تا وقتی مجسمههای سطح شهر تهران سرقت میشد، شاید تنها عکسالعملها از سوی میراث فرهنگی، یک ابراز نگرانی ساده برای ماوقع بود. اتفاقی که در طول سالهای گذشته این سازمان بارها طعم آن را برای میراث تاریخیاش چشید، اما معمولا نمیشد کار دیگری برای آن چه از دست رفته کرد...
«هنر معاصر ایران: ریشهها و دیدگاههای نوین» نوشته حمید کشمیرشکن شنبه 23 آبان در قالب دومین نشست از سلسله نشستهای بررسی کتابهای هنر معاصر، مورد واکاوی قرار میگیرد.
کتاب «تاریخچه مالی-مالیاتی ایران از صفویه تا پایان قاجاریه» تالیف ویلم فلور با ترجمه مرتضی کاظمییزدی منتشر شد. این کتاب وضعیت و چگونگی تأمین مالی اعم از مداخل و مخارج سلسلههای حکومتی ایران طی 425 سال، از آغاز صفویه تا پایان قاجاریه را بررسی و تحلیل میکند.
«سرویس اتومبیلرانی منظم... در خط رضا شاهی مازندران... اداره حملونقل ثابت برای رفاهیت عامه و حمل مالالتجاره وسایل نقلیه متعددی در خط طهران و مازندران تهیه نموده و از تاریخ ١٥شهریور مرتبا در ایام یکشنبه و چهارشنبه از طرفین حرکت مینمایند. دستگاههای مزبور طرف هرگونه اعتماد و اطمینان از حیث راحتی و سرعت هستند. علاوهبر ایام مذکور دستگاههای فوقالعاده هم در هفته دو الی سه مرتبه حرکت مینمایند و همچنین علاوهبر این سرویس اتومبیلهای سواری و بارکش برای کلیه خطوط شوسه ایران حاضر و مهیا دارد- آقایان مسافران و تجار محترم تا قبل از اتمام بنای گاراژ مرکزی واقعدر خیابان سپه جنب مسجد مجدالدوله میتوانند بهشعبه اداره حملونقل ثابت در اول خیابان چراغبرق رجوع نمایند... روزنامه اطلاعات ٢٨ شهریور ١٣٠٦ خورشیدی.
نگرانی از ثبت یکی دیگر از آثار میراث فرهنگی از سوی کشورهای دیگر، اینبار به سراغ نقاشی ایرانی رفت. جمهوری آذربایجان که پیش از این «تار» و «چوگان» را به نام خود ثبت کرده بود، با عرضه کتابی به نام «مینیاتور» در غرفه کشورش در اکسپوی میلان، شائبه ثبت جهانی این هنر ملی را به نام خود به وجود آورده است.
سما بابایی: «همهاش از دیوانگی میآید. تا دیوانه نشوی، مگر میشود عاشق شوی؟ تا عاشق نشوی هم كه نمیتوانی هنر خلق كنی. انگور هم دیوانه كه میشود، آن وقت تازه شراب میشود.»
هنوز خورشید در آسمان سر بر نیاورده بود که زمینلرزهای شدید در شهر قیر و کارزین در منطقه فارس رخ داد. آنها که بیدار بودند جان به در بردند و آنها که در خواب بودند اما بیدار شدند، زنده ماندند؛ عدهای دیگر هم هرگز بیدار نشدند. بیستویکم فروردین سال ١٣٥١ خورشیدی، آنگاه که بهار آغوش خود را روی مردم گشوده و عطر خوش شکوفههای درختان، فضا را پر کرده بود و مردم با رویاهای سال نو در خواب بودند، زمین لرزید. آبادیها ویران شد و تخریب پنجاه کیلومتر قنات با صدوهشتاد چاه، زندگی را از کف مردمان شهر ربود.
از ٤ یا ٥ کارگاه علامتسازی محله سرچشمه که سراغ قدیمیهای این کار را میگیریم، کارگاه «حاججلال رضایی» و «حاججواد جوادی» را نشانمان میدهند. اولی برای ادای یک نذر قدیمی از کارگاه بیرون رفته و دومی، در کارگاهاش دقیقهای روی پا بند نمیشود؛ بس که سر شلوغی دارد در این روزهای ماه محرم. حاججواد جوادی، موهای گندمی دارد و با دستهای تر و فرز، پشت دستگاه جوشکاری به وصلکردن اجزای یک علامت به همدیگر مشغول است.
خورشید که بر تن آبادی میتابد و چمرگاه که روشن میشود، نوازندگان سرنا و دهل مینوازند. در ایلام زمانی که آهنگ چمر به گوش میرسد، همه درمییابند کسی از این دنیا رخت بربسته است. با شنیدن این آهنگ سوگ، همه از کار و فعالیت دست کشیده، به محل مراسم میروند. چمر را به معنای دایره و حلقه یا چشم به راه کسی بودن دانستهاند؛ مراسمی که در آیینهای باستانی و گذشته اساطیری ما ریشه دارد و هرکس را اندک آشنایی با شاهنامه داشته باشد به درک و دریافت شباهت این آیین با آیینهای سوگ در شاهنامه متوجه میسازد.
ساخت شفاخانه یا بیمارستان در تاریخ ایران، در زمره موقوفات مهم و امور نیکوکارانه رایج در این سرزمین به شمار میآمده است. در زمانهای که مردم برای رفع درد و گرفتن درمان خود به طبیبان و حکیمان محلی مراجعه میکردند، لزوم ساخت چنین مراکزی که حضور پزشکان و امکانات را متمرکز و همیشگی میکرد، بسیار مهم مینمود زیرا تقریبا گاه تنها راه درمان دردها بود.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید