بدعتی كه معاویه در مسئله ولایتعهدی گذاشت و تا قریب سیزده قرن دوام آورد، مسلمانان را به ذلت حاكمان نشانید. چه فجایعی كه در پی آن اتفاق نیفتاد، چه خونها كه ریخته نشد، چه انسانهای پاك و دینداری كه در پی آن به زندانها، شكنجهگاهها و مسلخها و بر سر دارها نرفتند. در این راه، خلفایی بودند كه برادر، یا فرزند خود را به قتل رساندند. بنا به نقل مورخان صدوهشتاد نفر از حاکمان تاریخ اسلام به دست پدران یا پسران و یا برادران خود کشته شدند. صد نفر از آنان به دست نزدیکان خود کور شدند. پنجاه تن زیرشکنجه مردند، چشم همدیگر را میل میكشیدند. میان دو برادر جنگها صورت میگیرفت و این امیرالمؤمنینهای دروغین، سیاهچالهای خود را پر از مردمان میكردند.
اولین آیه مورد استناد این دیدگاه، آیه 29 سوره توبه است كه به «آیه قتال» و «آیه سیف»38 مشهور است. این آیه، صریحاً به قتال و مبارزه با اهل كتاب فرمان داده است و یكی از مستندات مهم جهاد ابتدایی محسوب میشود. قطعاً مراد از قتال با اهل كتاب در این آیه، كارزار با غرض تمتع دنیوی نیست، بلكه غرض، غلبه دین حق و سنت عدالتطلبی و كلمه تقوا بر دین باطل و فسق و فجور است. جزیه مأخوذ از آنان نیز به خاطر حفظ ذمه و خون آنان بوده و در واقع، مالیاتی است كه در قبال تأمین امنیت و اداره نیكوی امور آنها توسط حكومت اسلامی، به حكومت پرداخت میشود.
برای مطالعه فرآیندهای اجتماعی، جامعهشناسی بهعنوان علمی معرفی میشود که نگرشی مشخص درباره رفتار انسانی ارایه میدهد و در عین مطالعه جایگاه فردی مردم، ماهیت گروهها و نهادهای اجتماعی را بررسی میکند. از اینرو، جامعهشناسی را باید علم مطالعه و بررسی حیات اجتماعی دانست که دامنه گستردهای دارد و امکان بررسی جامعهشناختی واکنشها و واقعیت اجتماعی را فراهم میآورد. در این میان، نظریههای جامعهشناسی چارچوبهایی برای این علم مطرح میکنند که جامعهشناسان از آنها برای توضیح و تحلیل فعالیتها، فرآیندها و ساختارهای اجتماعی بهره میبرند؛ نظریاتی که شامل ایدهها، پارادایمها و مکاتبی است که هدف آنها بررسی رفتارهای فردی، گروهی و ساختاری است. پس نظریه جامعهشناسی که درپی تشریح و تبیین حیات اجتماعی است، از بسیاری جهات با جامعهشناسی همارز خواهد بود. به عبارت دیگر، جامعهشناسی عمدتا همان نظریه جامعهشناسی است.
عاشورا، جایگاه عظیمی در تاریخ اسلام دارد. به عبارتی خوابی كه حضرت ابراهیم(ع) دیدند كه حضرت اسماعیل(ع) را به قربانگاه میبرند، تعبیرش در امام حسین(ع) انجام شد و طبق نظر بعضی از مفسران آیاتی از قرآن به این معنی دلالت دارد؛ آنجایی كه داستان حضرت اسماعیل(ع) را بیان میكند و میفرماید: او را در ازای قربانی بزرگی فدا دادیم. این آزمایش بزرگی برای حضرت ابراهیم(ع) بود اما در ادامه آیه آمده است: این را برای دیگران باقی گذاشتیم. به این علت مفسران میگویند كه این آزمایش برای امام حسین(ع) واقع شد و ایشان از این امتحان الهی سربلند بیرون آمدند. در ظاهر این امر، مقامی بوده كه خداوند برای حضرت امام حسین(ع) حفظ كرده است، مقام شهادت مقام عظیمی است كه فقط خواص به این درجه میرسند. به این دلایل است كه به حضرت امام حسین(ع) ذبیحالله میگویند.
«حرکت» و «زمان» دو ویژگی جدا نشدنی و انفکاک ناپذیر موجود مادی و طبیعی هستند. همانطوری که جنبش طبیعی سراسر این مرتبه از هستی را فرا گرفته است؛ زمان که کمیت این حرکت را تشکیل میدهد در نگاه فلسفی بویژه فلسفه ملاصدرا بعد چهارم موجود طبیعی محسوب میشود و در کنار سه بعد دیگر (طول، عرض و عمق) از عوارض تشخص بخش آن به شمار میآید. تغییر، زوال و کهنگی نیز از توابع جسم طبیعی و نیز حوادث اجتماعی است که در عمود زمان واقع میگردند و به تعبیر مولی امیرالمؤمنین علی علیه السلام ماه و خورشید که دو نشانه از نشانههای بزرگ خدایی هستند هر نویی را کهنه و هر دوری را نزدیک میگردانند.
با درود به روان پاك شهیدان كربلا، خاصه سرور آنان حضرت امام حسین(ع) و با عرض تسلیت به امت بزرگ اسلام به مناسبت عاشورای حسینی، در این نوشته به ترجمه و توضیح یكی از سخنرانیهای حضرت امام حسین در باب امر به معروف و نهی از منكر و وظایف علمای دین و بزرگان و معنونین جامعه اسلامی و حوزه شمول آن پرداخته میشود.این روایت در كتاب تحفالعقول اثر ابنشعبه بحرانی از علمای بزرگ قرن چهارم است كه مشتمل است بر احادیث پیامبر(ص) و ائمه معصومین(ع). از اینكه بعضی از عبارت آن مورد استناد بزرگانی چون حضرت امام خمینی در مبحث ولایت فقیه قرار گرفته است، معلوم میشود حدیث معتبر است.از فحوای سخنرانیای كه در مكه برگزار شده است برمیآید پس از اینكه امام حسین(ع) از بیعت با یزید خودداری كرد و از مدینه به مكه مهاجرت فرمود، جمعی از بزرگان كه در مكه اقامت داشتند از او خواستهاند كه یا با یزید بیعت كند یا در گوشهیی در میان كوههای مكه در سكوت و انزوا زندگی كند.
بهترین تفسیر نهضت حسینی را سخنان و نامههای آن حضرت به عهده دارد و چون آن حضرت در وصیتنامه رسمیاش راز نهضت خود را ادامه راه رسول اكرم(ص) و امیر مؤمنان(ع) بیان كردند، تفسیر نهضت آن حضرت بدون آشنایی كامل با سیره امیر مؤمنان(ع) و پیامبر اكرم(ص) ممكن نیست: «و أسیرُ بسیره جدى و أبى على بن أبیطالب
سوره بقره، آیه 191: «و اقتلوهم حیث ثقفتموهم و اخرجوهم من حیث اخرجوكم و الفتنه اشدّ من القتل و لا تقاتلوهم عند المسجد الحرام حتی یقاتلوكم فیه. فان قاتلوكم فاقتلوهم كذلك جزاء الكافرین: هر جا كه بر آنان دست یافتید، بكشید آنان را و ایشان را از همان جا كه شما را راندهاند (مكه)، برانید و فتنه از قتل بدتر است و با آنان در مسجدالحرام مقاتله مكیند، مگر اینكه با شما در همان جا قتال كنند.» صاحبان نظریه اصالت جنگ، این آیه را ناسخ كلیه آیاتی میدانند كه در آن امر به موادعه یا كف و خودداری از قتال شده است23 و برخی فقها نیز این آیه را بر وجوب قتال ب كفار و وجوب اخراج آنها از مكه حمل كردهاند
بسیاری از آنچه را در زندگی میدانیم یا گمان میکنیم میدانیم یا از شخصی شنیده یا در جایی خواندهایم. از دوران کودکی که با سؤالهای خود از بزرگسالان سعی در دانستن داریم تا سنین بزرگسالی، شنیدهها و خواندههای ما حجم وسیعی از باورهای ما را تشکیل میدهند. در دنیای امروز ما، به دلیل وجود رسانههای جمعی و شبکههای اجتماعی و منابعی از این دست، اطلاعات بسیار زیادی در اختیار ما قرار میگیرند که شاید امکان انتقال معرفت از طریق خواندن و شنیدن را بیش از هر زمانی میسر کرده است. آیا میتوان آنچه شنیدهایم یا خواندهایم را با دیگر منابع معرفتی مثل ادراک و استنباط مقایسه کنیم؟ یا به عبارت دیگر آیا میتوانیم به گواهی شنیدهها و خواندههایمان اعتماد کنیم و بر آن اساس ادعا کنیم که معرفتی حاصل کردهایم؟ در وهله اول به نظر میرسد شنیدهها و خواندههای ما در مقایسه با منابع دیگر معرفتی مثل ادراک و استنباط در معرض اشتباهات بسیار بیشتری هستند.
امویان تمام این ارزشهای اسلامی را باز ستاندند و برای پیشبرد سیاست خود جز ترس و پول چیزی نمیشناختند. هدف، حكومت كردن و حفظ قدرت بود، به هر قیمت و روش؛ چیزی كه بعدها در مكتب ماكیاول ـ فیلسوف شهیرایتالیایی ـ تبلیغ گشت، معاویه عملاً روش حاکمیت سیاست براخلاق را به كار بسته بود. پس از احراز مقام خلافت و انعقاد پیمان صلح با امام حسن(ع) در منطقهای به نام نخیله در طی خطبهای گفت: «با شما نجنگیدم تا نماز بخوانید و روزه بگیرید، شما این كارها را میكنید. من با شما جنگیدم تا بر شما حكومت كنم.» (ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، ص۴۵)
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید