مقالات

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • برهان نظم |
  • برهان محقق | بُرْهان‌مُحَقِّق‌، سید برهان‌الدین ‌محقق‌ حسینی ‌ترمذی ‌(د ح‌642ق‌ / 1244م‌)، از صوفیان‌ مشهور و از جملۀ پیران‌ مولانا جلال‌الدین‌ محمد بلخی‌. او در میان‌ مردم‌ خراسان‌ به‌ «سید سِرّدان‌» شهرت‌ داشته‌ است‌. این‌ شهرت‌ به‌ اعتبار فراست‌ و اشراف‌ برهان‌ محقق بر ضمایر و خواطر مردم بوده است (افلاكی‌، 1 / 56؛ سپهس...
  • برهان الملک | بُرْهان‌ الْمُلْك‌، سعادت‌خان‌ محمدامین‌ نیشابوری‌ (د 10 ذیحجۀ 1151ق‌ / 10مارس‌1739م‌)، پایه‌گذار سلسله نوابان‌ اوده‌ و از دولتمردان‌ قدرتمند ایرانی‌نژاد هند. وی‌ اصلاً از سادات‌ شیعی‌ مذهب‌ نیشابور بود كه‌ نسب‌ خود را به‌ امام‌ موسى كاظم‌(ع‌) می‌رسانیدند.
  • برهان قاطع | بُرْهـان‌ قاطِـع‌، از مهـم‌تریـن‌ فرهنگهـای‌ فـارسی‌، تألیف‌ محمدحسین‌ ابن‌ خلف‌ تبریزی‌، متخلص‌ به‌ برهان‌ در 1062ق‌ / 1652م‌. دربـاره مؤلف‌ دانستـه‌های‌ ما بسیـار انـدك‌ است‌.
  • برهان مآثر | بُرْهان مَآثِر، كتابی‌ دربارۀ تاریخ‌ سلاطین‌ دكن‌ به‌ زبان‌ فارسی‌، نوشتۀ سید علی بن‌ عزیزالله‌ طباطبا، مورخ‌ شیعی‌ سده‌های‌ 10 و 11ق‌ / 16 و 17م‌. نویسنده‌ پس از آنكه به‌ دستگاه‌ نظام‌ شاهیان‌ راه‌ یافت، در 1000ق‌ / 1592م به‌ امر برهان‌ نظام‌ شاه‌ دوم‌ (حك‍ 999-1003ق‌ / 1591-1595م‌)، تألیف‌ كتاب‌ برهان‌ مآثر...
  • برهان عمادشاه |
  • برهان الدین فزاری | بُرْهان الدّین‌ فَزاری‌، ابواسحاق‌ ابراهیم‌ بن‌ عبدالرحمان‌ بن‌ ابراهیم‌ (ربیع‌ الاول‌ 660 -7 جمادی‌الاول‌ 729 / فوریۀ 1262- 9 مارس‌ 1329)، فقیه‌ شافعی‌ ساكن‌ مصر. در برخی‌ منابع‌ متقدم‌ او را «ابن‌ فِركاح‌» نیز نامیده‌اند (مثلاً نك‍ : وادی‌آشی‌، 84 - 85؛ ابن‌ حجر، انباء...، 1 / 169).
  • برهان شاه |
  • برهان الدین قطب عالم | بُرْهان‌ الدّین‌ قُطْب‌ عالَم‌، ابو محمد عبدالله‌ (790-857ق‌ / 1388-1454م‌)، از عارفان‌ بزرگ سلسلۀ سهروردیه‌ در شبه‌ قاره هند. وی‌ فرزند ناصرالدین‌ محمود (قس‌: ابوالفضل‌، 3 / 178: محمد)، نواده جلال‌ الدین مخدوم‌ جهانیان‌ بخاری‌ (گجراتی‌، 2 / 16؛ غوثی‌ شطاری‌، 133؛ دهلوی‌، 167) بود و در برخی‌ منابع‌ با عنوان‌ ...
  • برهان الدین کبیر |
  • برهان الدین غربب | بُرْهان‌‌الدّین ‌غَریب‌، محمد (654- 738ق‌ / 1256-1337م‌)، فرزند ناصرالدین‌ محمود هانْسَوی‌، از صوفیان‌ و مروجان‌ طریقت‌ چشتیه‌ در دكن‌.
  • برهان الدین جانم | بُرْهان‌ الدّین‌ جانَم‌ (د 990ق‌ / 1582م‌)، شاعر و عارف‌ هندی‌ وابسته‌ به‌ طریقۀ چشتیه‌. وی‌ فرزند شمس‌العشاق‌ میران‌جی‌ (د 902ق‌ / 1497م‌) بود و در عرفان‌ هم‌ مرید او به‌ شمار می‌رفت‌ (برهان‌ الدین‌، 5). پدربرهان‌ الدین‌، در میان‌ مشایخ‌ چشتیۀ دكن‌ دارای‌ شهرت‌ بود
  • برهان الدین | ​​​​​​​بُرْهان‌الدّین، ابونصر فتح الله، وزیر و قاضی مشهور فارس در عهد امیرمبارزالدین محمد مظفری (حكـ 713-759ق / 1313- 1358م ).
  • برهان الدین احمد | بُرْهان‌‌الدّینْ اَحْمَد، دانشمند، شاعر، قاضی و از فرمانروایان‌ نامدار آسیای صغیر در سده 8ق‌ / 14م‌. وی كه به برهان‌الدین‌ سیواسی‌ یا ارزنجانی‌ نیز شهرت‌ دارد، در 745ق‌ / 1344م‌ در شهر قیصریه‌ از شهرهای آناتولی متولد شد (استرابادی، 47؛I / 1327, EI²) پدرش‌ شمس‌الدین‌ محمد و نیز نیاكانش‌ نسل‌ اندر نسل‌ در قیصری...
  • برهان خلف |
  • برهان صدیقین |
  • برهان | بُرْهان، اصطلاحی منطقی و مبحثی عمده در منطق ارسطویی كه در آثار متفكران مسلمان جایگاه مهمی داشته است.
  • برهانپوری | بُرْهانْپوری، محمد بن فضل‌الله (952- 1029 ق / 1545-1620 م)، از عارفان طریقۀ چشتیۀ برهانپور. نسب او به ابوبكر صدیق می‌رسید و چون اجدادش از جونپور بودند، با نسبت جونپوری نیز از او یاد شده است.
  • برهانپور | بُرْهانْپور، شهری كهن در ایالت مادهیا پرادش و از جایگاههای گسترش فرهنگ اسلامی در مركز و جنوب هند.
  • برهان تمانع |
  • برهان امکان و وجوب |
  • برونئی | بُرونِئی، كشوری كوچك در آسیای جنوب شرقی. عنوان رسمی آن «كشور برونئی دارالسلام1» است. این كشور با مساحت 765‘5 كمـ2، میان °4 تا °5 و ´4 عرض شمالی و °114 تا °115 و ´21 طول شرقی در ساحل دریای چین جنوبی و شمال جزیرۀ برنئو قرار دارد.
  • بروکلمان | بُروكِلْمان، كارل (جمادی‌الاول 1285-25 رمضان 1375 / سپتامبر 1868-6 مۀ 1956)، مستشرق معروف آلمانی. كامل‌ترین زندگی نامه‌ای كه از وی در دست است، همان است كه او به مناسبت
  • بروجردی | بُروجِرْدی، سید حسین طباطبایی (17 فروردین 1254-11 فروردین 1340 ش / 6 آوریل 1875-31 مارس 1961 م)، فرزند سیدعلی، فقیه نامدار و از مراجع برجستۀ امامیه در عصر حاضر.
  • بروسوی، یعقوب | بُروسَوی، یعقوب بن سید علی (د 931 ق / 1525م)، قاضی و مدرس حنفی عثمانی. در برخی منابع تاریخ وفات او 932 ق آمده است
  • بروشسکی | بُروشَسْكی، یا بوریشَسكی، بوریشْكی، زبان بروشو1ها كه بیشتر ساكنان بخشهای هُنزه و نَگِر را در دره‌های صعب‌العبور غرب سلسله جبال قره قوروم، واقع در ایالت جامو و كشمیر پاكستان، تشكیل می‌دهند
  • بروجن | بُروجِن، نام یكی از شهرستانهای استان چهارمحال وبختیاری و نام شهر مركز آن.
  • بروسه لی | بُروسه‌لی، محمدطاهر (1278-1344 ق / 1861-1925 م)، زندگی‌نامه‌نویس و كتاب‌شناس ترك در اواخر عصر عثمانی. وی در بروسه (بورسا) به دنیا آمد (كورداكول، 413؛ بانارلی، 1078).
  • بروسوی، اسماعیل |
  • بروده | بَروده، یا بارودا1، نام شهر و مركز اداری ناحیه‌ای به همین نام در شرق ایالت گجرات در غرب هند، واقع در كرانۀ رود وشوامتری2 در جنوب شرقی احمدآباد.
  • بروه |
  • برمکیان | بَرْمَكيان، عنوان برجسته‌ترين خاندان وزارت و ديوان‌سالاري در سراسر عصر خلافت عباسی كه از اوايل سده 2 ق / 8 م در صحنۀ تاريخ سياسی اسلام ظاهر شدند.
  • بروجرد | بُروجِرْد، شهر و شهرستانی‌ در شمال‌ استان‌ لرستان‌ و در باختر ایران‌.
  • بروج | بُروج، هشتاد و پنجمین سورۀ قرآن مجید، دارای 22 آیه، 109 كلمه و 458 حرف. نام مشهور سوره، بنابر یك قاعدۀ اصلی در نام‌گذاری سُوَر قرآنی (نك‍ : اندرابی، گ 49 ب ـ 50 الف) از كلمۀ پایانی نخستین آیۀ آن گرفته شده است
  • برنی | بَرَنی، ضیاءالدین (ح 684- پس از 758 ق / 1285-1357 م)، تاریخ‌نگار و نویسندۀ مسلمان هند. برنی در آثار خویش كمتر به شرح حال خود می‌پردازد و تنها در ذكر برخی از رویدادها از اعضای خاندان خود كه از دولتمردان بلندپایه بوده‌اند، نام می‌برد؛ اما میرخورد مؤلف سیر الاولیاء شرحی از احوال او به دست داده است (ص 322-323) و ...
  • برنئو | بُرْنِئو، سومین جزیرۀ بزرگ جهان پس از گرینلند و گینۀ جدید، واقع در جنوب غربی مجمع الجزایر فیلیپین و شمال جزیرۀ جاوه. حدود یك‌سوم وسعت شمالی و غربی آن به استثنای سلطان‌نشین برونئی (ه‍ م) جزو فدراسیون مالزی، و بقیۀ آن كه 70٪ وسعت جزیره را در بر می‌گیرد، كالیمانتان نامیده می‌شود و بخشی از جمهوری اندونزی است.
  • برنابا | بَرْنابا، لقب یكی از نخستین مبلغان مسیحی كه نگارش رساله و انجیلی به همین نام به او منسوب است. نام اصلی او یوسف یا یوزس1 بوده، و چنانكه در كتاب اعمال رسولان (36:4) آمده است، برنابا لقبی بود كه رسولان به او دادند و مؤلف كتاب آن را «ابن الوعظ» معنی می‌كند. عده‌ای «نابا» را برگرفته از «نِوَحَۀ» آرامی گرفته‌اند كه...
  • بروجرد، مسجد جامع | بُروجِرْد، مَسْجِدِ جامِع، یكی از كهن‌ترین مسجدهای ساخته شده در سده‌های نخستین اسلامی در ایران. مجموعۀ كنونی مسجد با عناصر بسیار پراكنده‌ای شكل گرفته كه طی چند سده در كنار یكدیگر برپا شده‌اند.
  • برمه |
  • برنو | بُرْنو، سلطان‌نشینی اسلامی در سده‌های 8 تا 13 ق / 14 تا 19 م، در بخشی از افریقای غربی. برخی این نام را برگرفته از واژۀ «باران» یا «بارام» (جمع بار) می‌دانند كه در زبان مردم صحرای افریقا به معنای «مردان» یا «جنگجویان» است
  • برنامج |
  • اخلاق | اَخْلاق‌، عنوان‌ شاخه‌ای‌ از علوم‌ انسانی‌ كه‌ در آن‌ از ارزش‌ خویها و رفتارهای‌ آدمی‌ بحث‌ می‌شود. باید دانست‌ كه‌ این‌ علم‌ نگرشی‌ تاریخی بر خویها و رفتارهای‌ انسان‌ به‌ عنوان‌ اموری‌ واقع‌، یا كوششی برای‌ كشف‌ علل‌ و عوامل‌ طبیعی‌ آنها نیست‌، بلكه‌ مطالعۀ آنهاست‌ از این‌ حیث‌ كه‌ هریك‌ در نظام‌ ارزشی‌ معین...
  • اخطل | اَخْطَل‌، غیاث بن‌ غوث‌ (و نیز غویث‌ بن‌ مغیث‌) بن‌ صلت‌ تغلبی (د ح‌ 92ق‌/ 711م‌)، شاعر عصر اموی‌. مداینی نیای وی را سلمة بن‌ طارقه‌، از دلاوران‌ معاصر نعمان‌ بن‌ منذر دانسته‌ است‌ (نك‍ : ابوالفرج‌، 8/ 280؛ كوسن‌ دوپرسوال‌، 292).
  • اختیار منشی | اِخْتیارِ مُنْشی‌، خواجه‌ اختیار بن علی‌ گنابادی‌ منشی‌، نامدارترین‌ خوشنویس‌ قلم‌ تعلیق‌ ایران‌ (زنده‌ در 970ق‌/ 1563م‌).
  • اختلاف الفقها | اِخْتِلافُ الْفُقَها، عنوان‌ شاخه‌ای از علم‌ فقه‌ كه‌ در آن‌ به‌ مقایسۀ آراء فقیهان‌ پرداخته‌ می‌شود. در سخن‌ از پیشینۀ اختلاف‌ الفقها، باید سرآغاز آن‌ را با پیدایش‌ رأی و نظر در فقه‌ همزمان‌ دانست‌. برپایۀ اشارات‌ موجود در منابع‌، پاره‌ای از موضوعات‌ فقهی وجود داشته‌ كه‌ میان‌ صحابه‌ مورد بحث‌ و اختلاف‌ نظر ...
  • اخسیکت | اَخْسیكَت‌، نام‌ یكی از شهرهای ماوراءالنهر در منطقۀ فرغانه‌ كه‌ روزگاری مركز آنجا بود و اكنون‌ ویرانه‌هایی از آن‌ برجاست‌.
  • اخفش | اَخْفَش‌، نام‌ چندین‌ تن‌ از نحویان‌ كه‌ معروف‌ترین‌ آنان‌ ابوالحسن‌ سعید بن مَسعدۀ مُجاشعی‌ (د ح‌ 215ق‌/ 830م‌)، معروف‌ به‌ اخفش‌ اوسط، نحوی‌ و ادیب‌ بصری‌ است‌. وی‌ از موالی‌ قبیلۀ مجاشع‌ بن‌ دارِم‌ بوده‌، و نسبت‌ مجاشعی‌ وی‌ به‌ همین‌ سبب‌ است‌ (نك‍ : سیرافی‌، 50؛ زبیدی‌، 72؛ مفضل‌، 85). برخی‌ نویسندگان‌ ك...
  • اخلاط اربعه | اَخْلاطِ اَرْبَعه‌، اصطلاحی‌ در پزشكی‌. بر پایۀ طبیعیات‌ كهن‌ یونان‌، بدن‌ انسان و دیگر جنبندگان‌ خون‌دار، شامل‌ 4 نوع‌ مایع‌، یعنی‌ خون‌، بلغم‌، صفرا و سوداست‌ . هریك‌ از این‌ مایعات‌، آمیزه‌ خوانده‌ می‌شد و در ترجمۀ عربی‌ آن‌را خلط نامیدند (جالینوس‌، 117- 119). گرچه‌ این نظریه‌ به‌ بقراط نسبت‌ داده‌ می‌شود ...
  • اخلاص | اِخْلاص‌، نام‌ صد و دوازدهمین‌ سورۀ قرآن‌ مجید. این‌ سوره‌ دارای‌ 5 آیه‌، 11 كلمه‌ و 47 حرف‌ است‌.
  • اخرید | اُخْرید، شهر و دریاچه‌ای در جمهوری مقدونیه‌، جنوب‌ یوگسلاوی سابق‌ و شرق‌ جمهوری آلبانی‌. از اخرید در مآخذ سدۀ 3ق‌م‌ با نام‌ یونانی لوخنیدُس‌ و لاتینی لیخنیدوس‌ یاد شده‌ است‌ (پاولی‌، XXVI/ 2111؛ BSE2, XXXI/ 480؛ خوری‌، 360). پولیبیوس‌ این‌ نام‌ را به‌صورت لوخْنیدا (لیخنیدوس) (VI/ 332-333) و لیخنیس (V/ 193) و ...

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: