تایماز افسری نیما دقیقا در دورهای كه شاعران مشروطه با زبان و فرم كهن از دغدغههای روز میگفتند، با زبان خراسانی شعر میگوید، اما بعد از مشروطه نیما كه در مدرسه سنت لویی فرانسویها در تهران درس خوانده، متاثر از شاعران رمانتیك و سمبلیك فرانسه افسانه را میسراید كه در آن وزنهای عروضی را تغییر میدهد؛... نیما پای تاریخ را به شعر باز میكند كه فهم آن مستلزم بررسی شعر رمانتیكهای فرانسوی است.
ابونصر فارابی پدر فلسفه در جهان اسلام محسوب می شود، فیلسوفی اخلاق مدار که با الهام از حکمت یونان و بهره بردن از اندیشه های والای خویش، پایه گذار نظام فلسفی نوین و راهگشای فیلسوفان پس از خود شد.
همیشه با دوست و به یاد دوست بود. در بیمارستان شنید که مریضم. با وضع بحرانی و نزاری که داشت و با اختاپوس سرطان دست و پنجه نرم می کرد، با من تماس گرفت و به گفت و گو پرداخت. با آوایی سخن می گفت که گویی از بُن چاه فرامی آمد. با این همه، احساسی نیرومند و امیدوار به زندگی و دوام آن نشان می داد. می کوشید که از خود تصویری خوب و زیبا در ذهن بگذارد. وضع و حالش را خوب و دور از نگرانی می نمود. می گفت به دماوند خواهد رفت و در هوای پاکیزۀ آنجا مدتی خواهد ماند. نوید می داد که بزودی به زندگی عادی روزانه باز خواهد گشت
آنتیگونه عدالتی که ارسطو در اخلاق نیکوماخوس مطرح میکند در ارتباطی تنگاتنگ با دو مقولهی «فضیلت» و «قانون» قرار میگیرد. در اخلاق نیکوماخوس ارسطو از «تبعیت از قانون موضوعه و احترام به برابری» و «فضیلت کامل» سخن میگوید؛ این در حالی است که در تراژدیِ آنتیگونه، عدالت در ارتباط با دو نوع قانون که در تقابل با یکدیگر قرار دارند مطرح میشود، به این معنی که کرئن عدالت را تبعیت از «قانون موضوعه پادشاه» میداند، ولی آنتیگونه عدالت را «تبعیت از قانون خدایان» میداند.
مسلم نوروز زاده: جوامع عشایری به خاطر نوع زندگی خود که به صورت کوچ و استقرار بوده، از خود اتکایی اقتصادی وفناوری بیشتری برخوردار بودهاند که این وضعیت از جهاتی عقب افتادگی ومحرومیت آنان دراستفاده از دستاوردهای تمدن بشری را به همراه داشته است. درمواردی نیز این شرایط موجب شکوفایی خلاقیتهای هنری وفناوری عشایر درمقابله با شرایط سخت زندگی بوده است.
مولانا جلالالدین بلخی در دفتر ششم مثنوی میسراید «آدمی فربه شود از راه گوش.» اما آیا به راستی همه آنچه انسان از راه گوش فرا میگیرد او را فربه میكند و بر معرفت او میافزاید یا تنها تورمی بیمارگونه فراهم میسازد و ذهنیت او را به باورهایی ناموجه و ناصحیح مشوب میكند؟ این روزها البته منابع اطلاعاتی انسان بارها فراتر از گوش است، به ویژه منابع اطلاعاتی كه اینترنت در اختیار بشر نو گذاشته موجب شده كه هر لحظه و در هر مكان در معرض بستههای متنوع اطلاعاتی قرار گیرد، اما آیا این اخبار و دادههایی كه در شبكههای متنوع اجتماعی دست به دست میشوند، تا چه میزان صادقند و میتوانند جنبه معرفتی داشته باشند؟ برچه اساسی میتوانیم به این اطلاعات اعتماد كنیم و چه مبنایی برای اطمینان در دست داریم؟
قریب دو ماه از وفات استاد والامقام ارجمند، فرشتة مجسّم به صورت آدمی، آن دانشمند وارستة فروتن نجیب، ذریّه پاک حضرت زهرای اطهر سلامالله علیها، دکتر سید ابوالحسن جلیلی رحمهالله علیه میگذرد. او عالم فاضلی بود که به تعبیر حضرت حکیم سنائی: علم کز تو تو را بنستاندر جهل از آن علم بهْ بود صد بار؛ علم او و فلسفه وافی محققانة او، او را از خودش و از «من و ما» گفتن و مبالغه کردن دربارة آنچه از فلسفه و عرفان و نیز ادب هر سه زبان عربی و فارسی و فرانسه میدانست، بهکلی گرفته و ستانده بود.
حال فلسفه در ایران دستكم در دانشگاهها خوب نیست. این را لازم نیست كسی بگوید، شواهد و مدارك اظهرمنالشمس است، ماجرای انتحالهای گسترده چند استاد درجه یك دانشگاه در سال گذشته تنها یكی از شواهد است. اینكه در ایران آثار فلسفی تولیدی، نوشته و منتشر نمیشوند و كل ماجرا به ترجمه خلاصه شده است، اینكه فارغالتحصیلان فلسفه با معضل بیكاری مواجهند، اینكه میان مباحث فلسفی انتزاعی در دانشگاهها با آنچه در جامعه رخ میدهد هیچ ربط و نسبتی برقرار نمیشود، اینكه در ژورنالهای بینالمللی فلسفی یا در دایر\المعارفهای معتبر فلسفی حتی وقتی به مباحث فلسفه اسلامی برمیخوریم، نشانی از ایرانیان نیست، به خوبی نشاندهنده وضع اسفبار فلسفه در ایران هستند. امسال در سال روز جهانی فلسفه انجمن علمی دانشجویی دانشجویان فلسفه دانشگاه تهران با همكاری جهاد دانشگاهی كوشیدند به این پرسشها پاسخ دهند.
بیهق نام دیرینه بخشی از خراسان بوده است که شهر بزرگ آن اکنون سبزوار است. ابوالفضل محمدبن حسین بیهقی نویسنده توانا و تاریخنگار فرزانه ایران از این سرزمین دانشمندپرور برخاسته است. همشهری این مورخ نامی، ابوالحسن علی بنزید بیهقی در «تاریخ بیهق» که در نیمه دوم قرن ششم تألیف شده و با تصحیح و تعلیقات مرحوم احمد بهمنیار استاد فقید بزرگوار در سال ۱۳۱۷ش به چاپ رسیده است، درباره بیهقی چنین مینگارد: «او دبیر سلطان محمود بود به نیابت ابونصر بن مشکان، و دبیر سلطان محمد بن محمود بود و دبیر سلطان مسعود، آنگاه دبیرسلطان مودود، آنگاه دبیر سلطان فرخزاد. چون مدت مملکت سلطان فرخزاد منقطع شد، انزوا اختیار کرد و به تصانیف مشغول گشت.
در اواخر دوران ساسانیان ، شیرازه سلطنت بهعلت اختلافات داخلی و اقدامات ظالمانه شیرویه و در فشار قرار گرفتن طبقه زیردست و ناراضی شدن مردم ، درحال از هم پاشیدن بود. چون نسل ذكور ساسانی از بین برده شده بودو تنها یزدگردسوم با نام خسرو بهطور ناشناس در آنجا زندگی میكرد، لذا به راهنمایی موبدان و سران لشكری كشوری به مدائن آورده شدو وی را بهعنوان شاهنشاه به تخت نشاندند. یزدگرددر مدت 20 سال سلطنت خویش ، چندان موفق بهاصلاح امور كشوری كه در اثر جنگهای پی در پی با رومیان خزانهاش تهی شده بود، نشدو از طرفی قدرتطلبی، محرومیت و تبعیضهایی كه بهوسیله سیاستمداران وقت اعمال شده بودموجودیتش را بهخطر انداخت.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید