یکی از موضوعات مهم در تاریخ اجتماعی ایران عصر ناصری، که تابه حال چندان مورد توجه قرار نگرفته است، نقش و جایگاه طب عامیانه در نظام درمانی می باشد. نظام طب و درمان در این دوره به نوعی آمیخته با تقدیرگرایی و در شرایط فقدان و کمبود هر نوع خدمات طبی دولتی و نیز کم توجهی خود مردم نسبت به امور بهداشتی بود.
پس از تأسیس حکومت ایلخانی در ایران (654 ه.ق) مسألۀ مناسبات با سایر اولوس های مغولی به یکی از مسائل مهم این حکومت تبدیل شد. از جمله مهم ترین این اولوس ها، اولوس جغتای در شمال شرقی ایران بود که حدود سه دهه پیش از تأسیس حکومت ایلخانی در ماوراء النهرشکل گرفته بود.
حملۀ غلزایی های قندهار به اصفهان و سقوط این شهر را باید پایان عمر سیاسی صفویان دانست؛ اگرچه طهماسب دوم توانست پس از اخراج غلزایی ها مدت کوتاهی حکومت نماید. در همین دوران اشغال اصفهان و حتی پس از آزاد سازی این شهر از سپاهیان اشرف، مدعیان متعددی در گوشه و کنار کشور و با عناوین مختلف داعیۀ حکومت داشتند.
یاکوب ادوارد پولاک که در دوره قاجار به ایران آمد و 10 سال در ایران اقامت داشت، شرح جالبی از مراسم عزاداری ایرانیان در ماه محرم و بهویژه نمایش تعزیه در سفرنامه خود با عنوان «ایران و ایرانیان» ارائه میدهد که در این گزارش به بخشی از آن اشاره شده است.
ساختار نوین اداری در ایران، با آغاز دگرگونیها در میانههای دوره قاجار بهویژه با پیروزی جنبش مشروطیت ایران و بنیانگذاری مجلس شورای ملی شکل گرفت. این پدیده نو اما در بنیانهای فکری و اجرایی گذشته ریشه داشت و از آن جدا و دور نمیتوانست باشد.
اندلس یکی از مراکز مهم علوم انسانی به شمار می رود که طی چندین قرن شاهد رشد فزایندۀ برخی علوم و ظهور دانشمندان و تألیفات فراوان بود. زمینۀ اصلی این شکوفایی علمی را انتقال مبانی این علوم از بلاد شرقی اسلامی به این سرزمین فراهم ساخت. دانشمندانی که تحت تأثیر عوامل مختلف به اندلس می رفتند یا اندلسیانی که برای تحصیل به شرق سفر می کردند عامل این انتقال و برقرار کنندۀ روابط علمی اندلس با سرزمین های شرقی بودند.
كودكان امروز بیش از اینكه بتوانند انسانهایی آزاد و در صلح درون و بیرون با خود باشند، بردههایی نوین هستند
جاهل، لوطی، کلاهمخملی، تولی، لات، داشمشدی، باباشمل؛ همه این نامها ما را با طایفه و قشری گسترده و تاثیرگذار در تاریخ سدههای اخیر ایران روبهرو میکند که دنیایی شگفتانگیز، همچنین حضور و تاثیری مهم در رخدادها و دگرگونیهای سیاسی- اجتماعی جامعه ایران داشتهاند. دنیای این دسته، از دیگر بخشهای جامعه متفاوت بود؛ همین تفاوت، خود را در بخشهای گوناگون، حتی گویش، واژگان و تعبیرها نیز مینمایاند.
درباره قرآن مجید و بلندی و عظمت این کتاب الهی زیاد گفته و شنیدهایم. در کنار همه عظمتها و شگفتیهای این اعجوبه هستی، نکته جالب توجه این است که هر روز که آدمی آن را نه فقط تلاوت، که مطالعه و مورد دقت قرار میدهد، گویی برایش تازه است و میتواند برداشتی جدید از آن داشته باشد.
پارهای نشانهها در زندگی روزمره مردم یک جامعه در تاریخ، میتواند بیانگر وضع کلی آن جامعه در گسترههای گوناگون باشد. بهعنوان نمونه از بررسی کتابهای نشریافته یا سرگرمیهای مردم در دوره پهلوی اول میتوان دریافت چه وضعیتی از نظر سیاسی بر جامعه ایران در آن روزگار حاکم بوده است. محمد بهمنبیگی، نویسنده ایرانی و بنیانگذار آموزش و پرورش عشایری در ایران در کتاب «اگر قرهقاج نبود (گوشههایی از خاطرات)» درباره این وضع ویژه در دوره پهلوی اول، خاطرهای جذاب روایت کرده است: «من و فریدون در آخرین سال دوره دبیرستان همکلاس بودیم.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید