در یک تقسیم بندی کلی حقوق بر دو دستهاند (کاتوزیان297:1380): 1) حقوقی که با مرگ منتقل نمیشوند و در حال حیات قابل اسقاط و انتقال نیستند، مانند ولایه، ابوه. 2) حقوقی که با مرگ منتقل میشود و در حال حیات قابل اسقاط و انتقال نیز هستند، مانند خیار و قصاص.
به نظر راقم این سطور، جنگ در حقوق اسلامی «ضرورتی» برای ایجاد صلح است و آشكار است كه به «ضرورت» به اندازه لازم روی آورده میشود. اصل شمردن و هنجاری دانستن جنگ، مخالف منطق ضرورت است. از سوی دیگر در قواعد فقهی تقریر شده است كه اصل در اشیا، اباحه است؛ اصل، خالی بودن از تكلیف است، اصل، برائت ذمه است. از این رو شایسته نیست كه «اصل» را «جنگ» بدانیم؛ زیرا علاوه بر تعارض با قواعد فقهی مزبور، این اصل با نفس دعوت به توحید آن هم برای پذیرش بدون اكراه و اجبار آن، منافات دارد.
استاد جرج جرداق در 83 سالگی در بیروت درگذشت.» من با جرج سبحان جرداق از 55 سال قبل آشنایی و مكاتبه داشتم و نیم قرن پیش هم كتاب او را درباره امام علی(ع) كه در واقع به قول عربها «موسوعه» و به قول ما «فرهنگنامهای» درباره امام علی(ع) و اندیشههای اوست، ترجمه كردم كه تا كنون بیش از بیست بار و در دهها هزار نسخه چاپ و منتشر شده است. به مناسبت درگذشت استاد جرداق، گوشهای از یادداشتها و خاطرات مربوط به او و فرهنگنامه در جوارش را در اختیار علاقهمندان قرار میدهد.
از زمانی که انسان سخن گفتن را شروع کرد، اندیشه او عمق گرفت و از آنگاه که گفت و شنود با دیگران را شروع نمود در ژرفای اندیشه خویش چالشها و تعارضاتی را کشف نمود و با پرداختن به این چالشها و حل تعارضات به زندگی خویش معنا بخشید اما این کار چندان هم ساده نبوده و نیست و همین دست و پنجه نرم کردن با پیچیدگی های جهان و کندوکاو پرسش های عمیق اندیشه انسانی، متفکرانی خردورز و بدنبال آن حوزهی خردورزی و فلسفه را پدید آورد.این اندیشمندان همواره بدنبال راهی برای بهبود زندگی انسانها و ارائه ابزارهای فکری مناسب در جهت غنای معنای زندگی بوده و هستند. بنابراین از ابتدا مقرر نبوده که فلسفه به عنوان شیوهای از تفکر و تعقل ، ابزار لوکسی باشد که صرفاً برازندهی تعداد قلیلی از افراد، تحت عنوان فلاسفه باشد.
نو اندیشان دین ورز به دنبال آن هستند تا نسبت بین «سنت» و «مدرنیته» را یافته و کارکردهای اندیشه دینی را در عصر کنونی روشن نمایند. جریان فکری اسلامی جدید قصد دارد پارادایمهای درون سنت را به منظور هم نشینی با مفاهیم مدرنیته ترسیم کند و شیوههای نوسازی در اندیشیدن را با پشتوانههای بومی بیابد. آنان در پی آن هستند تا نگاه سنت را به مفاهیمی چون آزادی و حقوق عمومی، حق اختلاف و حقوق بشر، جهانی شدن و رابطه با دیگری، رابطه بین دولت و ملت، توسعه و حاکمیت، فقه سیاسی و مسائلی از این دست را روشن نمایند و در نهایت به تعریفی جدید از دین ورزی به مقتضای زمان، دست یابند.
اسدالله امرایی در یادداشت کوتاهی که در اختیار خبرگزاری کتاب ایران قرار داده به اهمیت حضور نویسندگان بزرگ در روزنامههای مهم دنیا و پیوند کتاب و روزنامه اشاره کرده است که آن را میخوانیم.
معامله اعضاي بدن در حقوق ايران براي انجام هر معاملهاي شرايطي مورد نياز است که فقدان آن موجب بطلان يا عدم نفوذ معامله ميشود. مهمترين آنها قصد و رضا و اهليت است. اين شرايط در معامله اعضاي بدني که توسط دهندة زنده و يا در باب ميت صورت ميگيرد، متفاوت خواهد بود.
يزيد سرپوش از سر شهيدان برداشت و خم شد و با خيزرانى كه در دست داشت، بر دندانهاى امام نواختن آغاز كرد و اين اشعار را خواند: «ليتَ اشياخى ببدرٍ شهدوا/ جزع الخزرج من وقع الأسل...: كاش پدرانم در جنگ بدر مىديدند كه خزرجيان از زخم نيزههاى ما به آه و فغان آمدهاند/ تا شادى از سر و رويشان مىريخت، آن وقت مىگفتند: يزيد ديگر بس است!» بانوان بنىهاشم به گريه درآمدند، جز زينب كه به آن مرد سركش نهيبى زد و گفت: «خدا در قرآن به راستى گفت: ثم كان عاقبه الذين اساؤالسواى ان كذّبوا بآيات الله و كانوا بها يستهزؤن: سرانجامِ كسانى كه كار زشت كردند، اين است كه آيات خدا را دروغ شمارند و مسخره كنند.
به نظر ميرسد احاديث رسيده ـ كه در سطور پيشين بدانها اشاره شد ـ موضوع قتال را به اعتبار ضرورت مطرح ميكنند و نه به طور كلي. طبعاً هر مكتبي كه بخواهد پايههاي خود را بر زميني سخت بنا نهد، ناچار از به كار بردن قدرت است تا تجاوز را دفع كند و در حفظ و تداوم حيات خود و پيروانش بكوشد. از اين رو لازم است پيروان خويش را به اسلوب دفاعي يا شيوههاي بازدارندگي يا روشهاي هجومي، آماده و مجهز سازد تا بنا به مصلحت بالاتر و به هنگام مقتضي آنها را به كار گيرند. احاديث راجع به قتال آمدهاند تا بگويند كه به عنف و شدت، در مقابل هر شخص و گروه و جمعيت و كشوري كه قصد مبارزه با دين اسلام و سلب امنيت مسلمين و براندازي حكومت اسلامي را دارند، حاجت است.
اينكه مرحوم مطهري از مهم ترين منتقدان دكتر علي شريعتي و همچنين مرحوم صالحي نجف آبادي بوده است چيزي نيست كه كسي از آن بي اطلاع باشد اما نكته يي كه وجود دارد جنس نقد آن مرحوم به آثاري مانند «حسين وارث آدم» و «شهيد جاويد» از سويي و راي و نظر خود او در مورد حادثه عاشورا و ماهيت قيام امام حسين (ع) است.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید