مقالات

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • اساسنامه | اَساسْنامِه، مقرراتی که برای ادارۀ نهاد یا سازمان تنظیم شده باشد.
  • اسباب تملک | اَسْبابِ تَمَلُّک، واقعه یا عمل حقوقی به هدف ایجاد یا انتقال مالکیت.
  • استحسان | اِسْتِحْسان، یکی از طرق اجتهادی در فقه اهل سنت. استحسان در لغت مصدر باب استفعال از ریشۀ حسن و به معنای طلب حُسن و نیکو شمردن و پسندیدن است ( لغت‌نامه). برخی از مذاهب فقهی برای معنای اصطلاحی استحسان، به فراخور تعاریفی ارائه داده‌اند. ازآنجاکه مذاهب حنفی، مالکی و حنبلی به حجیت قاعدۀ استحسان عقیده دارند، اینجا ت...
  • استخدام | اِسْتِخْدام، اصطلاحی در حقوق اداری، و در لغت به معنای به کار کشیدن کسی است. در فقه، استخدامِ حُر، یعنی استیجار انسان در اجارۀ اعمال (جعفری، ذیل واژه).
  • استراق سمع | اِسْتِراقِ سَمْع، جرمی مربوط به دزدیده گوش دادن مکالمات تلفنی دیگران و شنود غیرمجاز محتوای شنیداری متعلق به غیر. استراق سمع راه غیرصادقانه و غیراخلاقی به‌دست‌آوردن دلایل است و باید از انجام آن خودداری شود، بااین‌حال درصورتی‌که کشف جرم، جز از راه استراق سمع ممکن نباشد، با تجویز مراجع قضایی به ضابطان دادگستری ا...
  • استرداد دعوا | اِسْتِردادِ دَعْوا، اصطلاحی به معنای پس گرفتن دعوا.
  • زمین سنجی |
  • زمین داور | زَمینْ‌داوَر، نام سرزمینی در نواحی شرقی سیستان کهن. در منابع جغرافیایی نخستین سده‌های اسلامی، نواحی میان غور در شمال، و بُست در جنوب، که درواقع دربرگیرندۀ نواحی میان بخش علیای رود هیرمند و رودخانۀ ارغنداب بوده، زمین‌داور یا به زبان عربی بلاد داور یا ارض داور خوانده شده است و عموماً آن را ناحیه‌ای آباد و پرجمع...
  • زمین داری | زَمینْ‌داری، نظام برخورداری و بهره‌برداری از زمین، عمدتاً به‌منظور فعالیت در بخش کشاورزی.
  • آیین‌نامه | آیینْ‌نامِه، مقررات کلی که به منظور تکمیل، تسهیل، اجرا و تعیین جزئیات اجرای قانون و وظایف اجرایی و تحقق بخشیدن به آنها، توسط مراجع اجراییِ قانون و مقامات صلاحیت‌دار (غیر از نهادهای قانون‌گذار) تعیین می‌گردد. بخشنامه، نظام‌نامه و تصویب‌نامه را نیز در معنای آیین‌نامه دانسته‌اند و از آنها به‌عنوان مقرراتی یـاد م...
  • اتانازی | اُتانازی، در اصل واژه‌ای یونانی و ترکیبی از دو واژۀ εὖد(eu) به معنای خوب وθάνατοςد(thanatos) به معنای مرگ است (کوهسه، 40). این اصطلاح در فارسی، به معنای بیمارکُشیِ طبی یا تسریع در مرگ محتضر و در مواردی هم به معنای مرگِ آرام و آسان به کار برده می‌شود. همچنین اتانازی به معنای مرگ شیرین، مرگ خوب، مرگ مطلوب، قتل ...
  • اتحادیه | اِتِحادیه، اجتماعی که با هدف دفاع از منافع اقتصادی مشترک تشکیل شود. اتحادیه را مترادف با سندیکا و انجمن دانسته‌اند.
  • اتلاف | اِتْلاف، اصطلاحی در فقه و حقوق اسلامی، به معنای از بین بردن هر چیزی، اعم از مال و جان.
  • اتهام | اِتِهامْ، انتساب رسمی رفتار مجرمانه به شخص.
  • اثبات | اِثْبات، نک‍ : ادلۀ اثبات دعوی.
  • رومانو | رومانو / romano/ ، عضوی از شاخۀ مرکزی خانوادۀ زبانهای هندی، که به همراه کولیان مهاجر به ایران آمده است و هنوز در مناطقی از ایران رواج دارد. این زبان را ازآن‌رو که اکنون بیشتر سخنگویانش در روستای زرگر بخش بَشاریات شهرستان آبیک ــ از شهرستانهای استان قزوین ــ زندگی می‌کنند، «زرگری» نیز می‌نامند؛ اما هیچ ارتباطی...
  • انبار | انبار \anbār\، زندان در عصر قاجار.
  • اجاره | اِجارِه، از عقود معیّن که به‌موجب آن، منافع مورد اجاره به‌طور موقت و در مقابل اجرت، به مستأجر واگذار می‌شود.
  • اجارۀ رحم | اِجارِۀ رَحِم، نک‍ : رحمِ جایگزین.
  • اجارۀ نود و نه ساله | اجِارِۀ نَوَدْونُهْ سالِه، نک‍ : اجاره.
  • اجازه و رد | اِجازِه وَ رَد، اجازه و ردِ عقد غیرنافذ که یکی از شرایط صحت معامله است و توسط مالک یا توسط وکیل یا ولیِ قانونی وی به‌انجام رسد.
  • اجبار و اکراه | اِجْبار وَ اِکْراه، سلب اختیار و ارادۀ آزاد اشخاص. اجبار یعنی وادار کردن و کسی را به زور و ستم به کاری داشتن (معین)؛ اکراه در لغت، برگرفته از کَره یا کُره است. کُره به معنای بی‌میلی و آن‌چیزی است که نفس نمی‌خواهد، و کَرِه به وادار کردن دیگری به‌انجام کار معنا می‌شود (ابن‌منظور، 13/ 535). اکراه را مشقتی دانسته...
  • اجتماع سبب و مباشر | اِجْتِماعِ سَبَب وَ مُباشِر، جمع شدن و نقش داشتن سبب و مباشر در تحقق مطلق جنایات، اتلاف یا خسارت. موضوع بحث در اجتماع سبب و مباشر، تعیین میزان مسئولیت است و مربوط به مواردی است که سبب و مباشر هر دو انسان بوده و در اینکه کدام‌یک اقوى بوده‌اند، تردید باشد؛ مانند آنکه مباشر با اکراه دیگری، اقدام به ایراد خسارت ی...
  • اجتهاد | اِجْتِهاد، اصطلاحی فقهی كه بر كوشش فقیه در به‌دست‌آوردن حكم شرعی از منابع فقه دلالت دارد. فقیهی كه احكام را با اجتهاد خود به دست آورد، مجتهِد نامیده می‌شود و آن كس را كه از وی پیروی كند، مقلد گویند.
  • اجرای احکام | اِجْرایِ اَحْکام، اصطلاحی حقوقی به مفهوم اجرای احكام و آرای مدنی و كیفری دادگاهها.
  • اجرای اسناد رسمی | اِجْرای اَسْنادِ رَسْمی، اجرای اجباری سند لازم‌‌الاجرا و تحمیل مفاد آن به متعهد از طریق قوای عمومی (مأمورین اجرای اسناد رسمی و عنداللزوم قوای قهریه) که به درخواست متعهدٌله و هنگامی صورت می‌گیرد که متعهد سند از اجرای اختیاری آن خودداری کند.
  • اجرت المثل | اُجْرتُ‌المِثْل، اجرتی است که در ازای استیفا از مال یا عمل دیگری، بی‌آنکه از قبل تعیین شده باشد، به عامل تعلق می‌گیرد.
  • کردی کرمانجی | كردی کرمانجی / kordi-ye kurmânji (kurmanci)/ ، از گویشهای زبان کردی، که بیشتر در کشور ترکیه رایج است. این گونه در ایران بیشتر در استانهای خراسان شمالی به‌ویژه شهرهای قوچان و بجنورد، خراسان رضوی، بخشهایی از آذربایجان غربی، گیلان، گلستان، قزوین و مازندران به‌ویژه منطقۀ کلاردشت پراکنده است (« اتنولوگ» ، npn.).
  • گزی | گزی / ɡazi/ ، از گویشهای مرکزی ایران، که در شهر «گَز» رواج دارد.
  • اجماع | اِجْماع، اصطلاحی است اصولی برای گونه‌ای از اتفاق آرا که سومین دلیل از ادلۀ ‌فقه شمرده می‌شود و پس از کتاب و سنت جای می‌گیرد.
  • اجل | اَجَل، واژه‌ای عربی، در لغت به معنای مدت هر چیزی و زمان فرارسیدن امری؛ به رسیدن موعد پرداخت دِیْن و به فرارسیدن مرگ نیز اجل گفته می‌شود (ابن‌منظور؛ جوهری). منظور از وقت و زمان، پدیده یا چیزی است که پدیده‌ها را با آن اندازه‌گیری می‌کنند (طریحی، ذیل واژه). به تعبیر دیگر اجلْ زمانی در آینده است که آن را برای پای...
  • احاله | اِحالِه، اصطلاحی در مقـررات آیین دادرسی کیفری و حقوق بین‌الملل خصوصی.
  • احتکار | اِحْتِکار، اصطلاحی فقهی و حقوقی، به معنای جمع‌آوری و نگهداریِ كالای ضروری مردم، به انتظار كمیابی و فروش آن به بهای گران.
  • احصان | اِحْصان، وصفی فقهی ـ حقوقی ناظر بر عفیف بودن یا همسردار بودن شخص.
  • احضار و اخطار | اِحْضار و اِخْطار، دو اصطلاح حقوقی در فراخواندن کسی به نزد مرجع قضایی.
  • احکام | اَحْکام، مجموعۀ قوانین الهی. احکام (جمعِ حکم)، در لغت یعنی قضا و در اصل به معنای منع است (فیومی، 1/ 145)؛ به علم فقه و قضاوت به حق و عدل نیز حکم گویند (ابن‌منظور، 12/ 140).
  • احکام و آثار جنگ در اسلام | اَحْکامْ وَ آثارِ جَنْگ دَرْ اِسْلام، جنگ و قتال در حقوق اسلامی دارای احکام و آثاری چند است.
  • زنجانی، سید ابوالفضل | زَنْجانی، سید ابوالفضل (1279-1371 ش/ 1900-1992 م)، از روحانیان مشهور و فعالان سیاسی. وی در زنجان به دنیا آمد. پدرش، سید محمد موسوی زنجانی، از مجتهدان بنام زنجان و آذربایجان، از شاگردان آخوند خراسانی و عبدالله مازندرانی در نجف بود. وی پس از بازگشت بـه زنجان، حوزۀ علمیه‌ای در آنجا بنیاد نهاد و در جنبش مشروطیت، ...
  • زنجانی، ابراهیم | زَنْجانی، ابراهیم (10 ذیحجۀ 1272-23 شعبان 1353 ق/ 21 مرداد 1235-10 آذر 1313 ش/ 12 اوت 1856-1 دسامبر 1934 م)، از شخصیتهای دورۀ جنبش مشروطیت، نمایندۀ مجلس شورای ملی، نویسنده، مترجم و شاعر، متخلص به شفایی.
  • زنجانی، آیت الله سید رضا | زَنْجانی، آیت ‎الله سید رضا (1282-1362 ش/ 1903-1983 م)، روحانی مبارز، از پشتیبانان دولت ملی و از بنیادگذاران نهضت مقاومت ملی. نام خانوادگی‌اش به‌صورتهای فرید زنجانی و موسوی زنجانی هم ضبط شده است. در برخی منابع، اطلاعات مربوط به او را با برادرش، ابوالفضل زنجانی (ه‍ م) خلط کرده‌اند (برای نمونه، نک‍ : طیرانی، 27...
  • زنجان | زَنْجان، استان، شهرستان و شهری تاریخی در شمال غرب ایران.
  • زنج، قیام |
  • احوال شخصیه | اَحْوالِ شَخْصیه، یا احوال شخصی‌، اصطلاح حقوقی به معنای مجموع اوصاف و خصوصیاتی كه وضع و هویت شخص و حقوق و تكالیف او را در خانواده و اجتماع معین می‌كند.
  • زنادقه |
  • زناشویی | زَناشویی، نوعی روابط نهادینه‌شدۀ اجتماعی میان زن و مرد، همراه با مجموعه‌ای از قراردادها و میثاقهای حقوقی، عرفی و شرعی که زن و مرد برحسب فرهنگ جامعه و منطقۀ محل زندگی، باید رعایت کنند و به کار گیرند.
  • آلت قتاله | آلَتِ قَتّالِه، آنچه برای کشتن از آن بهره گیرند.
  • آمار جنایی | آمارِ جِنایی، یا داده‌های جُرم، از منابع علوم جنایی که در پژوهشهای جرم‌شناسی استفاده می‌شود.
  • آیات الاحکام | آیاتُ الأحْکام، یا احکام القرآن یا فقه القرآن، آیاتی از قرآن مجید که بیانگر قواعد و احکام شرعی و حقوق اسلامی است؛ نیز عنوان مشهور و اصطلاحیِ تعدادی از کتب فقهی استدلالی که بر پایۀ آیات فقهی قرآن مجید نوشته شده است.
  • آیش | آیش، نک‍ : اراضی.
  • آیین دادرسی کیفری | آیین دادْرَسی کِیْفَری، روش دادگری جزایی. این روش و آیین را در گذشته، «اصول محاکمات جزایی» می‌گفتند و از 1317 ش، عنوان آن به «آیین دادرسی کیفری» تغییر یافت.

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: