«بزرگداشت اقبال است اما قصد ندارم درباره اقبال لاهوری حرف بزنم، بلکه میخواهم راجع به فرهنگ ایران که اقبال به آن توجه داشت و همه عمر برای آن تلاش کرد، » این جملات، سخنان ابتدایی اصغر دادبه در شب بزرگداشت اقبال لاهوری، شاعر نامآشنای شبهقاره هند و پاکستان امروز است که در انجمن آثار و مفاخر فرهنگی برگزار شد.
یورگن هابرماس فیلسوف و جامعهشناس 89 ساله آلمانی برای ایرانیان نامی آشناست. اندیشهها و آثار او از اوایل دهه 1370 خورشیدی، به عنوان برجستهترین نماینده مكتب فرانكفورت در فارسی مطرح شد. كتاب «یورگن هابرماس: نقد در حوزه عمومی» نوشته رابرت هولاب با ترجمه حسین بشیریه، استاد نام آشنای اندیشه سیاسی در ایران، احتمالا اولین و جدیترین كتابی است كه در معرفی اندیشههای او به ویژه در تعاطی با سایر جریانهای فكری معاصر جهان، در سال 1375 منتشر شد. دكتر بشیریه در مقدمه این كتاب معرفی اجمالی و مثل همیشه روشنگرانهای از دیدگاهها و اندیشههای هابرماس ارایه كرد.
علیاکبر دهخدا... مردی برآمده از یک روزگارِ پرتنشِ سیاسی که در دورههای مختلفِ عمرش به خاطرِ شرایطِ سیاسی ایران وضعیتهای گوناگونی را تجربه کرد. وضعیتهایی که هم در آنها میتوان اوجِ تنهایی و افسردهگی را دید نسبت به شرایطِ اجتماعی ایران، هم میلاش را به فعالیت. درواقع دهخدا برآمده از جریانی بود که سودای نجاتِ ایران را در سر داشتند با تئوریزهکردنِ ایدههای حقوقِ بشری مدرن و بیانِ مدنیتی که جامعهی ایرانی همیشه از آن محروم بود و درکی هم از آن نداشت.
صور اسرافیل، به دبیری علی اکبر دهخدا؛ نشریه ای است که تنها ۳۵ شماره از آن منتشر شد اما تاثیر بسیاری روی ادبیات و فرهنگ مطبوعات ایران به جای گذاشته است،
تحول معرفتی، فرهنگی و زبانی رخداده در آستانه انقلاب مشروطه در قالب نثر و شعر نمایان شده بود. روشنفکران این دوران که دستی به قلم داشتند با آگاهی به ظرفیت شعر به عنوان عامل مؤثر در بیداری عمومی و آگاهیبخشی توجه خاصی بدان مبذول میداشتند
علی اکبر دهخدا را با صوراسرافیل و چرند و پرند می شناسیم و با لغت نامه، حاصل زحمت عمرانه او. او با گذاشتن عمر بر تحقیق و تتبع و تدوین اثری ارزشمند و سترگ چون لغت نامه پیوند میان فرهنگ و پرورش و سیاست را به خوبی نمایاند. روش و منش دهخدا نشان داد که همه راه ها به سیاست ختم نمی شود و گاه زبان فرهنگ گویاتر است و مفیدتر.
هادی خانیکی، می گوید: روشنفکر گفتوگویی نقش میانجیگری دارد، او در امور اجتماعی و سیاسی و همه جا در حال پادرمیانی است و همواره در حال آمد و شد است. چهارمین ویژگی او این است که متکی به جامعه مدنی است و جهان زیست او در جامعه مدنی است و به همین دلیل است که نمی خواهد جامعه مدنی را به یک بازار و اجتماع بسته تقلیل دهد.
فکر ایجاد دانشگاه تهران اولین بار در سال ۱۳۰۵ بهطور رسمی مطرح شد. در اسفند ماه این سال، ضمن مذاکرات قبل از دستور مجلس شورای ملی «دکتر اسماعیل سنگ» نماینده شهر ساری، لزوم ایجاد دانشگاه را مطرح کرد و به «سید محمد تدین» وزیر وقت معارف گفت: «بواسطه نداشتن اونیورسیته [یونیورسیته - دانشگاه] است که محصل به اروپا میرود و دست ما بهطرف خارجیها برای جلب مستخدمین خارجی دراز است.»
ایرج میرزا (جلال الممالک) ملقب به صدرالشعرا فرزند غلامحسین میرزا در سال 1291 هجری قمری در خانوادهای اهل شعر و ادب در تبریز تولد یافت. نخست در مدرسه دارالفنون تبریز به تحصیل پرداخت و سپس از حمایتهای «امیرنظام گروسی» رجل مقتدر سیاسی وقت، در کسب معلومات بهرهوری یافت. همین حمایتها پای او را به محافل ادبی وقت باز کرد و با بزرگان ادب آشنا شد.
از سال 1397، فقط شش روز مانده و این یعنی 144 ساعت و 28دقیقه دیگر تمام میشود و ما میمانیم و کولهباری از خاطرات. خاطراتِ خوب و بدی که لحظه لحظهاش با بندبندِ جسممان و جزء جزء روحمان درهم تنیده شده است. رخدادهایی که حالا یا در قاب عکس یا در دفترچه روزنوشت هریک از ما جا خوش کرده است. اما شاید اگرچه اتفاقات را بتوان بلع و هضم کرد، رفتن آدمها را هیچیک از ما باور نکند.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید