شاید بسیاری از ما درباره حضور پناهجویان لهستانی در ایران همزمان با جنگ دوم جهانی، اندک شنیده باشیم. شنیدههایمان از خواندههایمان بیشک کمتر است. تاریخ معاصر ما دراینباره سکوتی معنادار دارد. جالب اینکه پناهجویان لهستانی اما تا امروز نیز در میان ما حضور دارند. از بازماندگان آن گروه مهاجران، هلن استلماخ را میتوان نام برد. او شاید جوانترین مهاجر لهستانی بازمانده در ایران به شمار آید که امروز هنوز نیز به همراه همسر ایرانی خود در تهران زندگی میکند. خانواده استلماخ در شرق لهستان مزرعهای داشتند. پس از آغاز جنگ و حمله آلمان به غرب لهستان، این مزرعه گروهی بسیار از آوارگان جنگ را در خود میپذیرد.
جنگ دوم جهانی را میتوان از زاویه ای، فرصتی برای برپایی جامعه ای آزاد برای ایران و ایرانی دانست؛ فرصتی که با پایان یافتن دوره استبدادی پهلوی اول در خود سمتوسویی از آزادی داشت، بهویژه برای شناخت جهان درحال گذار. ایران اما به کشورهای اشغالی کمتر میمانست. پادشاهی از دودمان پیشین بر سرکار آمده بود و دولتی ایرانی امور را برعهده داشت. نیروهای اشغالگر، دستکم به ظاهر، در روند امور درونی ایران مداخله نداشتند. ایران درواقع پلی و گذری برای پیروزی شد.
پیمان سمندری: همه دورههای تاریخ ایران بهویژه سدههای میانه آن، یعنی از آغاز اسلام تا دستکم برآمدن صفویان، با یک نشان مشخص، از دوران پیش و پس از خود قابل بازشناسی است؛ آن نشان، تسلط دورهای گروههای مهاجر مهاجم و بیگانگانی است که کوچ و مهاجرتی بیشتر ویرانگر و خانمانبرانداز به این دیار داشتهاند. غلبه این گروهها البته هر بار سرانجام به هضم و جذب کوچندگان به سرزمین میزبان انجامیده است.
دکتر مظفر بختیار، ایرانشناس، فارسیپژوه، مترجم و استاد دانشگاه تهران، در هفتاد و دو سالگی درگذشت . دکتر مظفر بختیار استاد دانشگاه تهران و استاد ممتاز دانشگاه پکن، عصر جمعه ۲۳ مرداد در تهران درگذشت و روز شنبه با حضور اعضای خانواده و جمعی از نزدیکان، در مقبره خانوادگی شماره ۹۵۷ (واقع در جنب قطعه هنرمندان) بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.
پس از آغاز جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ (۱۲۹۳خ)، ایران رسماً بیطرفی خود را اعلام کرد، هرچند که انگلیس و روسیه این بیطرفی را نادیده گرفتند و با اشغال ایران، آن را به یک میدان جنگ خود علیه عثمانی و آلمان تبدیل کردند. یکی از نخستین اقدامات انگلیس و روسیه در ایران به سال ۱۹۱۵ (۱۲۹۴خ)، تعلیق مجلس شورای ملی و به زندان افکندن و یا تبعید نمایندگان مردمی بود، تا بتوانند دست به انجام هر کاری بزنند.
اشاره: آنچه در پی میآید، بخش دوم و پایانی گفتگو با استاد مسجدجامعی کارشناس مسائل عرب و اندیشههای اسلامی درباره خاستگاه فکری، اهداف و چشمانداز فعالیتهای داعش و راههای مقابله با این تحرکات و طرز فکر است.
دولت اعتدال در دیپلماسی خارجی «روش مذاکره» را در پیش گرفت و برای فیصله بخشیدن به مسائل فیمابین، به قواعد بینالمللی و اصول مذاکرات معقول تن داد. این روش و نتایج آن، فرهنگ و جامعه ایرانی را به سوی رفتار گفتوگویی با دیگر فرهنگها سوق داد. از ابتدا دولت اعتدال شاید به جهت درک این نکته که سهم کمی در تغییرات فرهنگی میتواند داشته باشد، اولویتِ اول و دوم و حتی سوم خود را «فرهنگ» قرار نداد؛ اما در مجموع امور را به سویی هدایت کرد که فرهنگ ایرانی به سمت بازشدن و مراوده بیشتر با سایر فرهنگها و اظهار داشتههای خویش در مقابل فرهنگ جهانی سوق پیدا کند
4 استاد دانشگاه تبریز بر اساس اعلام پایگاه بینالمللی موسوم به «طلایه داران علم تامسون رویترز» (آیاسآی)، جزو دانشمندان برتر جهان قرار گرفتند. بر اساس دادههای منتشر شده پایگاه بینالمللی (آیاسآی)، «ابراهیم بابایی» دانشیارگروه آموزشی مهندسی برق، «نظامالدین دانشور»استاد گروه آموزشی شیمی کاربردی، «علیرضا ختایی» دانشیارگروه آموزشی شیمی کاربردی و «علی رستمی» استاد گروه آموزشی مهندسی برق - الکترونیک در زمره یک درصد برتر دانشمندان و نخبگان علمی جهان قرار گرفتند.
در نظام مدیریت و تفویض مسئولیت، به غیر از نکاتی که بدان اشاره شد، لازم است کارایی، تبحر، اخلاص، سرعت عمل، قدرت تصمیمگیری و بزرگمنشی افراد را در نظر گرفت، نه گرایشهای عادی عقیدتی. اگر جز این عمل شود، طیف وسیعی از افراد صاحبنظر از گردونه کار خارج میشوند و بیاعتنایی، نفرت و کمرونقی اقتصادی را سبب میشود و بهطور قطع، زمینههای بزهکاری، خطاکاری و بیعدالتیهای جبرانناپذیری را پدید میآورد.
داوری اردكانی سبب به وجود آمدن مجادلاتی با واضع نظریه «قبض و بسط تئوریك شریعت» شد. مجادلاتی كه میتوان آن را كشدارترین مجادله تاریخ روشنفكری معاصر ایران دانست. این مجادله كم كم به دعوای هایدگریها و پوپریها در ایران تبدیل شد. به باور بسیاری از منتقدان و اهالی فكر، اساسا مجادله پوپریها و هایدگریها، مجادلهای فكری و فلسفی نبوده و نیست؛ هرچند سرآغاز دعوا، گویا، به بحث پیرامون نقد تكنولوژی (به عنوان یكی از كلیدیترین سویههای فكری هایدگر) از سویی و تاكید بر دموكراسی لیبرال (در اندیشه كارل پوپر) از سوی دیگر برمیگشت كه در معارضه سید احمد فردید با عبدالكریم سروش به عنوان یكی از اعضای ستاد انقلاب فرهنگی نمود عینی یافت. این دعوا كه از همان اول انقلاب شكل گرفت هنوز هم ادامه دارد. هنوز هواخواهان فردید و داوری علیه منتقدان این دو، نامه مینویسند و در آن سو هم قلمها و زبانهای بسیاری به نقد جریان فردیدیسم در ایران در حال گردش است. اما محورهای اندیشه فردید چه بود كه اسباب این همه مجادله شد؟
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید