دائرة المعارف بزرگ اسلامی

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • حماسه | حَماسه، در ادبیات فارسی، سروده‌ها و نوشته‌های رزمی و پهلوانی خصوصاً در بیان افتخارات اقوام گوناگون ایرانی. واژۀ «حماسه» از ریشۀ عربی «حَمَسَ» به معنای «شدّت و حدّت در کار» وضع شده (زوزنی، 1/ 299)، و در ادب عرب، این اصطلاح مختص قطعات شعری به ویژه قصایدی است که در بیان مفاخرات قبیله‌ای سروده می‌شده است (صفا، 16...
  • حلب، جامع | حَلَبْ، جامِع، از بناهای شاخص سوریه، ساخته شده در سدۀ 1 ق/ 7 م، بازسازی شده در سده‌های 6-7 ق، واقع در نزدیکی قلعۀ مشهور حلب، در محلۀ بازارچۀ حاتم (نک‍ : عثمان، 71؛ داوید، نقشۀ 36). این بنا طی سده‌ها، دگرگونیهایی یافته، اما بخشهایی از بنای اولیۀ آن هنوز باقی است.
  • حکیم ترمذی | حَکیمْ تِرْمِذی، ابوعبدالله محمد بن علی بن حسن بن بشر بن هارون، ملقب به «حکیم» و منسوب به ترمذ، محدث، مفسر، متکلم و صوفی دانشمند سدۀ 3 ق/ 9 م. نام و نسب و کنیۀ او در بیشتر منابع معتبر و در بسیاری از نسخه‌های آثار او چنان است که آورده شد (ابونعیم، 10/ 233؛ ذهبی، سیر ... ، 13/ 439-440؛ سبکی، 2/ 20؛ ابن‌حجر، 5/ ...
  • حماد راویه | حَمّادِ راویه، از راویان برجستۀ ایرانی‌تبار (د ح 155 ق/ 772 م). برخی از منابع نام پدرش را هرمز، و برخی دیگر شاپور (سابور) آورده‌اند (ابن‌قتیبه، المعارف، 541؛ ابن‌ندیم، 104؛ ابوالفرج، 6/ 79؛ ابن‌خلکان، 2/ 206) که خود دلیل بر ایرانی‌بودنِ او ست. با این حال، برای وی همچون دیگر موالی شجره‌نامه‌ای عربی برساخته، و ...
  • حکیم مؤمن | حَکیمْ مُؤْمِن، شهرت محمد مؤمن بن میر محمد زمان حسینی دیلمی تنكابنی، پزشک و داروشناس دربار شاه سلیمان صفوی و نگارندۀ کتاب تحفة المؤمنین (معروف به تحفۀ حکیم مؤمن) به فارسی در 1080 ق/ 1669 م.
  • حلبچه | حَلَبْچه، شهر و شهرستانی واقع در استان سلیمانیه در اقلیم کردستان عراق. نام این شهر در متون تاریخی و جغرافیایی به جز حلبچه (رزم‌آرا، 125-133؛ صدیق، 16؛ بانه‌ای، 51؛ آمان، 63)، به‌صورتهای حلبجه (رئوف، 69)، اَلَبْجه (سنندجی، 221؛ سنجابی، 531-534؛ بابانی، 136؛ مجدی، 140؛ جاف، 182- 185)، هَلَبْجه (موصلی، 415؛ مینو...
  • حلق الوادی | حَلْقُ‌الْوادی، شهری تاریخی واقع در شرق شهر تونس. این شهر در گذشته فَم‌الوادی نامیده می‌شد و سبب این نام‌گذاری آن بود که شهر در دهانۀ آبراهه‌هایی که دریاچۀ تونس و از آن طریق شهر تونس را به دریای مدیترانه وصل می‌کرد، بنباد نهاده شده بود (ابن ابی دینار، 8).
  • حلبی | حَلَبی، سراج‌الدین ابوالعباس احمد بن عبدالحی فاسی شافعی (د جمادی‌الآخر 1120/ اوت 1708)، صوفی، شاعر و ادیب مراکشی.
  • حماد عجرد | حَمّادِ عَجْرَد، ابوعمرو، یا ابوعمر حماد بن یحیی بن عمر بن یونس، شاعر هجویه‌سرای دورۀ اموی و عباسی (د 161 ق/ 778 م). وی را از موالی بنی‌سوئة (یا: سوائة) بن عامر بن صعصعه یا بنی‌کلیب دانسته‌اند (ابن‌قتیبه، 490؛ ابوالفرج، 14/ 313؛ خطیب، 8/ 148- 149؛ یاقوت، 10/ 249-250). کنیۀ دیگر وی ابویحیى است (ابن‌خلکان، 2/ 2...
  • حلمانیه | حُلْمانیه، گروهی از صوفیه منسوب به ابوحلمان دمشقی (ح سدۀ 3ق/ 9م).
  • حله | حِلّه، مرکز استان بابل در عراق. این شهر در °24 و ´25 طول شرقی، و °32 و ´29 عرض شمالی، در حدود 100 کیلومتری جنوب بغداد و در نزدیکی ویرانه‌های شهر باستانی بابل جای دارد. رودخانۀ حله از ریزابه‌های شرقی رود فرات، این شهر را به دو بخش تقسیم می‌کند. شهر حله در 2008 م/ 1387 ش، حدود 511 هزار تن جمعیت داشته است (نک‍ :...
  • حلولیه | حُلولیّه، عنوان کلی برای فرقه‌ها و جریانهای دینی در جهان اسلام، که به نوعی قائل به حلول خداوند در یک انسان شده‌اند. درواقع، این عنوان برای جمعی از جریانهای فرقه‌ای به‌کار برده شده است که قول به حلول در افکار آنان محوریت دارد، اما چنان‌که سمعانی تصریح کرده است، آنان متشکل از اصناف متنوعی‌اند (نک‍ : 2/ 249).
  • حلف الفضول | حِلْفُ‌الْفُضول، عنوان یکی از پیمانهایی که پیش از اسلام میان چند قبیلۀ قریش در مکه بسته شد و پیامبر(ص) نیز در آن شرکت داشت. این پیمان برای پشتیبانی از ستمدیدگان پدید آمد و نویسندگان کتابهای سیره و تاریخ آن را در شمار رویدادهای مهم روزگار جوانی پیامبر(ص)، و از شریف‌ترین پیمانهای عرب پیش از اسلام دانسته‌اند (نک...
  • حکیم الملک | حَکیمُ‌الْمُلْک، میرزا محمودخان، دولتمرد و پزشک مخصوص مظفرالدین شاه و از رقیبان مهم صدر اعظم امین‌السلطان.
  • حلول و اتحاد | حُلولْ و اِتِّحاد، یک زوج اصطلاح در حوزۀ مطالعات کلام و فرق که حکایت از دو مفهوم نزدیک به یکدیگر دارد؛ حلول به معنای درآمدن یک موجود ماوراءالطبیعی به بدنی متعلق به دیگری است و اتحاد به معنای یکی شدن دو موجود است به نحوی که خود و دیگری در آن قابل تمایز نباشد.
  • حلیمی | حَلیمی، لطف‌‌الله، فرهنگ‌نویس، شاعر و سخنور سدۀ 9 ق/ 15 م، در قلمرو عثمانی که از زندگانی وی آگاهی چندانی نداریم.
  • حماد بن زید* |
  • حل و عقد | حَلّ و عَقْد، نام دو صنعت از صنایع بدیعی لفظی با کارکردی متفاوت و معانی‌ای در برابر یکدیگر.
  • حلوان | حُلْوان، شهری کهن بر سر شاه‌راهی باستانی در نزدیکی مهم‌ترین گذرگاه کوهستانی زاگرس که نواحی داخلی ایران را به بین‌النهرین متصل می‌ساخت.
  • حلال و حرام* |
  • حکیم رکنا* |
  • حلیمی | حَلیمی، ابوعبدالله حسین بن حسن بخاری (338-403 ق/ 949-1012 م)، فقیه، قاضی و محدث پرشهرت شافعی در ماوراء‌النهر. وی در خانواده‌ای اهل دانش در گرگان به دنیا آمد. پدرش ابومحمد حسن بن محمد از فقیهان و محدثان بود و حاکم نیشابوری (د 405 ق/ 1014 م) از او حدیث شنیده بوده است.
  • حلوانی | حُلْوانی، ابوعبدالله حسین بن محمد بن حسن بن نصر، ادیب و متکلم شیعی اهل بغداد در سدۀ 5 ق/ 11 م، و مؤلف نزهة الناظر و تنبیه الخاطر. لقب حلوانی حاکی از انتساب وی به شهر حلوان تلقی شده است (امین، 6/ 153؛ برای ضبط نام وی به‌صورت حَلوایی، نک‍ : کنتوری، 579).
  • حلیمه سعدیه | حَلیمۀ سَعْدیّه، مادر رضاعی پیامبر اسلام ‌(ص). پدرش ابوذؤیب عبدالله بن حارث (ابن اسحاق، 48؛ ابن قتیبه، 131-132؛ طبری، 2/ 157) و نیز همسر او، حارث بن عبدالعزی بن رفاعه، هردو از تیرۀ بنو سعد قبیلۀ هوازن بودند (ابن‌ اسحاق، 49؛ ابن‌حبیب، 129-130).
  • حلوانی | حُلْوانی، شهاب‌الدین احمد بن احمد بن اسماعیل خلیجی (1249- 1308 ق/ 1833-1891 م)، عالم، شاعر و ادیب شافعی مذهب مصری. وی پدر محمد عبدالرحیم حلوانی، از علمای بزرگ دانشگاه الازهر بود (سرکیس، 793). حلوانی در رأس الخلیج، نزدیک دمیاط زاده شد و در آنجا قرآن را حفظ کرد. به گزارش منابع، وی به طنطا و قاهره رفت و نزد استا...
  • حلی* |
  • حکیم، مسجد | حَکیم، مَسْجِد، اثری از دورۀ صفوی در اصفهان که از نظر ساختار معماری، کتیبه‌های بنّایی و ویژگیهای دیگری از این دست، اهمیت دارد.
  • حکمیت* |
  • حکیم | حَکیم، تـوفیـق (1898-1987 م/ 1277-1366 ش)، نـویسندۀ پیشرو و پرکار مصری در عرصۀ نمایشنامه، رمان و داستان کوتاه. وی در اسکندریه به دنیا آمد (حکیم، سجن ... ، 6)، ولی در محیطی روستایی بزرگ شد (لنداو، 235).
  • حکومت | حُکومَت، اصطلاحی که در سدۀ 19 م/ 13 ق در زبان ترکی عثمانی به عنوان معادلی برای gouvernement در زبان فرانسه به کار رفت و به‌تدریج در زبانهای فارسی و ترکی رواج یافت (EI2, III/ 552؛ نیز لویس، 36-37). واژۀ حکومت از ثلاثی مجرد «حکم» در عربی و دیگر زبانهای سامی به معنای قضاوت، حکمت و نیز طبابت است، اما در زبان عربی...
  • حکمة الخالدة* |
  • حکمت اشراق* |
  • حکمت عملی* |
  • حکمت نظری* |
  • حکمت مشاء* |
  • حکمت مشرقی* |
  • حکمیت* |
  • حکمت متعالیه | حِکْمَتِ مُتَعالیه، عنوانی که صدرالدین شیرازی (د 1050 ق/ 1640 م) بر مکتب فلسفی خود اطلاق کرده است. از نظر او تمایز اساسی حکمت متعالیه نسبت به سایر مکتبهای فلسفی در رویکرد عرفانی آن است. وی در جای جای آثار خود از تعابیر عرفانی خاصی همچون برهان عرشی ( الشواهد ... ، 50، 70)، حکمت عرشیه (همان، 85) و برهان کشفی ( ...
  • الحکمة المشرقیة | اَلْحِکْمَةُ الْمَشْرِقیَّة، نام اثر فلسفی بحث‌انگیزی از ابن‌سینا به زبان عربی که بخشی در منطق از آن باقی مانده است.
  • حکمت، روزنامه | حِکْمَت، روزْنامه، نشریه‌ای که در 28 صفر 1310 (30 شهریور 1271 ش/ 21 سپتامبر 1892 م)، به عنوان نخستین روزنامۀ فارسی جهان عرب‌زبان در قاهره منتشر شد و با وقفه‎هایی دراز، انتشارش تا اول جمادی‌الآخر 1329 ق/ 30 مۀ 1911 م (شم‍ 12، س 19) ادامه یافت. گفتنی است که تاریخهای به دست داده شده در برخی از منابع نادرست است (...
  • حکمة الاشراق | حِکْمَةُ الْاِشْراق، نام و عنوان اثر پرآوازۀ شیخ شهاب‌الدین یحیی بن امیرک سهروردی (مق‍ 587 ق/ 1191 م) مشتمل بر اصول دستگاه فلسفۀ اشراقی که مصنفِ فیلسوف، خود را زنده‌کنندۀ آن خوانده است («کلمة … »، 117؛ نک‍ : صدرالدین، 6/ 199).
  • حکومت و ورود | حُکومَتْ وَ وُرود، یکی از روشهای جمع میان ادله در اصول فقه امامیه که از نوآوریهای شیخ انصاری (د 1281 ق/ 1864 م) است (تبریزی، 588؛ مظفر، 2/ 194 بب‍‌ ). براساس نظریۀ وی، گاه رابطۀ بین دو دلیل، حکومت یا ورود است و دلیل حاکم یا وارد، همواره بر دلیل دیگر مقدم خواهد بود؛ بنابراین، در این حالت هیچ‌گونه تعارضی رخ نخو...
  • حقوق بشر | حُقوقِ بَشَر، حقوق ناظر بر هنجارهایی سیاسی كه عمدتاً به چگونگی رفتار دولتها با مردم تحت حاكمیتشان مربوط است. این حقوق، ناظر به هنجارهای اخلاقی عادی نیستند كه به نحوۀ رفتار میان اشخاص بپردازند؛ گرچه به عنوان حقوقی اخلاقی یا قانونی وجود دارند (نیكل، بش‍‌ ). فیلسوفان مبانی حقوق بشر را با عناوینی چون حقوق طبیعی، ...
  • حکمت | حِکْمَت، در لغت به معنای دانش، دانایی، معرفت و عرفان (بـرای مـوارد استعمـال در زبـان فـارسی و شـواهد شعری، نک‍ : لغت‌نامه ... ). تهانوی حکمت را در اصل به معنای «اتقان الفعل و القول و احکامهما» دانسته که در اصطلاح فیلسوفان به دو معنای خاص، شامل دو بخش عملی و نظری، و معنای اخص استعمال شده که مراد از آن قوه‌ای ع...
  • حقیقت و مجاز | حَقیقَت و مَجاز، حقیقت در لغت اسمی است برگرفته از فعل «حَقَّ» به معنای راست بودن، و ثابت بودن، و در اصطلاح دانشمندان علم بلاغت دلالت بر معنایی دارد که کلمه در اصل برای بیان آن وضع شده است. مجاز در لغت مصدری میمی است برگرفته از فعل «جازَ» به معنای عبور کردن، و در اصطلاح، به‌کارگیری یک لفظ است در معنای غیرحقیقی...
  • حقیقت | حَقیقَت، مفهوم و اصطلاحی در فلسفه و حکمت که غالباً در وجوه وجودشناختی، منطقی و معرفت‌شناختی به کار رفته است. بررسی پیشینۀ کاربرد این اصطلاح در آثار فلاسفۀ مسلمان و به تبع آن، ارائۀ تعریفی از این اصطلاح با دشواریهای متعددی روبه‌رو ست، زیرا به‌رغم کاربرد فراوان واژۀ «حقیقت»، موارد نسبتاً اندکی را در متون فلسفی ...
  • حکم بن هشام بن عبدالرحمان الداخل | حَکَمِ بْنِ هِشامِ بْنِ عَبْدُالرَّحْمانْ اَلدّاخِل، سومین امیر اموی در اندلس (حک‍ 180-206 ق/ 796-822 م).
  • حفنی ناصف | حِفْنی ناصِف، محمد حفنی بن اسماعیل بن خلیل بن ناصف (1271-1337 ق/ 1855- 1919 م). قاضی، ادیب و گویش‌شناس مصری.
  • حق | حَقّ، مفهومی کليدی در فرهنگ اسلامی، در بردارندۀ طيفی گسترده از معنا که در بخشی از کاربردها، بر ثابت و يقينی بودنِ هستیها، و در بخشی ديگر از کاربردها، بر بايسته‌های کنشی دلالت دارد.
  • حکمت، علی اصغر | حِکْمَت، علی‌اصغر (10 فروردین 1272- 3 شهریور 1359 ش/ 30 مارس 1893- 25 اوت 1980 م)، ادیب، شاعر، نویسنده، مترجم، سیاستمدار معاصر ایران و نخستین رئیس دانشگاه تهران. او در شیراز به دنیا آمد. اصل وی از روستای پَر اِشکِفت بود. پدرش میرزا احمد علی (د 1351 ق/ 1932 م)، مستوفی خاص دیوان اعلى بود که ابتدا لقبِ حشمت المم...

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: