تاریخ

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • بختنصر | بُخْتُنَصَّر (ﺣﻜ 604 یا 605-562ق‌م)، دومین فرمانروای کلدانی بابل و فرزند نبوپُلَسَّر. در بابل پادشاه دیگری نیز به همین نام وجود داشته، ولی مراد از بختنصر به طور مطلق همین بختنصر دوم است (برای صورتهای مختلف این نام در اکدی، عبرانی و سریانی، ﻧﻜ : جودائیکا، XII/ 911؛ کتاب دانیال، 1:1؛ هاکس، 871؛ ابن عبری، 73). ا...
  • بختنصر |
  • بخت خان | بَخْتْ‌خان، محمد (ﻣﻘ 1275ق/ 1859م)، یکی از رهبران اصلی «شورش بزرگ نظامی» هندیان برضد بریتانیا در 1274ق/ 1858م. او در حدود سال 1212ق/ 1797م در سلطان‌پورِ اَوَده زاده شد. پدرش عبدالله‌خان از بازماندگان غلام قادر روهیله بود که به واسطۀ ازدواج با شاهزاده‌ای از فرمانروایان مخلوغ اوده، به خانوادۀ سلطنتی وابسته شده ...
  • بختاورخان | بَخْتاوَرْخان، محمد، مورخ و دیوان سالار عصر اورنگ زیب (ﻫ م). از نخستین سالهای زندگی او اطلاعی در دست نیست. بنا بر اطلاعی که خود وی در کتاب ریاض الاولیاء به دست داده است (گ 230)، می‌توان تاریخ تولد او را در 1029یا 1030ق/ 1620 یا 1621م دانست (ﻧﻜ : علوی، I/ 16).
  • بخاری |
  • بحیر بن ورقاء صریمی | بَحیرِ بْنِ وَرْقاءِ صَریمی (د 81ق/ 700م)، از سرداران دورۀ اموی در خراسان. وی از تیرۀ بنی صریم بن مُقاعِس از قبیلۀ بنی تمیم بود (ابن‌حزم، 218). در پاره‌ای منابع، نام وی بُجَیر ضبط شده است (مثلاً ﻧﻜ : بلاذری، 415؛ ابن‌حزم، همانجا). همۀ شهرت بحیر به دورۀ فعالیتش در خراسان و اوج نزاعهای قبیله‌ای بازمی‌گردد.
  • بحیرا | بَحیرا، راهبی از اهل کتاب که بر مبنای پاره‌ای روایات، پیامبراکرم(ص) را پیش از بعثت ملاقات کرده، و از نبوت آن حضرت خبر داده است.
  • بحشل | بَحْشَل، اسلم بن سهل رزّاز واسطی (د 288 یا 292ق/ 901 یا905م)، مورخ و محدث و نویسندۀ تاریخ واسط. اطلاع چندانی از زندگی او در دست نیست. چنانکه از شهرتش برمی‌آید، از مردم واسط و ساکن محلۀ رزازان آنجا بوده، و خانه و مسجدش نیز همانجا قرار داشته است (یاقوت، 5/ 127). در همین دوره محدث دیگری به نام احمد بن عبدالرحمان...
  • بحری |
  • بچه سقا | بَچه سَقّا، یا بچۀ سقا، بچه سقو (ح 1269-1308ق/ 1890-1929م)، لقب یک رهبر شورشی افغانستان که در 1308ش نزدیک به 9 ماه بر این کشور حکم راند. وی حبیب‌الله نام داشت و بدان‌سبب‌که پدرش عبدالرحمان، از مردم قریۀ کلکان و کوهدامن شغل سقایی داشت، او را بچه سقا می‌خواندند.
  • بجیله | بَجیله، یکی از قبایل مشهور عرب قحطانی که در صدر اسلام نقش مهمی در حوادث عراق داشت. نام این قبیله ــ که فرزدق نیز از آن در اشعار خود یاد کرده (1/ 371) ــ مآخوذ از نام بجلیه، دختر صعب‌بن سعدالعشیره است (سمعانی، 2/ 91؛ قلقشندی، 1/ 329؛ ابن اثیر، 1/ 279).
  • بجلی |
  • بجکم | بَجْکَم، ابوالحسین (ﻣﻗ 21 رجب 329ق/ 21 آوریل 941م)، معروف و ملقب به ماکانی و رائقی، سردار ترک و امیرالامرای بغداد.
  • بتول |
  • بایندر | بایَنْدُر، غلامعلی (1277-1320ش/ 1898-1941م)، دریادار و فرمانده برجستۀ نیروی دریایی ایران که به‌رغم عقب‌نشینی ارتش ایران در آغاز یورش متفقین، دلیرانه رد برابر نیروهای مهاجم انگلیسی در خرمشهر ایستادگی کرد و سرانجام از پای درآمد.
  • بایسنقر میرزا | بایْسُنْقُرْمیرْزا (799-7 جمادی‌اول 837ق/ 1397-20 دسامبر 1433م)، فرزند شاهرخ پسرتیمور امیرزادۀ نامور و همرپرور گورکانی.
  • بایقرا | بایْقَرا (795-826ق/ 1393-1423م)، شاهزادۀ تیموری و فرزند عمرشیخ میرزا پس امیرتیمور گورکان، مادرش ملِک آغا (مِلْکَت آغا) پس از درگذشت زودهنگام عمر شیخ به اشارۀ تیمور به ازدواج شاهرخ، عموی بایقرا درآمد (نوایی، 644)؛ به هنگام درگذشت تیمور، بایقرا 12ساله بوده است (شرف‌الین، 1002؛ فصیح، 3/ 153-154) و از آنجا که این...
  • بایقرا |
  • بایزید پاشا | بایَزیدْپاشا، دولتمرد و وزیراعظم عثمانی در زمان سلطان محمد اول و سلطان مرداد دوم در سدۀ 9ق/ 15م.
  • بایزید جلایری |
  • بایزید بیات | بایَزیدِ بَیات، مورخ و دولتمرد ایرانی دربار همایون‌شاه بابری در سدۀ 10ق/ 16م. از احوال او پیش از پیوستن به همایون اطلاع اندکی در دست است (مثلاً ﻧﻜ : بایزید، 244). وی نخستین بار همایون را که به شاه طهماسب صفوی پناهنده شده بود، در زنجان ملاقات کرد. این دیدار در 951ق/ 1544م در مشهد که بایزید در آنجا به تحصیل علم...
  • بایزید | بایَزید، نام دوتن از پادشاهان دولت عثمانی.
  • بایدو | بایْدو، نوادۀ هولاکو و ششمین ایلخان مغول در ایران. او که پس از سرنگون‌کردن عموزادۀ خود گیخاتو به ایلخانی رسیده بود، پس از حدود 8ماه، به دست پسر عموی دیگر خود غازان، دستگیر و کشته شد (برای شکلهای دیگر نام بایدو، نک‍‍ : ابن‌کثیر، 13/ 343، 346؛ ابن شاکر، 517؛ نویری، 27/ 406-407؛ نیز نک‍ : عزاوی، 1/ 364). پدرش طَ...
  • بایجو | بایْجو، از سرداران و فرماندهان مغول در مناطق شمال غربی ایران که مغولان را بر آناتولی و آسیای صغیر مسلط ساخت. نام بایجو در منابع اسلامی به صورتهایی چون تایچو، پاچو، بایچو و پَچو نیز آمده است (نک‍: قزوینی، 3/ 282؛ هاورت، III/ 78؛ التونیان، 38). در میان مغولان دست‌کم دو تن دیگر، هر دو از تبار چنگیز به نام بایجو ...
  • بائده، عرب |
  • بای |
  • باهله | باهِله، ازقبایل عرب عدنانی منسوب به باهله، همسر ملک بن اعصر بن سعدبن قیس‌عیلان. باهله خود دختر صعب بن سعدالعشیره از اعراب بنی مذحج قحطانی بود. وی پس از مرگ مالک بن اعصر، به همسری پسر شوهر خویش، معن بن مالک، درآمد و از او هم فرزندانی یافت. این فرزندان و دیگر پسران متعدد معن همه به دست باهله پرورش یافتند و از ا...
  • باندونگ | بانْدونْگ، سومین شهر بزرگ اندونزی (پس از جاکارتا و سورابایا) و مرکز ایالت جاوۀ غربی که به کنفرانس معروفی که در 1955م/ 1334ش در آن برگذار شده، شهرت بین‌المللی یافته است.
  • بالکان، جنگها | بالْکان، جَنْگها، عنوان دو دوره جنگ میان دولت عثمانی و کشورهای شبه‌جزیرۀ بالکان (26 شوال 1330-27 شوال 1331ق/ 8 اکتبر 1912 سپتامبر 1913م).
  • بالفور، اعلامیه | بالْفور، اِعْلامیّه، یادداشتی که آرثر جیمز بالفور وزیر امور خارجۀ انگلیس (1916-1919م) در 2 نوامبر 1917م/ 11 ابان 1296ش ذر پی مذاکرات و تلاشهای سران صهیونیسم، خطاب به روتشلید دربارۀ نظر مساعد دولت انگلستان نسبت به تشکیل یک کشور یهودی در فلسطین ارسال کرد.
  • بالطه جی | بالْطه‌جی، یا بالتاچی (به معنی تبردار)، در تشکیلات دربار عثمانی به محافظان کاهای سلطنتی اطلاق می‌شد. اینان علاوه بر نگاهبانی، خدمات گوناگون در اندرون و بیرون دربار را نیز برعهده داشتند (پاکالین، I/ 154؛ «دائرةالمعارف...»، V/ 34).
  • بالدوین |
  • بالتاچی محمد پاشا | بالْتاچیْ مُحَمَّدْ پاشا (د 1124ق/ 1712م)، صدراعظم دولت عثمانی در روزگار سلطنت احمد سوم (ﺣﮑ 1115-1143ق). وی به پاکجه مؤذن (ثریا، 4/ 208) و گوزلجه مؤذن (طیارزاده، 2/ 146) نیز مشهور است.
  • باکالیجار | باکالیجار، یا باکالیجارِ کوهی، از سپهسالاران آل زیار و امیر گرگان و طبرستان در اوایل سدۀ 5ق/ 11م. این نام در طبرستان و خراسان، به همین صورت خوانده می‌شد (ﻧﮑ: «در ابتدای...»، 17-18؛ گردیزی، 428؛ بیهقی، 345، ﺟﻤ )، اما صورت «باکالنجار» نیز در برخی از متنها ونسخه بدلها دیده می‌شود (ﻧﮑ: مرعشی، 199-201؛ خواندمیر، 2...
  • باکیخانف | باکیخانُف، عباسقلی‌آقا (1208-1263ق/ 1794-1846م)، مشهور و متخلص به «قدسی»، مورخ و یکی از بزرگان ادب قفقاز. او پیش از نفوذ روسیه در قفقاز با عنوان پاکی خانلی شناخته می‌شد (EI2, I/ 958؛ «دائرةالمعارف دیانت...»، IV/ 543؛ هیئت، سیری...، 242). پدرش میرزاخان محمدثانی، پیش از سلطۀ روسیه از خانهای باکو و قوبا (قویه) ب...
  • باقرخان | باقِرْخان (د 1335ق/ 1917م)، ملقب به «سالار ملی»، از رهبران برجستۀ انقلاب مشروطه و یار و هم‌رزم ستارخان (ﻫ م).
  • باقی |
  • باقر(ع)، امام |
  • باسماچیان | باسْماچیان، عنوان نهضتی متشکل از گروههایی از مسلمانان آسیای مرکزی بر ضد حکومت شوروی در سالهای 1335-1344ق/ 1917-1925م.
  • باشماقلق | باشْماقْلِق، یا پاشماقلق (مرکب از واژۀ «باشماق» به معنی کفش و پسوند نسبت «لق»)، اصطلاح تشکیلات دربار عثمانی مستمری و حقوق ویژۀ مادر سلطان، همسران، خواهران، دختران و نزدیکان پادشاه بود که برای تهیۀ لوازم شخصی مانند کفش، لباس و سایر احتیاجات آنها از محل درآمد املاک خالصه (خواص همایون) پرداخت می‌‌‌‌شد (جودت، 1/ ...
  • باسیان | باسیان، شهری کهن در خوزستان، نزدیک‌‌‌‌ خلیج‌‌‌‌فارس که امروزه اثری از آن بر جای مانده است. جغرافی‌‌‌‌نگران اسلامی از این محل با عنوانهای بلد، مدینه، شهرک و قریه یاد کرده‌‌‌‌اند (مسعودی، 2/ 28؛ مقدسی، 406؛ ابن حوقل، 2/ 258؛ حدودالعالم، 137؛ یاقوت، 1/ 467).
  • احمدیلیان | اَحْمَدیلیان، فرمانروایان مراغه و گاه تبریز در سدۀ 6 و اوایل سدۀ 7ق، منسوب به احمدیل کُرد روّادی.
  • اخبار مکه |
  • اخبارالدولة العباسیة | اَخبارُالدّولَة الْعَبّاسیة، عنوان اثری تاریخی از مؤلفی ناشناخته‌، احتمالاً مربوط به‌ نیمۀ نخست‌ سدۀ 4ق‌ كه‌ به‌ سبب‌ داشتن اخبار دعوت‌ عباسی‌، از اهمیت‌ بسیاری‌ برخوردار است‌. این كتاب‌ كه‌ در 1971م‌ به‌ كوشش‌ عبدالعزیز دوری‌ و عبدالجبار مطلبی در بغداد منتشر شد، بی‌گمان‌ یكی‌ از مهم‌ترین‌ نوشته‌های‌ برجای‌ما...
  • احنف بن قیس | اَحْنَفِ بْنِ قِیس‌، ابو بحر صخر بن‌ قیس‌ بن‌ معاویة بن‌ حصین‌ (د 67ق‌/ 686م‌)، از رجال‌ معروف صدر اسلام‌ كه‌ در فتح‌ ایران و وقایع‌ مهم‌ عصر خلافت‌ امام‌ علی‌(ع‌) و آغاز دولت‌ اموی‌ نقشی‌ بس‌ مهم‌ داشت‌.
  • اخبار الرسل و الملوک |
  • اخبار الدولة السلجوقیه |
  • احیضر، بنی |
  • احمدی |
  • احمد ینالتگین | اَحْمَدِ یَنالْتَگین (مق‍ 425ق/ 1034م)، سپهسالار ترک‌نژاد غزنویان در هند که در اوایل حکومت مسعود غزنوی (421-432ق) سر به شورش برداشت.

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: