدر اعظم امین‌السلطان.
  • آترک |
  • آبه |
  • آمدجی | آمَدْجی، یا آمَدچی، آمَدی، آمَدیِ دیوانِ همایون، آمَدجی افندی، عنوان رئیسِ «دفترآمدی = آمدی قلمی» (اوزون چارشیلی، 56؛ پاکالین، I / 55). آمدجی واژه‌ای است مرکب از «آمَدِ» فارسی و پسوند «جی» ترکی. کلمۀ «آمد» بر روی اسناد و مدارک، نامه‌ها و بروات مربوط به تسویۀ امور مالی و عوارضِ «تیمارها» و«زعامتها»، که به «باب...
  • ابن راهب | اِبْنِ‌راهِب، ابوشُكر یا ابوشاكر بن راهب، ابوالكرم بطرس بن مهذب قبطی مصری، مورخ مسیحی سدۀ 7 ق/ 13 م، نویسندۀ دائرةالمعارف قبطی ـ عربی. از زندگی وی چندان اطلاعی در دست نیست و تنها یكی از معاصرانش به نام ابوالبركات بن كِبَر در كتاب مصباح الظلمة ضمن فهرستی از آثار عربی ـ مسیحی، از ابن راهب و تألیفاتش نام برده اس...
  • ابن حاتم | اِبْنِ حاتِم‌، بدرالدين‌ محمد بن‌ حاتم‌ يامی‌ هَمْدانی‌ (زنده‌ در 702 ق‌/ 1303 م‌)، مورخ‌، از بزرگان‌ يمن‌، از تبار بنی‌حاتم‌ ــ فرمانروايان‌ صنعاء در سدۀ 6 و 7 ق‌ ــ معاصر با مظفر يوسف‌ دومين‌ حكمران‌ خاندان‌ رسولی‌ يمن‌.
  • ابن خاقان |
  • جزار | جَزّار، ابوالحسين يحيي بن عبدالعظيم انصاري، معروف به تعاشير (د 679ق / 1280م)، شاعر مصري دورۀ مماليک. وي را چون چهره‌اي زيبا داشت، جمال‌الدين لقب داده‌اند (ذهبي، تاريخ، 331-332؛ ابن فرات، 7 / 202؛ عاني، 55). تولد او را ميان سالهاي 600-603 ق دانسته‌اند (نک‍ : ذهبي، همانجا؛ ابن شاکر، 4 / 277؛ ابن تغري بردي، الدل...
  • ثالس |
  • جام |
  • جاجرمی، طالب | جاجَرْمی، طالب، از شاعران فارسی‌گوی سدۀ 9ق/ 15م. او اهل جاجرم از توابع بسطام خراسان، و از بزرگ‌زادگان و شاعران معروف آن دیار بود (دولتشاه، 424؛ آفتاب رای، 1/ 409؛ هدایت، 377؛ نفیسی، 1/ 301). وی در شعر و شاعری شاگرد شیخ نورالدین آذری طوسی به شمار می‌آید (دولتشاه، هدایت، همانجاها؛ طاشکندی، 99؛ آذر، 74؛ نفیسی، ه...
  • تکرور | نام قومی ساکن در نواحی غرب افریقا و همچنین نام پادشاهی و شهری در سده‌های میانی میلادی در آن منطقه. این نام امروزه به صورت تکلر (به فرانسوی توکولور/ توکلور) تلفظ می‌شود (نک‍ : ویکی‌پدیا). این قوم که امروزه عمدتاً در سنگال زندگی می‌کنند و از قدیمی‌ترین مسلمانان آنجا به شمار می‌آیند، در گذشته بیشتر در کنار رود س...
  • ابوالمعالی لاهوری | خیرالدین بن رحمت‌الله (960-1024 ق / 1553-1615 م)، عارف طریقۀ قادریه و مؤلف آثار فارسی در هند و پاكستان.
  • ابوبکر بن احمد مروزی | فلزکار سده‌های 5 و 6 ق / 11 و 12 م. آگاهی ما از زندگانی این هنرمند تنها بر پایۀ آشنایی با دست ساخته‌های اوست.
  • اورمیه | اورْمیه، دریاچه‌ای در استان آذربایجان غربی.
  • ایاس بن معاویه | اِیاسِ بْنِ مُعاویه، ابو واثله (د 122 ق/ 740م)، قاضی و محدث مشهور بصره. وی از تیرۀ بنی مُزَن از قبیلۀ مُضَری بنی خزیمه بود. نیای او، ایاس بن هلال را از صحابه، و پدرش معاویة بن قره را از بزرگان بصره به شمار آورده‌اند (بلاذری، 11/ 337؛ ابن قتیبه، 467؛ مزی، 3/ 407).
  • ابوالخیر بن خمار |
  • ابوطاهر خاتونی | حسین بن حیدر بن حسین خاتونی بَجْلی، ملقب به موفق‌الدین، موفق‌الدوله، معین‌الملك و معین‌الدین ( لغت فرس، 41؛ ابن‌ابی‌اصیبعه، 1 / 276؛ ابیوردی، 56، 218، 233؛ عمادالدین، تاریخ، 102؛ ابن‌فوطی، 659)، شاعر، كاتب و مستوفی سدۀ 6 ق / 12 م و از بزرگان دولت سلجوقی.
  • اشرف بیابانی | اشرف‌الدین، متخلص به اشرف و معروف به اشرف بیابانی (864-935 ق / 1460- 1529 م)، فرهنگ‌نویس، عارف، و از نخستین شاعران زبان اردو در هند جنوبی كه دربارۀ واقعۀ كربلا و شهادت امام حسین (ع) مثنوی سروده است. وی در فقرآباد (احمدنگر) به دنیا آمد، دانشهای متداول را نزد پدر خویش ضیاءالدین رفاعی (د 909 ق / 1503 م) فرا گرفت...
  • اعلم شنتمری | اعلم شنتمری \aʾlam-e šantamarī\، ابوالحجاج یوسف بن سلیمان بن عیسى (410- ذیقعدۀ 476 ق / 1019- مارس 1084 م)، ادیب، نحوی، لغت‌شناس و نویسندۀ مالکی‌مذهب عصر ملوک‌الطوایف در اندلس. وی در شنتمریه دیده به جهان گشود و همان‌جا پرورش یافت (ابن‌بشکوال، 2 / 643؛ ابن‌خلکان، 7 / 81، 83) و به‌سبب شکافی که در لب داشت، به «اع...
  • باجروان | باجَرْوان، شهری تاریخی در منطقۀ مغان (موغان). نوشته‌های مؤلفان اسلامی، این شهر یکی از شهرهای مهم و حتى کرسی آن سرزمین معرفی شده است (ﻧﻜ : لسترنج، 175). مقدسی از ناحیه‌ای سرسبز به نام مغان در میان دو رودخانه، یادکرده، و آن را همانند تبریز نوشته است (ص 378؛ قس: لسترنج، همانجا). حمزۀ اصفهانی باجروان را مربوط به ...
  • فلق |
  • ربنجنی | ابوالعباس فضل بن عباس (زنده در 331 ق / 943 م)، از قصیده‌سرایان دربار سامانیان. کنیۀ او ابوعبدالله نیز ضبط شده است (خـالقی مطلق، 89؛ خیـام‌پور، 1 / 711).
  • دیرالعاقول | شهری کهن در شرق رود دجله، بر سر راه بغداد و واسط، و نیز نام جنگی میان یعقوب لیث صفاری و المعتمد، خلیفۀ عباسی.
  • آب دنگ |
  • حسین دوست سنبهلي | حُسِیْنْ دوسْتِ سَنْبْهَلی، ادیب، شاعر و تذکره‌نویس پارسی‌گوی شبه‌قاره در سدۀ 12 ق/ 18 م، معروف به میرحسین و متخلص به حسینی.
  • ابراهیم، امام زاده | ابـراهـیـم، امـامـزاده \ emām-zade ebrāhīm\ ، امامزاده‌ای در جنوب آبادی ایرا، واقع در دهستان لواسان بزرگ. این امامزاده که به‌تازگی شناسایی شده در سینه‌کش جنوبی آبادی ایرا که به آن تپه نُسَم می‌گویند، در فاصلۀ یک‌کیلومتری این آبادی واقع است. اهالی آبادی ایرا بر این باورند که نَسَب او با 3 پشت به امام سجاد (ع) ...
  • افجه ای | افجه‌ای \ afjeʾī\ ، سید مهدی (د 1325 ش)، نویسنده و روزنامه‌نگار مشروطه‌خواه و از قضات عالی‌رتبۀ دادگستری.
  • باغ کامران، بوستان | باغ کامران، بوستان \ būstān-e bāq-e kāmrān\ ، بوستانی محلی در محلۀ ازگل.
  • شمال شرق تهران، تأسیسات و عملیات انبار نفت | تأسیساتی واقع در اراضی مینی‌سیتی، بزرگراه ارتش، شهرداری منطقۀ 1 تهران.
  • بغدان |
  • بزار | بَزّار، ابوبكر احمد بن‌ عمرو بن‌ عبدالخالق‌ عَتَكی‌ (د 292ق‌ / 905م‌)، محدث‌ بصری‌ و از قدیم‌ترین‌ مسند نویسان‌. ابن‌ ناصر الدین‌ واژۂ بزار را بر اساس‌ لغت‌ بغدادیان‌، به‌ گیرندۂ روغن‌ دانۀ كتان‌ معنی‌كرده‌ است‌
  • بدیل بن ورقاء | بُدَیلِ بنِ وَزقاء، از اصحاب مکی پیامبر اکرم(ص) و از شیوخ قبیلۀ خزاعه. در کهن‌ترین منابع نام او فقط به صورت بدیل بن ورقاء یا بدیل بن ورقاء خزاعی آمده است (مثلاً واقدی، 1/ 581، 593، 2/ 750، 749، ﺟﻤ؛ ابن هشام، 4/ 34، 37؛ طبری، 2/ 625، 626)؛ اما ظاهراً ابن سعد نخستین کسی است که نام او و اجدادش را به صورتی نسبتاً...
  • بدر (نصیرالدوله) | بَدِر (نصیرالدوله)، میرزا احمد (1287-1349ق/ 1870-1931م)، وزیر و سیاست پیشۀ ایران در اواخر دورۀ قاجار و اوایل عصر پهلوی. او فرزند عبدالوهاب آصف‌الدوله (ﻫ م)، از دولتمردان معروف عصر ناصری است. میرزا احمد در رشت زاده شد و در تهران دانشهای مرسوم و متداول زمان را تحصیل کرد و برخی را نیز از پدر آموخت. آنگاه نزد معل...
  • آدی بودا | آدی بودا [ādī būdā]، نخستین بودا یا بودای قائم به ذات نزد برخی فرقه‌های بودایی مَهایانه که5 دهْیانی‌بودا از او به‌وجود آمده‌اند. هرچند مفهوم آدی‌بودا هرگز قبول عام نیافت، گروههایی در نپال، تبت و جاوه وَیْرُچَنه را به این مقام ارتقا دادند یا خدای تازه‌ای مانند وَجْره‌دهَره یا وَجْره‌سَتْوه را در جایگاه خدای‌اع...

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: