دائرة المعارف بزرگ اسلامی

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • آتسز | آتْسِز، ابوالمُظفر علاءالدین والدوله، فرزند محمدبن اَنوشْتَكینِ (ـ تَگین) غَرچه‌ای (490-551 ق / 1097-1156م)، از بنیادگذاران سلسلۀ خوارزمشاهیان و امیر خوارزم (521-551ق / 1127-1156م). آتسز واژه‌ای تركی و مركب از آتْ و سِز به معنی «بی‌نام» است. محمد قزوینی (د 1328ش)، به نقل از ابن خلكان، در این‌باره می‌نویسد: در...
  • آتالیق | آتالیق،یا آتالِق، آتالیغ، آتاغلیق، واژه‌ای تركی به معنی پدری (اُبُوت)، پدرخواندگی، مربی و آتابك (تورك لغتی)، مشتق از آتا (پدر) و پسوند مصدری لیق، لقبی رفیع كه در تركستان بر وزیران و بزرگان و بیكها اطلاق می‌شده است ( قاموس تركی). دربارۀ ریشۀ تاریخی این لقب چنین گفته‌اند: در برخی از نواحی قفقاز گاه پدر خانواده ...
  • آترک |
  • آتشی | آتَشی، حكیم محمد امین، یا امینا، شاعر پارسی‌گوی سدۀ 11ق / 17م و پزشك دربار محمد عادلشاه بن ابراهیم (فرمانروای بیجاپور و هفتمین امیر از خاندان عادلشاهیه در آن دیار). از زندگی و احوال وی آگاهی اندكی در دست است. ظاهراً ایرانی‌نژاد و از شاعران مهاجر به دكن بوده كه در این سرزمین به مقام و ثروت رسیده است (آتشی، 324...
  • آتش اصفهانی | آتَشِ اِصْفَهانی، میرزاحسن فرزند حاج ملامحمد صادق (1286-1349ق / 1869-1930م)، از شاعران متأخر، متخلص به «آتش». پدرش حاج ملامحمدصادق (د 1328ق / 1910م) از روحانیان اصفهان، و در جامعۀ روحانیت آن ناحیه دارای احترام و اعتبار بود. میرزاحسن از هنرمندان بنام زمان خود بود و در یراق‌دوزی و زنجیره‌بافی و گلدوزی مهارت تما...
  • آتش پرستی | آتَشْ‌پَرَسْتی، عنوانی كه غیرزردشتیان به دین زردشتی داده‌اند. از آنجا كه اهم آیینهای دینی زردشتیان در حضور آتش انجام می‌گیرد، از دیرباز پیروان این دین را آتش‌پرست به‌شمار آورده‌اند. در كتابهای ادب و تاریخ فارسی و عربی آتش‌پرست معادل زردشتی، مجوس، و آتش‌پرستی مترادف با دین زردشتی، مجوسیت است. اطلاق این عنوان ا...
  • آتابای |
  • آتاتورک | آتاتورك، مصطفى كمال پاشا (1298-1357ق / 1881- 1938م)، افسر و سیاستمدار ترك، پایه‌گذار جمهوری تركیه و نخستین رئیس آن (1342-1357ق / 1923- 1938م). وی در سالونیك زاده شد. این شهر در گذشته تابع امپراتوری عثمانی بود و اكنون جزء یونان است و تسالونیكی نامیده می‌شود. پدرش علیرضا، كارمند گمرك سالونیك، در كودكی پسر درگذش...
  • آبیاری | آبْیاری، رساندن آب به مزرعه به منظور افزایش رطوبت خاك و فراهم آوردن امكان رشد گیاهان به‌ویژه در سرزمینهای خشك و نیمه‌خشك. ویژگیهای طبیعی منابع آب در ایران: پراكندگی و نحوۀ استقرار مرتفعات یك سرزمین به‌عنوان شالودۀ لازم برای شناخت ویژگیهای موجودی آب، از اهمیتی خاص برخوردار است. تقریباً در تمامی استانهای ایران،...
  • آبنوس | آبْنوس، یا اَبْنوس، آبِنوس و آبْنوز، از ریشۀ مصری هبن. در یونانی هبنس، در لاتین ابنوس و در پهلوی اوانس، بر چندین گونه درخت از جنس دیوسپیروس متعلق به تیرۀ پروانه‌واران، اطلاق می‌شود. در برخی از منابع ساسَم و ساسَب نیز نامیده شده است. به اعتقاد مؤلف نخبةالدّهر آبنوس همان سَلَم حجازی است (انصاری، 208). در كتاب م...
  • آبل الزیت | آبِلُ اَلزیت، نام محلی در اردن، نزدیك و پیوسته به سرزمین شام (یاقوت، 1 / 56). این نام در ارتباط با سریۀ (جیشِ) اُسامة بن زید بن حارثه و به احتمال قوی از طریق یك روایت منقول در طبری (3 / 184) به دیگر منابع اسلامی راه یافته است، زیرا در متون كهن‌تر از طبری ذكری از آن دیده نمی‌شود. طبری این خبر را به روایت عبیدا...
  • آپولونیوس تیانائی | آپولونیوسِ تیانائی (4ق‌م-97م)، حكیم و طبیعی‌دان یونانی. نام وی در منابع عربی بیش‌تر به صورت بَلینوس، یا بَلیناس و نیز به صورتهای اَبولونیوس، اَفولونیوس، اَفُلونیوس، اَبْلینُس، اَبولوس، اَبْلوس، اَبُلونیوس، آبلوس و بَلونیوس آمده و به عناوین الحكیم و صاحب الطلسمات نیز شناخته شده است. وی در تیانا (واقع در بخش می...
  • آبیجان |
  • آپولونیوس پرگایی | آپولونیوسِ پِرگایی1 (262-190ق‌م)، ریاضی‌دان و منجم یونانی. نام وی در منابع اسلامی بیش‌تر به صورت بَلینوس یا بَلیناس و نیز به صورتهای اَبُولُونْیوس، اَفُولُونیوس، اَبْلینَس، اَبُولوس، اَبُلونیوس آمده است. در پِرگا كه اكنون جزءِ تركیه است و احسانیه نامیده می‌شود) زاده شد. در جوانی به اسكندریه رفت و نزد شاگردان ...
  • آبه |
  • آتا | آتا، یا اَتا، كلمه‌ای تركی به معنی پدر، پدربزرگ، جد، و توسعاً شخص محترم و روحانی. تركان آسیای مركزی اجداد هفتگانۀ خود را «یتی (یدی) آتالار» می‌نامند (دورفر، II / 6). در تاریخ قبایل اُغوز از بعضی شخصیتهای محترم و روحانی مانند قورقوت آتا و ایرْقِل آتا نام برده شده است. این شخصیتها حكما و دانایان و یا شعرایی بود...
  • آبی اللحم | آبِی اللحْم، عبدالله بن عبدالملك بن عبدالله الغِفاری (د 8 ق/ 629م)، از صحابۀ پیامبر اكرم(ص). از زندگی او آگاهی بسیاری در دست نیست و حتى در نام او نیز اختلاف نظر وجود دارد (ابن حِبان، 3/ 299، حاشیۀ 4). ابن قتیبه (د 276ق/ 889 م) در وجه تسمیۀ او به آبی اللحم گفته است: چون وی از خوردن گوشت حیوان مذبوح بر انصاب (س...
  • آبل | آبِل، نام چندین محل در سوریه، لبنان، فلسطین و اردن. این كلمه گاه به تنهایی و گاه به شكل مضاف به نام یك محل و جز آن به‌كار رفته است. «آبل» یك واژۀ سامی و ظاهراً به معنای جای پرآب (جودائیكا) یا متضمن مفهوم پرآبی، سرسبزی و فراوانی گیاه است (بستانی؛ مشكور) در كتاب مقدس این كلمه به معنای «نهر» (جوی و رودخانه) آمده...
  • آبگرم | آبْگَرْم، چشمه‌ای كه گرمای آب آن بالاتر از اندازه‌های متعارف، و نوعاً دارای برخی نمكها و مواد معدنی است و گاه اثر درمانی نیز دارد. این نوع آبها از اعماق زمین سرچشمه می‌گیرد و معمولاً از شكافهای سطح زمین با فشار بیرون می‌تراود. از لحاظ منشأ، دو نوع آبگرم تشخیص داده شده است: 1. آبگرمهای سطحی: كه از روی زمین سرچ...
  • آبرنگ | آبْرَنْگْ، گونه‌ای نگارگری و رنگ‌آمیزی كه از آمیختن رنگهای خشك با آب و كشیدن آن با قلم‌مو بر روی كاغذ پدید می‌آید. در نگارگری به شیوۀ آبرنگ، گَرد یا سودۀ رنگهای گوناگون گیاهی و كانی را با مواد چسبانك همچون صمغ و سریش و سفیدۀ تخم‌مرغ (آلبومن)1 و گاه برای پیشگیری از زود خشك شدن با گلیسیرین و عسل درمی‌آمیزند و ب...
  • آبسکون | آبَسْكون، یا آبُسْكون، آبِسْكون، اَبَسکون، جزیره یا بندرگاهی كهن در جنوب شرقی دریای خزر و شمال باختری استراباد در مصب رود گرگان كه جغرافی‌دانان متقدم طول شرقی آن را °79 و ´45 و عرض شمالی آن را °37 و ´10 یا ´15 تعیین كرده‌اند (ابوالفدا، 36؛ وثوق زمانی، 29، به نقل از خواجه نصیر). با اینهمه، اكنون محل دقیق آن شن...
  • آبگینه |
  • آب سالار |
  • آب زلال | آبِ زُلال، نام دو منظومه در ادب پارسی از شاعران زیر: 1. شوشتری جزایری، میرمحمد عباس بن علی‌اكبربن محمدجعفر موسوی لكهنوی (1224-1306ق / 1809-1889م). اثر او در زمینۀ اخلاق عملی است. این كتاب در 1307ق / 1890م همراه كتابهای اجناس الجناس و گوهرشاد او در لكهنو به چاپ رسیده است. یك‌بار نیز در مصر چاپ شده است. آقابزرگ...
  • آبری | آبُری، ابوالحسن، محمد بن حسین بن ابراهیم بن عاصم بن عبدالله سجستانی (د 363ق / 974م)، حافظ قرآن، و مورخ و محدث شافعی، از مردم آبُر،‌ یكی از روستاهای سجستان. برای طلب علم و شنیدن حدیث به مصر، شام، حجاز، عراق عرب، جبال، و خراسان سفر كرد و از ابن خزیمۀ نیشابوری، ابوالعباس سراج نیشابوری، زكریا بن احمد بلخی، ابونعی...
  • آب گرگر |
  • آبش خاتون |
  • آبرسانی |
  • آبدیز |
  • آب دنگ |
  • آبدار | آبدار، كسی كه در دربار امیران و شاهان آب برای نوشیدن یا شست‌وشو به آنان می‌داد و مأمور تهیۀ نوشیدنیها بود. به شربتدار و شرابدار (ساقی، آیاقچی) نیز آبدار گفته می‌شده، اما در تداول امروزی، آبدار خادمی است كه كار تهیۀ چای و قهوه و قلیان را به‌عهده دارد و اسباب آبدارخانه به او سپرده می‌شود. متصدی شغل آبداری را ام...
  • آبادان | آبادان، جزیره، و شهرستان و شهری در شمال غربی خلیج‌فارس و جزئی از استان خوزستان. وجه تسمیه: نام آبادان تا پیش از 1314ش كه به پیشنهاد فرهنگستان ایران و تصویب دولت،‌ تلفظ و رسم‌الخط امروزی را پیدا كرد، به شكل عَبّادان خوانده و نوشته می‌شد. همۀ مورخان و جغرافی‌‌نویسان اسلامی كه در گذشته یادی از این ناحیۀ ایران كر...
  • آبادی | آبادی، اصطلاحی جغرافیایی به معنی محل زیست دائمی یا موقتی گروهی از مردم، به‌ویژه در مناطق روستایی ــ دربارۀ تعریف دقیق آن اختلاف بسیار است. آبادی واژه‌ای است فارسی (حاصل مصدر) به معنی «آباد بودن، به سامانی، خانه و بنا، جای آباد، محل معمور»، و اصطلاحاً به مفهوم «جایی كه گروهی گرد آمده و كشتزار و آب و درخت و دیگ...
  • آبازه محمد پاشا جلالی | آبازه محمدپاشا جلالی، یا ابازه، اباظه (د 1043ق / 1633م)، دولتمرد و سردار عثمانی، بیگلربیگی حلب، فرمانروای مرعش و سپس والی ارزروم، منسوب به قبیلۀ آبازه یكی از قبایل ساكن در منطقۀ شرقی دریای سیاه (هامر پورگشتال، 8 / 239). او نخست خزانه‌دار و از سپاهیان «جان پولاد» شورشی دروزی بود (مصطفى نعیم، 2 / 240؛ عمرفاروق،...
  • آبان | آبان، نام هشتمین ماه از سال در تقویم شمسی و دومین ماه از فصل پاییز در تقویم كنونی ایرانی و نیز نام دهمین روز از ماه شمسی در تقویم ایرانیان قدیم. آبان (به همین تلفظ در فارسی میانه) به معنی «آبها»ست و نامگذاری این ماه بدین نام به اعتبار تقدس آب در نظر ایرانیان قدیم و انتساب آن به ایزدِ ناهید (اَناهیتا = ایزد آب...
  • آبازه حسن پاشا | آبازه حَسَن پاشا، یا ابازه،‌ اباظه (مق‍ 1069ق / 1659م)، از افسران ارتش عثمانی. وی پس از آنكه در دستگیری حیدر اوغلو (ه‍ م) شورشی ترك توفیق یافت، به عنوان پاداش به ریاست قبایل تركمان در آناطولی برگزیده شد. بعد از مدتی از این مقام بركنار گشت، اما تمرد كرد و با نیروهای زیر فرمان خویش، ناحیه‌ای میان گرده1 و بولو2 ...
  • آباقاخان |
  • آبا | آبا، یا اَبا، جزیره‌ای در نیل ابیض و در 230 كیلومتری جنوب شهر خَرطوم پایتخت سودان. ویژگی عمده‌اش جنگل انبوه آن است. این جزیره در گذشته مسكن تعداد اندكی از افراد قبیلۀ شلك و نیز گروه كوچكی از عربهای كوچنده بود و شهرتی نداشت. در سال 1288ق / 1871م، محمد احمدبن عبدالله، معروف به «مهدی سودانی» (ه‍ م) كه گویا نسبش ...
  • آل طباطبا | آلِ طَباطَبا، خاندان شیعیِ امامی وزیدی که در طول 13 سده (از سدۀ 2 تا 14 ق / 8 تا 20 م) در حجاز، عراق، یمن، هند، مصر، شام و ایران می‌زیستند و اکنون نیز شماری از شاخه‌های آن در جهان اسلام پراکنده‌اند. خاندان نیای بزرگ آل طباطبا امام حسن‌ بن علی (ع) (3-50 ق / 624-670 م) است و از‌این‌رو اینان به «سادات حسنی» نیز ...
  • حافظ | یکی از بزرگ‌ترین شاعران زبان پارسی که شاید بتوان او را بزرگ‌ترین غزلسرای این زبان دانست. غزل فارسی در سده‌های 6-7ق / 12-13م با شاعرانی چون عطار، مولوی و سعدی، با مضامین عارفانه و عاشقانه به کمال خود رسید، ولی غزلهای حافظ دارای خاصیت و کیفیت دیگری است.
  • ایران | ایران، كشوری باستانی در جنوب غربی آسیا با 000‘648‘1 كمـ2 مساحت و بیش از 65 میلیون تن (1376ش) جمعیت كه نام رسمی آن «جمهوری اسلامی ایران» است.
  • اسلام | اِسْلام‌، یكی‌ از ادیان‌ توحیدی‌ كه‌ از حدود 610 م‌ به‌ وسیلۀ حضرت‌ محمد(ص‌)، در مكه‌ تبلیغ‌ گردید و با گسترشی‌ سریع‌ و چشم‍گیر، در فاصله‌ای‌ كمتر از نیم‌ قرن‌، دین‌ غالب‌ بر بخش‌ وسیعی‌ از آسیا و افریقا گشت‌. پیروان‌ این‌ دین‌ مسلِم‌ یا مسلمان‌ خوانده‌ می‌شوند.
  • خامنه ای، آیت الله سیدعلی | خامِنه‌ای، آیت‌الله سید علی (ز 29 فروردین 1318/ 28 صفر 1358/ 19 آوریل 1939)، فرزند آیت‌الله سید جواد، و دومین رهبر انقلاب اسلامی ایران.
  • خانقاه | خانِقاه، مکان تجمع یا اقامت صوفیان که در آن گرد می‌آمدند یا برای مدتی در آن مقیم می‌شدند و با نظارت شیخ خانقاه به عبادت، خلوت‌نشینی و تزکیۀ نفس می‌پرداختند.
  • خان | خان، واژه‌ای ترکی به معنای رئیس بزرگ و خاقان، و عنوانی که به امرا و رؤسای قبایل ترک و تاتار اطلاق می‌شد. خان به صورت لقب نیز در آخر نام مردان می‌آمد و مترادف آقا، خواجه و مهتر بوده است ( لغت‌نامه ... ). کاشغری (3/ 117)، واژۀ خان را به معنی شاه آورده است. این کلمه در زبان عربی به معنی دکان و کاروان‌سرا ست (نک‍...
  • خانبالیغ | خانْبالیغ، یا خانبالیق، به معنی شهرِ خان. نامی که ترکان شرقی و مغولان از زمان قوبیلای قاآن به بعد به پکن اطلاق می‌کردند.
  • خامنه ای | خامِنه‌ای، یا نقوی خامنه‌ای، جعفر (1265-1362 ش/ 1887-1983 م). شاعر مشروطه‌خواه، متخلص به صائب، از پایه‌گذاران تحول ادبی در ایران و از نخستین کسانی که به سرودن شعر در ساختار، مضامین و تصاویر نو اقدام کرد.
  • خالقی | خالِقی، روح‌الله، موسیقی‌دان، آهنگ‌ساز، رهبر ارکستر، پژوهشگر و نظریه‌پرداز و مورخ و منتقد و معلم موسیقی.
  • خان احمد خان گیلانی | خانْ اَحْمَدْ خانِ گیلانی، فرمانروای محلی گیلان در دورۀ صفوی و آخرین حاکم از خاندان کارکیا. وی پسر کارکیا سلطان حسن (د 5 جمادی‌الآخر 943 ق/ 19 نوامبر 1536 م) حاکم لاهیجان (بیه‌پیش) بود. نسب این خاندان به احمدالاکبر مشهور به عقیقی کوکبی از نبیرگان امام زین‌العابدین (ع) می‌رسد (نوایی، شاه طهماسب ... ، 102). چون...
  • خالق | خالِق، از اسماء و صفات الٰهی. خالق، به معنای آفریدگار و آفریننده، از اسماء الٰهی به‌شمار می‌رود که در قرآن و احادیث نبوی یاد شده است. خالق و مشتقات آن از الفاظ پربسامد قرآنی به‌شمار می‌روند و با آنکه «الخالق» تنها یک بار در قرآن آمده است (حشر / 59 / 24)، مشتقات دیگر آن بارها با تأکید بر ویژگی آفرینندگی الله د...

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: