در سال ١٣٢٥ نخستین کنسرت ارکستر سمفونیک احیاشده تهران به رهبری پرویز محمود، با کمک هنرجویان دانشکده هنرهای زیبا در سالن دانشکده حقوق برپا میشود. برگزارکننده اصلی این برنامه جوانی است دانشجوی سال سوم رشته نقاشی و شیفته موسیقی کلاسیک و آرزوی دیرینهاش این است که ویلنیست شود. این آرزو در او چنان ریشهدار است که برای فراهمکردن هزینه یادگیری ویلن، شبها در غذاخوری دانشکده کار میکند. شیفتگی این جوان به بتهوون وصفناپذیر است؛ چنانکه سیما و حالت چهرهاش بیشباهت به بتهوون نیست و صادق هدایت نیز که در این ایام در اتاقی در دانشگاه تهران روزگار میگذراند، او را بتهوون مینامد. نام این جوان محسن وزیریمقدم است و مقدر است که دریافتش از موسیقی کلاسیک را با جادوی رنگ و تصویر بیان کند و بدل به اوْلین نقاش ایرانی شود که تابلوهایش تجسم تصویری موسیقی کلاسیک و مدرن باشد. در نمایشگاه اخیر وزیریمقدم در گالری اعتماد، به مناسبت مرور ٧٠ سال زندگی هنری این نقاش، آنچه دیده میشد هارمونی چشمنواز فرم و رنگ و حجم بود و فضای نمایشگاه، همنوایی باخ، بتهوون و بارتوک را طلب میکرد.
در سال ١٩٢٢ و پیرو انقلاب اكتبر ١٩١٧، زمانی كه بلشویكها حكومت روسیه را به دست گرفتند، اتحاد جماهیر شوروی شكل گرفت. از آن زمان به بعد شوروی سعی كرد نفوذش را در مناطق مركزی و شرقی اروپا گسترش دهد. اما نظامی كه آنها اعمال میكردند سركوبگر بود و نویسندگان آزاداندیش مورد هدف سركوبهای این نظام قرار میگرفتند. برخلاف تقلاهای حكومت برای ساكت كردن چنین نویسندگانی، برخی از آنها دست به خلق آثار بهیادماندنیای زدند.
دن لانگو نویسنده، شاعر، نمایشنامهنویس و همچنین نظریهپرداز ادبی، جامعهشناس و روزنامهنگار است. او در سال ١٩٦٩ در شهر بوتوشن رومانی متولد شد. رمانهای «من خدمتگزار كمونیسم هستم» و «بهشت جوجه» و مجموعه داستان كوتاه «مبارزه برای بلغم» نام او را به عنوان یكی از موفقترین نویسندههای معاصر رومانی ثبت كردند. اكثر آثار وی در مورد تاثیر دوران كمونیسم بر زندگی فردی و اجتماعی افراد هستند و او با اتكا بر طنز ناب خود در زیباترین شكل ممكن این دوره از تاریخ رومانی را به تصویر كشیده است.
بیش از شش دهه از روز دانشجو میگذرد، عمر جنبش دانشجویی البته بیش از اینهاست و به طول عمر نهاد مدرن آموزش عالی در ایران است. در این چند دهه دانشجو و دانشگاه فراز و نشیبهای گوناگونی را از سرگذرانده و دچار تغییرات و تحولات گستردهای شده است. دغدغهها و آرمانهای دانشجویان اما همچنان به قوت خود باقی است، اگرچه شیوه بیان و نحوه عملیاتی شدن آنها از سوی دانشجویان با تحولات جدی مواجه شده است.
١٦ آذر؛ روز دانشجو، نماد هویت و تشخص دانشجوی ایرانی است. ٦٢ سال از آن روز که خون «سه آذر اهورایی» بر صحن دانشکده فنی دانشگاه تهران شتک زد، گذشته است اما با وجود همه فرازوفرودهای تاریخی، هنوز این روز مظهر حیات و معناداری دانشجو و دانشگاه است. هیچ چیز در این بیش از شش دهه، بیتغییر نمانده است؛ نه دانشجو، نه دانشگاه و نه سبک زندگی و زیستبومهای آن. اما یک چیز بهصورت ثابت و پایدار، خط ممتدی را از آن روز تاریخساز تاکنون ترسیم کرده است: میل به آزادی. هر روایتی که از این روز در دورونزدیک حافظهها بهجا مانده است جز روایت آرمانخواهی، آزادیطلبی و عدالتجویی نیست.
٨١ سال از تأسیس دانشگاه تهران گذشته است؛ تشکلهای دانشجویی مختلفی با رویکردها و مطالبات متفاوت شکل گرفتهاند و در برخی از رویدادهای سیاسی تاریخ معاصر هم اثرگذار بودهاند. در همه این سالها فعالیتهای دانشجویی در چارچوب این تشکلها و آنچه بعدها از آن تحت عنوان «جنبش دانشجویی» نام برده شد، با نگاهی فراجنسیتی موردبحث و بررسی قرار گرفته است.
هنر دوره قاجار، به نوعی هنر دوره گذار محسوب میشود. مضامین آن اشارهای است به آیندهای که هنوز متولد نشده و صرفا گذشته را نشان نمیدهد. هنر این دوره، بهدلایل درخور توجهی؛ ازجمله آغاز دوره مدرنیسم در ایران، ورود صنعت چاپ و کتاب، رواج روشنفکری، تأسیس دارالفنون، رواج بیان فردیت، وضعیت ناایستا و گذرایی را به تصویر میکشد. با بررسی نمونههای انتخابشده، عناصر و نشانههای آشکار و پنهان آثار هنرمندان هنرهای تجسمی مدرن و معاصر ایران که پیوندی با دوره قاجار دارند، شناسایی و واکاوی و پس از بررسیهای ابتدایی روشن شد بسیاری از عناصر و ویژگیهای هنر قاجار، هنوز در هنر امروز ما جریان و تداوم دارند که میتوان آنها را در سه سطح طبقهبندی و بررسی کرد:
باور ما به «پیشرفت»، یعنی باور به اینکه در آینده همهچیز بهبود خواهد یافت، بسیار متأخر است. اگر اجداد ما میدانستند که ما میتوانیم آینده را پیشبینی کنیم، متعجب میشدند. چرا که فرهنگ گذشتگان مبتنی بر این باور بود که کسی نمیتواند آینده را پیشبینی کند.
«ده روز با داعش» کتابی به قلم یورگن تودنهوفر، روزنامهنگار آلمانی با برگردان زهرا معینالدینی و علی عبداللهی توسط انتشارات «کولهپشتی» منتشر و با استقبال فراوانی روبهرو شد، کتابی که متن اصلیاش در آلمان بارها تجدید چاپ و به بسیاری از زبانها ترجمه و منتشر شده است.
آذرماه در تقویم ما روز دانشجو نامگذاری شده است. اما 16 آذر برای دانشجو و دانشگاه فراتر از یک نامگذاری است و دانشجویان در این روز برگی جدید را در حیات اجتماعی خود ورق میزنند و به تعبیری هویت خود را باز مییابند. حال این سؤال پیش میآید که چه مؤلفههایی این روز را به نمادی از هویت دانشجویی بدل کرده است؟ برای یافتن پاسخ این پرسش و رسیدن به تحلیلی پیرامون آن با دکتر هادی خانیکی، استاد ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی که 46 سال «روز دانشجو» را تجربه کرده است و خود نیز از دانشجویان فعال و اثرگذار بوده، به گفتوگو نشستیم. او برایمان از مؤلفههایی که این روز را به نمادی از هویت دانشجویی بدل کرده است، گفت. ماحصل نشست ما پیش روی شما است.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید