دائرة المعارف بزرگ اسلامی

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • حدیث | حَدیث، اصطلاحی در فرهنگ اسلامی و علوم دینی ناظر به سخنان منقول از زبان پیامبر (ص) و دیگر معصومین (ع) یا حاکی از رفتار و سلوک ایشان. حدیث در کنار قرآن، در طی یک و نیم هزارۀ تاریخ اسلام
  • حدیقة الشعراء* |
  • حذیفة بن قتاده مرعشی | حُذَیْفَةِ بْنِ قَتادۀ مَرْعَشی، ملقب به سدیدالدین، از مشایخ صوفیه در سده‌های 2 و 3 ق / 8 و 9 م.
  • حدیده | حُدَیْده، شهری بندری و مرکز استانی به همین نام در کرانۀ دریای سرخ در غرب کشور یمن. شهر حدیده در دشت ساحلی تهامه در °14 و ´48 عرض شمالی و°42 و´57 طول شرقی قرار دارد
  • حدیثه | حَدیثه، نام چند شهر و سرزمین در عراق و شامات. حدیثه در لغت به معنای شهر جدید و یا شهر نو است و در برخی منابع حدیثه به صورت حُدَیْثه نیز ضبط شده است (یاقوت، بلدان، 2 / 222؛ ابن‌خلدون، 3 / 470).
  • حدود و تعزیرات | حُدودْ وَ تَعْزيرات، اصطلاحی در فقه و حقوق جزای اسلامی‌که در معنای عام خود، طيف گسترده‌ای از مجازاتها در مقابل جرايم مختلف را دربر می‌گيرد.
  • حدید | حَدید، پنجاه و هفتمین سورۀ قرآن کریم در ترتیب مصحف و نود و چهارمین سوره در ترتیب نزول، که پس از زلزال (99) و پیش از محمد(ص) (47) آمده است (زرکشی، 1 / 194؛ رامیار، 587).
  • حدیث قدسی | حَدیثِ قُدْسی، گونه‌ای از انواع حدیث به روایت پیامبر اکرم(ص) از پروردگار که تعبیر قدسی در آن اشاره به انتسابش به ذات باری تعالى و تعبیر حدیث در آن اشاره به جای گرفتن آن در مجموعۀ سنت نبوی است.
  • حدیبیه | حُدَیْبیّه، عنوان پیمان صلحی میان پیامبر اسلام (ص) و مشرکان مکه در جایی به همین نام در یک‌منزلی مکه منسوب به چاه حدیبیه (یاقوت، 2 / 222؛ ابوعبید، 3 / 811).
  • حدود و تعریفات | حُدودْ وَ تَعْریفات، دو عنوان رایج برای واژه‌نامه‌های اصطلاحی در یک یا چند دانش، اعم از فلسفه و منطق و جز آنها، که یا به صورت کتابهایی مستقل، با عنوانهای الحدود یا التعریفات‌اند، یا در قالب فصلی از کتابهای جامع در موضوعات فلسفه، کلام و مانند آنها تنظیم شده‌اند
  • حدائق السحر فی دقائق الشعر | حَدایِقُ السِّحْرِ فی دَقایِقِ الشِّعْر، از نخستین کتابهای بلاغی به زبان پارسی که به قلمِ امیر رشیدالدین محمدِ عُمَریِ بلخیِ کاتب، مشهور به رشید وطواط (سدۀ 6 ق / 12م)، در برخی از صنایع مربوط به هنر شعر، به‌ویژه صنایع بدیعی و بیانی، نوشته شده است.
  • حدود العالم | حُدودُ الْعالَم (عنوان کامل: حدود العالم من المشرق الی المغرب)، کتابی در جغرافیای عمومی، به زبان فارسی از مؤلفی ناشناخته. این اثر که نگارش آن در 372 ق / 982 م آغاز گشته (نک‍ : ص 7)، کهن‌ترین متن جغرافیایی به جا مانده به زبان فارسی است.
  • حدس | حَدْس، اصطلاحی در فلسفه و منطق که بر نوعی معرفت مستقیم غیر حسی و غیر استدلالی اطلاق شده است. واژۀ حدس در تداول عام بر حالتی ذهنی دلالت می‌کند که در آن چیزی از قبیل رابطۀ میان دو رویداد خاص بی‌درنگ به ذهن متبادر می‌شود، اما این نوع رهیابی ذهنی که غالباً کیفیتی فردی و نشانه‌ای از تیزهوشی دانسته می‌شود،
  • حدوث عالم* |
  • حدوث دهری* |
  • حجله عروس | حِجْلۀ عَروس، یا حجله خانه، اتاق یا چادر و خیمۀ ویژه‌ای که با پرده و تور و انواع زیور و گل در خانۀ داماد می‌آرایند و عروس و داماد را برای زفاف به آن می‌برند
  • حجر الاسود | حَجَرُالْاَسْوَد، سنگ سیاه‌رنگ نصب‌شده در رکن اسود، یکی از ارکان خانۀ کعبه. این سنگ که در مجموعۀ اجزاء مسجدالحرام قراردارد، نزد مسلمانان از ارزش معنوی بسیار برخوردار است.
  • حجر بن عدی | حُجْرِ بْنِ عَدی، ابوعبدالرحمان (مق‍ 51ق / 671م)، از اصحاب خاص و مشهور امیرالمؤمنین علی(ع) که در دورۀ خلافت معاویه، در کوفه به مخالفت با او برخاست.
  • حد* |
  • حجة الوداع | حَجَّةُ الْوِداع، آخرين حج پيامبر اکرم (ص) در سال پايانی عمر خود که در سیرۀ نبوی از اهمیت ویژه برخوردار است.
  • حجر اسماعیل | حِجْرِ اِسْماعيل، فضايی محصور در ديواری نيم‌دايره و قوسی‌شکل در سمت شمالی کعبه. اين ديوار با ارتفاع 32 / 1 متر و پهنای 50 / 1 متر از رکن عراقی (سمت شمال کعبه) آغاز، و به نزديکیِ رکن شامی‌(سمت غربی کعبه) منتهی می‌شود.
  • حجرات | حُجَرات، نام چهل و نهمین سوره از سوره‌های قرآن کریم، دارای 2 واحد موضوعی (رکوع)، 18 (یا 17) آیه، 343 کلمه و 474‘1 حرف.
  • حجر، شهر | حِجْر، شهری کهن معروف به حجرِ ثمود در شمال غربی شبه‌جزیرۀ عربستان.
  • حجر، سوره | حِجْر، پانزدهمین سورۀ قرآن کریم در ترتیب مصحف. شمار آیات این سوره به اجماع، 99 است که برخی تیمناً آن را با شمارۀ اسماء‌الحسنى مقایسه کرده‌اند
  • حجله عزا | حِجْلِۀ عَزا، یا حجلۀ ماتم، شعار و تابوت‌واره‌ای نمادین از حجله یا حجله‌خانۀ عروس که در مراسم عزاداری محرم و تعزیه‌خوانیها و مراسم سوگواری جوانان ناکام و شهید تزیین و به نمایش گذاشته می‌شود.
  • ابش خاتون | اَبِشْ خاتون، دختر سعد بن ابی بكر بن سعد زنگی و تركان خاتون و آخرین اتابك از خاندان سُلْغُریان كه در سالهای 662-672ق / 1263-1273م و 682-683ق، جمعاً به مدت 11 سال، از سوی ایلخانان مغول، اتابك شیراز بوده است. در 661ق سلجوق شاه سلغری، با دسیسۀ تركان خاتون و یاری سران شول و تركمان، از دژ اصطخر رهایی یافت و حكومت ...
  • حجر | حَجْر، اصطلاحی در فقه و حقوق اسلامی ‌ناظر به فقدان صلاحیت در دارا شدن حق معین یا اعمال حقی که شخص دارای آن است. حَجر در لغت عرب به معنی منع و تضییق ...
  • حجت الاسلام | حُجَّتُ‌الْاِسْلام، یا حجة الاسلام، لقبی برای عالمان دینی که نزد مذاهب گوناگون در طول قرون متمادی کاربرد داشته و امروزه بیشتر نزد امامیه رایج است.
  • حجة بن الحسن* |
  • حجاز، جزیرة العرب | حِجاز، منطقه‌ای در غرب و شمال‌غربی جزیرةالعرب (عربستان سعودی).حجاز در لغت برگرفته از حَجز، به معنی منع یا جدا کردن دو چیز است...
  • حجت | حُجَّت، از محوری‌ترین مبانی اندیشۀ امامیه در مبحث امامت که به‌خصوص در اخبار امامیه بازتاب داشته است. در بخش مهمی از اصول دین به‌ویژه نزد امامیه، حجت از کلیدی‌ترین مفاهیم اعتقادی به‌شمار می‌آید.
  • حجب | حَجْب، اصطلاحی در فقه و حقوق اسلامی به معنای محروم شدن کسی از کل یا بخشی از سهم ارث، در صورتی که موجبات وارث شمرده شدن او پیش‌تر به اثبات رسیده باشد
  • حجاز، مقام موسیقی | حِجاز، یا حجازی، یکی از مقامها (طبعها، آوازها، شعبه‌ها، ... )ی موسیقایی که مستقل از محتوای ملودیکش، از مغربِ عربی تا ایران رواج دارد.
  • حجامت* |
  • حجت* |
  • حجاری* |
  • حجاج بن یوسف بن مطر | حَجّاجِ بْنِ یوسُفِ بْنِ مَطَر، مترجم آثار علوم دقیقه، فعال در سده‌های 2-3ق / 8- 9م. نام او را حجاج بن مطر (ابن‌ندیم، 304، 312، 327) و حجاج بن یوسف مطر (نیریزی، 1 / 4) نیز نوشته‌اند. قفطی نسبت وی را کوفی ذکر کرده است
  • حجاج بن یوسف | حَجّاجِ بْنِ یوسُف (د رمضان 95 / ژوئن 714)، حکمران مشهور دوران اموی در نیمۀ دوم سدۀ 1ق. نسب حجاج از سوی پدر و مادر به ثقیف، قبیلۀ مشهور عرب در طائف می‌رسید (بـرای سلسله‌نسب او، نک‍ : کلبی، 385، 388؛ بلاذری، انساب ... ، 13 / 352-353؛ ابن حزم، 267). تاریخ تولد وی را به تناوب از 39 تا 42ق نوشته‌اند (ابوزرعه، 2 /...
  • حجاج بن عبدالله* |
  • حجابت* |
  • حجاب | حِجاب، مفهومی ‌برآمده از قرآن کریم و فقه اسلامی ‌و ساخت يافته در فرهنگ ملل اسلامی‌که ناظر به پوشش شرعی در مقابل نامحرم، به‌ويژه برای زنان است.
  • حج | حَجّ، از مهم‌ترین اعمال مذهبی مسلمانان که متضمن زیارت خانۀ کعبه با اعمال و مناسکی خاص است.
  • حبیش تفلیسی | حُبَیْشِ تِفْلیسی، کمال‌الدین ابوالفضل بن ابراهیم بن محمد (د پس از 558 ق / 1163م)، فرهنگ‌نویس و مؤلف آثار پزشکی، نجومی و ادبی. هرچند آثار فراوانی از حبیش در دست است، آگاهی اندکی که از زندگانی وی داریم، بیشتر از دیباچۀ نسخه‌های خطی بر جای مانده از آثارش به دست می‌آید.
  • حبیش الاعسم | حُبَیْشِ الْاَعْسَم، فرزند حسن دمشقی، پزشک، داروشناس و از پرکارترین مترجمان آثار جالینوس از سریانی به عربی در سدۀ 3ق / 9م.
  • حجاب، اصطلاح عرفانی | حِجاب، اصطلاحی عرفانی، به معنای مانع و حائلی میان بنده و حق، عاشق و معشوق (از جانب عاشق، ولی به ارادۀ معشوق)، طالب و مطلوب...
  • حج | حَجّ، نام بیست و دومین سورۀ قرآن‌کریم به ترتیب مصحف، و صد و چهارمین سوره به ترتیب نزول که بعد از سورۀ نور و قبل از سورۀ منافقون در مدینه نازل شده
  • حبیب عجمی | حَبیبِ عَجَمی (د نیمۀ اول سدۀ 2 ق / 8 م)، یا حبیب فارسی، حبیب بن محمد بن عیسى، مکنى به ابومحمد، از قدمای مشایخ صوفیه و از زاهدان نامدار بصره در اواخر سدۀ 1 و اوایل سدۀ 2 ق.
  • حبیبی | حَبیبی، تخلص دو شاعر پارسی‌گو در سده‌های 9 و 11ق / 15 و 17م که در حوزه‌های عثمانی و هند می‌زیستند: 1. حبیبی آذربایجانی (برگُشادی)، شاعر سدۀ 9ق.
  • حبیب خراسانی | حَبیبِ خُراسانی (1266-1327ق / 1850- 1909م)، فقیه، عارف و شاعر. وی در مشهد تولد یافت. او فرزند حاج میرزا هاشم و نبیرۀ میرزامهدی، معروف به شهید ثالث بود (حبیب، 17- 18؛ یوسفی، 339؛ بامداد، 6 / 76؛ نیز نک‍ : سادات ناصری، 1 / 287- 288).
  • حبیب الله رشتی | حَبیبُ‌‌اللّٰهِ رَشْتی (1234-1312 ق / 1819-1894 م)، فرزند محمدعلی خان گیلانی فقیه اصولی و از شاگردان و ادامه‌دهندگان فقه شیخ انصاری.

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: