محمدعلی بهمنی در آئین رونمایی از کتاب خوشنویسی اشعارش گفت: من بدخط ترین شاعر جهان هستم ولی می بینم که خوشنویسان اشعار من را به زیبایی نوشته اند و چقدر شرمنده هستم که نتوانستم خوشنویس شوم.
میرجلالالدین کزازی در مراسم رونمایی از کتاب سخنگوی گلستان فارسی، این زبان را گرانمایهترین هدیه ایرانیان به جهانیان برشمرد.
اومبرتو اکو متفکری با شهرت جهانی است. فیلسوف، تاریخدان، منتقد ادبی و داستاننویسی که اواخر سال گذشته در سن ٨٤سالگی درگذشت. رمانهای «نام گل سرخ» و «آونگ فوکو» نوشته او جزء پرفروشترین کتابها در تمام دنیا بودهاند. مقاله زیر که نظرات اکو درباره شکل سواد و تحول در شیوه یادگیری دانش در دنیای کنونی و آینده را مطرح میکند، فصلی از کتاب «تأخیر در روز موعود» (Apocalypse Postponed) است که ترجمه انگلیسی آن در سال ١٩٩٤ با ویراستاری رابرت لوملی (Robert Lumley) توسط انتشارات دانشگاه ایندیانا به چاپ رسید.
بحث چرخش یا بازگشت به رئالیسم در فلسفه قارهای را مشخصا با تاكید كوئنتین میسو (Quentin Meillassoux) فیلسوف معاصر فرانسوی (متولد ١٩٦٧) پی خواهم گرفت. میسو شاگرد آلن بدیو و شخصیتی آكادمیك است و تاكنون دیدگاه سیاسی مشخصی ارایه نكرده است. او به معنای دقیق كلمه فیلسوفی در آكادمی با مسائل (problems) مشخص فلسفی است و با مفاهیم عمده فلسفه نیز سر و كار دارد. همین امر سبب میشود میسو تنها یكگرایش (trend) یا مد(fashion) فلسفی جدید نباشد. او در كتاب «پس از پایان: مقالاتی درباره ضرورت امكان»(After Finitude: An Essay On The Necessity Of Contingency)به درگیری با فیلسوفان پیش از خودش میپردازد و این مباحث چنان جذاب است كه گویی میسو در قرن هفدهم با دكارت و سایر ریاضیدانان زمان خودش بحث میكند.
شكی نیست كه وضعیت فلسفه در نظام آموزشی ما اسفبار است؛ نكتهای كه مراد فرهادپور بحث خود را با آن آغاز میكند. این البته ربطی به وضعیت فلسفه در سایر جاها ندارد. معضل اساسیتری كه در گفتار پیش رو فرهادپور به آن اشاره میكند، بحرانی است كه از یك سو ناشی از قدرت گرفتن علم و گفتار علمی (scientific) است؛ امری كه موجب شده فلسفه تا سرحد خادم علم و توضیحدهنده پسینی روند علمی تقلیل پیدا كند و از ادعای اساسیاش در جستوجوی حقیقتی عام و مطلق دست بكشد، از سوی دیگر مواجهه عوامانه و كلی با فلسفه مورد بحث است؛ امری كه یك سوی آن سادهسازیهای خام از مسائل فلسفی و فروكاستن آن به اطلاعاتی مبهم و بیمعناست و سوی دیگرش تحقیر فلسفه به عنوان سخنانی مبهم و پیچیده و بیفایده است.
چرا این اختلاف اساسی است و تأثیرات آن چیست؟ فعل یونانی معادل «نظریهپردازی» در اصل به معنی «مشاهده کردن» بود. این بدان معناست که ما در مقام شاهد چیزها، بخشی از آنها نیستیم. نه چیزی از آنها میخواهیم و نه انتظار داریم. فقط «از دور» شاهد آنهاییم به امید آنکه معنایی از آنها استخراج کنیم. ما که تنها آرزومند درک آنهاییم، بدون هیچ هدف عملی برای تحقق آن از طریق درک آنها (مانند کسب درآمد، دستیابی به شهرت یا فراگیری مهارت)، اساساً در قبال چیزی که مشاهده میکنیم، بیطرفیم (هر چقدر هم که شیفتهاش باشیم) و در قبال نتایج مشاهداتمان نیز بیطرفیم، جز آنکه درک ما تا چه حد کافی یا درست است؛ مثلاً ممکن است کسی در یک کنسرت موسیقی پاپ تنها به عنوان «ناظر» شرکت کند و بخواهد بفهمد چه اتفاقی در آن میافتد. انسان برای لذتبردن از کنسرت، یا به دلیل شیفتگی به یکی از اعضای گروه پاپ و یا به دلیل انگیزهای خودخواهانه به آنجا نمیرود.
ز فکر تفرقه باز آی، تا شوی مجموعر به حکم آنکه چو شد اهرمن، سروش آمد. اینجا هم با بازی ترجمهها و اینهمانیها سروکار داریم، که این بار بهتر است به مثابه یک دستگاه تناسبی به آن بنگریم. بدیهی است که بیت چهار متغیّر دارد که میان آنها تناسبهایی در کار است: تفرقه، مجموع (در مصرع اول) و اهرمن و سروش (در مصرع دوم). یک تناسب دیگر هم داریم میان فکر در مصرع اول و حکم در مصرع دوم.
نشست نقد و بررسی کتاب «خاورشناسان و ابنعباس؛ تحلیل انتقادی دیدگاه خاورشناسان درباره آثار تفسیری منصوب به ابنعباس» از سوی گروه مطالعات قرآنی خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار میشود. این کتاب توسط نصرت نیلساز، عضو هیاتعلمی گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه تربیت مدرس، تالیف و در بخش دین و در گروه علوم قرآنی سیوسومین جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران شایسته تقدیر شناخته شده است.
کتاب «آگاهی و خودآگاهی در پدیدارشناسی روح هگل» اولین بار سال 1390 از سوی انتشارات روزبهان روانه بازار نشر شد. اما اکنون پس از حدود پنج سال، چاپ دوم این کتاب منتشر شده است؛ اتفاقی که خود میتواند نگاهها را دوباره به سمت سنت فلسفه آلمانی و بهخصوص هگل بازگرداند. مهمترین تغییری که در چاپ تازه «آگاهی و خودآگاهی در پدیدارشناسی روح هگل» انجام شده، مقدمهای است که اردبیلی بر کتاب نوشته است و به این نکته اشاره میکند که نگارش این کتاب محصول هشت سال پیش است. محمدمهدی اردبیلی، مدرس دانشگاه، پژوهشگر، نویسنده و مترجم حوزه فلسفه در این گفتوگو با بیان مطالبی درباره چاپ تازه «آگاهی و خودآگاهی در پدیدارشناسی روح هگل»، درباره سنت فلسفه آلمانی و کتاب تازهای که از او منتشر خواهد شد نیز بحث کرده است.
درک مبرهنی از مفاهیمی نظیر «سنت» و «سنتگرایی» در ایران وجود ندارد. در غیبت تعریف و تبیین روشنی از اینگونه مفاهیم، گاهی سنتگرایی معادل کنار گذاشتن «خودرو» و استفاده از «خر» ارزیابی میشود و گاه دیگر بهرهنبردن از فناوریهای نوین در امر پزشکی و پناه بردن به دستورات شیخالرئیس ادلهای بر پایبندی به سنت تحلیل میشود.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید