سال ۱۳۹۶ همزمان با سیامین سال اقامت نگارنده در غرب است. به خودم گفتم امسال هرطور شده باید یکسری از افکارم را که چندین دهه در مغزم یا بهتر بگویم در گلویم گیر کرده، یک جوری بیان کنم (آخر میدانید در زندگی [در غرب هم] زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته و در انزوا میخورد و میتراشد).[۱] منظورم را با نقلقولی دیگر و این بار از گی دو موپاسان ادامه میدهم
بحث از رابطه علم و دین، به ویژه در عصر جدید و با پیشرفتهای چشمگیر علم و فناوری و فراگیر شدن آنها در همه ابعاد زندگی بشر، اهمیتی بیسابقه یافته است، به گونهای كه فیلسوفان و عالمان و الهیدانان را به اتخاذ موضع واداشته است.
«ازجانگذشته به مقصود میرسد» عنوان کتابی است از شمسلنگرودی که به زندگی، شعر و اندیشه نیما یوشیج مربوط است و پیشتر توسط نشر فرهنگ ایلیا منتشر شده بود و مدتی پیش نیز چاپ دیگری از آن در نشر نگاه منتشر شد. این کتاب در چاپ تازهاش در قالب مجموعه «نامآوران اندیشه و هنر» منتشر شده، مجموعهای که توسط نشر نگاه منتشر میشود و کتاب شمسلنگرودی درواقع سومین عنوان این مجموعه است.
دکتر محمدعلی مرادی همواره با سه مسأله بنیادین در تفکر خود مواجه بود؛ یکی، مسأله فهم درست و بنیادین از غرب. دوم، مسأله ایران و سوم نگاه انتقادی نسبت به پروژههایی که در ایران امروز وجود داشت. نخستین آشنایی ما در همایش بینالمللی مرحوم شریعتی بود که من در آنجا نگاه ایدئولوژیک به بحثهای دینی را مورد انتقاد قرار داده بودم
در جوامعی که ساختارهای آنها نهادینه نیست، به طور طبیعی اندیشههای آنها هم نهادینه نیست؛ چرا که مهمترین نهاد اندیشه در جوامع خصوصاً در جوامع مدرن، نهاد دانشگاه است. دانشگاه نهادی است که متکی به فرمی خاص از دانش است، فرمی که به آن «دانش آکادمیک» میگویند.
«حکم قاضی دادگاه عالی امریکا برای تکهای از تختجمشید، همان «سر سرباز هخامنشی» است که شش سال پیش از موزه هنر مونترال کانادا دزدیده شد و از یک حراجی در امریکا جان سالم به در برد.»
گلرخسار صفی اوا، شاعر، رمان نویس، روزنامه نگار، پژوهشگر ادبیات عامه و فعال فرهنگی و اجتماعی، از ادیبان نسل چهارم معاصر تاجیک هفتم دسامبر ۱۹۴۷ در روستای یخچ، ناحیه کومسومولآبادرکامسامال آباد (از سال ۲۰۰۳م نورآباد)، از توابع تاجیکستان، به دنیا آمد.
کلیم کاشانی هم مانند «قدسی» به عوض نظم اشعاری به مناسبت مواقع بااهمیت و مسرتافزا، انعامات گزاف به دست آورد. یک بار بروز «قرانالعیدین» یعنی نوروز و عیدالفطر که همان روز شاهجهان از کشمیر بهاکبرآباد معاودت نموده بود و بر تخت طاووسی که به مخارج یک کرور روپیه فراهم آمده بود، جلوس فرموده و کلیم یک قصیده غرّا در تهنیت عیدین و توصیف تخت مذکور بهحضور سلطان صاحبقران انشاد کرد. مطلع قصیده هذا بهقرار ذیل میباشد:
حضرت ابوالحسن علیبن موسی(ع) ملقب به «رضا» امام هشتم از ائمه اثنی عشر(ع) و دهمین معصوم از چهارده معصوم(ع) است. سال تولد آن حضرت را ۱۴۸ و ۱۵۳ق و ماه تولدشان را ذوالحجه یا ذوالقعده یا ربیعالاول گفتهاند و مشهور آن است که روز تولد آن حضرت یازدهم ذوالقعده بوده است و البته روزهای دیگری نیز گفته شده است. کنیه آن حضرت ابوالحسن بوده است و چون حضرت امیر(ع) نیز مکنی به ابوالحسن بوده است، حضرت رضا(ع) را «ابوالحسن ثانی» گفتهاند.
حضرت امام علی بن موسی الرضا(ع) در مدینه ی منوره به دنیا آمد. ابوالحسن كنیه و رضا، صابر، رضی و وفی از القاب آن حضرت می باشند. مادرش ام البنین كه تكتم، نجمه و طاهره اش نیز می خوانند.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید