در روزگاری که مفهوم «تعلق» بیش از هر زمان دیگری با پرسشهای بنیادین روبروست، بازخوانی روایتِ شاعران از «وطن» ضرورتی دوچندان مییابد. وطن در تاریخ سدهی اخیر ایران، مسیری طولانی را از یک «جغرافیای محصور در مرزها» (خاک) به سوی یک «آرمانشهرِ فرهنگی و هویتی» (معنا) طی کرده است.
در میان هیاهوی تندبادهای سیاسی و اجتماعی تاریخ معاصر ایران، فریدون مشیری نه با زبانی تند و پرخاشگر، بلکه با ادبیاتی مالامال از مهر و مدارا، یکی از عمیقترین پیوندهای میان انسان و سرزمین را ترسیم کرده است. شعر «ریشه در خاک» فقط یک قطعه ادبی نیست، بلکه بیانیهای هویتمحور است که در آن «وطن» نه یک مفهوم انتزاعی یا جغرافیایی صرف، بلکه پارهای از وجود شاعر تصویر میشود.
روحالله خالقی در اشاره به همین جامعالاطراف بودن حسین گلگلاب گفته است: تصور نمیشد که یک مرد عالم فیزیکدان، شیمیدان، ریاضیدان، نباتشناس و سنگشناس؛ شعر هم بگوید، اما او استعداد فوقالعاده داشت، وقتی شعر هم میگفت به خوبی از عهده آن برمیآمد.
بیت «چو ایران نباشد تن من مباد/ بدین بوم و بر زنده یک تن مباد» شهرت عام و خاص دارد. بیتی که در هیچ یک از نسخههای شاهنامه به این ترتیب نیامده است؛ این بیت را شاعری ملیگرا در بحبوحه جنگ جهانی دوم به این شکل منتشر کرد و شهرت عام یافت.
استفاده از واژههایی مانند «احتمالا» نه نشانه تردید، بلکه بیانگر پایبندی به روش علمی است؛ زیرا تاریخ حاصل تطبیق مستمر روایتها، اسناد و شواهد گوناگون است و به ندرت میتوان درباره آن حکم قطعی صادر کرد.
خبر درگذشت جلال خالقیمطلق بیهیاهو منتشر شد اما برای جامعه ادبی و دانشگاهی ایران، خاموشی او به معنای بسته شدن یکی از مهمترین فصلهای شاهنامهپژوهی معاصر است؛ فصلی که با دقت، وسواس و تعهدی کمنظیر نوشته شد.
علاقۀ خالقی مطلق به «شاهنامه» از زمانی آغاز شد که پسردایی کشتیگیرش، موقع تمرین یا قبل از نرمش، «شاهنامه» میخوانده است. این علاقه به «شاهنامه» بعدها شکل تخصصی به خود گرفت و دست آخر خالقی مطلق چنان درگیر «شاهنامه» شد که حدود پنجاه سال از عمر خود را بر سر تحقیق در این اثر سترگ و تصحیح انتقادی آن گذاشت و سعی کرد نسخهای معتبر و تا جای ممکن نزدیک به نسخۀ اصلی فردوسی، از «شاهنامه» ارائه دهد.
کاظم موسوی بجنوردی نوشت: «استاد دکتر جلال خالقی مطلق، دور از خاک وطن در نهم اسفند در ٨٨ سالگی رخ در نقاب خاک کشید و غم فقدان او با هیاهوی جنگ درآمیخت. خدمات او به زبان فارسی و فرهنگ ایرانی چنان سترگ است که تا همیشه بر تارک این سرزمین میدرخشد. او پژوهش در باب فردوسی و شاهنامه را از حیث علمی و جهانی در جایگاهی بلند نشاند.»
جلال خالقیمطلق، ادیب، ایرانشناس و بزرگترین شاهنامهپژوه معاصر، امروز نهم اسفندماه ۱۴۰۴ درگذشت.
همایون کاتوزیان در این کتاب چند هزار سال تاریخ ایران را بسیار مختصر و مفید روایت میکند و در نتیجه خوانندهای -مخصوصا خواننده غربی- که آگاهی چندانی از ایران و تاریخ و فرهنگ آن ندارد، میتواند با خواندن این اثر چشماندازی نسبتا روشن و جامع از موضوع بیابد.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید