«نوروز» بار دیگر در فهرست میراث جهانی ثبت شد، چون پنج کشور تمایل داشتند تا این آیین باستانی را مشترک با کشورهای همسایه خود در سطحی گستردهتری بهعنوان یک آیین باستانی به ثبت جهانی برسانند.
صبح روز پنجشنبه، چهارم آذرماه سال یکهزار و سیصد و نود و پنج، هفتادمین نشست در کتابفروشی آینده با همراهی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار و مجلۀ بخارا به دیدار و گفتگو با «ویکتور دانیل و گلنار تاجدار» اختصاص داشت.
جواد مجابی ،طنزپرداز و نویسندۀ معاصر، سخنران این نشست بود. نشر ثالث کتابی از ایشان آماده انتشار دارد با موضوع «تاریخ طنز در ایران» که نویسنده در بخشی از آن به طنزپردازی سعدی میپردازد و مجابی در شب«طنز سعدی» مفصل در همین باره سخن گفت
روسو سه «گفتار» مشهور دارد که این سه گفتار به علاوة «قرارداد اجتماعی» در میان آثار او، در حقیقت بیانگر مراحل تکوّن اندیشة او دربارة «جامعه مدنی» است. وی در نخستین گفتار خود به تقبیح و مذمت تمدن و جامعة مدنی که در آن مالکیت پدید آمده و مساوات و عدالت از میان انسانها رخت بربسته زبان گشوده، امّا در دو گفتار دیگر به دنبال گفتار اول کوشیده است تا با لحاظ شرایطی خاص و بر اساس « قرارداد اجتماعی » جامعه مدنی را روایی و جواز بخشد.
نشست علمی گروه تاریخ جریانهای فکری با عنوان «داعش و جوانان اروپا» ازسوی پژوهشکده تاریخ اسلام برگزار میشود. این نشست با حضور علیرضا مجیدی و یاسر قزوینی روز دوشنبه ۹۵/۹/۱۵ ساعت ۱۷ الی ۱۹ در پژوهشکده تاریخ اسلام برگزار میشود.
فرمان تولیت آستان مقدس حضرت معصومه علیها و علی آبائها التحیه والسلام که از طرف ابوالمظفر جهانشاه قره قویونلو بنام مرتضی اعظم نظام الدین صادر شده است در خاندان شادروان میرزا محمد شفیع جهانشاهی نگاهداری میشود.
از میانه دهه ١٣٧٠ خورشیدی بود كه مباحث موسوم به پستمدرن و پستمدرنیسم در ایران رواج بسیار یافت، اگرچه ایرانیان از چند دهه پیش جسته و گریخته با متفكران جدیدی كه درست یا غلط با این صفت خوانده میشدند، آشناییهایی داشتند. در این سالها آثار بسیاری از یا درباره اندیشمندانی چون فوكو، لیوتار، بودریار، جیمسون و... ترجمه و تالیف میشد و بحث از پسامدرنیته سكه روز بود، هر كس نیز مراد خود را از این مباحث میجست، برخی برای نفی تجدد و دستاوردهای آن، گروهی برای رد خوانشهای تمامیتخواه و سیاستزده و عدهای برای آنكه به هر طریق حرفی نو بزنند و مطابق مد روز باشند و در نتیجه مواجههشان از سر تفنن فراتر نمیرفت.
ایران در دوران جنگ جهانی اول روزهای دشواری را پشت سر میگذاشت. دولت مرکزی توان اداره کشور را نداشت و قوای متجاوز خارجی نیز از شمال و جنوب به مرزهای ایران تعدی کرده بودند. اقتصاد کشور در وضعیتی به غایت نابسامان قرار داشت و ظلم و تعدی خوانین محلی از حد گذشته بود.
ژازه تباتبایی در تاریخ ۱۳۰۹ در شهر تهران در یک خانواده نسبتا مذهبی بهدنیا آمد. پدرش نظامی بود و در روزهای عزاداری خرجی میداد و درِ خانهاش بهروی مستمندان گشوده بود. مادر ژازه از تبار هنرمندان بود و ژازه در زندگی خود گرایش به اینسو داشت؛ بهطوریکه هیچگاه علاقهمندی خود را به مادر و پدربزرگ هنرمندش کتمان نکرده است. ژازه تباتبایی به استثنای چندصباحی که در شهر «ویگو»ی اسپانیا زندگی کرده است، همه عمر خود را در شهر تهران، خیابان طالقانی (تختجمشید سابق)، کوچه پاییز میگذراند (محل گالری هنر جدید و کارگاه هنری هنرمند). ژازه خاطرات کودکی و نوجوانی خود را که در این منطقه گذشته، در کتاب خودنوشتهای با عنوان «شطرنج زندگی» بهتفصیل بیان کرده است. کتاب، حکایت از زندگی اولیه هنرمند و جذابیتهای زندگی آن دوران و هستی هنرمند دارد.
اما به سراغ ابعاد دیگری از چهرۀ انسان در انسانشناسی دینی و بالاخص در امر اسلام میرویم. انسان هماره خاکستری مخلوقیست که هم میتواند به تعریف شر شبیهتر شود و هم میتواند در مقام خلیفهگری الهی، منشأ تمامی خیرها باشد
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید