درخشش سفالینه های منطقه فراموش شده ایران در موزه های جهان کاغذ کنان یکی از بخش های سه گانه شهرستان میانه در استان آذربایجان شرقی است. که زمانی دارای اهمیت فراوان و رونق اقتصادی و فرهنگی بوده تا بدانجا که هنوز هم سفالینه های بدست آمده از حفاری های این منطقه در موزه های بزرگ جهان همچون موزه لوور پاریس به نمایش گذاشته شده است؛ اثاری که تصاویر آنها در کتاب کاغذ کنان در گذر تاریخ منتشر شده است.
با تلاش واحد ثبت آثار اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمانشاه بازی های محلی زوران و پلان، شاهنامه خوانی کردی و دانش بومی واحدهای سنجش به عنوان میراث ناملموس به ثبت ملی رسید. به گزارش روابط عمومی اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمانشاه، علی فعله گری با اعلام این خبر اظهار داشت: در جلسه اخیر کمیته ثبت آثار کشور پرونده چهار اثر استان کرمانشاه به عنوان میراث ناملموس به ثبت ملی رسید.
در حالی که نزدیک به چهار سال از درگذشت یکی از اسطورههای سهتارنوازی ایران میگذرد، آثار این هنرمند همچنان خاک میخورد. جلال ذوالفنون که خیلیها او را با آثاری مانند «گل صدبرگ» و «آتش در نیستان» میشناسند، مدتهاست از دنیا رفته، اما آثار منتشرنشدهی زیادی از او باقی مانده است و گویا تهیهکنندگان در حوزه موسیقی تمایل و انگیزهای برای انتشار آنها ندارند. مدیر برنامههای زندهیاد ذوالفنون در اینباره توضیح داد: کارهای منتشرنشدهای از استاد ذوالفنون وجود دارد که برای انتشار آنها به منابع مالی نیاز است. من چندبار درخواست برگزاری جلسه با آقای مرادخانی - معاون امور هنری وزارت ارشاد - را دادهام، اما هربار از دفتر او، برخوردهایی غیرفرهنگی دیدهام. تقریبا هرماه برای دیدار با ایشان درخواست دادهام، اما موفق به انجام این کار نشدهام.
گمانهزنی به منظور تعیین عرصه و پیشنهاد حریم «گورستان پارتی» طاق بستان کرمانشاه با هدف جلوگیری از تخریب محوطه به کشف آثاری از دوره مفرغ میانی و جدید، عصر آهن سه و دوره اشکانی انجامید. سجاد علی بیگی، سرپرست این هیأت گمانهزنی با اعلام این خبر افزود: بر اساس نتایج گمانهزنی محوطه 200 متر طول و 100 متر عرض و مساحتی به اندازه دو هکتار دارد و کشف چند نمونه تیغه سنگی و سنگ مادرهای فشنگی شکل ممکن است حاکی از این باشد که این محدوده دارای آثاری از دوره نوسنگی نیز هست.
نباید فرزندانمان را وابداریم با نیاکانمان صحبت کنند، باید نیاکانمان را وابداریم با فرزندانمان حرف بزنند مسعود رفیعیطالقانی: روزگذشته بخش نخست از گفتوگو با دکتر علی فردوسی مدیر دپارتمان تاریخ دانشگاه نوتردام را درباره مسأله هویتگرایی در خاورمیانه و ایران و بحرانهایی که ما در پیامد این مسأله با آنها دست در گریبانیم، خواندید. بخشی که بیشتر پیرامون تعاریف از هویت، چیستی و کیستی ما گذشت و در پرسش پایانی به مسأله ایران و ایرانیان رسید. امروز اما در بخشدوم این گفتوگو بهطور مشخص به مسأله ایران، هویت، چیستی و کیستی در ایران پرداختهایم. آقای فردوسی در این گفتوگو چندان با متانت و صبوری به پرسشهای پرتعداد این قلم پاسخ گفته است که خواننده علاقهمند با خواندن متن، به صحت این موضوع پیخواهد برد. مسأله فردوسی در این گفتوگو رهایی انسان از هر قیدوبندی است که در نهایت، صلح و آرامش و امنیت وی را به مخاطره میاندازد، هرچند رسیدن به این سخن در حرفهای این استاد تاریخ، از مسیری علمی و دقیق میگذرد که رویکردی اساسا اثباتی دارد.
بابك راحتي، نوازنده تار ازجمله شاگردان نامآشناي استاد داريوش طلايي است. او سالهاي زيادي در كلاسهاي طلايي حضور داشته و از همين رهگذر شيوه نوازندگي طلايي را نيكتر از بسياري از نوازندگان و آهنگسازان ميشناسد. روزنامه شهروند در گفتوگو با راحتي، نظرات او را درباره نگاه استادش به موسيقي ايراني و بداههنوازي در موسيقي ايراني جويا شده و در ادامه به تاثيرات آكادميك اين نوع نگاه پرداخته است.
طلایی: شهنازی دنیای دیگری به سمت من گشود سامان آسمانی: تار ایرانی در طول این سالها بزرگانی همچون استادان جلیل شهناز، محمدرضا لطفی و فریدون حافظی را از دست داد. با این وجود اساتید بنامی همچون داریوش طلایی، حسین علیزاده و دیگران در حوزه تدریس و اجرا كارهایی را انجام دادهاند كه موسیقی ایرانی را سرپا نگه داشته است. داریوش طلایی برخلاف علیزاده اما در صحنه اجرای فعالیت چندانی ندارد و بیشتر وقت خود را روی كارهای پژوهشی، تدریس و تالیف گذاشته است. «شهروند» در این صفحه به بخش كوچكی از تلاشهای طلایی پرداخته است. صحبت كردن با داریوش طلایی یكی از كارهایی است كه میتواند ما را به شناخت دیدگاههای او درباره موسیقی ایرانی نزدیكتر كند. شرح این گفتوگو در ادامه مطلب آمده است:
انتشار تعدادی از نامههای شاملو به آیدا جهان ذهنی و زندگی شاعران و نویسندگان از آن دست موضوعاتی است که میتواند به درک بهتر آثار آنها کمک کند و برای رسیدن به این شناخت، نامهها، روزنوشتها، خاطرات و... نویسندگان و شاعران منابعیاند که میتوان با رجوع به آنها پشت صحنه خلق آثار را دید. نامههای متعدد فلوبر از نمونههای مشهوری است که تاکنون بررسیهای زیادی درباره آنها انجام شده و بسیاری از ایدههایی که فلوبر هنگام نوشتن رمانهایش داشته به واسطه این نامهها کشف شده است. همچنین نامههایی که کافکا نوشته نیز منبع بسیاری از پژوهشهایی بودهاند که تاکنون درباره داستانهای او صورت گرفتهاند.
تأملی بر شعرهای آخرِ شاملو در آستانه سالمرگش «جهان اگر زیباست مجیز حضور مرا میگوید»١ زیبایی در جهان به ماه تشبیه میشود، درحالیکه ماه با گردیدن به دور زمین مجیز زمین را میگوید. به نظر شاملو تنها انسان زیباست و زیبایی جهان بهخاطر حضور اوست. انسان شاملویی همچون خورشیدی است که در مرکز هستی قرار گرفته و به جهان پیرامون خود روشنایی میدهد و از اینرو زمین، سیارات و جهان را مجیزگوی خود میکند.
یادی از احمد شاملو در آستانه سالمرگش از کارهای شاعر شهیر ما، احمد شاملو، «مردی که خلاصه خودش بود»، شاعری که روزنامهنگار و منتقد بود و فیلمنامه و داستان مینوشت و ترجمه هم میکرد، یکی هم شعر و قصهنوشتن برای بچهها بود. از مجموعه آثار شاملو در این حوزه سه کتابِ «خروس زری پیرهن پری»، «قصه هفت کلاغون» و «ملکه سایهها» چندی پیش در قالب مجموعه «کودکانههای بامداد» از سوی نشر چشمه منتشر شده است.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید